🌑 بسم الله الرحمن الرحیم 🌑

🌻سال حمایت از کالای ایرانی🌻

🌑 بسم الله الرحمن الرحیم 🌑

🌻سال حمایت از کالای ایرانی🌻

🌑 بسم الله الرحمن الرحیم 🌑

مهندس علی باقری کاکش
متولد 10/2/1996 مسجدسلیمان
کارشناس مهندسی شیمی* عضو انجمن مهند سان شیمی ایران *عضو انجمن دوستداران محیط زیست* خبرنگار خبرگزاری ایکنا *عضو انجمن پژوهش های نیروی انتظامی*عضو سازمان هلال احمر *مدرس اقتصاد مقاومتی*مدیریت جهادی

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان
آخرین نظرات

۷۰۵ مطلب توسط «علی باقری کاکشی» ثبت شده است

در صورت سرقت یا مفقود شدن تلفن همراه، به منظور پیشگیری از هر گونه سوء استفاده از سیم‌کارت‌ به یکی از دفاتر خدمات مشترکین مراجعه و نسبت به مسدود کردن سیم‌کارت‌ اقدام نمایید.
"معاونت پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به پیامک هایی با مضامینی همچون برنده شدن در مسابقات و قرعه‌کشی‌ها، فروش اجناس عتیقه، امور خیریه و غیره، که اطلاعات کارت بانکی شما را درخواست می‌کنند، اعتماد نکرده و در این مورد از طریق تماس با مرکز خدمات مشتریان رایتل شماره (200) از معتبر بودن پیامک مطمئن شوید.
"معاونت پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به منظور پیشگیری از هرگونه سوء استفاده، از واگذاری سیم‌کارت‌ (ثابت و اعتباری) به اشخاص ثالث بدون تنظیم رسمی سند انتقال خودداری نمایید.
"معاونت پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در زمان خرید گوشی تلفن همراه، فروشگاه‌هایی را انتخاب نمایید که دارای پروانه کسب معتبر بوده و حتما فاکتور خرید ممهور را دریافت نمایید.
"معاونت پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در هنگام خرید گوشی تلفن همراه دقت نموده، زیرا در صورت خرید گوشی مسروقه، در نهایت فردی که گوشی را بدون فاکتور خریداری نموده، تحت تعقیب قضایی قرار خواهد گرفت.
"معاونت پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همواره پیش از انجام تراکنش های اینترنتی از صحت نشانی وب‌سایت اعلام شده در پیامک‌ها یا تبلیغات اینترنتی اطمینان حاصل نمایید، زیرا ممکن است این نشانی‌ها ظاهری موجه داشته باشند، ولی شما را به سایتی جعلی هدایت نمایند.
"معاونت پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه"
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
علی باقری کاکشی
موضوع حرام بودن نفت و اعلام علنی آن توسط فردی به نام مستر جیکاک که سال‌های سال خود را به عنوان یک روحانی شیعه معرفی کرده بود، مطرح شد.

مستر جیکاک همان جاسوس دست‌پرورده انگلیسی‌ها (ﻣﺄﻣﻮﺭ ﻭیلیام نکس ﺩﺍﺭﺳﯽ و کاشف نفت مسجدسلیمان و اولین خریدار انحصاری نفت ایران در دوره قاجار با قرارداد 99ساله مهروموم‌ها) بود که در جریان کشف نفت در ایران،‌ فتوا به نجس بودن آن صادر کرد و سال‌های سال ﺩﺭ مسجدسلیمان ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ.

این آیت‌اللّه انگلیسی ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ به‌عنوان ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﮐﺮ ﻭ ﻻﻝ ﺑﻪ‌ﻣﺪﺕ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﯾﻞ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺁﻣﻮﺧﺘﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ پرداخت ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮﯼ ﺁﻥ، به‌عنوان ﯾﮏ بختیاری در ﻣﻨﻄﻘﻪ نفت‌خیز مسجدسلیمان ﺳاکن شده بود.

ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺣﻀﻮﺭ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺎ ﻓﻨﻮﻥ شعبده‌بازی ﻭ حربه‌های دیگر، ﺗﻮﺟﻪ ﻣﺮﺩﻡ محلی ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻌﻄﻮﻑ داشت ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ به‌عنوان یک ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺷﯿﻌﻪ، ﺟﺎ زد. برای این هدف، به آموختن فقه شیعه می‌پردازد. ﺍﻭ گیوه‌هایش ﺭﺍ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺷﺎﺭه ﻋﺼﺎ ﺟﻔﺖ می‌کرد ﻭ ﺷﺎیعه ﮐﺮﺩه بود که ﺍﯾﻦ ﺍﺯ معجزات ﺍﻭﺳﺖ.

این روحانی جاسوس انگلیسی بعدها ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ، ﺗﻮﺿﯿﺢ می‌دهد که «آهنرباهایی ﺩﺭ گیوه‌هایم ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩه ﺑﻮﺩﻡ، ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭه ﻋﺼﺎ، گیوه‌ها ﺟﻔﺖ می‌شدند»!
علی باقری کاکشی
جمعی از خانواده‌های شهدای دفاع مقدس و مدافع حرم صبح امروز (چهارشنبه 21 آذرماه) با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند، در ادامه روایتی از حاشیه‌های دیدار خانواده‌های شهدا با رهبر انقلاب را می‌خوانید:

سین اول
ساعت هنوز چند دقیقه‌ای به ۹ مانده است؛ مهمان‌ها پیش از ورود به حسینیه پذیرایی می‌شوند؛ خیلی ساده: یک شیرینی گل‌محمدی و یک لیوان شیرکاکائو. اصراری هم نیست که حتماً هر نفر یک شیرینی بخورد! برای همین، آن‌هایی که از راه دور آمده‌اند، چندنفر چندنفر نشسته‌اند و دارند به اسم صبحانه از خودشان حسابی پذیرایی می‌کنند! کمی جلوتر، خادم‌های حسینیه (اصرار دارم بگویم خادم، چون اینجا حسینیه است و هرکس خدمت می‌کند خادم) با ادب مهمان‌ها را راهنمایی می‌کنند.

روبه‌روی جایگاه، طبق معمول شلوغ‌تر است. بین رفت‌وآمدها و تلاش مهمان‌ها برای پیدا کردن بهترین جا، اولین چیزی که خیلی به چشم می‌آید «سادگی حسینیه» است. من فکر می‌کردم اینجا فقط زمینش ساده است (داستان همان زیلوهای معروف آبی رنگ که همیشه همه‌جا با آقا هستند)، ولی اینجا آسمانش هم همین شکلی است؛ خبری از لوسترهای آن‌چنانی و گچ‌بری‌های خاص نیست. لامپ‌های مهتابی قدیمی با ترتیبی از نظم و بی‌نظمیِ کنار هم، آسمان اینجا را روشن کرده‌اند. آری، اینجا «حسینیه‌ی امام خمینی» است؛ به همین سادگی، که گاهی اوقات ساده بودن قشنگ است!

سین دوم
ستون به ستون، جمعیت، آهسته‌آهسته صحن حسینیه را پُر می‌کند. پدران و مادران شهدا روی صندلی‌های دُورتادُور حسینیه، درست زیر پرچم‌های متبرک به نام ائمه نشسته‌اند. کنار من پدربزرگی همراه با نوه‌ی کوچکش ایستاده است. حدس زدم آن پدر باید پدر شهید باشد و آن پسر باید پسر شهید باشد. نوه اصرار داشت که جلوتر برود؛ همین‌طور هم شد و دست در دست پدربزرگ، از بین جمعیت، چند ستون جلوتر رفت؛ ولی آن‌قدر ازدحام بود که مجبور شدند چند قدمی برگردند و کمی جلوتر از ما بنشینند.

بین همهمه‌ی جمعیت، هرکس با لهجه و البته شیوه‌ی خاص خودش، صلوات چاق می‌کند. با هر صلوات، جمعیت نیم‌خیز می‌شود ولی فعلاً خبری نیست. پسری که لباس رزم پدر شهیدش را پوشیده، هم‌ردیف محافظ‌ها، همسایه‌ی جایگاه اصلی ایستاده است و سعی می‌کند بی‌حرکت، چشم در چشم ما، ادای محافظ‌ها را دربیاورد!

سین سوم
سؤال پشت سؤال؛ پُرتکرارترین سؤال این لحظه‌ها پرسش از ساعت است. وسط جمعیت هر چند دقیقه یک نفر بلند می‌شود و پاهایش را ماساژ می‌دهد. کاش یک نفر بود که می‌رفت پشت تریبون و شروع می‌کرد به نرمش دادن؛ مثل حیاط صحن باصفای دوکوهه، کنار حسینیه‌ی حاج همت، و اسم شهدا را می‌خواند: یک دو سه، و همه با هم می‌گفتند شهید!

