برخی منابع خبری نزدیک به طالبان از هلاکت «شهاب المهاجر» رهبر گروه تروریستی داعش در افغانستان در ولایت کنر خبر دادهاند.
منابع خبری نزدیک به طالبان از کشته شدن شهاب المهاجر رهبر گروه تروریستی داعش در افغانستان در عملیات شب گذشته نیروهای استخبارات طالبان با عنوان "عملیات شکار" در ولایت کنر خبر دادهاند.
«ثناءالله غفاری» ملقب به «شهاب المهاجر» در ژوئن 2020 توسط هسته مرکزی داعش برای ریاست شاخه خراسان تعیین شده بود.
همچنین دفتر مبارزه با تروریسم وزارت خارجه آمریکا در گزارشی اعلام کرده بود این رهبر داعش، در دولت سابق افغانستان، عضو گارد ویژه امرالله صالح معاون اول ریاست جمهوری افغانستان نیز بوده است.
بر اساس گزارشها این سرکرده داعش فارغالتحصیل دانشگاه پلیتکنیک کابل است و ماه گذشته نیز انجینر عمر معاون وی در گروه تروریستی داعش به هلاکت رسید.
لازم به ذکر است که این خبر تاکنون از سوی منابع رسمی حکومت طالبان تایید و یا تکذیب نشده است.
🇮🇷🌹🇮🇷🌹🇮🇷🌹🇮🇷🌹🇮🇷🌹🇮🇷🌹🇮🇷🌹🇮🇷
امروز با گذشت یک هفته از اتمام مهلت ثبت درخواست متقاضیان واجد شرایط مشارکت در مرحله دوم فروش یکپارچه خودروها، نوبت دهی پس از قرعهکشی انجام خواهد شد.
امروز (۱۷ خرداد ماه) قرعهکشی نوبت دهی مرحله دوم فروش خودرو با حضور دستگاههای نظارتی انجام میشود.
در مرحله دوم سامانه یکپارچه که از ۲۰ تا ۲۹ اردیبهشت ماه برای تعریف حساب وکالتی و واریز وجه ۱۰۰ میلیون تومان و مسدود کردن آن در همین حساب وکالتی اقدام کرده بودند، به پایان رسید و افراد ثبتنام کننده در لیست نوبتدهی قرار گرفتند.
طی این مدت مشتریان حائز شرایط که در موعد مقرر حساب وکالتی تعریف و وجه مورنظر را مسدود کرده بودند و طبیعتا بانکها اسامی آنها را در اختیار سامانه قرار داده بودند، برای ثبت پنج اولویت خودرویی مورد نظر خود از میان ۲۳ محصول عرضه شده توسط چهار شرکت سایپا، مدیرانخودرو، کرمانموتور و فرداموتورز با قیمت کارخانهای (مصوب شورای رقابت)، اقدام کردند؛ پس از آن، پایش اطلاعات ثبتنامکنندگان که در لیست نوبتدهی قرار گرفته بودند، آغاز و طی هفته جاری تکمیل شد.
از فردا تا روز جمعه (۱۹ خرداد ماه)، پایشهای بعدی انجام و سپس لیست نوبتدهی در اختیار خودروسازان قرار خواهد گرفت تا بر اساس برنامه تولید، ۲۴ خرداد ماه زمان تخصیص نهایی و در نهایت لیست اولویت مشتریان و نوبت تحویل خودروها مشخص شود.
امروز سالگرد حادثه تروریستی مجلس شورای اسلامی است به همین بهانه به بازخوانی آن حادثه تاریخی پرداختهایم.
17 خرداد یادآور یکی از حوادثی است و هیچگاه از خاطره ملت ایران پاک نخواهد شد؛ حادثه تروریستی 17 خرداد ماه 1396 و حمله گروهک تروریستی داعش به مجلس شورای اسلامی و حرم حضرت امام خمینی(ره) است.
در این روز دو تیم تروریستی به حمله به ساختمان مراجعات مردمی مجلس شورای اسلامی و حرم حضرت امام حمله کردند که پس از درگیری با نیروهای امنیتی همه آنها به هلاکت رسیدند.
به همین مناسبت در ادامه به بازخوانی این حادثه مهم خوایم پرداخت.
حدود ساعت 10 و 20 دقیقه صبح 17 خرداد صدای تیر اندازی از میدان بهارستان و ساختمان مجلس شورای اسلامی به گوش رسید.کم کم اخباری مبنی بر تیراندازی در ساختمان مجلس شورای اسلامی منتشر شد. در ابتدا گمانه زنی هایی مبنی بر اعتراض یکی از مراجعین به ساختمان مجلس مطرح شد اما اندکی بعد حادثه ابعاد گسترده تری پیدا کرد و مشخص شد موضوع چیزی فراتر از یک اعتراض است و پای یک حمله تروریستی در میان است.
چند دقیقه بعد مشخص شد سه تروریست مسلح با ورود به ساختمان مراجعات مردمی مجلس شورای اسلامی و تیراندازی به سمت مردم و ماموران امنیتی قصد ورود به ساختمان اداری و صحن مجلس شورای اسلامی را داشته اند که با هوشیاری پاسداران حفاظت مجلس از راهیابی به ساختمان اداری و صحن علنی مجلس باز می مانند و مجبور می شوند در طبقات ساختمان مراجعات مردمی و دفاتر نمایندگان به درگیری با نیروهای حفاظت مجلس ادامه دهند.
درب ورودی ساختمان مراجعین مردمی مجلس شورای اسلامی محلی که تروریستها از آنجا عملیات خود را شروع کردند
و در حین وزود با تیر اندازی چندتن از مردم را به شهادت رساندند
10 دقیقه بعد در حالی که همچنان درگیری در ساختمان مجلس ادامه دارد یک تیم تروریستی به حرم مطهر امام خمینی حمله می کند. در این حمله یکی از ترویست ها در حیاط مقابل صحن شبستان جلیقه انتحاری خود را منفجر می کند و یه تروریست دیگر توسط ماموران نیروی انتظامی به هلاکت می رسند.
در جریان این دریگری متاسفانه دو نفر از هموطنانمان به شهادت می رسند و با حضور نیروهای امنیتی در حرم امام راحل اوضاع تحت کنترل قرار میگیرد.
محلی که یکی از تروریستها در حرم امام جلیقه انتحاری خود را منفجر کرد
درگیری همچنان در ساختمان مجلس شورای اسلامی ادامه دادر و نمایندگان مجلس در صحن علنی مجلس مشغول کار خود هستند.
سه نفر از نیروهای حفاظت مجلس در درگیری با تروریست ها زخمی میش ند و ساعت10:40 یکی از آنان به نام جواد تیموری بر اثر جراحت وارده به شهادت می رسد. همچنین تعدادی از مراجعه کنندگان مردمی به مجلس نیز بر اثر تیراندازی مهاجمان به شهادت می رسند.
بهشعاع پانصد متر دورادور ساختمان مجلس شورای اسلامی نوار امنیتی کشیده میشود و هرگونه ترددی ممنوع اعلام میشود. پلیس راهور تهران بزرگ هم اعلام کرد: در مسیرهای اطراف مجلس تدابیر ویژه ترافیکی انجام شده و تردد خودروهای شخصی بهسمت مجلس ممنوع است. برای تردد خودروهای امدادی و آتشنشانی مسیرهای ویژه در نظر گرفته شده است.
تیم رهایی گروگان سپاه وارد ساختمان مجلس می شود و به درگیری با ترویست ها می پردازد و موفق می شود یکی ازتروریست ها را به هلاکت برساند. در حالی که همچنان درگیری ادامه دارد . چندتن از فرماندهان سپاه از جمله سردار سلامی جانشین و قت فرمانده سپاه، سردار پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه، سردار غیب پرور رئیس وقت سارمان بسیج برای هدایت عملیات ضد تروریستی در محله حادثه حاضر می شوند.
ساعت 14:00 سرلشکر جعفری فرمانده وقت کل سپاه شخصا در مجلس شورای اسلامی حضور پیدا می کند و از نزدیک بر عملیات ضد تروریستی نظارت میکند.
در ادامه تروریست های داعشی با حمله به دفتر برخی نمایندگان مجلس دو نفر از اعضای دفتر حادجی دلیگانی نماینده مردم شاهین شهر را به شادت می رسانند و فیلم آن را در نیز در فاضی مجازی منتشر می کنند.
