🌑 بسم الله الرحمن الرحیم 🌑

🌻سال حمایت از کالای ایرانی🌻

🌑 بسم الله الرحمن الرحیم 🌑

🌻سال حمایت از کالای ایرانی🌻

🌑 بسم الله الرحمن الرحیم 🌑

مهندس علی باقری کاکش
متولد 10/2/1996 مسجدسلیمان
کارشناس مهندسی شیمی* عضو انجمن مهند سان شیمی ایران *عضو انجمن دوستداران محیط زیست* خبرنگار خبرگزاری ایکنا *عضو انجمن پژوهش های نیروی انتظامی*عضو سازمان هلال احمر *مدرس اقتصاد مقاومتی*مدیریت جهادی

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان
آخرین نظرات

۴۱ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

تقسیمات و ساختار ایلی بختیاری (متن اصلاح می شود…)

قوم بختیاری، بزرگترین قوم ایرانی و آریایی در ایران است. این قوم اگرچه در گذشته بیشتر به دلایل سیاسی و اجتماعی و زندگی عشایری بخشی از آنان، ایل نامیده می شد اما در واقع با وجود عظمت و گستردگی این قوم، واژه ایل برای آن کافی نیست. بختیاری ها همگام با زندگی عشایری ، یکجا نشینی و شهرنشینی هم داشته اند.

قوم بختیاری از چند ایل تشکیل شده و به دوشاخه بزرگ، دهها باب، صدها طایفه، و هزاران تیره و تش و مال تقسیم می شود. مورخان از جمله پروفسور گارثویت، بختیاری را کنفدراسیون ایلی نامیده اند.. بختیاری فراتر از ایل و قبیله است و محدود به طوایف شناخته شده و ثبت شده نیست. افرادی که جزء طوایف شناخته شده نیستند اما قرن ها و سالها در سرزمین بختیاری شکل گرفتند یا با فرهنگ بختیاری رشد یافتند نیز از بختیاری محسوب می شوند.

bakhtiari 1

ساختار عشایری و ایلی این قوم را به شرح زیر تقسیم بندی کرده اند:

ایل بخیتاری به دو شاخه بزرگ هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم می گردد. هر کدام از این شاخه ها جداگانه به چند باب یا طایفه بزرگ تقسیم می گردند و سپس هر طایفه خود به تیره های متعدد، هر تیره به چند “تش ” و هر تش به چند “کربو” و هر کربو به چند خانوار تقسیم می گردد.

ایل – شاخه ـ باب(طایفه) – تیره – تش – کُربَو (اولاد) – خانوار( مال)

واحد مسکونی خانوار عشایری سیاه چادر و چند خانوار که در کنار هم در سیاه چادرها زندگی می کنند یک «مال» را تشکیل می دهند، سیاه چادرها را «بهون» نیر می نامند در گذشته بختیاری چهارلنگ به پنچ طایفه بزرگ و امروزه آنها رو به چهار طایفه بزرگ تقسیم نموده اند ولی تقسیم بندی در مورد هفت لنگ حداقل در سالهای اخیر ثابت و آنها رو به چهار باب تقسیم نموده اند.

طایفه را معادل باب در نظر گرفته بودند هفت لنگ بختیاری مشتمل بر چهار طایفه بزرگ ، دورکی دینارانی ، بابادی ، و بختیاروند (بهداروند) می باشد. باب پسوندی است که مفهوم پیوستگی و همبستگی طایفه ها رو می رساند و یاد آور دورانی است که قدرت مرکزی ضعیف و قدرتهای محلی نیرومند بوده اند سرزمین بختیاری که توسط کوهها و رودهای متعددی به مناطق کوچکتری تقسیم می شوند.

تیره: هر طایفه از چند تیره بزرگ و کوچک تشکیل می شود که از همبستگی بیشتری برخوردار هستند

تش : درطوایف مختلف بختیاری هر تیره به چند تش تقسیم می گردد. تش واحدی است ذهنی چون در یک لحظه زمانی شاخه های مختلف آن که به اولاد شهرت دارند قابل رویت نیستند سرپرستی هر تش را فرد کاردان و فعال از همان تش بعهده دارد که به ریش سفید مشهور است معمولا ریش سفیدان افراد پخته و کاردانی هستند که از طرفی رتق و فتق امور اجتماعی تش بعهده آنهاست واز طرف دیگر رابطی هستند بین کدخدایان و کلانتران و اجرای امور سیاسی تش .خانوارهای یک تش همه باهم خویشاوند نزدیک و دارای نیای مشترک نیز می باشند .

اولاد : در تقسیمات سنتی در عشایر بختیاری هر تش به چند اولادتقسیم می گردد که بدان “کربو” (پسروپدر) نیز می نامند هر اولاد از حدود دهها خانوار تشکیل می گردد و بطور متوسط هر خانواری داری یک بهون (سیاه چادر) است که واحد مسکونی عشایر بحساب می آید.هر اولادی دارای ریش سفیدی است که از بین مردان کاردان همان اولاد می باشد.در جوامع سنتی ایلی معمولا تمامی ساکنین دهی از یک اولاد می باشند و امکان دارد عده ای بعنوان “وابسته” در کنار آنها با اجازه آنها و برای آنها فعالیت نموده و سالها زندگی وابسته خود را ادامه دهند.

مال : از نظر ساخت سنتی اولاد آخرین رده تقسیم ایلی در عشایر بختیاری است که اجزاء آن به خانوار می رسد.

عشایر مرکزی ایران تالیف دکتر جواد صفی نژاد

ایل شامل:

۱- شاخه ـــــ شاخه

۲- باب ـــــ باب

۳- طایفه – طایفه

۴- تیره – تیره

۵- تش – تش

۶- اولاد – اولاد

۷- کربو – کربو

ساختار کلی قوم بختیاری

ایل بختیاری به دو شعبه بزرگ تقسیم می گردند که عبارتند از:

۱- شاخه هفت لنگ بختیاری ۲- شاخه چهارلنگ بختیاری

هفت لنگ منشعب ازایلات ذیل شکل یافته است .

۱- بابادی باب ۲- دورکی باب ۳- بهداروند باب ۴ – دیناران باب

چهار لنگ منشعب از ایلات ذیل شکل یافته است .

۱- محمود صالح ۲- کیارسی(کیان ارسی) ۳ – ممیوند(مومی وند) ۴- زلقی (زلکی) ۵- موگوئی

بابادی: ازطوایف ذیل تشکیل شده است. ۱- عالی انور ۲- عکاشه ۳- مالملی ۴- شهنی ۵- برجوئی ۶- گمار ۷- نصیر ۸- مدملیل ۹-گله ۱۰- پیبدنی ۱۱- احمد مهمدی ۱۲- شیخ رباط ۱۳- خواجه ۱۴- چهاربری ۱۵- عالی محمودی ۱۶ نوروزی ۱۷- سرقلی ۱۸-بویری ۱۹ – مشایخ البرز ……..

طایفه بابادی عالی انور: از شعب یاتیره های زیر شکل گرفته که به معرفی خانواده های هرکدام اشاره مینمائیم:

۱-اولاد : (شامل اولاد فرامرزخان اولاد خسروخان و اولاد جهانگیرخان)

۲- حاجیور: غیبی –محمدحسین –بدر- نجف- محمد یوسف

۳- احمد سمالی: احمد – سلیمان- جاور- علی اودولی- احمد سه ره –تازی

۴- جلیل : فرهادی روزبهان – خسروی

۵- تقی عبداللهی: میربابادی(مهربابادی)- مهریپور- حبیبی –امانی -گودرزی

۶- میرقائد: سراج الدین – دهدار(شیخ باباروزبهان )–خوشنوی-دوستعلی-رکان- رضائی(عبدالعلی قائد خسروی بختیاری نویسنده بختیاری ازاین خانواده می باشد.

۷- لک : عسکروند – بهاروند- ساتیار وند

۸- آرپناهی : کییدی – رکیدی – بیر – پیرتازه ای – داود کولی – خدادادوند

محل سکونت طایفه عالی انور سردسیرات در:چم در-قلعه تک –خسروآب-چلگرد-سرخ کوه-سوراخ گرلگ-ده نو-گره کوشک-نیاکان- میان دودان- دارکان –شیخ عالی خون-آب بختان-سورآب- که در منطقه چهار محال وبختیاری می باشند. … گرمسیرات طایفه عالی انور در: چلبار-خراج- صلواتی- جازستون شه- آبژدان-خارکله- بدر آباد-ندیدونه- سرکمری-دره بوری-سرشاه- طراز حرکش-آب فی یک-هرتی- آرپناه – گریوه –انبار اسپید –سکونت دارند که در خوزستان میباشند.

طایفه گله: گله بالا -اولادحسین- اولادسهراب-اولاد خواجه قولی- اولاد نصیر- تیره کلهر-تمبرسنی- باقروند-شهوند-جمال وند-خونیار-لیرآیی

طایفه پیبدنی : شلگو – سلجوقی – عبدالله خان – ریه دان –

طایفه احمدمهمدی:

طایفه شیخ رباط : اسدی- بهزادی –علایی –ولی وند – بارانی – بادآورد – ویسی –

طایفه خواجه :………………….. طایفه چهار بری :………………….

بابادی عکاشه : از تیره ها و ملحقات زیر شکل گرفته اند که محل سکونت اکثریت اینان در بخش خانمیرزا از شهرستان لردگان می باشند:

-تیره خدر : اولاد اسکندر خان عکاشه – تیره موئی- تیره کلا –تیره آلونی –تیره شهروئی –تیره کربلائی حسن – تیره کوشکی – تیره دینار عالی

ملحقات تیره های فوق عبارتند از : جاوی – میرزاوند –کاشهوئی –کیدونکی – که محل سکونت آنان در دوراهان ،گرد بیشه ، تا منطقه خانمیرزا میباشد. تیره های جافروند – شوسی وند- طبا طبائی –خدروند –تبرکی وند –قنبروند – گرماوند – که محل سکونت آنان در خانمیرزا ، شاه قریه میباشند.

طوایف راکی باب عبارتنداز: راکی مالملی .راکی برجویی ، راکی شهنی ،راکی نصیر، راکی مدملیل ، راکی گمار

طایفه راکی مالملی : از تیره ها وخانواده های ذیل تشکیل شده است.

۱- اولاد۲- کوراوند ۳– لیموچی۴ – سله چین ۵–اولیشی۶- دویت عرب ۷–حلوائی۸ –نظروند ۹–صفروند –۱۰- صالح وند

۱- اولاد : ازچهار خانواده تشکیل شده اند : اولاد آشهریارخان –اولاد آمحمدعلی خان – اولاد آعلی صالح خان- اولاد آعلیرضا

اولاد آمحمد علیخان شامل خانواده های : عبدالخلیل خان- ملاآقاسی خان– کلبعلی خان– مراد خان – کوچک خان– سلطانعلی خان– خونعلی خان- ملادرویش خان- خدارحم خان

۲-کوراوند : از(تش)یا خانواده های ذیل تشکیل شده اند : علی شهوند – اولاد زمان –جافر مقصودی- سلیمانوند- امیدوند –مهدی -کوشار

– علی شهوند: ۱- اولاد برخوردار ۲–اولاد مولی یا امینی ها۳– اولاد شکر یا فرخه زار ۴–اولاد معنا یا القاس

-اولاد زمان : اولاد گنجعلی – اولاد ملا رجبعلی – جافر مقصودی :

– سلیمانوند : اولاد قربانعلی– اولاد رضا- اولاد مشهدی داود- اولاد ملا امامقلی

– امیدوند : اولاد کربلائی طاهر- اولاد کربلائی قربانعلی –اولاد نوروز- اولاد شاه مصیر

– مهدی : اولاد علیمردان – اولاد رضاقلی – کوشار : اولاد چراغ –اولاد شاهی – اولاد شاهمراد

۳-لیموچی : از خانواده های ذیل تشکیل شده : باچی – بنیادوند –لیموچی تارازی (اولادرضا- اولاد عباس- اولاد صفر – اولاد نجف نصیری)

۴-سله چین : مدبهدار –گاهی – سمالوند- اوستا –بهلول ۵- اولیشی : اولاد فردین – اولاد عیدی –اولاد شنبه –اولاد ششی

۶-دویت عرب : اولاد مسیح –اولاد نصیر –اولاد کویر ۷- حلوائی : ……….. ۸ –نظروند : ……………. ۹-صفروند : ………….