بچه‌ها جلوتر از همه، حوصله‌شان سر رفته است و مدام بین پدرها و مادرها، بین پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها دست به دست می‌شوند. همهمه‌ها خیلی بیشتر شده است. صندلی و میز معروف آقا را که می‌آورند، انگار همه‌چیز جدی می‌شود و این می‌شود همه‌ی دکور؛ به همین سادگی!

سین چهارم
ساعت ۱۰ پرده کنار رفت؛ نه یک دقیقه زودتر نه یک دقیقه دیرتر! آرامِ دل خانواده‌های شهدا قدم به حسینیه گذاشت، همان‌جا بود که همه‌چیز به هم خورد؛ حتی آن پسری هم که می‌خواست ادای محافظ‌ها را دربیاورد، بی‌خیال شده بود و حالا رفته بود بالای نرده‌ها. جمله‌ی سردر جایگاه به‌صورت عملی تفسیر شد: «فَضّلَ اللهُ المُجاهدین عَلَی القاعِدین اَجراً عظیماً»

ما جلو رفتیم؛ یعنی خودمان که جلو نرفتیم، جمعیت ما را با خودش جلو برد. انگار ذات با امام بودن همین است که همه با هم رشد می‌کنند و جلو می‌روند! حتی همان پسر و پدربزرگ هم جلو آمدند. وقتی شنیدم پسر شهید به پدربزرگش گفت: «بابا اومد» یکهو دلم لرزید. آنجا بود که فهمیدم آقا چقدر دختر و پسر دارد و چقدر فرزندان شهدا دلشان برای پدرشان تنگ شده است!

سین پنجم

سکوت، مثل نور آفتاب دل‌انگیز پاییزی، همه‌جای حسینیه پهن شد. جمعیت، همراه آقا نشستند و قاری قرآن شروع کرد به تلاوت؛ از شهدا می‌خواند برای دل پدر و مادرها. آقا هم زیر لب آیات را زمزمه می‌کرد و با نگاهش به همه خوشامد می‌گفت؛ حتی به همان پسرهایی که روبه‌روی جایگاه، از دور دست تکان می‌دادند؛ آقا حواسش به همه بود.

بین تلاوت قرآن حواسم رفت به دوربین عکاس‌ها؛ یک قانون نانوشته‌ی اینجا همین است که عکاس‌ها که دوربین را بالا می‌گیرند، عکس شهدا هم بالا می‌آید. انگار همه می‌خواهند بگویند تنها نیامده‌اند؛ شهیدشان هم همراهشان آمده. اصلاً این حسینیه با شهداست که قشنگ است.

صدای آشنای مداحِ مدیحه‌ی «عشق یعنی یه پلاک» چشم‌ها را آسمانی کرد. ذکر «یا صاحب الزمان» حاج محمود کریمی که گُل کرد، صدای گریه‌ی مادران شهدا بلند شد. روضه به حضرت علی‌اکبر که رسید، پدران شهدا هم دیگر ساکت نماندند و آقا هم همراهشان شد؛ چقدر در این حسینیه ذکر «یا حسین» با شهدا می‌چسبد!

سین ششم
ساعت ۱۰:۳۰ آقا صحبتشان را شروع کردند؛ نه یک دقیقه زودتر نه یک دقیقه دیرتر! اول خوشامد گفتند، بعد هم شروع کردند به صحبت از قدر و منزلت شهدا. حسینیه، جغرافیای خاصی را تجربه می‌کرد؛ هم بوی شلمچه می‌آمد، هم بوی سوریه و سامرا، هم بوی مرز و شهدای مظلومش، هم عطر دل‌انگیز حریم حرم؛ از همه‌جا شهدا همراه خانواده‌هایشان آمده بودند!

میانه‌ی صحبت، آقا از ۴۰ سال ایستادگی امت و خانواده‌های شهدا که گفتند، نگاهم گره خورد به نگاه حضرت امام؛ که آنجا بود با همان عکس؛ با همان نگاه ساده؛ امامی که جمله‌ی نصب‌شده از او در بالادست مهمان‌ها، دل را آرام، قلب را مطمئن، روح را شاد و ضمیر را امیدوار می‌کرد: «ای شهیدان، در جوار حق تعالی آسوده‌خاطر باشید که ملت شما پیروزی شما را از دست نخواهد داد.»

«ره‌بر» در ادامه از یمن گفتند؛ از اشتباه دولت عربستان و نقشه‌های شوم شیطان بزرگ برای ایران و منطقه. تا آقا گفتند ان‌شاءالله به کوری چشم دشمنان، بیست‌ودوم بهمن‌ماه، جشن ۴۰ سالگی انقلاب با حضور مردم، پُرشورتر از همیشه برگزار خواهد شد، جمعیت یک‌صدا تکبیر گفتند.

بعد هم آقا فرمودند: پیام شهدای شما پیام بشارت است. شهدا مایه‌ی افتخارند. فرزندان شما ستون‌های این کشورند. اگر این شهدا نبودند، اگر این صبرها نبود، ما چنین وضعیتی نداشتیم.

سین هفتم
سلام آخر؛ صحبت‌ها که تمام شد نه‌تنها آن سربازی که با لباس سربازی آمده بود، که همه شعارشان این شده بود: «ما همه سرباز توایم خامنه‌ای ...»

جلوی جایگاه که خلوت‌تر شد، از نگاه همان پسر که لباس پدرش را پوشیده بود، خواندم که راه ادامه دارد. چند دقیقه‌ی بعد، دیگر کسی در حسینیه نبود به جز شهدا که خانه‌زاد این خانه‌اند؛ خانه‌شان همین‌جاست. شاید برای همین است که همه‌ی پدرها و مادرهایی که از شهرهای دور آمده بودند، این‌همه خوشحال و با انرژی از حسینیه بیرون می‌رفتند؛ دیدار پسر و پدر، پسر و مادر تماشایی بود!