با ورود نیروهای ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به و تنگ تر شدن حلقه محاصره یکی از توریست ها خود را منفجر می کند.باقی تررویست ها نیز در درگیری با نیروهای امنیتی به هلاکت می رسند و بالاخره ساعت 5 بعد ازظهر این عملیات با هلاکت تمام تروریست ها و شهادت چند تن از هموطنانمان به پایان می رسد.
چند روز این حادثه تروریستی رهبر معظم انقلاب اسلامیاز آن با عنوان ترقه بازی یاد می کنند و می فرمایند: «این ترقه بازی ها تاثیری در اراده ملت ایران ندارد».
29 خرداد و تنها پس از گذشت 12 روز از عملیات تروریستی داعش نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در عملیات لیله القدر با 6 فروند موشک بالستیک میان برد ذوالفقار و قیام مواضع گروهک تروریستی داعش در استان دیر الزور سوریه را هدف قرار داد و تلفات سنگینی به این گروهک تروریستی وارد کرد.
چندی بعد نیز تمامی عوامل ترویستی دخیل در این عملیات که وظیفه پشتیبانی از تیم ترویستی را بر عهده داشتند توسط نیروهای امنیتی دستیگر شده و پس از برگزاری دادگاه علنی همگی به اعدام محکوم شدند.
نحوه برخورد و پاسخ جمهوری اسلامی به این این اقدام تروریستی داعش به نحوی بود که این گروهک تروریستی دیگر قدرت عرض اندام و اجرای عملیات های مشابه در خاک ایران را پیدا نکرد و حدود یکسال بعد بود که بساط حکومت داعش در عراق و سریه برچیده شد.
شقایق دهقان به اتهام حضور بدون حجاب شرعی در معابر به حبس محکوم شد؛ حکم با جریمه نقدی جایگزین شد.
حکم کشف حجاب شقایق دهقان اعلام شد
کاوه راد، وکیل شقایق دهقان میگوید موکلش در دادگاه ارشاد به اتهام حضور بدون حجاب شرعی در معابر به تحمل ده روز حبس محکوم شده است اگرچه دادگاه حکم حبس را با جریمه نقدی جایگزین کرده است.
به گزارش سینما اعتماد به نقل از چند ثانیه ،کاوه راد نوشته است پرونده به شکایتِ پلیس امنیت عمومی به جریان افتاده است. به گفته او «دادگاه، مدت حبس ایشان را در اجرای تکلیف قانونی با پرداخت مبلغ “یک و نیم میلیون تومان” جریمه نقدی جایگزین کرده است.»
به گفته او «جرم اعلامی، در زمره جرائم درجه هشت قرار دارد، حکم صادره قطعی و غیرقابل تجدیدنظرخواهی است.»
از عناوین اتهامی خانم دهقان «جریحهدار کردن عفت عمومی از طریق انتشار تصویرِ حضور بدون حجاب در جلسه رونمایی از یک کتاب» نامبرده شده است.
پیرو انتشار دفترچه راهنمای انتخاب رشته آزمون کارشناسیارشد ناپیوسته سال ۱۴۰۲ در تاریخ ۱۴۰۲/۳/۱۰، ضمن اعلام اصلاحات جدید بشرح فایل پیوست مربوط به دفترچه راهنمای انتخاب رشته، به اطلاع داوطلبان مجاز به انتخاب رشته در آزمون کارشناسیارشد ناپیوسته سال ۱۴۰۲ میرساند به منظور فراهم نمودن تسهیلات بیشتر برای آن دسته از داوطلبانی که تا این تاریخ (۱۴۰۲/۳/۱۶) برای انتخاب رشته اقدام ننمودهاند، ترتیبی اتخاذ شده است که بتوانند تا پایان روز شنبه مورخ ۱۴۰۲/۳/۲۰ نسبت به انتخاب رشته اقدام نمایند. لذا داوطلبان، ضرورت دارد در مهلت در نظر گرفته شده و پس از مطالعه دقیق دفترچه راهنمای انتخاب رشتههای تحصیلی و مندرجات این اطلاعیه، به درگاه اطلاعرسانی این سازمان مراجعه و نسبت به ثبت کدرشتهمحلهای انتخابی در آزمون مذکور اقدام نمایند.
ضمناً آن دسته از داوطلبانی که قبلاً نسبت به انتخاب کدرشتهمحلهای تحصیلی اقدام نمودهاند، میتوانند در صورت تمایل تا تاریخ ۱۴۰۲/۳/۲۰، نسبت به مشاهده یا ویرایش کدرشتهمحلهای انتخابی خود اقدام نمایند.
دریافت
حجم: 303 کیلوبایت
اصلاحات جدید دفترچه راهنمای انتخاب رشته کنکور کارشناسی ارشد ۱۴۰۲
🔸سرقت ٢۶ هزار گلوله از انبار مهمات صهیونیستها.
🔷 رسانههای صهیونیستی : ٢۶ هزار گلوله تفنگ از یک انبار مهمات در پایگاه تزلیم در جنوب اسرائیل به سرقت رفته است.
📍بر اساس این گزارش، صبح امروز پس از بازرسی محل توسط فرماندهان این پایگاه نظامی، متوجه شکافی شدند که مهمات از طریق آن به سرقت رفته است.
یعنی خدا میداند چند وقت از این شکاف غنیمت گرفته و ریختن سر خودشون اون وقت ادعای قدرت امنیت و اطلاعات هم دارند
ستاد انتخابات کشور با صدور اطلاعیه شماره ۳، ما بقی لیست مشمولان حکم بند الف ماده ۲۹ قانون انتخابات کشور را اعلام کرد.
متن اطلاعیه شماره ۳ ستاد انتخابات کشور به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
وزارت کشور
ستاد انتخابات کشور
اطلاعیه شماره (۳)
انتخابات دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی
به آگاهی هم میهنان عزیز می رساند، پیرو اطلاعیه شماره (۲) این ستاد در ارتباط با مشمولین ماده ۲۹ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی، بدین وسیله باقیمانده فهرست همترازی ها که از سوی سازمان امور اداری و استخدامی کشور دریافت گردید، به شرح جدول پیوست (پیوست-اطلاعیه-شماره-۳-ستاد-انتخابات-کشور) اطلاعرسانی میگردد.
لازم به ذکر است چنانچه داوطلبی برابر اطلاعیه های شماره (۱)، (۲)، و (۳) ستاد انتخابات کشور نسبت به همترازی پست خود همچنان دارای ابهام است، به دلیل آنکه حقوقی از کسی تضییع نشود و امکان ثبت نام برای تمامی دواطلبان فراهم باشد، ضرورت دارد یادشدگان فوق به قید فوریت، با حضور در فرمانداری ها، ستادهای انتخابات مستقر در استانداری ها یا ستاد انتخابات کشور، مراتب را اعلام تا در اسرع وقت از سازمان امور اداری و استخدامی استعلام لازم بعمل آمده و نتیجه در اختیار فرد، افراد یا افکار عمومی قرار گیرد.
ضمناً مشاغلی که با رعایت قانون و مقررات با مقامات ماده ۷۱ قانون مدیریت خدمات کشوری همتراز شده اند، مشمول حکم بند (الف) ماده ۲۹ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی می باشند.
همانگونه که در اطلاعیههای قبلی اعلام شد، آخرین مهلت قبول استعفاء مشمولان ماده ۲۹ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی، تاریخ ۲۵خرداد ماه ۱۴۰۲ است و قبول استعفاء بعد از مدت تعیین شده، برای ثبت نام و اعلام داوطلبی انتخابات مجلس شورای اسلامی، مورد پذیرش مراکز ثبت نام قرار نخواهد گرفت.
ستاد انتخابات کشور
سردار حاجی زاده گفت:موشک فتاح به دلیل نوع حرکت آن که در جهات و ارتفاع مختلف است، توسط هیچ موشکی قابل انهدام نیست.
سردار سرتیپ پاسدار «امیرعلی حاجیزاده» فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صبح امروز در آیین رونمایی از موشک هایپرسونیک «فتاح» اظهار داشت: موشکی که امروز رونمایی آن صورت گرفت، موشکی است که در دنیا کمنظیر است؛ به نحوی که با رونمایی این موشک ایران جزو چهار کشور دارای این فناوری شد.