محل سکونت طایفه مالملی گرمسیرات درخوزستان شهرستان ایذه و حومه غربی آن بخش ایوه و مسجدسلیمان ساکن هستند و سردسیرات این طایفه در استان چهارمحال بختیاری بیرگان- یاورآباد- بیدکل- امیدآباد – اسپیدانه –کوه کلک ساکن می باشند .

طایفه راکی شهنی :

خواجه – ارزونی وند – شاهسوند – چرم – بلیل – شیخ وند – بهادروند –تاژدین وند – قنبروند – کاشانی – شیخ … محل سکونت این طایفه گرمسیرات در شلا ودشت گل از بخشهاس شهرستان مسجد سلیمان وحومه وسردسیرات بخش بیرگان از مناطق استان چهارمحال وبختیاری ساکن میباشند .

طایفه راکی نصیر : شامل تیره های تیره قاضی – تیره شیرازی – تیره محمد جعفری- تیره احمدی

طایفه راکی برجوئی :فردینوند- کلاوند- طهماسبی – ذوالفقاروند –قاسم وند –ارزونی وند

طایفه راکی گمار :

طایفه راکی مدملیل : خانعلی وند- خداداد وند- شامصیری

– طوایف منشعب به ایل بابادی باب عبارتنداز:

طایفه عالی محمودی : ۱- علیمردان خانی ۲- مهرعلیخانی

۱- علیمردان خانی : علیرضا وند- لک – نجف سنی – قیصروند- عالی نقدعلی – صالح وند

۲- مهرعلیخانی: فضلعلی وند(فرضلیوند)- شهولی – قریشوند – حاتم وند – شیخ عالیوند – تاجمیرعالی – احمد میراجی – ملا مرادی – شیخ دورائی

طایفه نوروزی : بامیروند – کمالوند – سیف الدین وند – یارعلی وند -ابراهیم وند -غلام وند- خورشید وند –

طایفه سرقلی :طهماسبی – گدایی – گاویار – زیلائی – قاسمی – مهری – غریبی

طایفه بویری : حسن خانی – شیخمیری- آقا خانی – ملا بابا – غلاموند- گلالی – کاظم نادری(بویرسوسن)- اولاد حاجی – اولاد محمد

دورکی از طوایف ذیل تشکیل شده است :

زراسوند –آسترکی – اسیوند – بابااحمدی(بامدی) – گندلی (قندعلی) – موری – طایفه عرب کمری

طایفه زراسوند : طایفه زراسوند به دو شعبه منشعب میگردد .

۱- ایهاوند : اولاد جعفرقلی خان – احمد خسروی – علاسوند – ایها – توشمال – شهو – میر – زنبور – ایمری – پیوندی – میرزا – یتیم – عمله جات – چغاخورنشین

انشعابات تیره احمدخسروی عبارتنداز: اولاد ملالی- اولاد حیدر-اولاد حاج بندر-اولاد زینل-اولاد آمصطفی-اولاد امان الله-اولاد آقلی ضمنا جد احمدخسرویها احمد برادر عبدالخلیل بود که هر دو فرزندان غالب آقا فرزند خسرو آقا فرزند پاپی حیدر بوده اند .

۲- کورکور : خدرسرخ – خدری – گرگه پیر – باپیر – سیف الله وند

طایفه آسترکی : بهرامسیری – سرلک – چهار بری – گاهی وند – مختاروند– اسدوند – گاوشه – توشمال – خراج – بلغایی – دهدار – گیلانی – مهمدوند

بهرامسیری : (زیلاوند – دوست محمدوند- محمدرضاوند- صفروند –سرسر – محمدوند – سرلک – بهرامسیری –رضایی- سلطانی – حبیبی – طغیانی- اسدی – عبداللهی – بهرامی- ) … محل سکونت این طایفه گرمسیرات در استان خوزستان مسجد سلیمان وحومه ، لهبهری ، کوه شه ، قلعه مدرسه ، کلخنگک ، وسردسیرات در چغاخور وسید گون میباشد .

ضمناً گرمسیرات آسترکی چهار لنگ نشین (الیگودرز) در بنه وار زلکی ، بوم دوو ، چهاربیشه ، گله پری ، نفت سفید ،موز، دیگوله ، گله امیری ،تمی ، بنه ادب و سردسیرات آنان درالیگودرز حومه بربرود شرقی و حومه شهرستان فریدون شهر به طرف الیگودرز کهریزسرخ ،ززوم ، چاله ، کیچه ، ایوز، زرشک ، دار اسپید ، کمری ، هوه ، چالغو ، دره بادام ،خسروبکی، مکدین ، آبگرمک سفلی وعلیا ، گل گله، میباشند .

طایفه اسیوند : شهماروند – پل – بردین وند – خواجه وند – گاودوش – شاهرخ وند –

طایفه بابااحمدی (بامدی) : کشکی -برام – سراج الدین وند – درویش آدینه – انفردینی – شیخ- القاس- شنبه – ادیوی- کوهی – میرحاج – میرزاحسین – اولادکاظم- اولاد محمدرضا – اولاد کریم – اولاد عرب – اولادشنبه –اولاد باوا – اولاد سمال- اولاد خداداد –

طایفه گندلی (قندعلی) : سلطانعلی- خلیل وند (حلیل وند) – ورناصری – جلیل – بره بیچاست (بارانی) – صالح بابری_ سبزعلی وند – مدولی – خواجه وند –گوله وند – بازی وند – شهرباروند – صالح نوری – جمالوند – اسدوند

طایفه موری : علیجان وند – اسدوند – غریبگر – گرطلائی – بابائی(موری) – کریم وند – محمدوند – گورداگوئی – اورند – قاسمعلی – عیدی وند – عبده وند – بوری (محمدی) – خدری(غریب وند) –

محل سکونت این طایفه گرمسیرات در منطقه موری ،مسجدسلیمان وحومه ، شیمبار ، چلو ،سوسن سرخاب ، اوزه ،اندیکا، کوه شه ،و سردسیرات در استان چهارمحال بختیاری بخش بازفت (بازفت بالا ودهون) میباشد . ( محل سکونت ایل دورکی گرمسیرات در مسجدسلیمان ، ایذه ، اندیکا، … وسردسیرات در استان چهار محال بختیاری چغاخور، اردل ، جونقان، شلمزار ، زوردگان ، زوردگان ، سفیددشت میباشد.)

طایفه عرب کمری :وابسته به ایل دورکی ـ اولاد علی بک – اولاد علی مدد – رشیدیها ـ اولاد علی بک:بوستانی – کلانتری- عسکری – کمالی – براتی – کنگرپز – یحیی –ابو حنفر ( شمسی – چراغی – بهرامی ) >.. محل سکونت این طایفه که وابسته به ایل دورکی بوده اند گرمسیرات درشهرستان ایذه وحومه آن مرغا وسردسیرات در چهار محال وبختیاری میباشد .

۳- بهداروند از طوایف ذیل تشکیل شده است.

علاءالدین وند – عجمی – منجزی – عالی جمالی – گندائی- دهناشی –کشکی – استکی – بلیوند – فرگنی – بختیاروند – للری – شیخ احمد بلد –سرخابی – برام عالی – تردی – پیر برکه – تکی – تش مرداسی – کیارسی – لرزنی – مقام زکی … در مجموع محل سکونت این ایل گرمسیرات در مسجدسلیمان و حومه ، اندیکا، شوشتر ، ایذه ، و سردسیرات در استان چهار محال وبختیاری (بیرگان ، اوجه بغار) میباشد .

علاءالدین وند: خوانین بهداروند با ایشان بوده است واز مشاهیر خوانین بهداروند در طول تاریخ بختیاری «اسدخان بهداروند» و فرزندش جعفرقلی خان بوده اند که اسدخان در زمان حکومت فتحعلیشاه قاجار دم از استقلال می زند …..ولی در آخر عمر در شیراز دارفانی را وداع می گوید . و در ادبیات بختیاری به “شاه اسد” معروف است . تیره های آن عبارتند از :

طایفه عجمی :

طایفه منجزی : منشعب از نه تیره: ۱ـ لوخرده – ۲ـ مال احمدی(ملامِدی) – ۳ـ تاج نالائی(تاژدین عبداللهی) – ۴ـ رو وا – ۵ـ بُلحسنی – ۶ـ لیموچی(نیم بنیچه ای) – ۷ـ هلیلی(پلنگ) – – ۸ـ لم لمی – ۹ـ سینه پهن (مازه پهن) که اطلاعات کمی در مورد آن وجود دارد.

معروف ترین فرد طایفه منجزی در طول تاریخ نامدارخان منجزی بوده که ناجوانمردانه بدست جعفرقلی خان بهداروند کشته میشود و از نوادگان ایشان ابوالحسن منجزی را میتوان نام برد و آحسنی حسینی هم ازکلانتران این طایفه بوده.

طایفه عالی جمالی : بردی – برام عالی – جمالوند – گندعلی وند – عیسی وند – شیط – کوه کن – شهلانی – چنگائی

خوانین عالی جمالی در بختیاری محترم به شمار میرفتند و شایان ذکر است که مادر ایلخان بزرگ بختیاری حسینقلی خان و مادر آنصرالله خان مرادی ازتیره اولاد مالملی از این طایفه میباشند .

طایفه گندائی : نادروند – میرگپ وند – جوانمرد – اسدوند – کورکور – حیدروند –

طایفه دهناشی : مهدیپور – خدابخشی – غیبی – عسگری – کریمی – حبیبی – نوروزی

طایفه استکی : کاهد – کیوری – گورنو – کلار

طایفه تردی : شیرازی (مَلا) – مُلا –کبود – گمار -مهمد اووکی (مدوزنی)– اوستا ـ اورک ـ فرگنی

طایفه بلیوند: جوبریز – سراجوند – جرعه – شیخ میروند

طایفه فرگنی : اولاد محمد – اولاد حسین – رهدار عیدی – اولاد روزعلی – اولاد علی صالح – اولاد معصوم

طایفه کیارسی : سوری وند – حاجی وند –

طایفه مش مرداسی : گردگرد – توشمال – قاسمی –

طایفه للری : باروری – بندارو جیلاوند – محمد حاجی – تاسلو –بلیطی – خاجه – بلوئی – مادالو

طایفه برام عالی : ………… طایفه شیخ احمد بلد :……………. طایفه سرخابی : ………….. طایفه کشکی :

۴ – دیناران ازطوایف ذیل تشکیل شده است:

۱- اورک – ۲- سهید (سعید ) ۳– شالو ۴– گوروئی ۵-کورکور

طایفه اورک : از تیره های زیر شکل گرفته : اولاد حاجعلی – لجمیراورک – کی شیخعالی – چهار بنیچه – ممسنی – هلوسعد ( هلی صاد ) –زنگی – غلام –غریبی- جلالی – قلعه سردی – موزرمی – خواجه (خواجوی) – زندی – قنبری – درویش- ورناصری – سادات شهپیر – گل بامکی – خدابخشی – گوزلکی – ناصری- شیران (لپرشیران) – مشایخ چهل تنان – باطولی – کاوندی … محل سکونت این تیره ها گرمسیرات وسردسیرات درشهرستان ایذه وحومه قلعه سرد ، رکعت ، سادات حسینی ، گل شور ، گندمکار ، سرصحرای خواجه ور، دنباله رود کارون، موزرم ، رمه چر ، رکا، بارانگرد،

طایفه سهید (سعید): کی مقصودی – کی باندری – کی شمس الدین – کی منصوری – شهپری – سرملی – پاتوی – احمد بانگو – خدابخشی – حجی …. محل سکونت گرمسیرات این طایفه در شهرستان ایذه وحومه (سه راه سعیدی ، اب نیک، پاتوفالح، درب فالح، شعله دان ، فالح ، سراک بالا وپایین ، دلی ، علی آب ، چاه جاز ، مورد، چشمه خاتون، ناشلیل ، زنگو ، تخت مرداس ، باریون، جنگه ، چال اوزا، پل اودوغ، کارنج ، اردوت ، آب بید ، پلم )و سردسیرات این طایفه در استان چهار محال وبختیاری بخش دیناران میباشد .