محمدرسول ملاحسنی
نویسنده‌ی کتاب «یادت باشد»
علی باقری کاکشی
🎊🎉🎊🎉🎊🎉
📢جشن بزرگ روز دانشجو
🌿🌿🌿🌿🌿
زمان :سه شنبه ۹۷/۹/۲۰ ساعت۱۳:۳۰
💐💐💐💐💐💐
مکان :سالن اجتماعات واحد
به همراه تجلیل از دانشجویان و گروه نمایش و........
✨✨✨✨✨
حوزه بسیج دانشجویی ---معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مسجدسلیمان
علی باقری کاکشی
تاریخچه شورای عالی انقلاب فرهنگی
پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در بهمن 1357 و به‌دنبال آن استقرار نظام جمهوری اسلامی به‌جای نظام ستم‌شاهی پهلوی، تغییر و تحول بنیادینی را در عرصه‌های گوناگون اجتماعی به وجود آورد، چراکه تحول در نظام از طریق تحول در بنیادها و ساختارها تحقق می‌یابد. در این راستا مقوله «فرهنگ» از جایگاه ویژه و پایگاه ممتازی برخوردار بوده، به‌طوری که تصور تغییر در نظام بدون تغییر در فرهنگ حاکم بر آن، تصوری ناموجه است.
صدور پیام نوروزی امام خمینی «ره» را در اول فروردین 1359، باید نقطه عطفی در تاریخ انقلاب فرهنگی دانست. ایشان در بند «11» این پیام بر ضرورت ایجاد «انقلاب اساسی در دانشگاه‌های سراسر کشور»، « تصفیه‌ى اساتید مرتبط با شرق و غرب» و « تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی» تأکید کردند.
پس از تعطیل رسمی دانشگا هها در خردادماه، امام خمینی «ره» در 23/3/59 فرمانی را مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی صادر نمودند که در قسمتی از فرمان ایشان آمده است:
«مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان می‌باشد، اعلام شده است و تاکنون اقدام مؤثری انجام نشده است و ملت اسلامی و خصوصاً دانشجویان با ایمان متعهد نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئه‌گران که هم‌اکنون گاه‌گاه آثارش نمایان می‌شود و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارند که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطه رژیم فاسد کارفرمایان بی‌فرهنگ، این مرکز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند. ادامه این فاجعه که مع‌الاسف خواست بعضی گروه‌های وابسته به اجانب است، ضربه‌ای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و تسامح در این امر حیاتی، خیانتی عظیم بر اسلام و کشور اسلامی است.»
در این فرمان، حضرت امام به عده‌ای از اساتید حوزه‌ها و دانشگاه‌ها مأموریت دادند تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحب‌نظر و متعهد، از میان اساتید مسلمان و کارکنان متعهد و با ایمان و دیگر قشرهای تحصیلکرده، متعهد و مؤمن به جمهوری اسلامی برای تشکیل شورایی دعوت کنند و برای برنامه‌ریزی رشته‌های مختلف و خط‌مشی فرهنگی آینده دانشگاه‌ها، براساس فرهنگ اسلامی انتخاب و آماده سازی اساتید شایسته، متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی - اسلامی اقدام نمایند.
ستاد انقلاب فرهنگی طبق فرمان امام (ره) ملزم بود که در برخورد با مسائل دانشگاهی فعالیت‌های خود را بر چند محور متمرکز کند:
- تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه‌ها،
- گزینش دانشجو،
- اسلامی کردن جو دانشگاه‌ها و تغییر برنامه‌های آموزشی دانشگاه‌ها، به صورتی که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گیرد.
در شهریور ماه سال 62 با توجه به نظر امام خمینی (ره) مبنی بر لزوم ترمیم و تقویت ستاد و به‌خصوص حضور مسئولین اجرایی در آن و به دنبال پیشنهاد و تکمیل ستاد انقلاب فرهنگی از طرف رئیس جمهور وقت (حضرت آیت الله خامنه‌ای)، امام امت برخی از مسئولین اجرایی مانند نخست وزیر، وزرای فرهنگ و آموزش عالی و فرهنگ و ارشاد اسلامی و دو نفر دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهی را به ترکیب ستاد اضافه نمودند.
با بازگشایی دانشگاه‌ها و توسعه مراکز آموزشی و گستردگی فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی ضرورت تقویت این نهاد بیش از پیش احساس شد، به‌طوری حضرت امام (ره) در آذر 1363 برای دومین بار ستاد انقلاب فرهنگی را ترمیم کردند و به این ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی با ترکیبی جدید تشکیل شد. در بخشی از این فرمان آمده است:
«خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی، ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینه‌ها در سطح کشور آن چنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشه‌دار غرب مبارزه کرد. اینک با تشکر از زحمات ستاد انقلاب فرهنگی برای هر چه بارورتر شدن انقلاب در سطح کشور، تقویت این نهاد را لازم دیدم بدین جهت علاوه بر کلیه افراد ستاد انقلاب فرهنگی و رؤسای محترم سه قوه، حجج اسلام آقای خامنه‌ای، آقای اردبیلی و آقای رفسنجانی و همچنین جناب حجت‌الاسلام آقای مهدوی کنی و آقایان سیدکاظم اکرمی وزیر آموزش و پرورش و رضا داوری و نصرالله پورجوادی و محمدرضا هاشمی را به آنان اضافه نمودم.»
سومین دوره شورای عالی انقلاب فرهنگی به سال 1375 برمی‌گردد. رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در تاریخ 14/9/75 با صدور پیامی ضمن تعیین ترکیب جدید اعضای شورای عالی بر اهمیت جایگاه و وظایف خطیر آن نیز تأکید نمودند، در این پیام آمده است:
«شورای عالی انقلاب فرهنگی که با تدبیر حکیمانه امام راحل عظیم‌الشأن به جای ستاد انقلاب فرهنگی پدید آمد، نقش فعال و مؤثری را در عرصه‌های امور فرهنگی کشور به‌خصوص دانشگاه‌ها ایفا کرد و برکات زیادی از خود به‌جای گذارد. اکنون با پیشرفت کشور در کار سازندگی و گسترش دامنه نیاز به دانش و تخصص و لزوم فراگیری علوم و فنون و پرورش محققان و نوآوران و استادان و متخصصان کارآمد، اهمیت این بخش از مسائل فرهنگی تأکید مضاعف یافته است. توسعه دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها و دیگر مراکز آموزش و آموزش عالی که پاسخ طبیعی به آن نیاز است و افزایش چشمگیر کمیت دانشجویی، به‌نوبه خود تکالیف تازه‌یی را بر عهده مسئولان امور فرهنگی کشور می‌گذارد که برتر از همه آنها اولاً کیفیت بخشیدن به مایه‌های علم و تحقیق در این مراکز و ثانیاً پرداختن به تربیت معنوی دانشجویان و هدایت فکر و عمل آنان است.»
در بخشی دیگر از این پیام، ضمن اشاره به هجوم فرهنگی همه‌جانبه دشمنان به ارزش‌های اسلامی و فرهنگ اصیل ملی و باورهای مردم آمده است:
«همه این حقایق مهم و هشدار دهنده، مسئولان فرهنگی کشور را به تدبیری برتر و اهتمامی بیشتر و تلاشی گسترده‌تر فرا می‌خواند و به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی را که در جهاد ملی با بی‌سوادی و عقب‌ماندگی علمی و تبعیت فرهنگی، در حکم ستاد مرکزی و اصلی است، به تحرک و نوآوری و همت‌گماری برمی‌انگیزد.»
علی باقری کاکشی
اوایل صده سیزدهم هجری وقتی رضا خان به قدرت رسید، تلاش فراوانی کرد تا برای تأمین منافع و مطامع استعمارگران و عمال خارجی اقدامات جدّی انجام دهد. یکی از برنامه‌های وی نیز فروپاشی و نابودی عشایر بود. چراکه عشایر ایران دارای چنان قدرتی بودند که انگلیسی‌ها از آنان به شدت بیم و وحشت داشتند و بارها در جنوب کشور با انگلیسی‌ها جنگیدند. ایلات با علماء و روحانیون نیز ارتباط نزدیکی داشتند و در موارد بسیاری با فتواء و نظر علمای دینی به جنگ با بیگانگان و مستبدان اقدام می‌کردند.

از سوی دیگر در طول تاریخ ایران، اغلب حکومت‌هایی که تأسیس شدند، بنیانگذار و مؤسّس آن‌ها برخاسته از خاندانی اصیل، ریشه‌دارو بانفوذ بود و از پشتوانۀ مردمی بالا، مقبولیت و مشروعیت برخوردار بودند. امّا برخلاف رویه و سنّت معمول، خانوادۀ رضاخان از نفوذ و اعتبار لازم بین مردم برخوردار نبود و اجدادش فاتح جنگی، قهرمان ملّی و یا سمبل فداکاری نبودند. از همین رو در بین جوامع ایلی، روستایی و شهری فاقد پایگاه اجتماعی بودند. به همین دلیل انگلیسی‌ها به عمد از میان گزینه‌های مختلف برای حکومت، رضاخان را برگزیدند تا تبلیغات بلشویک‌ها را خنثی کنند. بلشویک‌ها هدف خود را به حکومت رساندن خلق‌ها و توده‌ها معرفی می‌کردند. انگلیسی‌ها نیز برای مقابله با این تبلیغات، رضاخان را که از طبقه پایین بود انتخاب کردند.

رضاخان می‌دانست که منفور خاندان با نفوذ، گروه‌های انسانی مختلف و عشایراست. به همین دلیل، برای سرکوبی عشایر یک انگیزه شخصی نیز داشت. از عشایر بسیار واهمه داشت. آن‌ها را رقیب پرقدرت و در عین حال مزاحم خود می‌دانست. عشایر، حاملان هویت و اصالت ایرانی نیز بودند. رضا خان با بحران‌های هویتی که داشت، ریشۀ اصالت و هویت ایرانی را هدف قرار داد. خاندان و گروه‌های عشایری را مورد حمله قرار داد. تلاش کرد، نه تنها اصالت‌ها و ارزش‌های دینی و میهنی را نابود سازد، بلکه حاملان و پاسداران آن‌ها را به ورطۀ نیستی بکشاند. در این راستا، عشایر که بخش مهمّی از جمعیت را به خود اختصاص می‌دادند، هدف بی‌رحمانه‌ترین و ناجوانمردانه‎ترین کشتارها و توطئه‌ها قرار گرفتند.

قیام بختیاری ها با رهبری علی مردان خان

سیاست‌ها و اقدامات رضاشاه، به تدریج زمینه نارضایتی و قیام عمومی ایل بختیاری را فراهم ساخت. در بهار سال 1308 شمسی، تعدیات و ظلم و ستم رضاه شاه، خون علی مردان خان و بسیاری از مردان ایل را به جوش آورده بود. از دست دادن گلّه و احشام، کنار گذاشتن اسب و تفنگ، زندگی زیر سقف خانه‌ای که در مکانی نامناسب بنا شده و به آن عادت نداشتند، گذاشتن کلاه پهلوی بر سر، پرداخت مالیاتی سنگین، دوری از ایل و خدمت به رضا شاه و ده‌ها تصور و فکر دیگر، چون خوره به جان جوانان بختیاری افتاده بود. عشایر از این همه ظلم و اجحاف به ستوه آمده بودند. فقط منتظر تلنگری بودند تا بپا خیزند و بر علیه ظلم رضا شاه وارد جنگ شوند.