سردار حاجیزاده افزود: موشک فتاح به دلیل فناوریای که دارد، هیچ ضد موشکی برای آن وجود ندارد؛ در حالی که برای سایر سلاحها مانند تانک، ناو، هواپیما و... موشک ضد آن وجود دارد و حتی برای سایر موشکها هم ضدموشکهایی ساخته شده است.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه ادامه داد: البته سپر موشکیای که موفقیت زیادی داشته باشد، وجود ندارد؛ از سوی دیگر برای زدن یک موشک، باید سه موشک شلیک شود و این در حالی است که تقریباً قیمت یک ضد موشک ۲۰ برابر موشکِ هدف است.
وی عنوان کرد: موشک فتاح به دلیل نوع حرکت آن که در جهات و ارتفاع مختلف است، توسط هیچ موشکی قابل انهدام نیست؛ برای اینکه موشکهای ضدموشک طبق یک بردار مشخص حرکت میکنند که البته سرعت آنها از سرعت کمی هم برخوردار است.
سردار حاجیزاده با بیان اینکه سرعت موشک فتاح ۱۳ ماخ است، گفت: موشکی که دارای چنین سرعتی باشد، مقابله با آن ناممکن خواهد بود؛ همچنین برد این موشک هزار و ۴۰۰ کیلومتر تعیین شده که در محدوده هدف بهصورت دقیق اصابت میکند.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه تأکید کرد: فعالیتهای ما در این حوزه به ساخت این موشک خاتمه پیدا نمیکند، چون این مسیر را همچنان ادامه خواهیم داد تا هیچ دشمنی حتی تصور حمله به ایران را هم نکند.
وی با تأکید بر اینکه فعالیتهای موشکی از ابتدا تاکنون مورد حمایت و تأیید فرمانده معظم کل قوا بوده است، افزود: زمانی که گزارش ساخت این موشک را خدمت ایشان ارائه کردیم، معظمله نام «فتاح» را برای این موشک برگزیدند.
سردار حاجیزاده خاطرنشان کرد: همکاریهای سپاه با دولت تاکنون در هیچ دولتی به اندازه دولت فعلی نبوده است؛ لذا از همکاریهای وزارت دفاع نهایت سپاسگزاری را داریم.
موشک «هایپرسونیک» نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با نام «فتاح» صبح امروز (سهشنبه) با حضور حجتالاسلام سید ابراهیم رئیسی رئیس جمهور، سرلشکر حسین سلامی فرمانده کل سپاه و سردار امیرعلی حاجیزاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه در ستاد این نیرو رونمایی شد.
موشک هایپرسونیک فتاح هزار و ۴۰۰ کیلومتر برد دارد و قادر است از تمامی سامانههای سپر موشکی عبور و این سامانهها را منهدم کند.
این موشک از دقت اصابت فزاینده، سرعت بسیار بالا، قابلیت مانورپذیری فوقالعاده و همچنین از توان پنهانکاری و عبور از سامانههای راداری برخوردار است.
پیش از این سردار امیرعلی حاجیزاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان دانشگاه علم و صنعت در ارتباط با تجهیزات جدید نیروی هوافضای سپاه اظهار کرده بود: موشک هایپرسونیک آزمایشهای خود را پشت سر گذاشته است و بهزودی رونمایی میشود.
طبق گفته سردار حاجی زاده این موشک سرعت بالایی (حدود ۱۲ تا ۱۳ ماخ) دارد و در جو و خارج از جو میتواند مانور دهد. این موشک سامانههای ضد موشکی دشمن را هدف قرار میدهد و یک جهش بزرگ نسلی در حوزه موشکی است.
تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. حالِ من با هر شدتی باشد میگذرد، ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمد خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتاً جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.
در هر حال امشب شب دوم است که منتظر کشتی هستیم، از قرار معلوم و معروف یک کشتی فردا حرکت میکند ولی ماها که قدری دیر رسیدیم، باید منتظر کشتی دیگر باشیم. عجالتاً تکلیف معلوم نیست امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم که همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل، از این حیث قدری نگران هستیم ولی از حیث مزاج بحمدالله به سلامت، بلکه مزاجم بحمدالله مستقیم تر و بهتر است. خیلی سفر خوبی است جای شما خیلی خیلی خالیست.
وزارت آموزش و پرورش ضمن آرزوی موفقیت برای داوطلبان آزمون استخدامی آموزگاری ۱۴۰۲ وزارت آموزش و پرورش، به اطلاع میرساند با توجه به اهمیت و تأثیر گزینش و استخدام معلمان بر کیفیت نظام آموزشی کشور، فرایندهای ارزیابی تکمیلی آزمون استخدامی ماده ۲۸ اساسنامه دانشگاه فرهنگیان سال جاری به روش کانون ارزیابی حرفهای در راستای شایستهگزینی و عدالت محوری در جذب معلم، انجام خواهد شد.
کانون ارزیابی، فرایندی است که داوطلبان استخدام از طریق ادبیات جدید و نوینی از ارزیابی مبتنی بر صلاحیتهای شغلی با استفاده از ابزارهایی مانند مورد کاوی، بحث گروهی، ارائه شفاهی و مصاحبه و…، توسط چند ارزیاب آموزش دیده در مراحل مختلف سنجیده خواهند شد.
جدول شایستگی آزمون ابتدایی سال ۱۴۰۲ مبتنی بر حیطههای عمومی، تخصصی و اختصاصی، طراحی شده است. حیطه عمومی شامل مهارتهای ارتباطی، سازگاری، انعطاف پذیری، تفکر تحلیلی، حل مسئله، خلاقیت، نوآوری، تحول خواهی، مسئولیت پذیری و در حیطه شایستگیهای اختصاصی و تخصصی مهارت های تدریس اثر بخش، کاربست فناوری، مهارتهای تربیتی و…، است که توسط ارزیابان آموزش دیده، ارزیابی خواهد شد. همچنین شایان ذکر است تمامی سناریوهای (فرانامه) مورد استفاده در آغاز هر روز تغییر کرده و متفاوت خواهد بود.
اخیراً مشاهده میشود دورهها و جزواتی غیرقانونی و فاقد صلاحیت تحت عناوینی همچون دورههای تخصصی و تضمینی قبولی در آزمون استخدامی و… با هدف درآمدزایی در حال عرضه میباشد که اساساً با توجه تغییرات جدی و مهمی که در فرایند جذب امسال رقم خورده است، هیچ آوردهای برای داوطلبان گرامی در مسیر فرایند ارزیابی تکمیلی نداشته و صرفاً جنبه کسب درآمد دارد.
لذا توصیه میگردد از خرید و تهیه هرگونه جزواتی در این زمینه، خودداری نموده و تمامی اخبار، اطلاعرسانی، توضیحات و اقدامات موردنیاز در جهت تسهیل و ارائه راهنماییهای لازم به داوطلبان گرامی در فرآیند ارزیابی تکمیلی آزمون استخدامی را صرفاً از طریق درگاه ملی وزارت آموزش و پرورش به نشانی https://medu.gov.ir/ و یا کانال رسمی اطلاع رسانی آزمون استخدامی در شبکه شاد به نشانی https://shad.ir/madeh۲۸_۱۴۰۲ دنبال فرمائید.
به مناسبت درج یادداشت توهینآمیز درباره امام خمینی (ره)
پشت پرده مقاله «ایران و استعمار سرخ و سیاه»
آنتونی پارسونز سفیر وقت انگلیس در تهران در کتاب «غرور و سقوط» از توطئه هتک امام خمینی پرده بر میدارد و به صراحت میگوید: «در اوایل ژانویه تصمیم گرفته شد که برای بی اعتبار کردن خمینی مطلبی علیه او منتشر شود». بدین ترتیب این ضد حمله از جانب محمدرضا، غیر ایرانی خواندن تبار و ریشه امام بود تا از منزلت و محبوبیت ایشان بکاهد.
پشت پرده مقاله «ایران و استعمار سرخ و سیاه»
پس از تبعید امام خمینی به فرمان محمدرضا پهلوی به خارج از کشور، رهبر انقلاب اسلامی ایران نه تنها عقبنشینی نکرد، بلکه به آگاه کردن مقلدان خود پرداخت. همین اراده مصمم به ادامه مبارزه تا سقوط رژیم سلطنتی، سبب شده بود تا بر محبوبیت روز افزون ایشان در داخل کشور افزوده شود. در ادامه جریان مبارزات رهبر مذهبی مردم ایران بر علیه حکومت پهلوی، واقعه مرگ مشکوک آیتالله سید مصطفی خمینی فرزند امام خمینی فرصتی پیش آورد تا نیروهای مردمی، انقلابی و مذهبی بتوانند احترامات قلبی خود را نسبت به رهبر تبعیدی خود به صورت آشکار در داخل ایران ابراز کنند.