طایفه شالو : سیفی الدین وند – محمدآقا –مرادی – حیدری – کاووسی – چهار تنگی -شیرازی -میوند – لوک – اسمو محمدی – کی طاهر – براتی – شاهونی – الفاتی … محل سکونت این طایفه گرمسیرات در شهرستان ایذه وحومه ( رکعت ، باجول ، چهار ده ، چهار تنگ علیا وسفلی ، پرچستان اورک وشالو، بیدزرد ، کلمت ، رکعت ، چلکی ، کلرکنون ، سرتنگ قاف ، بلوطک ، گویله ، نعل کنان ،موردغفار ، و سردسیرات این طایفه در استان چهار محال وبختیاری بخش سید گون میباشند .

طایفه گوروئی : عیسی وند – الماسی –پینه – سیری بیری – محمدشاه حسینی(شومسنی ) … محل سکونت این طایفه گرمسیرات در شهرستان ایذه وحومه آن (پرچستان ، شبکوری ، بردمیل ، حاجیان ، پا ره سوسن ، گلال ، شیمن فالح، تخت کبود آسماری ، تلخاب ، پنتی ، نان انگان ، دیمه ، کفت گله ، سی سنبل دان ، وسردسیرات این طایفه دردیناران از بخشهای استان چهارمحال وبختیاری میباشد .

طایفه کورکور : به دوتیره منشعب میگردند که این تیره ها شامل چندین کربو میباشند. ۱ – شاهسوند ۲ –کورکور … محل سکونت طوایف عالی محمودی و نوروزی و سرقلی و بویری وکورکور گرمسیرات در شهرستان ایذه وحومه های آن : کول فره – اژگیل- گنچشگیر –سوسن – راسفند – میانگران علیا وسفلی- خنگ اژدر ۱و۲ – دهنو – نوترکی- پشت پیان- برد زیتک- بادامزار- تاکوتر – شمی- تخت کاشان- کاشکلی- … و سردسیرات این طوایف در استان چهارمحال وبختیاری شهرستان اردل در دیناران وحومه میباشند .

۲- چهارلنگ بختیاری از ایلات ذیل تشکیل شده است .

۱-چهارلنگ محمود صالح ۲ – چهارلنگ کیارسی (کیان ارسی) ۳ – چهارلنگ میوند ۴- چهارلنگ زلقی (زلکی) ۵- چهار لنگ موگوئی

۱- چهارلنگ محمود صالح : ازطوایف ذیل تشکیل شده است: موزائی (ممزائی) – آل داود – آرد پناهی – اورش – مم جلالی – کاقلی – عادکار – قلی –استاد

موزائی تیره های آن منشعب از : خلیل –ستاروند – دویروند – فرخ وند – جمالوند- خون باوا –چهار پره – دریالائی – بدرفته- گوروئی – موزرسنی – اورک بادا- هارونی – گشول –دودانگه –دره بالائی – عیسی پره – شیخ برون عالی – برون- تمبی …. محل سکونت اکثریت این ایل گرمسیرات در خوزستان مسجدسلیمان و سردسیرات درشهرستان فریدون شهر وحومه ان به سمت استان چهار محال وبختیاری میباشند.

علی قلی خان پدر علیمردان خان بختیاری از مردان بنام این ایل بوده ضمناً علیمردان خان فرزندش (فرزند سردار مریم) که در جنگ سفیددشت (فرخشهر) به سال ۱۳۰۸ ه . ق با اینهمه مبارزات ارزشمند برای نام بختیاری تلاش نمود . ایشان دستگیر وبه دستور رضاشاه تیرباران گردید ، و از بزرگان تاریخ این ایل میتوان از علیمردان خان بزرگ نام برد که پس از قتل نادرشاه افشار در فاصله سالهای ۱۱۶۰ ه.ق تا ۱۱۷۰ ه.ق نایب السلطنه ایران بوده که سرانجام بدست محمدخان زند سردار سپاه کریم خان زند کشته میشود .

۲– چهارلنگ کیارسی (کیان ارسی) از طوایف ذیل تشکیل شده است: هرکل – باباجعفری -مکوندی – جانکی *- پوستین به کول – گل گیری – عالی جعفری – غریب وند- گیشل – سندلی – ریش گشاش – گریجه – سیلان – اسفرین – بوربورون- ورمحمید – استکی – عاشوروند – علی وند – – شیخ – سوهونی ( کهیش ، باورصاد ، حموله )

طایفه (ایل) جانکی* گرمسیر نشین منشعب از تیره های ذیل می گردد.

زنگنه – گراوند – هیهاوند – بلواسی (ابوالعباس) – ممبینی – کرد زنگنه ( گردون ) – آل خورشیدی – کهوایی

طایفه مکوندی * چهار لنگ باب منشعب از : کایدان – بلغارس – لک – تاتائی –کین بور – کلهر – کاروائی(گرائی)- دشمن زیاری – کاداد آئی – چهار بنیچه … محل سکونت این طوایف گرمسیرات درخوزستان شهرستان باغملک وکلیه بخشها و توابع آن ، هفت کل وحومه

چهارلنگ سوهونی کیارسی به شرح ذیل می باشند :

۱-کهیش (سوهونی) : کلو – تاته – زوتی استرم – شوکوهی – استاژدین – جمالدین –کاید – صالحوند – دوگوئی – اولاد رمضان – جویریز- اصخدری …. محل سکونت این تیره ها گرمسیرات در شهرستان مسجدسلیمان وحومه وسردسیرات در استان چهارمحال بختیاری می باشند.

۲-باور صاد (سوهونی ) : تالپاوند- خواجه – گنجعلیوند – شنگی – ور محمود –متروک – کورکور – شامی – کرشهی – … محل سکونت این تیره ها گرمسیرات در نصرآباد، باغ عبد شاه ،باغ چشمه علی ، بردسرغلیان، تلخاب ،تنگ مو ، چدرخت، وحومه مسجدسلیمان وسردسیرات در استان چهارمحال بختیاری هستند

۳-حموله ( سوهونی ) : تیزگرد – اردش غریب – ورمهمدی – شیخ – شیخ فقیر- شیخ ور اور … محل سکونت این تیره ها گرمسیرات در مسجدسلیمان و حومه وسردسیرات در استان چهارمحال وبختیاری در بخش شهرستان چلگرد میباشند .

جانکی سردسیر نشین ساکن شهرستان لردگان : جلیلی – معموری ایل جانکی سردسیر نشین که در شهرستان لردگان ساکن می باشند و از طوایف ذیل تشکیل شده اند: – ریگی –بارزی –بربر – هلوسعد – شاسی- سرتک – بوکر –

لردگان از شهرستانهای استان چهارمحال و بختیاری است که از لحاظ مرز جغرافیایی ازجنوب با استان کهگیلویه واز غرب با خوزستان (شهرستان ایذه ) همسایگی دارد اکثریت جمعیت این شهر را ایل جانکی تشکیل داده اند .و ازبخشهای بزرگ این شهرستان میتوان بخش خانمیرزا را نام برد که جمعیت این بخش رانیز تیره های وابسته به طایفه بابادی عکاشه تشکیل داد ه اند .

– از خوانین ایل چهار لنگ کیارسی میتوان از محمدتقی خان وعلی نقی خان را نام برد که محمدتقی خان در زمان قاجار زمان حکومت فتحعلیشاه قاجار علیه حکومت طغیان کرده وهمچنین جنوب کشور را تا حدود بندر بوشهر تصرف میکند ودم از استقلال میزند که سرانجام بسال ۱۲۵۸ ه.ق محمدتقی خان دستگیر و به تهران برده می شود و در سال ۱۲۶۸ ه.ق در حبس در تهران دارفانی را وداع میگوید وی در اشعار بختیاری به “شاه تقی ” معروف است . ضمناً قلعه بزرگ وتاریخی که در شهرستان قلعه تل بجای مانده مربوط به دوره حکومت این خوانین بزرگ میباشد .

۳- چهارلنگ میوند (مومی وند ) : چهارلنگ میوند از طوایف ذیل تشکیل شده است .

۱-عبدالوند ۲- بساک (بسحاق) ۳- پولادوند ۴- عیسوند ۵ – حاجی وند

طایفه عبدالوند : کوشاری – بیرانوند – جهانگیروند – خواجه چراغی – جمالی – باورسی – زیدقائد – هیل هیل – دهقانی- ماهروئی – درویش – توئی …. محل سکونت سردسیرات در شهرستان الیگودرز وحومه -شول آباد -گله وند- ده اسپید- کهنه سرخ -عزیز آباد- کمندون- حاجی آباد- دهنو عالی محمودی- چشمه سلطان- دولت آباد -دره تخت دورود- وگرمسیرات در استان خوزستان ساکن میباشند .

طایفه بساک (بسحاق ) : ملک محمودی – جلیل وند – گرگیوند – آدینه وند – قائدشهریسوند – خانه صلاتین – میرزاوند (میزه وند ) – اتابک – غیاثوند – بزی – کردی – جمشید وند –تودوئی – آلیگر ….. ملک محمودی : (درویشی – تاجدیوند – کاظم اصلانی ) …… بزی : ( کریوند- شیخ میر- صوفی – اتابکی – احمدفرد – محمدباقری )

طایفه پولادوند : هیودی – سالاروند – خانه جمالی – خانه قائد-فرخی … محل سکونت سردسیرات در شهرستان دورود وحومه والیگودرز وحومه :-ده اسپید- کهنه سرخ -تاسل -عزیز آیاد- کمندون- دره تخت – پاجه لک- شول آباد-کیرو وگرمسیرات در استان خوزستان ساکن هستند.

طایفه عیسوند : جافروند – گوروئی – ورکی -کیروی– اداوی- فرخ شاهون- خان -طهماسوند-محمدقلی وند -علیرضاوند -گیلاوند -دعاوی -چناری- گمار- دهدار -هیوند – شاودی وند – مرادوند -لک – جان جان – بابا – سادات کلاه سیاه محل سکونت سردسیرات در شهرستان ایگودرز وحومه خاک به تیه(اتناکیه)- گیلان (گیلون) – شاه آباد -بدرآباد – آلی کوه وگرمسیرات در استان خوزستان ساکن میباشند .

طایفه حاجی وند : غالبی– الیاسی – چکان – ده قاضی -کرپی – تات خیری- محل سکونت سردسیرات در شهرستان دورود وحومه وایلگودرز وحومه آن: منطقه شول آباد -وگرمسیرات دراستان خوزستان ساکن میباشند .

۴- چهار لنگ موگوئی :از طوایف ذیل تشکیل شده است .

پیرگوئی – خوئی اگوئی – شیخ سعید – دی وستی – شیاسی – مهدور –خواجه – باجول – سور – مری – کیماس – بورن گون باب – هلیل – عیسا – چروم – شیرازی – دوستی – سله چیوا (سرلک چیوا) – صالح کوتاه (سادات) – شمسی (باباشمس الدین) … خاندان ارشد این ایل خواجه ای باجول بوده ، محل سکونت این طوایف سردسیرات شهرستان الیگودرز حومه آن پیشکوه وپشتکوه موگوئی و گرمسیرات در استان خوزستان میباشد .

۵- چهارلنگ زلقی (زلکی) : از طوایف ذیل تشکیل شده است .

دوغ زنی – میمون جائی(میمجه ای ) – جاوند – غیب الله وند- وندوند (ابراهیم وند) – تاجمیری- شاهمنصوری – سرداری – شمسری وند – غیبی وند- جانبازوند- بلغایی – رمدوند- شیخ ورست – ارجنگی (ارژنگی ) – عیدی وند- کلاوند – می گیر – لرکی- پزی – مدورک- مه فروش – ماندنی – خواجه – سیانجائی – ابول وند- کوهکن- حارلوند- خدروند – سادات احمدی – برام وند – چهار بری – القاس وند – گانر – چپال – تشمال – هزار سی – ترپی –محلی وند. محل سکونت این طوایف گرمسیرات در استان خوزستان مسجدسلیمان ، سردشت دزفول ، وسردسیرات در الیگودرز وحومه آن بخش بربرود شرقی وبنه وار وپاچه های زلقی در ازنا می باشد .