در این راستا علی مردان خان در گرمسیر خوزستان با مردان ایلش به شور نشست و می‌خواست بداند اگر بخواهد قیام کند او را همراهی خواهند کرد؟ مردان ایلیاتی که تاکنون چنین تحقیر و مورد ظلم واقع نشده بودند، مردانه هم قسم شدند که تا پای جان او را همراهی خواهند کرد. به سرعت طوایف دیگری از چهارلنگ و هفت‌لنگ به او پیوستند. اولاد چراغعلی خان بابا احمدی برای رویارویی با رضا شاه بی‌تابی می‌کردند. بسیاری از خوانین جوان نیز هم‌دل و هم‌صدا با او طوایف را تحریک و تشویق نمودند که با وی همراه شوند. اخبار این خیزش مردمی به گوش دولتیان رسید. رزمندگان بختیاری در اولین اقدام خود «پل شالو» را منهدم و راه‌های ارتباطی را قطع کردند، تا در صورت حملۀ قوای دولتی غافلگیر نشوند.

با فرارسیدن موسم کوچ، علی مردان خان رزمندگانش را به ییلاق هدایت کرد. خشم مردم از رضا شاه و عمالش سبب گردید تا خان جوان و محبوب، همه جا با استقبال گستردۀ عموم مردم مواجه شود. مردم با ساز و دهل از وی استقبال و پیشاپیش نیروهایش، گوسفند قربانی و داوطلبانه آذوقه و مایحتاج مورد نیاز رزمندگانش را تأمین می‌کردند و جوانان به او می‌پیوستند.

با تلاش‌های بی‌وقفۀ علی مردان خان، قشونی از جوانان بختیاری تشکیل گردید که قلبشان سرشار از نفرت و کینه فراوان نسبت به رضا شاه بود. در همین ایام، به‌طور پیاپی، برخی کلانتران و معتمدان هفت‌لنگ نیز به دیدار علی مردان خان می‌آمدند و با وی به شور و تبادل نظر می‌پرداختند. با این رایزنی‌ها بخش مهمی از ایل محمود صالح، چهل چشمه را ترک گفتند و به علی مردان خان پیوستند و در دولت آباد استقرار یافتند.

علی مردان بختیاری در مشورت با همراهانش و با هدف انسجام بخشی بیشتر میان نیروهایش، دست به یک ابتکار زد و آن تشکیل یک هیات بود. این هیات که نام کامل آن هیأت اجتماعیۀ بختیاری بود متشکل از 12 نفر از سران و کلانتران بختیاری بود. در برخی نقل قول‌ها آمده که آ اسکندر بابا احمدی به‌عنوان رئیس هیأت انتخاب گردید. وظیفۀ هیأت سازماندهی نیروها و رهبری عملیات جنگی بود. هدف بزرگ هیأت نیز استیفای حقوق از دست رفتۀ عشایر بود. جوانان بختیاری برای اثبات وفاداری و پایبندی به قیام، به قرآن سوگند خوردند و برخی مهر و امضاء کردند.


سرانجام حرکت آغاز شد و در ابتدا یاران علی مردان خان شهرکرد را علی مردان خان با نیروهایش که تعداد آن‌ها 2000نفر بود و بر پرچم آنان عبارت لا اله الا الله، محمد رسول الله و علی ولی الله نقش بسته بود به تصرّف خود در آوردند. دولت طاغوت که از اقدامات شجاعانۀ سواران بختیاری به وحشت افتاده بود، یک ستون نیروی نظامی با وسایل موتوری به فرماندهی سرهنگ «محمد خان میمند» از راه تنگ «بیدکان» جهت مقابله با رزمندگان بختیاری اعزام کرد. سواران شجاع و مؤمن بختیاری به فرماندهی «نادرقلی خان» پسر سردار اشجع و «اسماعیل خان زراسوند» داماد لطفعلی خان امیر مفخم، با تصرّف «تنگ انجیره» و ارتفاعات مشرف بر دشت، در تنگ بیدکان مستقر شدند و با نبردی شجاعانه، قوای مزبور را درهم کوبیدند و به محاصره درآورند. قوای نظامی چند بار تلاش کردند تا با حمله به تنگ بیدکان قوای نظامی در محاصره را نجات دهند، اما با دادن تلفات زیاد ناکام ماندند. در نتیجه، نیروهای نظامی به فرماندهی سرهنگ محمد خان میمند مجبور شدند، در قلعۀ ابوالقاسم خان ضرغام در «سفید دشت» پناه بگیرند و به محاصره کامل در آمدند.

سرانجام رضاخان و دولتش با اعزام هواپیماهای جنگی چند نوبت مردم بی‌دفاع را در شهرکرد و مناطق نزدیک به میدان جنگ بمباران کردند. چراکه با اقداماتی که رزمندگان بختیاری انجام داده بودند، رضا شاه به شدّت وحشت‌زده و عصبانی شده بود. از سوی دیگر نیز بختیاری‌های ساکن در اصفهان نیز با تبلیغات وسیع خود، جنگ روانی به راه انداخته بودند و درصدد بودند ضمن تخریب روحیۀ نظامیان، مردم را به حمایت و پشتیبانی از قیام بختیاری‌ها تحریک و تشویق کنند. شاه که بسیار نگران بود مبادا بختیاری، اصفهان را تصرف نمایند و به سمت پایتخت حرکت کنند، خوانین مسن، با نفوذ و مشغول در دستگاه دولتی را تحت فشار زیاد قرار دادند تا اسباب تفرقه و پراکندگی سواران بختیاری را فراهم سازند.

چند روز بعد، در سه فرسنگی شهرکرد، جنگ خونینی صورت گرفت؛ ولی این بار نیز بختیاری‌ها شکست خوردند. اردوی دو هزار نفری بختیاری‌ها از زمان حرکت به طرف شهرکرد تا این نبرد نابرابر در حومۀ شهرکرد، نزدیک به چهل و چهار روز با ارتش تا دندان مسلح رضا شاه جنگید. با این که از مهمّات و اسلحه کافی و مجهزی برخودار نبودند، شجاعانه جنگیدند و علیرغم خلق حماسۀ وصف ناشدنی و رشادت‌های فراوان با سلاح‌های ابتدایی، پس از چند روز در مقابل قشون مجهز، زبده و تازه نفس رضا شاه شکست خوردند. تعدادی از رزمندگان به شهادت رسیدند و جمع کثیری مجروح و عده‌ای نیز اسیر شدند تعداد زیادی از رزمندگان نیز از جمله، علی مردان خان از مهلکه جان سالم بدر بردند.

بعد از تصرّف شهرکرد و استقرار نیروهای نظامی در آن؛ علی مردان خان به همراه جمعی از یاران وفادارش به جنگ و گریز چریکی روی آورد و تلاش کرد خود را به مناطق کوهستانی و صعب‌العبور پشت کوه موگویی برساند. قوای لرستان به فرماندهی سرتیپ مهدی قلی خان تاج بخش و سرهنگ رضاپور برای دستگیری خان، تا میانکوه وی را تعقیب کردند. علی مردان خان، از مناطق سخت و دشوار کینو و لپد عبور کرد. خان در بین مردم بسیار محبوب بود؛ به همین خاطر، مردم نه تنها با نیروی نظامی همکاری نمی‌کردند، بلکه برای جلوگیری از دستگیری خان، اطلاعات غلط به نیروهای نظامی می‌دادند.

در یکی از جنگ و گریزها علی‌مردان‌خان موفق گردید نیروهای دولتی را در تله انداخته و محاصره نماید. محاصره چند روزی طول کشید. آذوقه‌های نیروهای دولتی تمام شد سربازان از فرط گرسنگی. اسب‌های خود را کشتند و می‌خوردند. وقتی علی‌مردان از این موضوع باخبر شد. دستور داد مقدار زیادی غذا برای سربازان فرستادند این موضوع باعث بهت و حیرت سربازان گردید.

علی مردان خان از طریق گردنه‌های صعب‌العبور، راه سردشت را در پیش گرفت، تا به امامزاده احمد فدالهب رسید. سرهنگ صادق‌خان که مأمور دستگیری خان بود، در امامزاده احمد فداله، با علی مردان خان ملاقات کرد و از جانب دولت به وی اطمینان داد که در صورت تسلیم، خطری وی را تهدید نخواهد کرد. بسیاری از همراهان خان، با تسلیم شدن وی مخالفت کردند و بار دیگر بر وفاداریشان به خان تأکید ورزیدند. اما علی مردان خان که در جنگ‌های چریکی متحمّل تلفات زیادی شده بود، ادامۀ جنگ را بی‌فایده دانست و راضی به آسیب دیدن مردم نبود. خان به همراه جمع کثیری از یارانش، روانۀ سردشت شد و از آنجا راهی دزفول گردید. در دزفول، میهمان شخصی به نام خرّم گردید. اهالی دزفول نیز، در مدّت توقّف در دزفول، از وی حمایت کردند. وی مردم را به آرامش دعوت نمود و به اتّفاق سرهنگ صادق خان و نیروهایش، روانۀ اهواز و از آنجا به تهران منتقل و گرفتار زندان رضا شاه شد. بعد از مدّتی، تمامی رهبران قیام و اشخاص دستگیر شده، مورد عفو قرار گرفتند و به بختیاری روانه شدند. دولت احساس کرد که در آن شرایط، برخورد با عوامل قیام به صلاح نیست. با اخذ تعهد، آنان را آزاد، و مجازات و برخورد قهرآمیز با آن‌ها را، به زمانی دیگر موکول کرد. علی مردان خان، مجبور گردید در تهران اقامت کند و تحت نظر باشد.