شاه که از محبوبیت و احساسات مردم نسبت به رهبر تبعیدی خود سخت عصبانی شده بود، برای مقابله با این احترامات و محبوبیت رو به افزایش امام، دستور به تهیه مقالهای در هفدهم دی ماه در روزنامه اطلاعات با هدف غیر ایرانی نشان دادن امام خمینی (ره) و نشانه گرفتن ایشان داد. در ادامه این نوشتار تلاش داریم تا به این سؤال تاریخی پاسخ گوییم که چرا مقالهای توهینآمیز با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در 17 دی ماه 56 بر علیه رهبر انقلاب نوشته شد و در آن تلاش شده بود تا ریشه غیر ایرانی برای ایشان تراشیده شود.
الف. نویسنده و چگونگی تهیه مقاله «ایران و استعمار سرخ و سیاه»
در اینکه این مقاله را چه کسی نوشته هنوز اطلاعات کاملی وجود ندارد، ولی آنچه همه بر آن اتفاق نظر دارند این بود که مقاله به دستور شخص شاه تهیه شده بود. مثلاً داریوش همایون وزیر اطلاعات و جهانگردی وقت رژیم، در ارتباط با نویسنده و چگونگی تهیه این مقاله مینویسد:
این مقاله به دستور شاه در دفتر مطبوعاتی هویدا، وزیر دربار، که قبلاً در نخست وزیری بود تهیه گردید که مرتباً از سالها پیش مقالاتی برای انتشار در مطبوعات تهیه میکرد و به چاپ میرساند. متن اولیه مقاله به دستور خود شاه تغییر یافت و تندتر نوشته شد. مطالب اساسی مقاله همانهایی بود که خود شاه چند سالی پیش در مصاحبه با یک مجله آمریکایی در باره [امام] خمینی گفته بود. مقاله از دفتر وزیر دربار پس از مذاکره تلفنی خود او برای من در یک کنگره حزبی فرستاده شد و من در شرایطی که امکان خواندن مقاله هم نبود آن را بلافاصله به خبرنگار اطلاعات که اتفاقاً در آن نزدیکیها بود دادم. روزنامه اطلاعات که نگران موقعیت خود در قم بود، پس از تماس گرفتن با نخست وزیر و تایید مطلب (که با توجه به دستور شخص شاه امری طبیعی و خود به خود بود)، دست به انتشار مقاله زد.
بدین ترتیب بنابر گفته وزیر اطلاعات و جهانگردی رژیم پهلوی، مسئول اصلی تهیه مقاله، شخص شاه بود. ارزیابیها و تحلیلها نیز این ادعا را ثابت میکند، چرا که غیر از شاه هیچکس نه چنین جرئتی را داشت و نه چنین حماقت و گستاخی را میتوانست به مرجع تقلید مردم مذهبی ایران بکند.
ب. بستر تاریخی نگارش مقاله «ایران و استعمار سرخ و سیاه»
در روند انقلاب اسلامی ایران، نیروهای انقلابی و مذهبی با الهام از دستورات رهبر در تبعیت خود، مدام بر علیه حکومت پهلوی دست به تظاهرات و سخنرانیهای انتقادی میزدند و سعی در معرفی هرچه بیشتر امام خمینی و افکار ایشان در بین مردم داشتند. در سال 1356 و پس از مرگ حاج آقا مصطفی خمینی پسر امام، محبوبیت رهبر انقلاب به اوج خود رسید و تجلیل باشکوهی از امام خمینی در مراسم بزرگداشت پسرشان در سرتاسر ایران صورت گرفت، که این مسئله نشان از نفوذ روز افزون ایشان در بین طبقات و قشرهای مختلف جامعه داشت و این امر دقیقاً برخلاف خواستهها و تلاشهای رژیمی بود که از سال 1342 برای منزوی کردن رهبر انقلاب، از هیچ تلاشی دریغ نکرده بود.
همین مسئله که نشان از شکست طرح تبعید داشت، عصبانیت رژیم پهلوی را برانگیخت و در نتیجه شاه بر آن شد تا با نوشتن مقالهای جعلی و کاملاً به دور از واقعیت تاریخی، با جلوه دادن تبار غیر ایرانی رهبر مذهبی انقلابیون، جلوی نفوذ بیشتر و مقدس شدن امام خمینی را در بین اذهان جامعه بگیرد. از این رو مقالهای توهینآمیز به فرمان محمدرضا شاه تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» با نام مستعار احمد رشیدی مطلق تهیه شد و در روزنامه اطلاعات در تاریخ هفدهم دی ماه 1356 به چاپ رسید.
محمدرضا شاه احساس میکرد با نسب غیر ایرانی دادن به رهبر مذهبی مردم ، در ابتدا میتواند سبب کاهش اعتبار و مخدوش شدن شأن و منزلت امام در بین جامعه ایرانی آن زمان شود و سپس ضربه نهایی را زده و مرجع تقلید دیگری را برای مردم مطرح سازد.
ج. دلایل تبار غیر ایرانی دادن به امام خمینی(ره)
دلایل مختلفی میتوان ارائه کرد که چرا شاه به این تصمیم رسید تا در مقاله مذکور به امام (ره) لقب غیر ایرانی بدهد، که چهار دلیل عمده و مهم این سیاست را میتوان این چنین برشمرد:
1. مواضع و صحبتهای امام در طول تبعید در نجف که دائماً بر مبارزه و سقوط رژیم پهلوی تاکید میکردند به صورت نوار کاست ضبط و در بین مردم ایران پخش و روز به روز بر محبوبیت ایشان در نزد جامعه افزوده میشد و این مسئله اصلاً خوشایند رژیم پهلوی نبود. به همین منظور شاه با مشاهده شکست طرح تبعید امام، طرح دیگری برای منزوی کردن رهبر مخالفان رژیم اندیشید و آن غیر ایرانی خواندن ایشان بود تا بدین وسیله از محبوبیت امام در بین مردم بکاهد. در این ارتباط فریدون هویدا، سفیر شاه در سازمان ملل و برادر هویدا، وزیر دربار وقت، مینویسد: «موقعی که خبر ورود و پخش قاچاقی نوارهای خمینی به گوش شاه رسید، او را به شدت نسبت به سستی پلیس امنیتی خود خشمگین کرد و برای آنکه مقابله بهمثل نماید، دست به انتقامجویی زد؛ بدون مشورت با کسی دستور داد مقالهای سراپا بدگویی و ناسزا برای صدمه زدن و تخریب خمینی انتشار یابد و وزیر اطلاعات آن زمان، داریوش همایون را مامور کرد و نیز یکی از روزنامههای مهم تهران را وادار ساخت تا این مقاله را به چاپ برساند».
2. محمدرضا شاه احساس میکرد با نسب غیر ایرانی دادن به رهبر مذهبی مردم ، در ابتدا میتواند سبب کاهش اعتبار و مخدوش شدن شأن و منزلت امام در بین جامعه ایرانی آن زمان شود و سپس ضربه نهایی را زده و مرجع تقلید دیگری را برای مردم مطرح سازد. 3
3. شاه با دیدن روحیه امام در طول 16 سال تبعید، دریافته بود که امام روحیه سازش و ترس ندارد و مصمم به ادامه مبارزه تا سقوط رژیم سلطنتی است. در همین ارتباط امام سالها قبل در کتاب چهل حدیث گفته بود: «میسور با معسور ساقط نمیشود»4 و اینک خود مخاطب سخن خویش شده بودند. امام نه تنها از سختیها و مصائب، شهادتها و گرفتاریها، تبعیدها و مشکلات و خیانتها، عقب نشینی نمیکردند، بلکه فرمان حمله و هجوم میدادند. بر مبنای این شناخت، شاه دریافته بود که در دی ماه 1356 و در اوج محبوبیت امام، زمان ضد حمله است5. آنتونی پارسونز سفیر وقت انگلیس در تهران در کتاب «غرور و سقوط» از توطئه هتک امام خمینی پرده بر میدارد و به صراحت میگوید: «در اوایل ژانویه تصمیم گرفته شد که برای بی اعتبار کردن خمینی مطلبی علیه او منتشر شود»6. بدین ترتیب این ضد حمله از جانب محمدرضا، غیر ایرانی خواندن تبار و ریشه امام بود تا از منزلت و محبوبیت ایشان بکاهد.