و…. (برگرفته از نوشته های برخی فعالان فرهنگ بختیاری)
علی باقری کاکشی
* هفته اول:

پدیده مشهد- پرسپولیس(افتتاحیه)
سایپا تهران- سپیدرود رشت
گسترش فولاد تبریز- استقلال خوزستان
نساجی مازندران- ذوب‌آهن اصفهان
نفت مسجدسلیمان- تراکتورسازی تبریز
استقلال تهران- پیکان تهران
فولاد خوزستان- پارس جنوبی جم
سپاهان اصفهان- صنعت نفت آبادان

* هفته دوم:

سپیدرود- سپاهان
صنعت نفت آبادان- گسترش فولاد
ذوب‌آهن- استقلال تهران
استقلال خوزستان- پدیده
پیکان- سایپا
پارس جنوبی- نفت مسجدسلیمان
تراکتورسازی- نساجی مازندران
پرسپولیس- فولاد خوزستان

* هفته سوم:

گسترش فولاد- سپیدرود
سایپا- ذوب‌آهن
پدیده- صنعت نفت
نفت مسجدسلیمان- فولاد خوزستان
استقلال تهران- تراکتورسازی
استقلال خوزستان- پرسپولیس
نساجی مازندران- پارس جنوبی جم
سپاهان- پیکان

* هفته چهارم:

سپیدرود- پدیده
پیکان- گسترش فولاد
ذوب‌آهن- سپاهان
تراکتورسازی- سایپا
پرسپولیس- نفت مسجدسلیمان
پارس جنوبی- استقلال تهران
صنعت نفت- استقلال خوزستان
فولاد- نساجی مازندران

* هفته پنجم:

استقلال خوزستان- سپیدرود
گسترش فولاد- ذوب‌آهن
پدیده- پیکان
سایپا- پارس جنوبی
نساجی- نفت مسجدسلیمان
سپاهان- تراکتورسازی
استقلال تهران- فولاد خوزستان
صنعت نفت آبادان- پرسپولیس

* هفته ششم:

سپیدرود- صنعت نفت
تراکتورسازی- گسترش فولاد
ذوب‌آهن- پدیده
فولاد- سایپا
نفت مسجدسلیمان- استقلال
پرسپولیس- نساجی
پارس جنوبی- سپاهان
پیکان- استقلال خوزستان

* هفته هفتم:

پرسپولیس- سپیدرود
گسترش فولاد- پارس جنوبی
استقلال خوزستان- ذوب‌آهن
پدیده- تراکتورسازی
سایپا- نفت مسجدسلیمان
نساجی- استقلال تهران
سپاهان- فولاد خوزستان
صنعت نفت آبادان- پیکان

* هفته هشتم:

پیکان- سپیدرود رشت
فولاد خوزستان- گسترش فولاد
ذوب‌آهن- صنعت نفت آبادن
پارس جنوبی- پدیده
نساجی- سایپا
نفت مسجدسلیمان- سپاهان
تراکتورسازی- استقلال خوزستان
استقلال- پرسپولیس

* هفته نهم:

سپیدرود- ذوب‌آهن
گسترش فولاد- نفت مسجدسلیمان
پدیده- فولاد خوزستان
سایپا- استقلال تهران
صنعت نفت- تراکتورسازی
پرسپولیس- پیکان
استقلال خوزستان- پارس جنوبی
سپاهان- نساجی

* هفته دهم:

تراکوترسازی- سپیدرود
نساجی- گسترش فولاد
ذوب‌آهن- پیکان
نفت مسجدسلیمان- پدیده
سایپا- پرسپولیس
استقلال تهران- سپاهان
پارس جنوبی- صنعت نفت
فولاد خوزستان- استقلال خوزستان

* هفته یازدهم:

پرسپولیس- ذوب‌آهن
سپاهان- سایپا
استقلال خوزستان- نفت مسجدسلیمان
پیکان- تراکتورسازی
گسترش فولاد- استقلال تهران
سپیدرود- پارس جنوبی
پدیده- نساجی
صنعت نفت- فولاد

* هفته دوازدهم:

فولاد خوزستان- سپیدرود رشت
سایپا- گسترش فولاد تبریز
تراکتورسازی- ذوب‌آهن
استقلال تهران- پدیده
سپاهان- پرسپولیس
نفت مسجدسلیمان- صنعت نفت
نساجی- استقلال خوزستان
پارس جنوبی- پیکان

* هفته سیزدهم:

پدیده- سایپا
سپیدرود- نفت مسجدسلیمان
پرسپولیس- تراکتورسازی
استقلال خوزستان- استقلال تهران
ذوب‌آهن- پارس جنوبی
گسترش فولاد- سپاهان
صنعت نفت- نساجی
پیکان- فولاد

* هفته چهاردهم:

نساجی- سپیدرود
فولاد- ذوب‌آهن
سپاهان- پدیده
پارس جنوبی- تراکتورسازی
گسترش فولاد- پرسپولیس
استقلال تهران- صنعت نفت
سایپا- استقلال خوزستان
نفت مسجدسلیمان- پیکان

* هفته پانزدهم:

پدیده- گسترش فولاد
صنعت نفت- سایپا
ذوب‌آهن- نفت مسجدسلیمان
سپیدرود- استقلال تهران
پرسپولیس- پارس جنوبی
استقلال خوزستان- سپاهان
پیکان- نساجی مازندران
تراکتورسازی- فولاد
منبع : ورزش سه
علی باقری کاکشی
به گزارش گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان؛ بابک قنبری ، مدیر روابط عمومی جمعیت هلال احمر استان کردستان گفت: نیمه شب گذشته و در جریان تیراندازی به سمت یک آمبولانس جمعیت هلال احمر یک نفر کشته شد.

گفته می‌شود که این تیراندازی از سوی سرنشینان یک دستگاه خودرو پژو ۲۰۶ صورت گرفته است.

مدیر روابط عمومی جمعیت هلال احمر استان کردستان ضمن تائید وقوع این حادثه، بیان کرد: متاسفانه هنوز جزئیات این حادثه مشخص نشده است.

بابک قنبری افزود: در ایین حادثه یکی از همکاران شاغل در جمعیت هلال احمر در شهرستان کامیاران جان خود را از دست داده است.

رد پای گروهک‌های ضد انقلاب در تیراندازی به یک دستگاه آمبولانس

رئیس کل دادگستری استان کردستان در رابطه با تیراندازی به یکدستگاه آمبولانس درجاده سنندج به کامیاران و قتل راننده آمبولانس گفت: پرونده قضایی تشکیل شده است و احتمال اینکه گروهک‌های ضدانقلاب اقدام به این کارکرده باشند، زیاد است.

وی افزود: بررسی‌های لازم در حال انجام است و کسی در این رابطه زخمی و مجروح نشده است و تلاش دستگاه قضایی برای دستگیری ضاربان متواری ادامه دارد.

آنگونه که در رسانه‌ها عنوان شده است، در تیراندازی جاده سنندج کامیاران قاتلین سوار بر یک‌دستگاه خودروی ۲۰۶ ابتدا از آمبولانس سبقت گرفته و سپس ده‌ها تیر شلیک کرده‌اند. پس از اصابت گلوله‌ها، آمبولانس از مسیر منحرف و راننده نیز فوت شده است. هویت قاتلین مشخص نیست. گفته می‌شود سرنشینان خودروی ۲۰۶ ماسک به صورت داشته‌اند.
علی باقری کاکشی
روابط عمومی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) نیروی زمینی سپاه در اطلاعیه ای از حمله تروریست های ضد انقلاب و انفجار زاغه مهمات پاسگاه مرکزی در روستای دری منطقه مریوان و شهادت10 تن از رزمندگان اسلام خبر داد.

به گزارش ایسنا، در پی حمله شب گذشته اشرار و تروریست های ضد انقلاب به پاسگاه مرکزی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) نیروی زمینی سپاه در روستای دری واقع در منطقه مریوان استان کردستان، روابط عمومی قرارگاه حمزه سیدالشهدا در اطلاعیه ای اعلام کرد:

در حمله شب گذشته ( جمعه 29 /4/ 97) اشرار و تروریست های ضد انقلاب و وابسته به استکبار جهانی به پاسگاه مرزی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) نیروی زمینی سپاه واقع در روستای دری منطقه مریوان در استان کردستان و متعاقباً انفجار زاغه مهمات، تعداد 10 تن از رزمندگان اسلام به شهادت رسیدند.

این اطلاعیه افزوده است: در این درگیری تعدادی از تروریستها به هلاکت رسیدند و تعدادی نیز زخمی و متواری شدند.

در این اطلاعیه با اشاره به اشراف اطلاعاتی و آمادگی‌های رزمندگان قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) و سایر نیروهای امنیتی و دفاعی کشور برای مقابله با توطئه‌های دشمنان تاکید شده است: گروهک های تروریستی و ضد انقلاب و حامیان آنان که فاقد هرگونه پایگاهی نزد ملت ایران به ویژه مردم فهیم و انقلابی کردستان هستند، در انتظار انتقام سخت و مهلک رزمندگان شجاع و فداکار اسلام نسبت به این جنایت باشند.
علی باقری کاکشی
سردار سید محمد باقر زاده فرمانده کمیته تفحص مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح امروز در حاشیه استقبال از ۷۵ شهید تازه تفحص شده ،گفت: تاکنون ۴۵ هزار شهید تفحص شده و در حدود چهار هزار شهید دیگر در خاک عراق باقی مانده اند.

وی افزود: تلاش برای تفحص شهدای باقی مانده در عراق در غرب و جنوب و شمال غرب در کردستان عراق ادامه دارد.

فرمانده کمیته تفحص مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به به بازگشت ۷۵ شهید که امروز از مرز شلمچه وارد کشور شدند، افزود: پیکر پاک این ۷۵ شهید در استان های میسان و بصره عراق کاوش شده و متعلق به عملیات محرم، رمضان، کربلای ۴ و تک پشتیبانی والفجر ۸ است که در مناطق زویدات، کتیبان و جزیره بوارین تفحص شدند.
منبع :خبرگزاری باشگاه خبرنگاران جوان
علی باقری کاکشی
میلاد بانوی مهر و وفا،حضرت معصومه (س) و روز دختر تهنیت باد
علی باقری کاکشی
جدا از آنچه در تیر سال 78 بر کوی، دانشگاه و کف خیابان‌های تهران گذشت، هم‌زمان و پیش از آن، تحولاتی در فضای سیاسی ـ اجتماعی کشور رخ داد که تحت‌تاثیر متن حوادث، کم‌تر مورد توجه قرار گرفت. برنامه و طرحی چیده شد و افرادی به بازیگری مشغول شدند تا فتنه 18 تیر شکل گرفت. 18 تیر 78 حادثه‌ای خلق‌الساعه نبود، طرحی بود که پشتوانه‌ای داشت و آینده‌ای پیش رو. خالقان حادثه کوی دانشگاه پازلی را طراحی کردند و براساس آن پیش رفتند.

حمله به «پایگاه دشمن»

اثبات تاثیرگذاری رسانه و مطبوعات بر شکل‌گیری ساختار فکری ـ فرهنگی جامعه، نیاز به تحقیقات جامعه‌شناسانه گسترده‌ای ندارد. وضوح این امر آنچنان است که هر فردی با کمی تأمل به آن خواهد رسید. احزاب و گروه‌های سیاسی ـ اجتماعی با علم به این امر بدیهی، برای بهترین استفاده از این ابزار سودمند، سرمایه‌گذاری می‌کنند.