علی مردان خان، مدّتی در تهران تحت نظر بود و مورد بازجویی قرار گرفت؛ اما اندکی بعد آزاد گردید؛ ولی مجبور بود در تهران اقامت کند و تحت نظر باشد. اگر چه، گزارش‌هایی وجود دارد که: وی چند نوبت به منطقه بختیاری مسافرت نمود. در این زمان دولت، در شرایطی نبود که بتواند برخورد تندی با علی مردان خان نماید یا بخواهد وی را مجازات کند. به این خاطر، وی را آزاد گذاشت و برخورد و مجازاتش را به آینده موکول کرد. با شرایطی که در سال 1312 شمسی به وجود آمد، دولت تشخیص داد که، حال بهترین فرصت برای دستگیری و مجازات عوامل قیام سال 1308 می‌باشد. در این راستا، علی مردان خان، در تاریخ 12 آذر 1312 و برای چندمین و آخرین بار، به همراه جمعی دیگر از بختیاری‌ها که تعداد آن‌ها به بیش از چهل نفر می‌رسید، بازداشت گردید.

علی مردان خان، چنان‌که گفته شد، در 12 آذر سال 1312 شمسی بازداشت گردید و به تهران فرستاده شد. در تهران، پس از بازجویی‌های اولیه، به زندان قصر منتقل شد. از آن پس، زندان قصر تهران، پذیرای یکی از جوانمردترین جوانان وطن گردید، راد مردی که حتی زندانبان نیز شیفتۀ اخلاق و مردانگی‌اش می‌شود. زندانیان نیز از این که دلاوری آزاد مرد، هم بند آنان گردید، بر خود می‌بالیدند و خرسند از این افتخار بودند. علی مردان که اتهامات وارده، یعنی تلاش برای نابودی رژیم پهلوی و قیام مسلّحانه را پذیرفته بود، جمعاً بیش از چهار سال در حبس بود. تااینکه سرانجام علی مردان خان که برای آخرین بار، در تاریخ 12 آذر 1312 و برای چندمین بار، (جمعاً بیش از چهار سال زندان بود.) به زندان افتاده بود به اتّفاق تعدادی دیگر از خوانین، در روز 17 آذر 1313 تیر باران گردید. تاریخ اعدام وی را، بعضی اسفند ماه همان سال نیز ذکر کرده‌اند. به همراه علی مردان خان، هفت نفر از خوانین دیگر نیز اعدام و بیش از 25 نفر نیز به حبس محکوم شدند.

ماجرای افشای ستم‌کاری برخی خوانین

در دوره انتقال قدرت از قاجاریه به رضاخان ، خوانین بختیاری که به واسطه درآمدهای نفتی و عواید ناشی از تصدی زمام امور شهرهای جنوب بسیار ثروتمند و قدرتمند شده بودند و حکومت مرکزی را فاقد قدرت و اقتدار می دانستند ، ظلم و اجحاف به بختیاری ها را به حد اعلا رسانده تا جاییکه اهالی چهار محال و پشتکوه متحده شده با تشکیل هیات اتحادیه چهارمحال و پشتکوه مبارزات طولانی و موثری را با خوانین آغاز کردند. طوایف چهارلنگ نیز که از ظلم و ستم ایلخانی به ستوه آمده بودند ، با طرح و تنظیم چندین شکایت و تلگراف به تظلم خواهی مبادرت کردند. علی مردان خان نیز که محبوب بختیاری ها بود، چندین شکایت نامه تنظیم و به ریاست مجلس شورای ملی ارائه کرد.






علی مردان خان در این شکوائیه بر چند نکته و موضوع تاکید و اشاره کرده است:
1- ظلم و ستم فراوان خوانین به بختیاری ها و استثمار بیرحمانه مردم
2- وابستگی خوانین به اجانب و بیگانگان
3- بی اعتنایی برخی خوانین به اصول مشروطیت و عدالتخواهی





در نهایت با پیگیری های مختلف منطقه چهارلنگ تجزیه و محمد تقی خان شجاع الممالک به سمت ایلخانی و علی مردان خان به سمت ایل بیگی چهارلنگ محمود صالح منصوب شدند. البته حکومت نیز قلباً راضی به تجزیه بختیاری بود زیرا با اینکار خوانین تضعیف می شدند. خوانین بختیاری در قبال اعتراض ها و شکایت های علی مردان خان ، عده ای از سران و ریش سفیدان طوایف و تیره های چهارلنگ را وادار و یا تطمیع کردند تا علیه علی مردان کارشکنی کرده و وی را ناتوان نشان دهند. آنها نیز تحت حمایت به ویژه سردار ظفر شکایت های متعددی را بر علیه علی مردان خان تنظیم و به مجلس و وزارتخانه های مربوطه ارسال می کردند.
علی باقری کاکشی
روز دانشجو
بعد از کودتاى 28 مرداد 1332، رژیم وابسته پهلوى که توانسته بود با کمک اربابان امریکایى بر اریکه قدرت باز گردد، درصدد برآمد تا پایه هاى حکومت خود را تثبیت کند، اما غافل از اینکه مقاومت مردم بطور کامل از بین نرفته و ایران در اولین فرصت خشم و انزجار خویش را نشان خواهد داد.

نیکسون معاون رئیس جمهور امریکا در سال 1332، راهى ایران گردید. در حقیقت او مى آمد تا نتیجه سرمایه گذارى بیست و یک میلیون دلارى را که سازمان جاسوسى امریکا سیاه در راه کودتا و سرنگونى دولت مصدق هزینه کرده بود، از نزدیک مشاهده کند. ملت در حال افسردگى و از نفاق و تفرقه اى که استبداد توانسته بود در میان او ایجاد کند، ناراحت بود.
رهبرى نهضت مقاومت، قصد رساندن صداى اعتراض مردم را به گوش جهانیان داشت و تلاش لندن و واشنگتن را که مى خواست با مشروع جلوه دادن رژیم کودتا، امتیازات مورد نظر خود را در محیط آرام بدست آورد، خنثى کند. اجراى این برنامه به عهده کمیته هماهنگى دانشگاه تهران واگذار شده بود.

تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران، به عنوان اعتراض به ورود دنیس رایت، کاردار جدید سفارت انگلیس در ایران، از روز 14 آذر 1332، آ‎غاز گردید. دانشجویان دانشکده هاى حقوق و علوم سیاسى، علوم دندان پزشکى، فنى، پزشکى، داروسازى در دانشکده هاى خود تظاهرات پرشورى علیه رژیم کودتا برپا کردند. رژیم پهلوى که به خوبى از خشم ملت و خصوصا دانشجویان نسبت به خود و اربابان امریکا از پیش آگاه بود، با تمام قوا متوجه دانشگاه شد.

روز 15 آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه کشیده شد و ماموران انتظامى، در زد و خورد با دانشجویان، شمارى را مجروح و گروهى را دستگیر و زندانى کردند. صبح روز 16 آذر 1332، گارد تا دندان مسلح رژیم پهلوى براى اولین بار وارد صحن دانشگاه شد تا فریاد مخالفان را در گلو خفه کند.
در یکى از کلاسهاى درس دانشکده فنى، چند تن از دانشجویان در اعتراض به حضور ماموران گارد رژیم شاه در صحن دانشگاه، آنها را به مسخره مى گیرند و همین بهانه کافى بود تا وارد کلاس درس شوند و با ایجاد جو رعب و وحشت، محیط را براى بهره بردارى و گرفتن زهر چشم دانشجویان آماده سازند. ماموران گارد با حمله به دانشجویان بى پناه سه تن از آنان را به شهادت مى رسانند.

حادثه 16 آذر 1332، بعنوان یک روز (مقاومت تاریخى) در تاریخ دانشگاه تهران ثبت شد. از آن پس، همه ساله به رغم کوشش رژیم و ساواک، دانشجویان دانشگاه تهران و دیگر دانشگاههاى سراسر ایران مراسم و تظاهراتى به یاد شهیدان آن روز برپا مى کردند.


شهید چمران در ر ابطه با حادثه 16 آذر مى گوید:
وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است که گویى همه را به چشم مى بینم، صداى رگبار مسلسل در گوشم طنین مى اندازد، سکوت موحش بعد از رگبار، بدنم را مى لرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحین را در میان این سکوت دردناک مى شنوم. دانشکده فنى خون آلود را در آن روز و روزهاى بعد به راى العین مى بینم........
نیکسون معاون رئیس جمهور امریکا به ایران مى آید تا نتیجه بیست و یک میلیون دلار خرج کودتا را ببیند.)
" خصوصیت بالقوه دانشجویان در این است که با تحرک گرایش، استنباط و فهم خود فضا را تغییر مى دهند."