4. عامل دیگر این اقدام را میتوان در این دانست که شاه به دنبال حربهای میگشت تا به هر ترتیبی خود را از قید فضای باز تحمیلی آمریکا برهاند. بدین منظور با تراشیدن ریشه غیر ایرانی برای رهبر انقلاب و مخالفان رژیم، تلاش داشت تا این ادعای کاذب را نزد آمریکاییها واقعی جلوه دهد که آن سوی ریشه این اعتراضات، نهفته در «ارتجاع سرخ و سیاه» و غیر ایرانیانی است که انتهای عمل آنها به هرج و مرج در کشور و خاورمیانه میانجامد. بدین ترتیب شاه قصد داشت با ترفند غیر ایرانی خواندن رهبر مخالفان، حکومت آمریکا را مجاب و فضا را برای دیکتاتوری مجدد مهیا سازد. بر همین اساس فرمان تهیه مقاله توهینآمیز صادر شد.
فرجام
در انتها پس از انتشار این مقاله در 17 دی ماه 1356، بر خلاف تصور و گمان باطل شاه که قاطعانه میپنداشت با چاپ آن پرونده سیاسی امام بسته خواهد شد، موجی از نفرت و انزجار از سوی مردم مذهبی ایران بر علیه حکومت پهلوی آفریده شد و در ادامه همین مقاله به اصطلاح افشاگرانه، سبب شد تا چرخ انقلاب اسلامی با سرعت بیشتری به حرکت درآید و حدود یک سال بعد انقلاب اسلامی ایران به ثمر بنشیند.
۱۵ خردادماه، روز قیام خونین مردم جانبرکفی بود که به نام اسلام و برای اسلام به میدان آمدند تا سلطه طاغوتیان را از کشورشان برچینند.
قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ نقطهی آغاز انقلاب است که امام خمینی(ره) نیز در نامهای به سید حمید روحانی مؤلف «تحلیلی بر نهضت امام خمینی» به صراحت آن را بیان کرده است؛ در حالیکه بنابر منظر نخست، قیام مذکور نه نقطه آغاز بلکه نقطه عطف انقلاب اسلامی به حساب میآید واحتمالاً جغرافیای زمانی انقلاب در محدوده مبدأ آن به حوادثی چون، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، شهریور ۱۳۲۰، کودتای اسفند ۱۲۹۹، نهضت مشروطیت ۱۲۸۵ و حتی هنگامی که مدرنیته در اواسط دورهی قاجاریه به ایران آمده است، برمی گردد. طبیعتاً عقب و جلو رفتن مبدأ انقلاب اسلامی در تبیین علل و عوامل وقوع این انقلاب تأثیر زیادی خواهد گذاشت و تحلیلگر را با فرضیههای متنوعی روبرو خواهد ساخت.
روند حوادث
قیام پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ ریشه درحوادثی دارد که متعاقب تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در مهرماه ۱۳۴۱ به وقوع پیوستهاند. ناگفته نماند این لایحه نیز خود روایت و بخش دیگری از اصلاحات مورد نظر آمریکا در اواخر دههی ۳۰ بود که به علت مخالفت آیت الله بروجردی با اصلاحات ارضی به تعویق افتاده بود. آیت الله بروجردی در پاسخ به فرستاده شاه که گفته بود،«ما مجبور به انجام اصلاحات ارضی هستیم و کشورهای همسایه نیز دست به چنین اصلاحاتی زدهاند، او هم گفته بود، کشورهای همسایه، اول جمهوری شده بعد چنین اصلاحاتی را انجام دادهاند، اینجا که هنوز سلطنتی است.
اما با رحلت معظم له در فروردین ۱۳۴۰، مرجعیت یک دست و مطلق شیعیان بهویژه ایرانیان، از میان رفت و بتدریج مقام مرجعیت یا به نجف اشرف منتقل و یا در بین تعدادی از مراجع قم از جمله امام خمینی(ره) تقسیم شد.
شاه نیز که اصلاحات مذکور را تا زمان حیات آیت الله بروجردی به تعویق انداخته بود، بلافاصله پس از رحلت او، با انتصاب دکتر علی امینی به نخست وزیری در اردیبهشت ماه ۱۳۴۰ درصدد اجرای آنها برآمد. امینی برای آسوده شدن از مخالفت های احتمالی علمای قم علیه اصلاحات به قم رفت و با مراجع آن شهر دیدار و به طور خصوصی گفتوگو کرد و به هر ترتیبی که بود اصلاحات ارضی در بیستم دی ماه همان سال به تصویب رسید و به اجرا درآمد، امام خمینی(ره) که از یک سو ابعاد و نتایج اصلاحات را در هالهای از ابهام میدیدند و از سوی دیگر از متهم شدن به طرفداری از زمینداران میهراسیدند، مخالفتی علنی با اصلاحات نکرده و به انتظار تحولات بعدی نشستند.
با این همه شاه که از افزایش قدرت علی امینی و اعتماد کامل آمریکا به او در انجام اصلاحات، نگران به نظر می.رسید به تکاپو افتاد و در سفری به آمریکا به دولت مردان آن کشور قول داد که حاضر است خود اصلاحات را انجام دهد؛ بدین ترتیب امینی در ۲۷ تیرماه ۱۳۴۱ استعفاء داد و اسدالله عَلَم به جایش نشست.
عَلَم تحصیلات عالیه نداشت و در میان مردم و مخالفان سیاسی چهره خوش نامی نبود، با این وجود، نفوذ بینظیری در امور کشور داشت و از نزدیکترین و مورد اعتمادترین دوستان شاه به شمار میرفت، او که مأمور اجرای اصلاحات شده بود، در ۱۶ مهر ۱۳۴۱، لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی را به تصویب رساند. در این طرح حق رأی بانوان در انجمنها تصریح شد، قید اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان حذف شد و در مراسم سوگند انتخاب شوندگان، ذکر «کتاب آسمانی» به جای «قرآن»، کافی دانسته شد.
امام خمینی(ره)، در این مرحله به واکنشی سریع و قاطع اقدام کرد و با دعوت آیات عظام شریعتمداری، گلپایگانی، مرعشی به منزل مرحوم آیت الله حائری، موضوع را به بحث و تصمیم گیری گذاشتند.
ایشان در این جلسه، دورنمای نقشههای رژیم شاه را خانمانسوز و مأموریت او را پاسداری از منافع استعمار و امپریالیسم که با نابودی اسلام و ملت مسلمان همراه است قلمداد کردند و چنین تصمیم گرفته شد که علاوه بر تلگرام ابراز مخالفت با شاه، علمای تهران و شهرستانها را در جریان امر قرار داده و دعوت به مقابله با دولت کنند.
شاه در پاسخ، خود را تبرئه و مسأله را به دولت احاله میکند، امام خمینی(ره) در اعتراض به «عَلَم»، بدون آنکه القابی برای او ذکر کنند، با لحنی شدید به نصیحت او پرداخته و ضمن رو در رو قرار دادن ملت و دولت، اعتراضات را فراتر از تصویبنامه یاد شده میبردند. سرانجام با پافشاری امام و اعتراضات مستمر که در دیدار با مردم و مکاتبه با برخی از علما ابراز میشد، علم در تلگرافی به سه تن از مراجع، غیر از امام خمینی با خواستهای آنان موافقت میکند. امام خمینی(ره) با کافی نشمردن این واکنش و ضروری دانستن لغو طرح مزبور در هیأت وزیران، موضوع جدید «خطر صهیونیسم» را به میان میکشند که به تعبیر ایشان در ایران در شکل «حزب بهایی» ظهور کرده است و از «عدم آزادی مطبوعات» و «نابسامانی زندگی مردم» سخن به میان میآورد. سرانجام، با عقب نشینی کامل دولت و لغو رسمی تصویبنامه در آذرماه، دامنه نزاع در این مرحله فروکش میکند.
در دی ماه همین سال، شاه اعلام میکند که قصد دارد اصول ششگانهای را که بعداً از آن با عنوان «انقلاب سفید» یاد کرد، به رفراندوم بگذارد؛ الغای رژیم ارباب رعیتی، ملی کردن جنگلها، فروش سهام کارخانجات دولتی، سهمیم کردن کارگران در منافع کارگاههای تولیدی و صنعتی و اصلاح قانون انتخابات، مفاد اصول یاد شده بود؛ به رغم تلاشهایی که شاه در دعوت مراجع و جلب نظر آنها در عدم مخالفت و ابراز حمایت از حرکت مزبور کرد، در پی توجه شاه به ابعاد سیاسی طرح و اظهار اینکه ناگزیر از اجرای رفرمهای یاد شده است، امام خمینی(ره) بهعنوان مخالفی سرسخت، دست به واکنش میزنند.