براندازان و دشمنان فرهنگ انقلاب اسلامی، اهمیت مطبوعات و تاثیر آن بر جامعه را از همان سال‌های ابتدایی انقلاب درک کردند. فضایی که اوایل انقلاب در نشریه‌های مختلف و در گروه‌های مختلف سیاسی شکل گرفت، با قاطعیت مسوولان و برخورد با آنها در آن روزها، منجر به انحراف انقلاب از مسیر خود نشد. هرچند آن جریان به‌طور کامل از بین نرفت و کم وبیش در سال‌های بعد به کار خود ادامه داد؛ اما پس از پایان جنگ و تغییر فضای اجتماعی ایران، سکولارهای ایرانی به این نتیجه رسیدند که دوباره فضا برای استفاده از مطبوعات فراهم شده است. هدف این بود که از نهادینه شدن ارزش‌های انقلابی و اسلامی در نسل جدید جلوگیری شود و فرهنگ لیبرالی، جایگزین فرهنگ سال‌های ابتدایی انقلاب در بین توده‌های مردم شود.

این روند با روی کار آمدن دولت اصلاحات و حمایت‌های مستقیم و غیر‌مستقیم قوه مجریه از این جریان سکولار مطبوعاتی، در کنار دفاع تمام‌قد وزیر ارشاد، بیش از پیش فضا را برای جولان لیبرال‌ها مهیا کرد. توپ‌خانه‌ای که با هدف شلیک به نظام، کار خود را شروع کرده بود، خویشتن‌داری نکرد و با پشتیبانی و دل‌گرمی عطاءالله مهاجرانی هدف را به‌سمت مبانی و اعتقادات اسلام نشانه گرفت. نشریه‌هایی که با پیش‌تازی روزنامه‌های سلام و جامعه در سال‌های میانی دهه 70 شروع به کار کرده بودند، به‌واسطه افتتاح زنجیره‌وار، پیوستگی محتوایی و مدیریت واحد، عنوان مطبوعات زنجیره‌ای را به خود گرفتند. صبح امروز، جامعه، توس، نشاط، خرداد، عصر آزادگان، بهار، دوران امروز، نوروز، مشارکت، آفتاب امروز، عصر ما، آریا، ایران فردا، هم‌میهن، اخبار، آوا، پیام هاجر و... مهم‌ترین نشریه‌هایی بودند که در ماه‌های ابتدایی دولت اصلاحات، بی‌محابا مجوز انتشار دریافت کردند و البته خیلی سریع اندیشه‌های خود را در فضای جامعه پخش کردند.

-«اگر مجوز راهپیمایی به هر گروه براساس قانون داده شود، اشکال ندارد حتی علیه خدا» آفتاب امروز،2/6/78

-«معصومین فقط در کلیات و اصول اسوه‌اند، نه در فروع و جزییات» محسن کدیور، ماهنامه کیان

-«صحت قصه حضرت یوسف در قرآن کریم از محالات است.» صبح امروز، خرداد78

-«مسلمان نبودن عیب و عار نیست و مسلمان بودن هم شرط لازم رستگاری نیست.» هویت خویش، اردیبهشت 78

-«مظاهر دینی چون حجاب و حیای زنان، نماد عقب‌افتادگی است.» جامعه سالم، تیر77

-«برخورد با توهین‌کنندگان به مقدسات چون منجر به اشاعه توهین می‌شود، خود اشاعه فحشاست.» مهاجرانی، اخبار اقتصاد، مهر 78

-«پیامبر رفت و هیچ فردی را به جانشینی خود انتخاب نکرد. امام حسین جانشین پدر خود نبود.» صبح امروز، 23/8/78

-«حکومت دینی، تفکری غلط است و بر همین اساس دین و سیاست از یکدیگر جدا می‌باشند.» پیام هاجر، 28/7/78

اینها تنها گوشه‌ای از پرده‌دری و گستاخی نشریه‌ها نسبت به مبانی اعتقادی مردم بود. این در حالی بود که مجموعه وزارت ارشاد به‌عنوان متولی فرهنگ کشور، نه‌تنها موضعی در مقابل این شارلاطانیزم مطبوعاتی نگرفت، بلکه وزیر و معاون مطبوعاتی وی بارها به حمایت از هتاکان به امنیت اعتقادی مردم لب به سخن گشودند. رییس‌جمهور نیز در این میان سیاست سکوت همراه رضایت را در پیش گرفته بود.

مجلس پنجم که در آن زمان، سال چهارم و آخر خود را سپری می‌کرد، پس از درک شرایط این‌چنینی تصمیم گرفت وارد صحنه شود تا فضای بی بندوباری مطبوعات را تغییر دهد که می‌توانست عواقب خطرناکی برای کشور داشته باشد. به‌همین منظور مجلس اوایل سال 78 لایحه اصلاح قانون مطبوعات را در دستور کار قرار داد. یک‌بار در اسفند 64، کلیات تغییر قانون مطبوعات (مصوب سال 1358) در مجلس دوم تصویب شده بود. ولی از همان زمان نیز این لایحه مخالفانی داشت و حتی در سال‌های بعد هم اعتراضاتی مبنی بر وجود نقاط مبهم در این قانون شده بود. به‌دلیل همین ابهام‌ها در حوزه عمل، در سال 74 در حالی‌که هنوز دوران 2 خرداد شروع نشده بود، زمزمه‌های طرح اصلاح قانون مطبوعات شروع شده بود. بنابراین خانه ملت تصمیم گرفت با توجه به همان کاستی‌های قبلی این قانون و با نظر به فضای شکل‌گرفته در مطبوعات، دست به اصلاح این قانون بزند. هنگامی‌که کلیات طرح در دستور کار مجلس قرار گرفت،‌ تنها چند روز کافی بود تا حمله‌های هماهنگ نشریه‌های اصلاح‌طلب به طرح مجلس، آغاز شود. این در حالی بود که این اصلاحیه که در 4 بند تصویب شده بود، حاوی اصولی منطقی و عقلانی بود. در حقیقت حداقل‌هایی بود که هر عقل سلیمی آن را جایز می‌شمارد. ممنوعیت فعالیت مطبوعات برای بیگانگان، جاسوسان، سردمداران رژیم طاغوت و...، منع شدن مطبوعات برای دریافت کمک مالی از کشورهای بیگانه، مقابله با افراد دولتی و غیر‌دولتی که مطبوعات را تحت فشار قرار می‌دهند و التزام عملی مدیران مسوول و صاحبان امتیاز نشریه‌ها به قانون اساسی جمهوری اسلامی، مواردی بود که در مجلس تصویب شد. این موادی بود که عقل، منطق و شرع آن را تایید می‌کرد.



نشریه‌های زنجیره‌ای، آتش خود را سمت مجلس گرفتند. اولین تیر را مجمع روحانیون مبارز با صدور اطلاعیه‌ای در روزنامه دولتی ایران زد: «این طرح سایه استبداد را بر فضای مطبوعات کشور می‌گستراند» تیترها آنچنان بود که اگر کسی نمی‌دانست محتوای این قانون چیست، حتما آن را متحجرانه و قرون وسطایی تلقی می‌کرد:

- «طرح اصلاح مطبوعات، یعنی سایه استبداد بر فضای نشریات کشور» ایران،2تیر78

- «تکریم یا تحریم آزادی، سرنوشت مطبوعات رقم می‌خورد» خرداد، 13تیر78

- «اعتراض شدید انجمن صنفی روزنامه‌نگاران به طرح اصلاح قانون مطبوعات» نشاط، 18خرداد78

در این میان روزنامه سلام به مدیرمسوولی موسوی خویینی‌ها علمداری این جریان برعهده گرفت:

ـ «طرح تغییر قانون مطبوعات، وهن قانون اساسی است» سلام،27 و30خرداد78

ـ «اصلاح قانون یا به بن‌بست کشیدن نظام؟» سلام،9 تیر78

این حجم از توهین، تخریب و جَوسازی در حالی بود که هیچ‌یک از این نشریه‌ها از محتوا و متن این طرح با مردم صحبت نمی‌کردند و تنها با انتخاب تیترهای داغ و جنجالی، سعی در مسموم کردن فضای کشور داشتند. گویا این نشریه‌ها وگردانندگان آنها خود را مصداق اعمال مجرمانه‌ای یافته بودند که در این قانون بر آن تصریح شده بود، یا شاید این بخشی از پازلی بود که چیده شده بود، شاید هم هردو. هرچه زمان تصویب این طرح نزدیک‌تر می‌شد، فضای تندروی، افراط و عصبیت هم بیشتر بر نشریه‌ها تاثیر می‌گذاشت. فضایی احساسی که تنها جرقه‌ای می‌توانست آن را تبدیل به بحران کند.

«سلام» بر کودتا

شواهدی نشان از این داشت که واقعیت این هجمه، تنها مقابله با این طرح مجلس نیست. به نظر می‌رسید قانون مطبوعات بهانه‌ای شده باشد برای طرحی دیگر. اما چه طرحی می‌توانست اینچنین طراحان را به تب‌وتاب بیندازد؟

سعید حجاریان کم‌تر از یک سال قبل ـ17 آذر 77 ـ در مصاحبه‌ای با روزنامه ایران، از طرحی سخن می‌گوید و از آن با عنوان «فتح سنگر به سنگر تا رسیدن به فرماندهی» یاد می‌کند. روزنامه سلام نیز،که یک‌بار در سال 72 به تعلیق فعالیت مطبوعاتی محکوم شده و با وساطت برخی مسوولان ارشد نظام، عفو شده بود، 9 تیر 78 در یک پیش‌بینی حیرت‌انگیز از طرح اصلاح قانون مطبوعات، به‌عنوان طرحی برای به بن‌بست کشیدن نظام یاد می‌کند. سنگرهایی که حجاریان حدود یک سال پیش از آنها نام برده بود،کجا بودند؟ بعدها مشخص شد وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران، نیروی انتظامی و حتی بسیج، مناطق عملیاتی براندازان بود. قرار بود هریک طی پروژه‌ای فرو بریزد. برای نشستن در جایگاه فرماندهی لازم بود بازوهای امنیتی و اطلاعاتی نظام و رهبری فلج شود. پس از جریان قتل‌ها که نشانه به‌سمت بدنه وزارت اطلاعات رفته بود، نوبت به نیروی انتظامی رسیده بود.

چگونگی اجرای طرح، نیازمند دقت فراوانی بود. محمدعلی ابطحی یک‌بار گفته بود: «آقای خاتمی 20 میلیون نفر پشت سر دارد اما آقای خامنه‌ای 8 میلیون رأی آورد. اگر درگیری به‌وجودآید، مطمئن باشید که آقای خامنه‌ای پیروز نخواهد شد.» با شکل‌گیری اصلاح قانون مطبوعات، بهانه لازم برای درگیری و به صحنه آمدن سرمایه اجتماعی شکل گرفته بود که اصلاح‌طلبان تصور می‌کردند حامی آنها هستند.



کلید آشوبی که هدفی جز کودتا نداشت، در دستان مدیرمسوول روزنامه سلام بود. کودتا براساس سند مجعولی که 15تیر 78 بر پیشانی روزنامه سلام نشست، راه خود را یافت. پیوند ماجرای قتل‌ها و وزارت اطلاعات به طرح مجلس، براساس سندی دروغی و جعلی، شکل گرفت. سندی که از وزارت اطلاعات به سرقت رفته بود، درحقیقت نامه‌ای بود که در جلسه‌های مشاوران خطاب به وزیر نوشته شده بود و درحقیقت محتوایی فرهنگی مربوط به رصد کلی فضای کشور داشت. اما نامه‌ای که در بالاترین سطح امنیتی کشور نگارش شده، چه‌طور سر از روزنامه درآورده بود؟ و چه‌طور این روزنامه دست به افشای اسرار نظام زده است؟ کاری که موسوی خویینی‌ها کرد، ریسک خطرناکی بود که تنها صدای آمریکا حامی آن بود. علیرضا نوری‌زاد در گفت وگو با رادیو آمریکا: «کاری که روزنامه سلام کرد، به گمان من یکی از شجاعانه‌ترین کارها در تاریخ 20 ساله مطبوعات ایران بود.»

روزنامه سلام علاوه بر این‌که سندی محرمانه را افشا کرد، آن را تحریف نیز کرده بود. بنابراین براساس قانون باید توقیف می‌شد. این اتفاق یک روز بعد رخ داد. همان شب ساعت 10 نیز وزارت اطلاعات شکایتی علیه مدیرمسوول به جرم افشای اسرار نظام تنظیم کرد. علی یونسی وزیراطلاعات دولت اصلاحات، در مصاحبه‌ای گفت: «کاری که روزنامه سلام کرد، سرقتی بود که فقط استفاده جناحی و سیاسی داشت.»