شرط اصلى در تضمین امروز و فرداى دانشجو میزان برخوردارى او از معنویات است. فارغ التحصیل دانشگاه ما باید نسبت به کشور و میهن خود وفادار و متعهد باشد. با رافت و عطوفت با انسان ها برخورد کند و تنها در اندیشه پر کردن جیب خود نباشد و براى رسیدن به این هدف، انس با خدا و چشیدن لذات ذکر و دعا و تضرع اجتناب ناپذیر است و این هدیه بزرگ را تشکل ها و انجمن هاى اسلامى باید به دانشجویان تقدیم کنند."
علی باقری کاکشی
در خصوص جزییات بیشتر حمله تروریستی بلوار شهید ریگی چابهار گفت:در این حادثه تروریستی ۲ نفر شهید و سه نفر مجروح شدند .

حادثه تروریستی در شهرستان چابهار

وی ادامه داد: در پی این انفجار بلافاصله نیروهای امنیتی و امدادی در محل مستقر شدند و تا کنون هیچ گروهی مسئولیت این حمله تروریستی را به عهده نگرفته است.

معاون امنیتی انتظامی استاندار سیستان وبلوچستان افزود: این بمب که در داخل یک خودرو کارگذاری شده بود سبب مجروح شدن چند نفر از هموطنانمان شد.



مرعشی تصریح کرد: نیروهای امنیتی در حال بررسی آخرین وضعیت هستند.

سخنگوی سپاه: تنبیه شدید در انتظار عوامل تروریستی چابهار

سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از رهگیری و تنبیه شدید آمران و مجریان حادثه تروریستی امروز در چابهار خبر داد.

تنبیه شدید در انتظار عوامل تروریستی چابهار

شورای تامین سیستان و بلوچستان پیرو حادثه ترویستی چابهار تشکیل جلسه داد

معاون امنیتی انتظامی استانداری سیستان و بلوچستان گفت: بنده عازم شهرستان چابهار هستم، هم اکنون جلسه شورای تامین استان در حال برگزاری است.

وی ادامه داد:عبور و مرور هم به صورت عادی در حال انجام است و اوضاع تحت کنترل است.


آمار مجروحین به 43 نفر رسید

امینی فرد رئیس دانشکده علوم پزشکی ایرانشهر در گفتگو با خبرنگاران گفت: آمار مجروحین حادثه تروریستی امروز در چابهار به 43 نفر رسید.



وی ادامه داد:از این تعداد مجروحین ۸ نفر خانم و ۵ نفر کودک هستند.

وی افزود: تعدادی از مجروحین به صورت سرپایی مداوا شدند.



بازدید نماینده رئیس دانشکده علوم پزشکی ایرانشهر از مجروحین حادثه چابهار + عکس

فرهاد دادگر معاون بهداشتی دانشکده و نماینده تام الاختیار رئیس دانشکده علوم پزشکی ایرانشهر بهمراه حجت الاسلام والمسلمین موسوی امام جمعه چابهار با حضور در بیمارستان امام علی(ع)چابهار از مجروحین حادثه چابهار عیادت کردند.



بازدید نماینده رییس دانشکده علوم پزشکی ایرانشهر از مجروحین حادثه چابهار
عامل حادثه تروریستی چابهار به هلاکت رسید

مدیر کل امور مرزی وزارت کشور با اشاره به حادثه تروریستی امروز چابهار گفت: عامل انتحاری کشته شده و فعلا هیچ گروهی مسئولیت این اقدام را نپذیرفته است.

عامل انتحاری حادثه تروریستی چابهار به هلاکت رسید

حمله تروریستی به ستاد انتظامی چابهار

رحمدل بامری سرپرست فرمانداری چابهار نیز در خصوص جزییات بیشتر این خبر گفت: متاسفانه در این حادثه تروریستی تعدادی زن و کودک در بین مجروحین مشاهده می شود که به بیمارستان امام علی (ع) چابهار منتقل شده اند و در حال حاضر یک نفر از مجروحین به دلیل شدت جراحات وارده به اتاق عمل منتقل شده است.




وی گفت : تصور دشمن این است که می تواند خللی در امنیت مردم ایجاد کند؛اما مردم پای نظام و ارزش‌های خود ایستاده اند.

وی در پایان گفت:فضای شهر چابهار هم اکنون آرام است و همه نیرو‌های عمل کننده هم در سطح شهر مستقر شده اند و جزئیات این حادثه در حال پیگیری است.

گفتنی است به رغم اعلام 3 شهید توسط سرپرست فرمانداری چابهار وزارت کشور تعداد شهدا را 2 نفر اعلام کرد.

*2 نفر در حادثه تروریستی امروز چابهار به شهادت رسیدند

سردار پاکپور :حادثه تروریستی چابهار حاصلی برای تروریست ها نداشت

فرمانده نیروی زمینی سپاه با بیان اینکه بنده و فرمانده قرارگاه قدس سپاه در محل عملیات تروریستی هستیم، تاکید کرد: متاسفانه در این عملیات چند نفر از نگهبانان مقابل در ورودی ستاد فرماندهی شهید و زخمی شده‌اند.

سردار پاکپور با بیان اینکه شهر در امنیت کامل است، گفت: نیروهای سپاه در محل حضور دارند و هوشیار هستند.

وی اضافه کرد کرد: اخبار منتشره توسط برخی رسانه‌های و شبکه‌های اجتماعی مبنی بر اینکه فرمانده انتظامی چابهار در این عملیات تروریستی به شهادت رسیده، کذب است و اصلا خودروی انتحاری نتوانسته به داخل مقر فرماندهی انتظامی چابهار وارد شود.

* حضور سردار پاکپور در محل حادثه تروریستی چابهار

اسامی و تصاویر شهدای حادثه تروریستی چابهار

معاون امنیتی انتظامی استاندار سیستان و بلوچستان اسامی شهدای حادثه تروریستی صبح امروز مقابل فرماندهی انتظامی شهرستان چابهار "ستوان دوم داریوش رنجبر" و "سرباز وظیفه ناصر درزاده" اعلام کرد.

حادثه تروریستی در شهرستان چابهار/حضور سردار پاکپور در محل حادثه تروریستی چابهار

شهید مدافع وطن داریوش رنجبر یکی از شهدای حادثه تروریستی چابهار سرباز وظیفه ناصر درزاده

شهید مدافع وطن سرباز وظیفه ناصر درزاده یکی از شهدای حادثه تروریستی چابهار

در این حادثه تروریستی داریوش رنجبر از پرسنل انتظامی شهرستان چابهار از دانشجویان دوره 25 دانشگاه علوم انتظامی امین ،مجرد، و ساکن استان فارس و همچنین سرباز وظیفه شهید ناصر درزاده ،مجرد، و اهل شهرستان نیکشر به درجه رفیع شهدت نائل آمدند.

تروریست‌ها ناکام شدند/چابهار همچنان رو به جلو

امروز همزمان با عملیات تروریستی، چندین پروژه توسعه‌ای در چابهار با سرمایه گذاری ١٧٠٠ میلیارد ریال کلید خورد.

حادثه تروریستی در شهرستان چابهار/شهر در امنیت کامل است/2تن شهید شدند + اسامی شهدا/فیلم و تصاویر

تروریست‌ها ناکام شدند/چابهار همچنان رو به جلو

عکس العمل به موقع و شجاعانه پلیس، عامل انتحاری را زمین گیر کرد

پایگاه خبری پلیس سیستان و بلوچستان در خصوص حمله تروریستی چابهار اعلام کرد، ساعت 9:30 صبح روز پنجشنبه 15/9/97 یک دستگاه خودرو وانت به قصد اقدام تروریستی و حمله به مقر انتظامی چابهار را داشت که ماموران با هوشیاری، اقدام به موقع و شجاعانه مانع ورود آن شدند.

*دستگیری مرتبطان حادثه تروریستی چابهار در دست اقدام است



عامل انتحاری که موفق به ورود به مقر انتظامی نشده بود، اقدام به انفجار خود نمود که متاسفانه در این حادثه، دو نفر از عوامل انتظامی به درجه رفیع شهادت نائل آمدند همچنین عامل انتحاری نیز به درک واصل شد.

گفته می شود بر اثر این انفجار شیشه های ساختمان‌های اطراف شکسته شده است.