ششم بهمن ۱۳۴۱، بهعنوان روز رفراندوم یا به تعبیر شاه «تصویب ملی» اعلام میشود و در مقابل امام خمینی(ره)، در پاسخ به استفتای جمعی، بنابه اشکالاتی که برمیشمارند، نظیر پیش بینی نشدن آن در قانون، روشن نبودن مقام صالحه اجرای آن در قانون، کم بودن مهلت بررسی، کافی نبود معلومات رأی دهندگان برای بررسی و وجود جو زور و فشار، آن را تحریم میکنند.
به دنبال انتشار اعلامیه امام خمینی(ره) و دیگر مراجع، پارهای اغتشاشات و تظاهرات در تهران و قم رخ میدهد و شاه درصدد برمیآید با سفر به قم در جهت کنترل اوضاع اقدام کند اما در سفر خود به قم با عدم استقبال و بیاعتنایی مواجه میشود و در واکنش به این وضع، طی یک سخنرانی روحانیت را با تعابیر موهن «ارتجاع سیاه» و بدتر از «ارتجاع سرخ» مورد حمله قرار میدهد. سرانجام در ششم بهمن، رفراندوم انجام شده و اعلام میشود که اصول پیشنهادی شاهنشاه به تصویب ملت رسید.
کندی، رئیس جمهور وقت آمریکا پیروزی شاه را تبریک میگوید و سفیر انگلیس رضایت ملکه انگلیس را به عَلَم اعلام میکند و رادیو مسکو برنامه اصلاحی شاه را میستاید. امام خمینی(ره) به علما و مراجع پیشنهاد میکنند در ماه رمضان که از هشتم بهمن آغاز میشد، از شرکت در نماز جماعت و سخنرانی خودداری کرده، همهی مساجد کشور تعطیل شود و دلایل آن نیز به دنیای اسلام اعلام شود.
به دنبال این حرکت وضعیت فوق العادهای در کشور پدید آمده و مساجد در پارهای از شهرها تعطیل میشود و ماه رمضان در هالهای از تردید و سکوت آغاز میشود. در عید فطر همان ماه، هفتم اسفند، امام خمینی(ره) با صدور اعلامیهای نوروز ۱۳۴۲ را عزای عمومی اعلام میکنند و در جلسهای با مراجع و علمای قم از آنها نیز درخواست میکند چنین اقدام کنند که برخی با این اقدام مخالفت میکنند، اما مألاً ایات عظام میلانی، شریعتمداری، روحانی و بهبهانی در اعلامیههای جداگانه و چهل و شش نفر از علمای سرشناس تهران در اعلامیه مشترک، عید نوروز را عزای عمومی اعلام میکنند.
این واکنش وضعیت ویژهای را در کشور پدید میآورد و سرآغاز دور تازهای در مسیر تحولات این مقطع میشود.
عصر دوم فروردین، هنگام برگزاری مجلس سرگواری امام صادق(ع) از طرف آیت الله گلپایگانی، نیروهای شاه به مدرسه فیضیه هجوم میبرند و با حمله به طلاب و به گلوله بستن مدرسه، اثاثیه حجرهها را در وسط مدرسه به آتش میکشند. در این حادثه عدهای از طلاب کشته و زخمی شدند.
در همین روز حمله مشابهی نیز به مدرسه طالبیه تبریز صورت میگیرد. این واقعه طنین خود را در کشور بازیافت؛ نماز جماعت مساجد تهران و پارهای دیگر از شهرها تا یک هفته تعطیل شد. علمای نجف، کربلا و مشهد با صدور تلگرامهایی واکنش نشان دادند و آیت الله خویی و شیرازی، شاه را عامل این جنایت تلقی کردند و آیت الله حکیم تقاضای مهاجرت مراجع ایران به نجف بهعنوان اعتراض به شاه را کرد.
رژیم شاه تلاش کرد واقعه را درگیری میان مردم و دهقانان از یک سو و روحانیان از سوی دیگر، بر سر مسأله اصلاحات ارضی و حق رأی بانوان معرفی کند. شاه برای تحقیر روحانیان، دستور داد آنها به خدمت وظیفه اعزام شوند؛ در مقابل، امام خمینی(ره) از این امر استقبال کرده و طلاب را دعوت به فراگیری خوب تعلیمات نظامیکردند.
امام خمینی(ره) به مناسبت چهلم حادثه فیضیه دعوت به برگزاری مجلس ختم کردند و روز بعد در بیانات آغاز درس حوزه، دولت را مورد حمله قرار دادند. ایشان در همین زمان علمای نجف و قم را نیز مورد عتاب قرار میدهند. مذمت دولت در رابطه با حمایت از فرقه بهایی و یادآوری خطر نزدیکی ایران به اسرائیل از مضامین مورد تأکید امام در اظهارات خود بود و لحن کلام ایشان آشتی ناپذیر و حملات او بیامان میکردند و هیچ گونه طریق مصالحهای را نمیپذیرفتند.
ایشان پیش از آغاز محرم، وعاظ را مورد خطاب قرار داد و از آنها خواستند سیاستهای ضد اسلامی شاه و همدستی او با اسرائیل را مورد انتقاد قرار دهند. ساواک نیز متقابلاً عدهای از وعاظ را احضار کرد و از آنان خواست به سه مطلب اشاره نکنند؛ بر ضد اعلی حضرت سخنی نگویند، بر علیه اسرائیل مطلبی نگویند، نگویند اسلام و قرآن در خطر است که امام خمینی(ره) بار دیگر این حرکت را مورد حمله قرار میدهند و بر همان مطلب، بیش از پیش تأکید میکنند.
امام خمینی(ره) از آغاز محرم در منزل خود مجلس روضه خوانی منعقد میکنند و هر شب نیز به یکی از مجالس سوگواری محلههای قم سر میزنند. پیشتر به مراجع و علمای قم نیز پیشنهاد کرده بودند تا در روز عاشورا در مدرسه فیضیه سخنرانی کرده و از مظالم رژیم سخن گویند. در این زمان، غلیان و التهابی در شهر پدید آمده و بسیاری نیز از دیگر شهرها به قم آمدند. بعد از ظهر عاشورا، ۱۳ خرداد، امام خمینی(ره) به طرف مدرسه فیضیه رهسپار شد. جمعیت بسیاری در اطراف فیضیه و در صحن حرم تجمع کردند.
اکنون این امام(ره) بودند که واکنشهای ایشان امواج اجتماعی را به حرکت در میآورد؛ ایشان در سخنرانی کوبنده خود، حادثه حمله به فیضیه را مورد مؤاخذه قرار میدهند، به اسرائیل و نقش او در سیاست ایران حمله میکنند و به نصیحت شاه میپردازند.
صبح این روز در تهران نیز مردم به خیابانها ریخته و در میدان بهارستان و دانشگاه تهران تجمع میکنند. روز بعد نیز تظاهرات و حرکتهای خیابانی ادامه مییابد. این حرکتها در قم در شکل دستههای عزاداری تا پاسی از شب ادامه یافت. شاه دیگر دریافته بود که موجهای خروشان در دستان امام قرار گرفته و تصمیم میگیرد با حذف او از صحنه، به هر شکل ممکن به کنترل امور بپردازد.
در نیمه شب ۱۲ محرم، ۱۵ خرداد ماه، مأموران نظامی به منزل امام(ره) هجوم آورده، ایشان را دستگیر کرده، به باشگاه افسران تهران و از آنجا به پادگان قصر منتقل میکنند، اما این حرکت خود منشأ انفجارهای بعدی میشود؛ در روز ۱۵ خرداد با رسیدن خبر دستگیری امام، مردم در شهر به حرکت در میآیند، تظاهرات تبدیل به شورش گسترده خیابانی میشود و دستجات مردم بیمهابا در مواجهه با نظامیان مستقر در شهر قرار میگیرند. اکنون شهرهای دیگری غیر از قم و تهران نیز شاهد حرکت مردم بودند.
در خیابانهای مرکزی قم و تهران سیل جمعیت غیرقابل کنترل می شود. به تعبیر حسین فردوست از آنجا که تظاهرات ۱۵ خرداد امری سازمان نیافته و غیرقابل پیشبینی بود، تا یک روز پیش از آن نیز ساواک و شهربانی از آن بیاطلاع ماند و از این رو ساواک و نیروهای انتطامی و نظامی سخت غافلگیر شدند و شاه شدیداً به وحشت افتاد؛ بنابراین دستور آتش و کشتار خونین تنها راهی بود که شاه در مواجهه با این وضع پیش روی خود میدید.