یک ماه فضاسازی علیه طرح مجلس، پیوند آن با سعید اسلامی و ماجرای قتل‌ها و حال بسته شدن روزنامه‌ای که مدیرمسوول آن حکم پدر و استاد برای زنجیره‌ای‌ها راداشت، همه اینها آماده بود تا نشریه‌های برانداز دوباره وارد صحنه شوند. حزب مشارکت 16 تیر بیانیه‌ای صادر کرد و نوشت: «اصرار به توقیف سلام می‌تواند عواقب و پیامدهای زیان‌باری داشته باشد.»

10 شب 16تیر حکم توقیف سلام صادر شد. یعنی درست زمانی‌که روزنامه‌های صبح فردا یا بسته شده بودند یا در حال بسته شدن بودند. اما تیترهای فردا صبح زنجیره‌ای‌ها وتحلیل‌های فراوان‌شان مبنی بر توقیف روزنامه سلام، طوری بود که گویا توقیف روزنامه را پیش‌بینی می‌کردند. درحقیقت این نیز بخش دیگری از پازل بود که چیده شد و به‌خوبی جلو می‌رفت.

_ زمان، حامل حوادث خشونت‌بار است

_نظام باید هزینه‌های سنگینی بپردازد.

_محدودیت مطبوعات، خشم مردم را شعله‌ور خواهد کرد.

_دانشجویان ساکت نخواهند نشست.

صحبت از خشم و خشونت، زینت‌بخش نشریه‌های مدعیان گفت‌وگو، آزادی و دموکراسی شده بود. در این میان تحریک دانشجویان، بیش از همه مورد توجه این جریان قرار گرفت. تلاش زیادی صورت گرفت که از راه‌های مختلف، اعتراض از پیشانی روزنامه‌ها به صحن دانشگاه کشیده شود.

«هزینه‌ای» که پرداخت شد

روزنامه نشاط صبح روز 17تیر، در حالی‌که تصویر موسوی خویینی‌ها را در صفحه اول خود آورده بود، نوشت: «آیا محافظه‌کاران هزینه به صحنه آوردن موسوی خویینی‌ها را محاسبه کرده اند؟»

سعید حجاریان نیز در روزنامه‌اش، صبح امروز، نوشت: «بازی دموکراسی، اگرچه بازی نامیده می‌شود، ولی اگر قواعد آن را پذیرفتیم، دیگر بازی نیست و اگر این قاعده در مطبوعات یا انتخابات در هم شکسته شود، آن‌گاه سیاست‌ورزی به پایان می‌رسد.» خبر از پایان سیاست‌ورزی داده شد. هزینه به صحنه آوردن موسوی خویینی‌ها با تنظیم شکایت از او چه ارتباطی می‌توانست داشته باشد؟ روزنامه‌ها در 17 تیر، به‌طور علنی نظام را تهدید کردند.



تابستان داغ

تحریک دانشجویان در نشریه‌ها، همان بعدازظهر روز 17تیر و با حضور عواملی که بعدها مشخص شد اصلا دانشجو نبوده‌اند، نتیجه داد. اما تنها 10 روز پیش از آن، روی دیگر این پروژه توسط نشریه آمریکایی «میدل ایست اکونومیک دایجست» برملا شد. این نشریه در مقاله‌ای خبر از تحولاتی حیاتی در ایران داد: «بیشتر ناظران در تهران بر این اعتقادند که تابستان امسال شاهد یک آزمون حیاتی قدرت و حتی شاید دور نهایی رویارویی جدی بین جناح محافظه‌کار و اصلاح‌گرایان خواهد بود. اصلاح‌طلبان، یک تابستان سیاسی داغ را پیش روی دارند تا جناح محافظه‌کار را از میدان مبارزه خارج کنند.»

برنامه‌ای که پیش‌بینی شده بود، شب 17تیر در محوطه کوی دانشگاه تهران توسط دفتر تحکیم وحدت کلید خورد. نصب اعلامیه‌ای در محوطه کوی و دعوت دانشجویان برای حضور در تجمع اعتراضی به توقیف سلام. سیدنظام موسوی که در آن زمان مسوول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران بود، می‌گوید: «فردی که این اعلامیه را پخش می‌کرد، شفیعی نام داشت که اصلا دانشجو نبود و کارمند جهاد دانشگاهی کوی بود. جالب این‌که تاج‌زاده، همین فرد را به‌عنوان دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب در وزارت کشور منصوب کرد.» چند ساعت از نصب اعلامیه که می‌گذرد، تعدادی از اعضای دفتر تحکیم وحدت همراه 2 نفر دیگر به نام‌های منوچهر و اکبر محمدی که بعدها خودشان اعتراف کردند اصلا دانشجو نبوده‌اند ـ منوچهر محمدی دانشجوی اخراجی اقتصاد بود ـ تظاهرات در محوطه کوی را شروع و دانشجویان را به خروج از خوابگاه‌ها دعوت می‌کنند.

عامل تحریک دعوت دانشجویان، در شعارهایی که سر داده می‌شود، شنیده می‌شود. شعارهایی که حاکی از تهدید آزادی و اختناق است. دانشجویان از آنچه پشت پرده این جریان می‌گذرد، بی‌خبر هستند. پشت پرده‌ای که آنان را تنها پیاده‌نظامی می‌دانند برای مقصود خود. آرام آرام شعارها علیه نظام و رهبری هدایت می‌شود. با توجه به روزهای فرجه امتحانات و حضور کم دانشجویان در کوی، نیاز به حضور عوامل غیر‌دانشجو و هدایت معترضان به بیرون از محوطه خوابگاه احساس می‌شود. جمعیت حدود ساعت 9 شب 18 تیر از محوطه کوی دانشگاه خارج و وارد خیابان کارگر می‌شود. هم‌زمان با حضور معترضان در خیابان، عاملان اصلی، آشوب و تخریب اموال عمومی را آغاز می‌کنند. با تبدیل اعتراض به آشوب و تخریب و سلب امنیت از مردم منطقه، نیروی انتظامی وارد صحنه می‌شود و از دانشجویان می‌خواهد به کوی برگردند. جمعیت به داخل کوی برمی‌گردد ولی همچنان 20 ـ 30 نفر می‌مانند و خیابان را می‌بندند. اراده‌ای که علاقه‌مند به درگیر کردن نیروهای انتظامی با آشوب‌گران است، کاملا حس می‌شود. گروگان‌گیری یک سرباز وظیفه ناجا توسط دانشجویان و ضرب و شتم وی، فضا را به‌شدت متشنج می‌کند. سرباز از دست دانشجویان می گریزد ولی کلاه او را به حالت تمسخر به هوا پرتاب می‌کنند. شب از نیمه می‌گذرد که شعارهای دانشجویان تندتر می‌شود و روشن کردن آتش در خیابان و تخریب اموال عمومی شدت می‌گیرد. پلیس با بلندگو باز از دانشجویان می‌خواهد به کوی برگردند و در غیراین‌صورت برخورد خواهد کرد. همین اتفاق هم می‌افتد. نیروی انتظامی وارد محوطه کوی می‌شود و درگیری شدیدی که بین معترضان و نیروی انتظامی رخ می‌دهد، منجر به اتفاق های تلخی می‌شود.



طبق اظهار فرماندهان نیروی انتظامی پلیس، آن شب هرچه تلاش می‌کنند وزیر کشور را نمی‌یابند، تا از او کسب تکلیف کنند. ـ نیروی انتظامی زیر نظر رهبری عمل می‌کند، اما مسوولیت آن از طرف رهبری به وزیر کشور تفویض شده است.ـ آن شب وزیر کشور از ساعت 11شب تا 4 صبح در دسترس نبوده. درگیری و آشوب نیمه‌شب در کوی و خیابان‌های اطراف، ادامه می‌یابد. شعارها ارتباطی با روزنامه سلام و قانون مطبوعات ندارد. جمعیت معترض، اصل نظام را هدف گرفته‌اند. هم‌زمان با ادامه درگیری‌ها تا نیمه‌شب، عده‌ای وارد کوی می‌شوند و اقدام به تخریب خوابگاه‌ها و ضرب و شتم دانشجویان می‌کنند. اقدامی که نه‌تنها هیچ توجیهی ندارد بلکه به‌شدت مشکوک است. طبق اظهار برخی از دانشجویان حاضر در واقعه، افرادی که وارد کوی شدند، اصلا دانشجو نبودند و هرکسی را هم مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند. حتی گفته شد یکی از کسانی‌که آن شب کتک خورد، قائم‌مقام بسیج دانشکده تربیت‌بدنی بود. دانشجویانی که در اتاق‌های خود مشغول استراحت هستند، مورد حمله قرار می‌گیرند. آنچه مسلم است حجم آشوب و تخریب به‌قدری زیاد است که نمی‌توان آن را به حضور یک‌ساعته نیروی انتظامی در کوی نسبت داد.

در این میان اظهارنظرهای بی‌منطق و بعضا تحریک‌آمیز برخی مسوولان مانند تاج‌زاده و سلیمانی معاون دانشجویی وزیر علوم، در ملتهب کردن اوضاع و تحریک دانشجویان علیه نظام، بسیار تاثیرگذار است. مصطفی معین وزیر علوم نیز در اقدامی مشکوک و تأمل‌برانگیز، استعفای خود از وزارت را اعلام می‌کند که در آن شرایط، هیچ تاثیری غیر از ملتهب کردن اوضاع ندارد. شرایطی به‌وجود می‌آید که تصور می‌شود دولتی‌ها در یک طرف ایستاده‌اند و به‌جای آرام کردن اوضاع، با اقدام‌های خود بر تنش می‌افزایند.

فردی به نام احمد باطبی ـ که اصلا دانشجوی دانشگاه تهران نبودـ در راستای طرحی که بخشی از پازل توطئه است و جریان کشته‌سازی را دنبال می‌کند، با در دست گرفتن یک زیرپیراهن آغشته به رنگ ـ که بعدها اعتراف کرد در خانه با خون حیوانات، زیرپیراهن را رنگی کرده بود ـ مدعی کشته شدن دوست دانشجوی خود شد. عکسی از او به‌طور گسترده در نشریه‌ها منتشر شد و انعکاس گسترده‌ای پیدا کرد و تا مدت‌ها به‌عنوان سندی مبنی بر کشتن دانشجویان ارایه می‌شد. درباره پروژه کشته‌سازی، سیدنظام موسوی که به‌واسطه حضور در بسیج دانشجویی دانشگاه تهران، از نزدیک حوادث 18 تیر را رصد کرده است، در خاطرات خود می‌گوید: «تحکیمی‌ها می‌خواستند سوار موج شوند. یکی از ایرادهای جدی که به اینها وارد بود، این بود که به دروغ اسامی کشته‌شدگان را منتشر کردند. قرار بود در اعتراض به کشتن دانشجویان، شنبه 19تیر جلو سردر دانشگاه تجمعی داشته باشند، در حالی‌که تا آن زمان کسی کشته نشده بود. شورای صنفی دانشکده حقوق و علوم سیاسی، 13 نفر را به‌عنوان کشته‌شده مطرح کرد که همان شب رادیو اسراییل این خبر را بازتاب داد. ازقضای روزگار، برخی از این اسامی که به‌عنوان کشته‌شدگان مطرح شده بودند، بچه‌های بسیج دانشجویی بودند. بعد ما زنگ زدیم و پی‌گیری کردیم و دیدیم که اصلا تهران نیستند. همه آن 13 نفر را پی‌گیری کردیم و دیدیم دروغ است. سریع صداوسیما را در جریان گذاشتیم و صداوسیما هم اعلام کرد اسامی 13 کشته حادثه کوی دانشگاه دروغ است.»