*واکنش های مقامات کشوری و استانی در پی حمله ترورستی در چابهار

عیادت مسئولین از مجروحین حادثه تروریستی چابهار

معاون درمان دانشکده علوم پزشکی ایرانشهر بهمراه معاون سیاسی امنیتی استاندار، فرمانده منطقه انتظامی استان، فرماندار و مدیرعامل منطقه آزاد و جمعی از مسئولین ادارات شهرستان چابهار در بیمارستان امام علی (ع) حضور و از مجروحین حادثه تروریستی چابهار عیادت کردند.
علی باقری کاکشی
روز گذشته تجمع دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر با حاشیه‌هایی همراه شد و حتی فیلم تصاویری از درگیری بین دانشجویان در فضای مجازی منتشر شد.یکی از این تصاویر پرسروصدا مربوط چندتن از دانشجویان بود که رسانه‌های ضدانقلاب آن را به عنوان حمله‌های بسیجیان منتشر کردند.

مصادره دانشجوی بسیجی توسط آمدنیوز!

در همین رابطه به سراغ دانشجوی مضروب دانشگاه(صاحب عکس فوق) رفتیم و از او درباره جزئیات این اتفاق پرسیدیم. محمدمهدی تاجیک دانشجوی ورودی سال ۹۴ رشته مکانیک و دبیر تشکیلات انجمن اسلامی (دفتر تحکیم وحدت) در این باره به خبرنگار ما گفت که این اعتراضات برنامه‌ریزی شده بود. به طوری که روز دوشنبه ۱۲ ام آذر ماه، پوستری با مضمون دعوت دانشجویان برای حضور در یک تجمع غیرقانونی در فضای مجازی پخش شد و در زمان کوتاهی به صورت شبنامه در خوابگاه های دانشگاه امیرکبیر و بعضی از دانشکده‌های دانشگاه توزیع شد.

مصادره دانشجوی بسیجی توسط آمدنیوز!

تاجیک همچنین تاکید می‌کند که این عده حتی پوسترشان را هم در کانالی که تحت عنوان «اعتراض به غذای سلف» به راه افتاده بود پخش کردند اما در زمان تجمع، هرچند شعارها قرار بود صنفی باشد یکباره رنگ و بوی سیاسی گرفت و در مقابل آن‌ها بچه‌های انقلابی به میان آمدند و با شعارهایی به آن‌ها یادآوری کردند که وضعیت امروز حاصل رأیی است که سال گذشته دادید و نشریات و تابلوهای دانشگاه را هم به آن اختصاص دادید.

مصادره دانشجوی بسیجی توسط آمدنیوز!

محمدمهدی تاجیک دانشجوی مضروب

آغاز تحرکات ضد نظام زیر سایه «پروژه اصلاحات»/ آیا «جریان خاص» به عاقبت منافقین دچار خواهد شد؟

این دانشجوی دانشگاه امیرکبیر درباره شروع درگیری‌ها هم می‌گوید ما با پرچم ایران مشغول شعار دادن بودیم که یکی از اعضای انجمن موسوم به ترقی‌خواه، پرچم را از بچه‌های ما گرفت و پس از شکستن چوب پرچم آن را به سمت خواهران بسیجی که در گوشه‌ای ایستاده بودند، پرتاب کرد و باعث جراحاتی برای این دانشجو شد.
منبع :فارس
علی باقری کاکشی
مستند «نیمه شب 24 آوریل» ساخته جواد موگویی، در جشنواره مقاومت 97 اکران و با استقبال مخاطبان و منتقدان مواجه شد. به همین بهانه، گزارشی از این مستند را که سال 95 منتشر شد، بازنشر می‌شود.

بخشی از مطالبات فرهنگی، ارتقاء سطح «آگاهی عمومی» در عرصه دیپلماسی بین الملل است. بیشمار مجله، روزنامه و... توسط کلونی‌های رسانه‌ای منتشر می‌شود اما به جای تزریق «آگاهی عمومی»، به صورت معکوس به غفلت عمومی دامن می‌زنند. از حقوق اساسی مردم، دانستن و آگاهی به امور دیپلماتیک، در عالی‌ترین سطوح سیاست بین الملل است. اما با صعود انقلاب در اغلب عرصه‌های بین الملل، حق اساسی دانستن و ارتقاء آگاهی عمومی بیشتر از مردم سلب می‌شود.



در رخوت اطلاع رسانی و ارتقاء آگاهی است که تفاوت فاحش ایدئولوژیک میان چند نسل پس از انقلاب شکل می‌گیرد. در شرایط کنونی پدران باید به فرزندان پاسخ مبسوط دهند که چرا انقلاب کردند؟ چرا هشت سال جنگیدند؟ چرا در مقابل انگلیس، آمریکا و اسرائیل ایستادند؟ و خیلی چراهای دیگر...



در صورتیکه در ایالات متحده هیچگاه پدران به نسل‌های بعد از خود ،بابت انتخاب سیاسی حکومتشان پاسخی نخواهند داد، با اینکه ایالات متحده در هر کنش میلیتاریستی، کودتاهای مهم و در براندازی مخلمی یا نرم، در سایر کشورهای مستقل جهان دخالت مستقیم و یا غیر مستقیم داشته است! نسل های امروز آمریکایی هیچگاه پدرشان را بابت انجام و اجرای کودتای بیست و هشت مرداد ملامت نمی‌کنند!



نسل امروز آمریکایی هیچگاه، پدرشان را بابت کشتار بیشمار «ویت کنگ»ها طی یک جنگ فرسایشی زیر تیغ انتقاد نمی‌برد و آنها را استیضاح نمی‌کند و همچنان در سراسر جهان میلیونها انسان،با گلوله آنگلوساکسونی کشته می‌شود اما در ایالات متحده سئوالی پرسیده نمی شود و کسی از این همه کشتار به خشم نمی‌آید.



تفاوت فاحش فرهنگ سیاسی آمریکایی‌ با فرهنگ سیاسی ایرانی در عرصه بین الملل، پرداخت داده‌های بین المللی است که برای درک هر رخداد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی ، ورزشی و... ، آمریکایی‌ها به بی‌نهایت منابع مکتوب و مستند دسترسی دارند. از این رو فرزندانی که پدرشان در ویتنام بودند بابت باطل یا بر حق بودنشان سئوالی نپرسیدند! یا نسل بعدی شهروندان آمریکایی هیچگاه از پدرانشان سئوالی نخواهند پرسید که چرا به عراق حمله کردید؟چرا در افغانستان شهروندان بسیاری را کشتید؟



اما در کشور ما متاسفانه «سیاست خارجی پستویی» موجب می شود که شهروند ایرانی، اطلاعات دقیقی از روند کشت گلابی‌های بین المللی نداشته باشند. با گذشت مدتها از توافق هسته‌ای، شهروندان دقیقا نمی‌دانند گلابی موردنظر را از کدام باغ تهیه کنند. در صورتیکه در ایالات متحده برای ماجرای مک فارلن، 41500 صفحه کتاب نوشته شده است و سیاستمدار سعی نمی‌کند با تشبیه حرکت سیاسی خود به یک میوه، آگاهی عمومی را مخدوش کنند.



ثمره داخلی تصمیمات دولتی، خواه سیب خواه گلابی، اعتباری برای مردم ندارد. در بلند برای مردم، دیپلماسی خارجی دولت، نسبت به تصمیمات داخلی در درجه اهمیت بیشتری قرار دارد. آنچه برای شهروندان اصالت ندارد «سیاست پستویی» است؛ با تاکید بر ناگفته های قدم زنان با جان کری...




دولتمردان آمریکایی در هر مذاکره و نشستی، تمام گفتگو هایشان را پس از ضبط، پیاده کردن، در اختیار مردم قرار می دهند. بیست و شش هفت سالی است که در دولت‌های مختلف، اغلب مذاکرات و مصالحات در «پستوهای سیاسی» می‌گذرد و مردم از متن واقعی اتفاقات مطلع نیستند. در چنین شرایطی طبیعی است که مردم اعتماد خودشان را به دولت ها از دست خواهند داد، چون نسبت به عملکرد خارجی دولت تحلیلی ندارند.



طبیعی است که به دلیل عدم مدیریت فرهنگی آدمیزادی و اینکه اغلب رسانه های داخلی به موضوعات کلان، کم دقتی و کم توجهی می کنند، نسل سوم نمی‌تواند برای نسل چهارم دلایل استمرار آمریکایی ستیزی را به درستی تبیین کند. نسل سوم نمی‌تواند برای نسل چهارم، سراسر تاریخ استعمار زده این سرزمین را تشریح کند و مدیران فرهنگی به جای اعتلای منطقی فرهنگ تاریخی و تاریخ فرهنگی چسبیده اند به دامان کن و اسکار.

نسل چهارم سئوال مطرح می کند چرا توافق با آمریکا غلط است و نتیجه نخواهد داشت؟ نسل سوم پاسخی ندارد و با گفتن تاریخ به صورت غلط و نادرست، آنهم به صورت شفاهی، حوصله نسل چهارم را سر می‌برد. اگر فرهنگ، فرهنگ بود و اگر مدیران فرهنگی واقعا مرد همین میدان بودند دیگر نیازی نبود برای نسل چهارم توضیح دهیم که چرا دلداده کدخدا نیستیم! به همین دلیل است که بارها حرکت مستندساز برخواسته از جشنواره عمار را ستایش کرده‌ایم. چون بخشی از عملیات قوی رسانه ای آنها ثبت حقیقی تاریخ سیاسی است.