آتش گلوله و رگبار نظامیان در میادین و خیابانهای اصلی تهران و قم و قتل عام کفن پوشانی که از ورامین به سمت تهران میآمدند، آخرین تلاشهای رژیم در فرونشاندن بحران بود. در عین حال، سرکوب گسترده حرف آخر شد و «جنبش» مهار شد. گرچه این جنبش با فرو خزیدن به درون لایههای اجتماعی در سالهای بعد لبههای تیزتر خود را در سطوحی گسترده تر نمایان ساخت.
امام خمینی(ره) در بازداشت، با استناد به اینکه استقلال قضایی در ایران وجود ندارد و قضات تحت فشارند، از پس دادن بازجویی خودداری کردند و علما و روحانیون در ایران و عراق با صدور تلگرامهایی دستگیری امام و دیگر روحانیون و کشتار مردم عزادار دوازدهم محرم را محکوم کردند.
امام خمینی(ره) در چهار تیر ماه به زندان پادگان عشرت آباد منتقل شدند و ۴۰ روز در آنجا حبس شدند.
در ۲۹ تیرماه، همه روحانیون دستگیر شده به استثنای امام خمینی، شیخ بهاءالدین محلاتی و حاج آقاحسن قمی و دستغیب آزاد شدند. در ۱۱ مرداد، امام خمینی، محلاتی و قمی به یکی از منازل ساواک در داودیه تهران منتقل شدند. مردم به محض اطلاع، برای دیدار ایشان به محل اقامت روانه شدند و صف طویلی از دیدارکنندگان پدید آمد. از روز بعد ملاقات با امام ممنوع اعلام شد و منزل به محاصره پلیس درآمد، ایشان سه روز بعد به منزلی در قیطریه منتقل شدند. امام در مدت اقامت در این محل، از طریق آمد و شد نزدیکان اخبار را در مییافتند و دستورات و توصیه.های خود را انتقال میدادند.
در ۱۵ فروردین ۱۳۴۳، پس از سالگرد واقعه فیضیه و پیش از ماه ذیحجه و محرم، امام پیام آزادی خود را دریافت کردند، از قیطریه خارج گردانیده و به منزل خود در قم منتقل شدند. خبر آزادی امام موجی از شادی آفرید و دیدارکنندگان را از قم و شهرهای دیگر، به سمت منزل ایشان روانه ساخت. دولت نیز آزادی امام را نتیجه علایق مذهبی رژیم و احترام به مقامات روحانی تفسیر کرد.
بازتاب قیام پانزدهم خرداد
روشنفکران؛ گذشته از روشنفکران وابسته که با ارتجاعی قلمداد کردن قیام پانزده خرداد با استبداد هم صدا شدند، روشنفکران مستقل، به جز نهضت آزادی، نسبت به این واقعه، سیاست سکوت اختیار کردند، سیاستی که بعداً مورد انتقاد مرحوم جلال آل احمد قرار گرفت، آل احمد در کتاب «در خدمت و خیانت روشنفکران» معتقد بود که گناه اصلی شکست همه جنبشهای سیاسی معاصر بر گردن روشنفکران است که از یک طرف «درک و شعوری از فحوای آن فتواها و قیامها نشان ندادهاند» و از طرف دیگر «هرگز صدایی به مخالفت برنیاوردند و همیشه با یک دنباله روی کودکانه در این دعوای مدام میان حکومت و روحانیت، طرف حکومت را گرفتهاند.
مقدس مآبان؛ از میان روحانیون نیز عده چای که امام خمینی(ره) از آنها به «مقدسین نافهم و ساده لوح بی سواد» یاد میکردند با حرام دانستن مبارزه و پخش شایعات گمراه کننده میکوشیدند مردم را نسبت به ادامه نهضت، دلسرد و بدبین کنند.
امام خمینی(ره) در آخرین ماههای عمر خویش در نامهای خطاب به مراجع و علمای کشور با ذکر گفتههای متحجرین آن روزگار، مبنی بر اینکه «شاه سایه خداست و یا با گوشت و پوست نمیتوان در مقابل توپ و تانک ایستاد و اینکه ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون مقتولین را چه کسی می.دهد؟ و از همه شکنندهتر، شعار گمراه کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان(عج) باطل است و هزاران ان قلت دیگر، به مشکلات بزرگ و جانفرسایی اشاره میکردند که تداوم نهضت اسلامی را با تهدیدات درونی مواجه میساخت.
«در ۱۵ خرداد ۴۲ مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان مینمود؛ بلکه علاوه بر آن از داخل جبهه خودی، گلوله حیله و مقدس مآبی و تحجر بود، گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را میسوخت و میدرید».
روحانیت؛ حوزههای علمیه ایران و عراق و نیز مراجع آن دو، هریک با صدور اعلامیه و تلگرامهای جداگانه، کشتار مردم عزادار را در روزهای ۱۵ و ۱۶ خرداد محکوم کرده و خواستار آزادی بدون قید و شرط امام خمینی شدند، بنابه نقل سیدحمید روحانی، شیخ محمود شلتوت رئیس دانشگاه اسلامی الازهر نیز طی اعلامیهای از عموم مسلمانان خواست تا از علمای مجاهد ایران که به جرم دفاع از حق به زندان افتادهاند، پشتیبانی کنند.
شاه و دولت؛ محمدرضا شاه نیز دو روز پس از قیام ۱۵ خرداد، طی سخنانی، این واقعه را برخاسته از پیوند امام خمینی(ره) با دول بیگانه و حمایتهای مالی آنها از شورشیان، دانست و در کتاب خود به نام «انقلاب سفید» نیز «بلوای پانزهم خرداد ۴۲ را بهترین نمونه اتحاد نامقدس دو جناح ارتجاع سیاه (روحانیت) و قوای مخرب سرخ (حزب توده)» قلمداد کرده است.
اسدالله عَلَم، نخست وزیر وقت و سرلشکر پاکروان، رئیس ساواک نیز طی مصاحبههایی در همان ایام، تقریباً سخنان شاه را تکرار کردند و بر مرتبط بودن این واقعه با حوادث خارجی تأکید ورزیدند.
رسانههای داخلی و خارجی؛ روزنامههای کشور نیز که تحت اداره و نظارت ساواک قرار داشتند، اخبار این واقعه را چندان تحت پوشش خبری قرار ندادند، روزنامه اطلاعات، تظاهرکنندگان روز چهاردهم خرداد را دو گروه ۲۰۰ نفری و ۱۰۰۰ نفری «مهاجم» و «چماق بدست» معرفی کرد که بدون هیچ هدفی، لوازم و امکانات موجود در مسیر خود را به آتش کشیدهاند.
از میان رسانههای خارجی، مطبوعات آمریکا، قیام ۱۵ خرداد را به باد ناسزا گرفتند. رادیو و مطبوعات شوروی سابق نیز همان دیدگاه نیروهای چپ در ایران را منعکس میکردند و آن را واکنش ارتجاعی علیه اصلاحات ارضی میدانستند. از میان رسانههای عربی، روزنامه مصری الاهرام بیش از دیگران به تمجید و حمایت از این قیام پرداخت و آن را انقلاب کاخ برانداز نامید.
نتایج و پیامدها
اولین تأثیری که سرکوب قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ بر روند مخالفت با سلطنت پهلوی نهاد، تغییر ماهیت مبارزه از سیاسی به نبرد مسلحانه و در میان بسیاری از نیروها و گروههای مخالف شاه بود. در واقع، شکست این قیام، بسیاری از اپوزیسیون را قانع کرده بود که تداوم مخالفتهای سیاسی علیه سلطنت پهلوی به منزله عقیم ماندن نهضت است و راهی جز شلیک گلوله و جنگ مسلحانه نیست. البته این بدین مفهوم نبود که مبارزه مسلحانه در سالهای قبل از قیام ۱۵ خرداد وجود نداشته است بلکه بدین معنی است که «عمومی شدن» و تبدیل شدن جنگ مسلحانه بهعنوان یک «جریان» محصول بلافصل قیام ۱۵ خرداد است.
در دهه ۳۰ نیز هژیر و رزم آرا در سالهای حول و حوش نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران ترور شدند اما ترورهای مذکور، بیشتر خصیصه فردی یا تعلقات گروهی داشتند که علاقمندان چندانی در بین لایههای دیگر اپوزیسیون نداشت.