واکنش محمد خاتمی رییس‌جمهور در آن چند روز درکنار سکوت، ابعاد دیگری هم دارد. مرتضی نبوی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره تصمیم‌گیری خاتمی و دولت وی در آن روزها می‌گوید: «در مساله 18تیر، شورای عالی امنیت ملی کمی با سستی کار کرد. آقای روحانی دبیر وقت شورا در آن زمان، خارج از کشور بود و جلسه‌های شورا که به ریاست رییس‌جمهور تشکیل می‌شد، اجازه نمی‌داد که بسیج وارد شود و جلو شلوغی‌ها را بگیرد.» این امر در کنار تعلل در برخورد و حتی حمایت وی از مدیران زیرمجموعه‌اش که در بحران‌آفرینی نقش داشتند، نشان از این دارد که وی را نیز اگر نه به‌عنوان یکی از طراحان، حداقل باید از حامیان توطئه 18تیر دانست.

شب 19 تیر، وزارت اطلاعات شکایت خود را از روزنامه سلام پس می‌گیرد. روابط عمومی وزارت اطلاعات در بیانیه‌ای رعایت بی‌طرفی و استقلال، حفظ آرامش و پرهیز از هرگونه تنش و تقویت سیاست‌های دولت خدمت‌گذار درباره توسعه سیاسی و آزادی‌های قانونی مطبوعات را به‌عنوان دلیل‌های انصراف از شکایت ذکر می‌کند. همان شب جلسه‌ای در دفتر تحکیم وحدت با حضور سعید حجاریان و اصغرزاده شکل می‌گیرد. اعلام یک هفته عزای عمومی و درخواست تعطیلی دانشگاه‌ها، از تصمیم‌های مهمی است که در این جلسه گرفته می‌شود.

شامگاه 19 تیر، در خیابان‌های اطراف کوی، حوادث تلخی می‌گذرد. در حالی‌که تقریبا جریان به‌طور کامل از اختیار دانشجویان خارج شده است، تخریب اموال عمومی، آتش زدن اتومبیل‌ها، حمله به مسجدها و آزار رساندن به اقشار مذهبی و هرکسی که ظاهری مذهبی دارد و حتی تعرض به بانوان محجبه، از جمله حوادثی است که تلخی این حوادث را بیش از پیش می‌کند.صبح روز شنبه 19 تیر، تیتر روزنامه نشاط اعلام یک هفته عزای عمومی از طرف دفتر تحکیم وحدت است. عزای عمومی برای حوادثی که تا کنون یک کشته داشته، آن هم افسر وظیفه‌ای بود که به‌صورت مهمان در خوابگاه حضور داشت. عزت ابراهیم‌نژاد که مهمان کوی بود، 19 تیر و با اسلحه کمری کشته می شود. هرچند هیچ نهاد رسمی مرگ او را تایید نکرد. روزنامه نشاط در همان شماره، مقاله‌ای را به قلم محمد قوچانی چاپ می‌کند،کسی که بعدها بسیاری از نشریه‌های اصلاح‌طلب از جمله «شهروند امروز» را سردبیری کرد. «هزینه به صحنه آوردن یک نیروی موثر» عنوان یادداشتی بود که محمد قوچانی پیرامون نحوه درج نامه وزارت اطلاعات در روزنامه سلام نوشت: «هنگامی‌که موسوی خویینی‌ها دریافت که مجید انصاری لیدر فراکسیون اقلیت پارلمان، به‌دلیل روابط بسیار خوبی که با مقامات عالی‌رتبه دارد و توصیه مخصوصی که دریافت کرده است، از خواندن نامه حوزه مشاوران وزارت اطلاعات درباره اصلاح قانون مطبوعات از پشت تریبون صرف نظر کرده است، تصمیم گرفت شهامت خود را با یک تیتر تکان‌دهنده نشان دهد.» قوچانی در ادامه می‌نویسد: «او که مطمئن بود با تصویب اصلاحیه قانون مطبوعات، عملاً «سلام» و روزنامه‌های اصلاح‌طلب دیگر، از ایفای نقش خود باز خواهند ماند؛ ولی کوشید به یک ریسک خطرناک دست بزند. خطر ریسک به اندازه‌ای بود که حتی سعید حجاریان نیز صلاح را در آن دانست که چنین بازی خطرناکی را به موسوی خویینی‌ها بسپارد.»



محمد قوچانی و روزنامه نشاط، فردای چاپ این مقاله مجبور به عذرخواهی از سعید حجاریان شدند.

یوسف صانعی 19 تیر پیامی صادر می‌کند و در حالی‌که در پیام خود از کشته شدن چند دانشجو خبر می‌دهد، می‌گوید: «باید از امام امت( سلام الله) یاد بگیریم که چگونه در تمام مراحل از بهشتی‌ها، مطهری‌ها، موسوی خویینی‌ها، کنی‌ها، کروبی‌ها و شهید عراقی‌ها وچمران‌ها و فرزندان انقلاب و نهضت حمایت می‌کرده.»

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز در بیانیه‌ای که یک نسخه آن از طریق نمابر خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) ارسال شد، ایده تهدید آزادی مطبوعات را با پرونده قتل‌های پاییز گذشته مرتبط دانست و خواستار موضع‌گیری مراجع عظام و علمای بزرگوار در برابر حوادث اخیر شد. در همان روز، گروه نهضت آزادی نیز بیانیه‌ای صادر کرد و از کشته شدن 3 دانشجو در حوادث کوی خبر داد.

فائزه هاشمی، مجید انصاری، محمدعلی ابطحی، اکبر گنجی، هادی خامنه‌ای، محتشمی پور، مصطفی معین، عبدالله نوری، فاطمه کروبی و موسوی لاری افرادی هستند که به تناوب در این چند روز در کوی حاضر می‌شوند و هریک به شکلی بر تحریک دانشجویان می‌افزایند. حضور گسترده نهضت آزادی در مدیریت آشوب‌ها وحتی حضور عزت‌الله سحابی و ابراهیم یزدی در کوی، از نکات دیگری است که پشت پرده جریان را آشکار می‌کند.

روز 20 تیر با گسترش آشوب در شهر و خیابان‌های اطراف کوی می‌گذرد. در همین روز خاتمی با استعفای معین مخالفت می‌کند. آشوب‌گران با حضور در مقابل وزارت کشور، درِ این وزارتخانه را کندند و به‌سمت میدان فاطمی تظاهرات کردند. بازی استقلال و پرسپولیس که امروز قرار است برگزار شود نیز مورد توجه فتنه‌گران قرار می‌گیرد و اعلام می‌شود علاوه بر حضور در ورزشگاه، بزرگراه تهران ـ کرج را مسدود خواهند کرد. علاوه بر حضور اعضای نهضت آزادی و فایزه هاشمی در کوی، اعلامیه‌ای در حمایت از معترضان از سوی آیت‌الله منتظری صادر و بین دانشجویان پخش می‌شود. اکبر گنجی نیز حدود ساعت 17 خود را به کوی می‌رساند و سخنرانی تحریک‌آمیزی پیرامون وقوع کودتا انجام می‌دهد. شامگاه 20 تیر با حضور مصطفی معین در محوطه کوی، اعلام می‌شود که از فردا 10 صبح، معترضان در دانشگاه تهران تحصن خواهند کرد.

خواب پریشان

21 تیر، اقشار مختلف مردم ودانشجویان با رهبر معظم انقلاب دیدار می‌کنند. ایشان از همان ابتدای سخنان‌شان به حادثه کوی اشاره می‌کنند: « ...مطلبی که از نظر من مهم‌تر از همه است و ذهن مرا مشغول کرده، حمله به خوابگاه جوانان و دانشجویان است. این حادثه تلخ قلب مرا جریحه‌دارکرد. حادثه غیرقابل قبولی در جمهوری اسلامی بود. حمله به منزل و مأوا و مسکن یک جمعی به‌ویژه در شب یا هنگام نماز جماعت، به‌هیچ وجه در نظام اسلامی قابل قبول نیست. هرکسی بوده فرقی نمی‌کند چه در لباس نیروی انتظامی چه در غیر آن... حرف من به دانشجویان این است که مراقب باشید و دست‌های پنهان را ببینید.» ایشان همچنین به عناصری که در پس این قضایا هستند، هشداردادند که دست از توطئه بردارند. پخش مستقیم این بیانات از تلویزیون و محوطه کوی، تاثیر فراوانی در آرام کردن فضای جامعه و دانشگاه دارد. اما فتنه همچنان حامیانی سرسخت دارد.

نامه فرماندهان سپاه به خاتمی

بعداز ظهر 21 تیر نامه‌ای محرمانه از سوی 24 تن از فرماندهان سپاه پاسداران خطاب به محمد خاتمی رییس‌جمهور ارسال می‌شود و از او می‌خواهند «سکوت، مسامحه و ساده‌انگاری» را کنار گذاشته و به «وظیفه انقلابی و ملی» خود عمل کند. خاتمی به این نامه وقعی نمی‌نهد. درواقع او تا پایان با اتخاذ مواضع زیگزاگی خود، آب به آسیاب کودتاچیان می‌ریزد. وی در عین حال که در اظهار نظری معروف، از حوادث 18 تیر با عنوان «تاوان افشای قتل‌های زنجیره‌ای» یاد می‌کند، یک ماه بعد از حوادث، در دیدار با اعضای جهاد دانشگاهی، به هدایت آشوب‌ها از بیرون اعتراف می‌کند: «دعوت به آشوب ریشه در خارج دارد. حفظ ارزش‌ها و مصالح ملی پیرامون رهبری، قاعده رقابت سیاسی است.»

تا بعدازظهر روز 21 تیر، از حجم آشوب، تخریب و درگیری در سطح شهر کاسته و فضا مقداری آرام می‌شود. در همین روز، بسیج دانشجویی دانشگاه تهران برای برگزاری تجمع اعتراضی در دانشگاه تهران برای روز سه‌شنبه 22تیر از وزارت کشور درخواست مجوز می‌کند که با مخالفت این وزارتخانه مواجه می‌شود.



اعلام می‌شود از سوی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، فراخوانی برای حضور در تجمع اعتراضی چهارشنبه در دانشگاه تهران صادر شده است. این در حالی است که موج آشوب وتخریب همچنان در شهر ادامه دارد و بخش‌هایی از آن به منطقه‌های جنوبی‌تر تهران و بازار رسیده است.

رهبر معظم انقلاب 22 تیر پیام مهمی را خطاب به مردم و دانشجویان صادر می‌کنند: «...گروهک‌های وابسته و معاند، طبق تحلیل اربابان و معلمان خود،گمان کرده‌اند مردم ایران از اسلام و انقلاب دست برداشته‌اند و به خیال باطل خود می‌خواهند از انقلاب اسلامی انتقام بگیرند ....فرزندان بسیجی‌ام با حضور خود در هر صحنه‌ای که لازم است، دشمنان زبون را مرعوب و منکوب کنند.»

22 تیر، هچنان درگیری و آشوب به‌صورت پراکنده ادامه دارد. اما حضور بسیج در مناطق مختلف شهر، از حجم درگیری‌ها کاسته است.

تجمعی که قرار بود 23 تیر در دانشگاه تهران برگزار شود، تبدیل به راهپیمایی عظیم مردمی در دانشگاه تهران و خیابان‌های اطراف دانشگاه شد. از میدان ولی‌عصر(عج) تا دانشگاه در سمت شمال و شرق و از میدان فردوسی در سرتاسر خیابان انقلاب به‌سمت دانشگاه، مملو از جمعیت مردمی شد. جمعیت مقابل دانشگاه به حدی شد که امکان ورود به دانشگاه امکان‌پذیر نبود. مراسم با سخنرانی علیرضا زاکانی مسوول بسیج دانشجویی و قرائت بیانیه پایانی توسط دبیر وقت شورای امنیت، حسن روحانی برگزار شد.



مردمی که چند روز صبر کرده و منتظر اشاره‌ای از ولایت بودند، اکنون به صحنه آمدند. آمدند تا نشان دهند انقلاب بازیچه مطامع غرب‌زدگان و غرب‌شیفتگان داخلی نیست. اتفاقی که در یک نصف روز در 23 تیر رخ داد، قدرت ایمان مردمی بود که برنامه‌های چند ساله تجدیدنظرطلبان و انقلابیون خسته و پشیمان را به‌ هم ریخت. جریان سکولار و برانداز نتوانست 18 تیر را عاملی برای باج‌گیری از نظام اسلامی و رهبری قرار دهد.23 تیر سدی مقابل عملیات فتح سنگر به سنگر شد.