در این وانفسا و در دوران سیاسی پنهان کاری، عده‌ای مستند ساز جوان با دست خالی و بدون پشتوانه دردوران تاریخ نهان سازی تکنوکرات‌ها، تلاش می کنند برگ‌های پنهان از توافقات بین المللی عقلا که در کتابخانه‌های شخصی و پستوهای سیاسی پنهان شده را عیان کنند، تا بلکه تاریخ به لطف تک برگ‌های باقی مانده با جزئیات دقیق تری در دسترسی نسل چهارم قرار گیرد.

شنبه 24 آوریل

مستند نیمه شب 24 آوریل آخرین ساخته جواد موگویی نگارشی بصری از چند رویداد بسیار مهم در عرصه بین الملل است. این اثر از جمله آثار نمونه‌ای است که با خون دل ساخته شده تا نسل چهارمی‌ها به درکی تاریخی از پروژه نفوذ از سال 1357 و عدم نتیجه در مذاکره با کدخدا برسند.


در انقلاب دوم به تعبیر امام خمینی (ره)، سفارت آمریکا توسط دانشجویان تسخیر شد. این تسخیر در واقع فتح مرکز اطلاعاتی و امنیتی CIA در قلب تهران بود. مستند با گزیده گویی روایات به سراغ رویدادهای مهمتری می‌رود. و سازنده این اثر به این مهم توجه دارد که در مواجه سیاسی، تحلیل واکنش های دشمن، تاریخ سازتر خواهد شد.
پس از گذشت شش ماه از تسخیر سفارت گروه ویژه‌ای برای حمله به ایران و آزادی گروگانها تشکیل می شود که «دلتا فورس» (نیروی دلتا) نام داشتند و عملیات «ایگل کلا» (پنجۀ عقاب) را طرح ریزی کردند. این گروه ویژه طبق اظهارات چارلی بکویث ، فرمانده عملیات، 132 نفری بود که در نیمه شب 5/2/59 شمسی در صحرای طبس با شکست مواجه شدند. آنطور که در این مستند اشاره می شود، ابتدا یکی از هلی کوپترها به دلیل اشکال فنی پس از چهل مایل پرواز در خاک ایران مجبور شد به ناو هواپیما «برنیمیتز» که در دریای عمان مستقر بود، بازگردد.هلی کوپتر دوم نیز به دلیل اشکال فنی دیگری، در محلی نزدیک کرمان فرود آمد. شش هلی کوپتر در محل مقرر در صحرای طبس فرود آمدند یکی دیگر از هلی کوپترها پس از سوخت گیری در حالی که از زمین بلند می‌شد با بدنۀ یکی از هواپیماهای سی ـ 130 برخورد کرد و انفجار عظیمی رخ داد که به کشته شدن تعدادی از کماندوها منجر شد. بروز این حادثه عملیات نجات را متوقف کرد و اعضای گروه نجات در حالی که اجساد سوخته شدۀ 9 تن از یاران شان را پشت سرگذاشته بودند با سرعت محل را ترک کردند.


مستند « نیمه شب 24 آوریل» با جامپ های اطلاعاتی و میان نویس های قابل اعتنا به صورت آوانگاردی از وقایع طبس عبور می‌کند و وارد موضوعات حساس تری می‌شود. بدنه دراماتیک اثر از آنجایی شکل می‌گیرد که نیروهای سپاه یزد وارد عمل شده‌اند و شهید بلند آوازه «محمد منتظرقائم» مسئولیت حفاظت از هلکوپترهای آمریکایی را بر عهده گرفته است. اما پس از ساعاتی از رویداد طبس بنی صدر که فرماندهی کل قوا را بر عهده داشت دستور بمباران هلی کوپترهای به جا مانده آمریکایی را می‌دهد. در این حادثه محمد منتظر قائم به شهادت می رسد اما به لطف تلاش او برخی اسناد در این هلکوپترها کشف می شود.


توسعه نبوغ آمیز مینی مال روایت یا با لحنی خودمانی‌تر، گزیده‌گویی، هیجان عجیبی را چاشنی این مستند می‌کند، بدون آنکه آدرس غلط به مخاطب بدهد و یا لحظه‌ای از مسیر اصلی روایت خارج شود و بدون هیچ دریغ و کاستی، از ماجرای هدایت بنی صدر توسط آمریکایی‌ها از نوفل لوشاتو – تا تهران پرده برمی‌دارد. کارگردان اصرار استفاده از شاهدان عینی را ندارد و مهمترین سند به جا مانده را، یکی از فعال اصلاح طلب در کتاب خاطراتش منتشر کرده است. موگویی، تا نیمه مستند،اثبات می کند که بنی صدر از همان نوفل لوشاتو همکاری‌اش را با آمریکایی آغاز کرده است و اسناد مکشوفه لانه جاسوسی این موضوع را اثبات کرده است، اما برگ‌های دیگری از این سند خیانت به جا مانده است که در نیمه دوم و سوم مستند بدان پرداخته می‌شود.
مستند « نیمه شب 24 آوریل» با شاهدان عینی ثابت می‌کند که رهبر در سایه اصلاحات «م.خ» اجازه نداد اسناد مکشوفه از لانه جاسوسی درباره همکاری بنی‌صدر با ماموران امنیتی اطلاعاتی آمریکا منتشر شود و کمی بعد بنی صدر موفق می شود با یازده میلیون رای به مقام ریاست جمهوری برسد.
نبوغ کارگردان در این است که در کمترین فرصت ممکن، موضوع خیانت و همکاری «پدر معنوی دولت اصلاحات» با بنی صدر اثبات می‌کند. در واقع انتشار این اسناد در آن زمان سبب می‌شد که بنی صدر رئیس جمهور نشود و عدم تائید صلاحیت بنی صدر، سرنوشت جنگ را در همان زمان تغییر می‌داد و خیلی اتفاقات دیگر نمی افتاد. بخش سوم مستند از سایر بخش‌های آن مهمتر است.. موضوع اول نقشه آمریکایی‌ها برای آزادی گروگانها، اثبات مراده اطلاعاتی بنی صدر و ماموران سیا و جمع بندی فیلم از همه جالب‌تر است که شیخ در سایه اصلاحات با علم به اینکه بنی صدر با ماموران سیا مراوده اطلاعاتی و امنیتی داشته او در رفتاری تعمدی ، چنین اطلاعاتی را افشا نمی‌کند.

مستند« نیمه شب 24 آوریل» در مدت زمان کوتاهی مخاطبش را در مقابل رگباران اطلاعات تاریخی بسیار غنی و سرنوشت سازی قرار می‌دهد و در این رگباران از سه موضوع مهم رمزگشایی می‌کند. اما نکته چهارم در میان مثلث اطلاع رسانی مستند ،ضلع آگاهی بخشی است که در ذهن مخاطب شکل می گیرد، ضلعی با عنوان اهمیت نفوذ.

با اینکه مستند صرفا به وقایع نگاری و داده پردازی و بهره بهری شهود عینی می پردازد اما ضلع چهارم این مستند در سلول های خاکستری مخاطب شکل می‌گیرد . آمریکایی‌ها در سال 1359 با اتکا به نیروی نفوذی داخلی جرات کردند اقدام به انجام عملیات پنجه عقاب کنند. عملیاتی که با حمایت یک شبکه گسترده نفوذ انجام می‌شدکه بالاترین مقام اجرایی کشور در این علمیات ضدایرانی همراه و شریک آنها بود. این بخش از تاریخ را با چنین استدلال هایی که کارگردان در اختیار بیننده می گذارد نباید فراموش کرد. اساسا چنین مستندهایی ساخته می شود تا حافظه تاریخی ملت تقویت شود و با دیدن این مستند این سئوال پیش می‌آید قرار داد الجزایز و مفاد آن چه شد؟ چه کسانی آنرا امضا کردند و هزاران سئوال دیگری که برای علاقه مندان تاریخ محفوظ باقی خواهد ماند.

با ساخت چنین مستندهایی در تدام یک موج منطقی، می توان امیدوار بود تاریخ انقلاب و استعارسیزی به خوبی به نسل چهارم و پنجم منتقل شود. نیروهای انقلابی، به شکلی انقلابی و با کمترین پتانسیل ممکن در سطوح مختلفی اقدام به جمع آوری تاریخ در قالب بسته های هنری کرده اند تا با وجود عدم ثبت رویدادهای انقلابی، محتوایی قابل استناد را برای اثبات استعمار با مدل کیف انگلیسی و چمدان و چماق آمریکایی تولید کنند تا در قالب همین روایت دلایل استقلال منتج از انقلاب و عدم تن دادن به خواست دشمنان انقلاب درک شود.
علی باقری کاکشی