دومین تأثیر جنبش پانزده خرداد ۴۲، هم نشینی استعمار در کنار استبداد داخلی و حمله توأمان مخالفین شاه علیه هر دو بود. در واقع از قیام ۱۵ خرداد به بعد است که استبداد در کنار استعمار یا به قول انقلابیون آن دوره امپریالیزم، مورد حمله قرار گرفت و هر دو بهعنوان دو روی یک سکه انگاشته شدند. این درحالی بود که در جنبشهای اجتماعی-سیاسی پیش از دهه ۴۰، شورش یا علیه استبداد و نظام تمامیت خواه شکل گرفته بود مانند نهضت مشروطه (۱۲۸۵هـ.ق) و یا علیه استعمار خارجی مانند نهضت ملی شدن صنعت نفت، در نهضت تنباکو نیز اگر هر دوی اینها مورد اعتراض قرار گرفت و قرارداد تالبوت به همراه ناصرالدین شاه مورد سرزنش واقع شد، به مفهوم اصالت داشتن آن نبود، آنچه اصالت داشت لغو قرارداد توتون و تنباکو بود و توأم قرار گرفتن استعمار و استبداد در چنین حادثهای، از سر اتفاق بود.
سومین تأثیر که بیگمان مهم ترین تأثیر قیام ۱۵ خرداد به حساب میآید، ارائه و حراج نظام بدیل یا آلترناتیو نظام سلطنت در ایران است. از نهضت مشروطیت به این سو، معمولاً کلیه مخالفین شاه در گفتمان مشروطه تنفس میکشیدند و تنها راه حل معضلات و بحرانهای موجود را برون رفت مشروطیت میدانستند، برون رفتی که سلطنت در آن باقی میماند و شاه با تن دادن به قانون اساسی مشروطه ادامه حیات میداد اما با طرح نظریه ولایت فقیه در سال ۱۳۴۸ و رد نظریه سلطنت ولو به نحو مشروطیت، اپوزیسیون مذهبی به رهبری امام خمینی(ره) وارد فاز جدیدتری از مبارزه شد که با اتکا بر آن میتوانست نه تنها شاه بلکه کلیت ساختار قدرت در ایران را برهم زند و سرنگون کند.
از جمله تأثیرات جنبش ۱۵ خرداد، میتوان به تغییر جغرافیای مکانی مرکز مخالفت با شاه از تهران به قم، اشاره کرد. جنبشهای اجتماعی-سیاسی پیش از این قیام، مثل مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت، در پایتخت رخ داده بودند و قم طی این دوران در حاشیه تحولات بسر میبرد، اما از قیام ۱۵ خرداد به بعد، مرکز مخالفت با شاه به قم منتقل میشود و قم نه بهعنوان حاشیه، بلکه به عنوان کانون مخالفت، آنهم با بهره مندی از نهاد مرجعیت عامه، رژیم پهلوی را به مبارزه دعوت و سرانجام سرنگون میکند.
قرار گرفتن مرجعیت شیعه در سطح رهبری سیاسی نیروی مذهبی یکی دیگر از نتایج واقعه ۱۵ خرداد است. در این قیام امام خمینی(ره) به عنوان یک مرجع دینی در رأس رهبری یک حرکت فعال سیاسی قرار گرفتند و دیگر مراجع را نیز با خود به میدان آوردند و این مسألهای بود که از صدر نهضت مشروطیت تا این مقطع عملی نشده بود، مرجعیت شیعه بعد از مشاهدهی نتایج حرکت فعال خود در مشروطه، یک فعال سیاسی را در دستور کار خود قرار نداد و به موضع گیریهای مقطعی بسنده کردند اما در حرکت سال ۴۲، مرجعیت شیعه دیگر بار در یک حرکت گسترده شرکت کرد و رهبری آن را نیز مستقیماً عهدهدار شد.
از جمله نتایج مهمی که میتوان بهعنوان نقطه عطف از آن یاد کرد، پیدایش نسلی از روحانیون، پس از واقعه ۱۵ خرداد ۴۲ بود که سعی کردند که پس از تبعید امام خمینی(ره) از ایران به ترکیه و سپس عراق، مقابلهای را که ایشان مابین قم و رژیم پهلوی به وجود آورده بودند همچنان ادامه دهند. اگرچه به دلیل حاکمیت جو اختناق و سخت تر شدن امکان مخالفت با رژیم، فعالیت این گروه نیز بالطبع با مشکلات و سرکوبهای فزایندهای همراه شد و بیعلاقگی برخی از مراجع قم نسبت به گرم نگاشتن تنور مخالفت با رژیم پهلوی، موانع متعددی بر سر راه آنان گذارد، با این همه، این عده با تلاش خستگی ناپذیری که از خود نشان دادند، مانع شدند که فضایی که قبل از ظهور امام خمینی، بین قم و تهران حاکم بود بازگردد. حوزههای علمیه بالاخص قم، از سال ۱۳۴۳ به بعد در لیست سیاه رژیم قرار داشت و هیچ مرجع و روحانی طراز اولی حداقل در ظاهر دیگر نمیتوانست ارتباطی با رژیم داشته باشد. معدود روحانیونی که در سالهای بعد از ۱۳۴۳ با رژیم همکاری داشتند فاقد هرگونه پایگاه مردمی بودند.
منابع:
- خمینی، سید روحالله، صحیفه نور.
- اسناد نهضت آزادی ایران، بیانیهها و تفسیرهای سیاسی، تهران ۱۳۶۱ش.
- لبانی، محسن، (خاطرات) محسن لبانی، در خاطرات ۱۵ خرداد.
- روحانی، حمید، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی در ایران
با سلام
امروز داستان تعریف میکنیم حقیقی و بسیار غم انگیز ، این داستان چند شخصیت دارد
محیط بان
فردی دوست دار محیط زیست ، جوانمردی که جان خود را کف دست گرفته و با باری اضافه بر دوش با نام اسلحه تحت عنوانی به نام ظابط قضائی حافظ محیط زیست و حیات وحش است.
مسئول
فردی با کت و شلوار ، ظاهری انقلابی ،دارای پست مدیریت در کشور ، دارای خصوصیتی ویژه نزدیک ایام انتخابات و هنگام مشاهده دوربین و خبرنگار فریاد میزند مشکلات محیط بانان و محیط زیست را و سپس تا مقطع انتخابات بعدی فراموش می کنند
شکارچی
این گونه دارای دو زیر مجموعه است . دسته اول انسان های محترم با مجوز شکار و رعایت قوانین ضمن شکار مجاز به حفظ محیط زیست کمک میکنند
اما گونه دوم انسانی است که نهادن نام انسان بر آنان خطا است . درنده تر از شیر و پلنگ ، هنگام مشاهده شکار یا محیط بان دست بر ماشه به نیت قتل می چکاند
اگر زد که پا به فرار می گذارند ،اما اگرخورد محیط بان مظلوم می ماند و حبس یا چوبه دار
اما داستان :
روزی روزگاری جوانی عاشق محیط زیست ، جان خود را در کف دست گرفته و جهت حفظ محیط زیست از چنگال وحوشی به نام شکارچی غیر مجاز پای در طبیعت گذاشت و شبانه روزی در سرما و گرما مشغول بود.
روزی شکارچی غیر مجاز در حال شکار بود که با محیط بانان مواجه شد با خشونت تمام به سمت آنان شلیک کرد. محیط بان مظلوم که خود را ظابط قضائی می دانست از بار اضافی خود استفاده کرد و گلوله ایی شلیک کرد تا هم جان خود را نجات دهد و هم محیط زیست را ، از شانس بد جوان محیط بان تیر به پای شکارچی برخورد و هنگام انتقال به بیمارستان از شدت خون ریزی به دیدار حق شتافت
پس از این حادثه جوان محیط بان به جرم قتل به چوبه دار سپرده شد ، مسئول محترم مجدد همان مصاحبه های قبلی را کرده و از حمایت تا اصلاح قانون به کار گیری سلاح برای محیط بانان ،........ اما سالیان گذشته و هر سال تکرار می شود این ماجرا ها .........
چه بسیار برومند ها در زندان یا منتظر چوبه دار ، چه بسیار برومند ها
خفته در خاک ،چه بسیار جوانان با گرمی عشق محیط زیست در میدان و با دیدن این ماجرا ها دلسرد ، چه مسئولان که وعده های تو خالی میدهند ،...........