هرچند حوادث سال‌های بعد نشان داد که فرصت نظام به سران این جریان، برای آنها عبرت‌انگیز نبود و شد آنچه در فتنه 88 دیدیم.
علی باقری کاکشی
نامگذاری روز حجاب و عفاف
بیست و یکم تیرماه سالروز قیام مردم مشهد علیه کشف حجاب به عنوان روز عفاف و حجاب نامگذاری شده است. روزی که دژخیمان رضاخان مردم معترض به کشف حجاب را درمسجد گوهرشاد به خاک و خون کشید.

توطئه‌ی کشف حجاب
یکی از پلیدترین توطئه‌های دشمنان اسلام در تاریخ معاصر، توطئه‌ی کشف حجاب است. رضا‌خان- که با طرح کودتای سوم اسفند 1299 و با حمایت و هدایت انگلیسی‌ها بر سر کار آمد- درصدد اجرای تز اسلام‌زدائی و جایگزینی ارزش‌های لیبرالیستی در جامعه بود. از مهم‌ترین جلوه‌های این طرح، پدیده‌‌ی کشف حجاب بود. برای آماده ساختن زمینه‌ی کشف حجاب، مجلس، در ششم دی‌‌ماه 1307 قانون متحدالشکل نمودن البسه را تصویب کرد که بر اساس آن، پوشیدن کت و شلوار و کراوات و کلاه فرنگی، برای مردان الزامی شد.

تلاش‌های رضا‌خان، باعث شد تا عده‌ای از زنان غرب‌زده، به‌ویژه زنان درباری و دولتمردان، به صورت بی‌حجاب یا بدحجاب، در مجامع و معابر عمومی ظاهر شوند و مردم نیز تحت تأثیر اختناق و ظلم رضاخانی، حساسیت لازم را از خود نشان ندادند.

در سال 1313 رضا‌خان عازم ترکیه شد و با مشاهد‌ی تغییراتی که رژیم لائیک ترکیه به رهبری مصطفی‌‌کمال‌آتاتورک در جهت غربی کردن جامعه‌ی مسلمان ترکیه اجرا کرده بود، تحت تأثیر قرار گرفت و شدیدتر از گذشته، در راستای اسلام‌زدائی و به‌ویژه حجاب‌زدائی گام برداشت. در بهمن 1313، در افتتاح دانشگاه تهران، به دختران دستور دادند که بدون حجاب به تحصیل مشغول شوند.

به بهانه تمدن
رضاشاه در 11 آذر 1314 به محمود جم که در پی استعفای فروغی از سمت نخست وزیری جایگزین وی شده بود گفت: «این چادر چاقچورها را چطور می شود از بین برد؟ نزدیک دو سال است که این موضوع، سخت مرا به خود مشغول داشته است؛ خصوصاً از وقتی که به ترکیه رفتم و زن های آنها را دیدم، دیگر از هرچه زن چادری است بدم آمده است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است...».

وزیر گفت: اگر شخص اعلی حضرت همایونی پیش قدم شوند، مردم همه تأسی خواهند کرد؛ که از قدیم گفته اند: «الناس علی دین ملوکهم»، شاه پس از شنیدن سخنان او چند لحظه تأمل کرد و در حالی که به نظر می رسید قبلاً در این زمینه هماهنگی شده است، پاسخ داد: بسیار خُب! دیگران که اقدام نمی کنند، منِ پیرمرد حاضرم جلو بیفتم و سرمشق شوم!

گوهرشاد در خون
رضاشاه در آغاز اجرای برنامه های ضداسلامی خود، دستور داد درشکه چی های مشهد و رفتگران تهران کلاه شاپو (کلاه تمام لبه فرنگی) بر سر گذارند. اجرای این برنامه از ابتدا خرداد 1314، علاوه بر شایعات مربوط به کشف حجاب، در مشهد تلاطمی ایجاد کرد. سرانجام آیت الله قمی پس از مشورت با تعدادی از رجال و روحانیان، برای جلوگیری از کشف حجاب و استفاده از کلاه شاپو، در 9 تیر 1314 به تهران سفر کرد.

محاصره محل اقامت ایشان در شهر ری از سوی حکومت، یکی از عوامل اصلی خشم و خروش مردم مشهد گردید و به کشتار بیرحمانه در مسجد گوهرشاد در 21 تیرماه انجامید. آیت الله قمی مدتی پس از این کشتار، به عتبات عالیات تبعید شد و مأموران شهربانی درصدد دستگیری دوستداران ایشان از جمله شیخ محمدتقی بهلول برآمدند. شیخ محمدتقی بهلول برای پیگیری اوضاع و جویا شدن از احوال شیخ قمی به مشهد رفته بود که مأموران شهربانی، در پی مداخله زائران و خدام برای فراری دادن وی، او را در صحن کهنه زندانی کردند. ولی مردم در صحن جمع شدند و با حمله به مأموران، ایشان را آزاد کردند.

بهلول به مسجد گوهرشاد رفت و در آنجا به مبارزه خود ادامه داد. با اینکه شهربانی چندین بار وارد عمل شد و حکم متفرق شدن مردم را داد، نتیجه ای نگرفت تا اینکه به درخواست استاندار، فرمانده لکشر، مأموریت را به هنگ پیاده داد و آنها اطراف مسجد و حرم را محاصره کردند و تعداد زیادی از زوار (دو هزار نفر) را به قتل رساندند.

به جرم عفاف
در دوران کشف حجاب، بسیاری از بانوان که نمی خواستند بدون حجاب خارج شوند، در خانه ها ماندند و عده ای فقط شب ها رفت و آمد می کردند و در برخی خانه ها به ناچار حمام ساخته شد. کسانی هم که امکانات بیشتری داشتند، فرار را بر قرار ترجیح دادند و ترک دیار کردند.

فواید حجاب, روز حجاب و عفاف, 21 تیر روز عفاف و حجاب
حجاب باعث حفظ بنیان خانواده بوده و نبودش باعث فحشا و تزلل خانواده است

حجاب و عفت
دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است.

بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.

آثار و اهمیت حجاب
موفقیتهای معنوی: حجاب بالهای فرشته های زمین است ، زن پوشیده از بین خود و خدای خود ، خداوند را برگزیده است و از بین احکام دین و خواسته های نفس به احکام دین رو کرده است.

مصونیت وآرامش زن : زنی که دیده نشود مورد طمع قرار نمی گیرد امنیت و آرامش خاطر از آثار بارز حجاب اسلامی است انسان در پناه محافظ، احساس آرامش بیشتری دارد پوشش دینی نیز نگهبان زن از نگاههای آلوده و آسیبهای احتمالی است که به زن مصونیت و آرامش می بخشد و هر چه این پوشش کاملتر گردد درصد امنیت وحفاظت آن بالاتر می رود.

سلامت و زیبایی : حجاب اسلامی تجلی زیبایهای معنوی زن است بدون شک حجاب دینی ، زن را از آفات و بیماریهای بسیاری بیمه می کند ومی تواند طراوت وجمال او را پایدار سازد. زحمت حجاب حق بیمه ای است که زن برای حفظ آرامش و سلامت آرامش خود می پردازد زیرا حجاب پرده ای است که از ورود تیرهای نگاه سخنان بیهوده ومشکلات دیگر به درون محیط امن او جلوگیری می کند زن بی حجاب آسیب پذیر است وقتی که زن از حجاب دینی خود خارج میگردد آفات فراوانی سلامت اورا از بین می برد . حجاب زن را پاینده تر ، سالمتر وپاکیزه تر نگاه می دارد.

کاهش مفاسد : پوشیدگی زنان و رفتار متین جوانان در اجتماع همواره سدی محکم در برابر وسوسه های شیطانی بوده است. مقایسه آمار جنایات جنسی در جامعه نشان می دهد که زنانی که دارای پوشیدگی و محجب هستند نقش مهمی در کاهش مفاسد اجتماعی دارند زیرا بسیاری از جنایات جنسی، با عفت و پاکدامنی جوانان و حجاب زنان از بین می رود. وقتی که عفت در نگاه و رفتار و کردار وجود داشته باشد تحریکات جنسی هیجانات و عشقهای کاذب که بسیاری از جوانان را گرفتار کرده است نیز از میان می رود وسلامت اخلاقی نیز برجامعه حاکم می شود.

حفظ بنیان خانواده :حجاب باعث حفظ بنیان خانواده بوده و نبودش باعث فحشا و تزلل خانواده است. یکی از دلایل کاهش تمایل جوانان به تشکیل خانواده به دلیل زیاد شدن زنان بی حجاب و بی بند و بار و آرایش کرده و عشوه گر است؛ چرا که زنان رنگارنگ و آرایش کرده در همه جا حاضر بوده و مردان با دیدن و ارضاء شدنشان کمتر به تشکیل خانواده فکر کرده و تصور می کنند با ازدواج خود را محدود خواهند کرد.

زنان با حجاب خود هم در تحکیم خانواده شخصی خود نقش دارند و هم در تحکیم خانواده دیگران. اما نقش آن ها در تحکیم خانواده خود، به این لحاظ است که اعتماد شوهر را به پاکی خود جلب می کنند. اما نقش آنها در تحکیم خانواده دیگران، مردان دیگر از تمتعات خارج از خانواده محروم می باشند لذا به همسران خود بیشتر توجه می کنند.

از سوی دیگر رعایت پوشش اسلامی از سوی زنان در برابر مردان یکی از مولفه های سامان دهنده روابط سالم زن و مرد در اجتماع است و زنان را از صورت کسانی که خواسته یا نا خواسته رقیبانی در برابر همسر مردان قرار می گیرند و مردان را به خود و زیبایی های خود می خوانند ، خارج می کند و جاذبه های همسران را برای یکدیگر و درون خانواده نگه می دارد و باعث پدید آمدن جاذبه های بیشتر همسران برای یکدیگر می شود و از این راه به استواری بنیان خانواده کمک می کند.
علی باقری کاکشی
علی یار حسینی متولد 1339 مسجدسلیمان. کارشناسی ارشدپیوسته از دانشگاه امام صادق علیه السلام -تهران.دکترای عرفان اسلامی از دانشگاه علوم و تحقیقات -تهران 1381

سوابق خدمتی :
1367 تا 1369 مدرس آموزش صنایع فولاد اهواز .

1369 تا 1372 دانشگاه آزاد اسلامی گچساران.

1372 تا 1379 عضو هیات علمی و معاون اداری و مالی دانشگاه آزاد اسلامی مسجدسلیمان.

1378 عضو و رییس شورای اسلامی شهر مسجدسلیمان.

1379 تا 1382 معاون پژوهشی دانشگاه ازاد اسلامی مسجدسلیمان

1382 تا 1383 سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی مسجدسلیمان.

1384 تا 1386 معاون اداری و مالی دانشگاه علوم و تحقیقات اهواز.

1386 تا 1392 عضو و رییس شورای اسلامی شهر مسجدسلیمان .

1388 تا 1389 دبیر (نایب رییس) منطقه 6 دانشگاه آزاد اسلامی -خوزستان

1392 تا 1393 سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی شوشتر
علی باقری کاکشی
طی حکمی از سوی دکتر رهبر ریاست دانشگاه آزاد اسلامی وبنا بر پیشنهاد دکتر علیرضا حیدری سرپرست پیشین دانشگاه آزاد اسلامی واحد مسجدسلیمان ،دکتر علیار حسینی به سرپرستی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مسجدسلیمان منصوب شد .
افتخار داشتیم در کنار دکتر حیدری در پیشرفت فرهنگی ومذهبی دانشگاه هم قدم باشیم ضمن آرزوی موفقیت برای برادر عزیزمان دکتر حیدری که با روحیه ولایتمداری وجهادی پشتیبان ما در عرصه جهادی ومحرومیت زدایی منطقه بودند ، انتصاب شایسته دکتر حسینی را به سرپرستی دانشگاه تبریک گفته و از خداوند برای ایشان موفقیت آرزو داریم
مهندس بسیجی علی باقری کاکش
جانشین حوزه بسیج دانشجویی مسجدسلیمان
علی باقری کاکشی