⚫ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِیمِ ⚫

یک وزیر در میدان شهادت ،یک وزیر در اتاق و دور از مردم

یک روز وزیر نفت را درمیان جبهه جنگ میافتیم و خط مقدم ،امروز بعضی وزیران و مدیران را فقط در تلوزیون و گاهی در مراسم افتتاح ،.... که فکر کنم بعضی فقط وزیر و مدیر را از روی محافظ داشتن و احترام گذاشتن به او بشناسند که بنده خدا حق دارد کسی را که  ندیده چطوری بشناسد؟؟

یه عده هم عادت کردند کم کاری ،قوم گرایی ، ....کنند آخرش هم اعتراض مردم بگن برای تخریب ،توطئه دشمنه یا نهایت ربط میدن به اغتشاش ،...... یا دیگه خیلی بالاتر میگن طرف ضدانقلاب ،بعضی هم یادگرفتن میگن مقصر نظامه و دستور از بالا موندیم چرا بومی گرایی ،شایسته سالاری ، خدمت را از بالا یاد نمی گیرند.

بگذریم امروز سالروز بزرگداشت کسی است که وزیر نفت بود و برای سرکشی شخصا به خط مقدم و مناطق نفتی درگیر جنگ میرفت و آخر هم در همین بازدید ها به اسارت و سپس شهادت رسید اما نسل جدید بیشتر نام سلیبریتی هایی را حفظ هستند که تا دستمزد چند میلیاردی نگیرند و از کشور خارج نشدن خبری ازشون نمیشه دستمزدهای که گاه به چندین میلیارد هم میرسد آن هم معاف از مالیات ،مصونیت رسانه ایی ،ویزا خارج هم میدن دستمزد چند برابری یک جراح ، مهندس ،..... بگذریم 

شهید تندگویان جوانی انقلابی بود که بارها به دلیل انتشار و پخش اعلامیه‌ها و پیام‌های حضرت امام خمینی (ره ) در دوران خفقان محمدرضا پهلوی، بازداشت شد و به زندان افتاد و از جمله در سال ۱۳۵۲ دستگیر و پس از ماه‌ها بازداشت در زندان کمیته شهربانی و ساواک مورد شکنجه‌های بسیار قرار گرفت؛ مثلا ناخنهای او را کشیدند و پاهایش را با مته سوراخ کردند و یا شوک‌های عصبی شدید به او دادند، ولی او تسلیم آن شکنجه‌های وحشتناک نشد و سرانجام پس از یازده ماه با بدنی مجروح آزاد گشت.

شهید محمدجواد تندگویان که در دوران تحصیل خود، از دانشجویان ممتاز دانشکده نفت آبادان بود، در کنار فراگیری علم و دانش از تهذیب و خودسازی و فعالیت‌های مذهبی و انقلابی غافل نبود تا آنجا که همواره با جوانان مسلمان و در خط اندیشه‌های امام خمینی ( ره ) انجمن اسلامی دانشکده را راه‌اندازی و فعال کرد.

شهید تندگویان خود را فرزند انقلاب مى دانست و هیچ گاه خود را از مردم جدا نمى دید و براى تقویت روحیه کارکنان شرکت نفت به مناطق جنوب سفر مى کرد. این کار او سبب مى شد که اولاً کارکنان صنعت نفت خود را در شرایط جنگى تنها نبینند، ثانیاً تصمیمات متخذه در کمترین زمان ممکن اجرا شود.

شهید تندگویان هنوز بیش از ۴۰ روز از وزارتش نگذشته بود که برای چهارمین بار تصمیم به بازدید و سرکشی از پالایشگاه نفت آبادان می گیرد. در آن زمان پالایشگاه زیر بمباران دشمن بود و کارگران و متخصصان آن به سختی فعالیت می کردند. او که خود با پالایشگاه آبادان و مناطق نفت خیز جنوب آشنا بود و پیش از وزارت، مسئولیت پاکسازی پالایشگاه از نیروهای ضدانقلاب را از سوی آیت ا… اشراقی برعهده داشت، چند بار برای بازدید از این مناطق عازم سفر می شود اما هر بار به علت مسائل نظامی و جنگی بودن این مناطق، موفق به بازدید از پالایشگاه نمی شود. در چهارمین مرتبه که برای بازدید از پالایشگاه می رود از جاده ای عبور می کند که به تازگی به اشغال نیروهای عراقی درآمده بود. شهید تندگویان و هیئت همراه که بی خبر از تصرف جاده توسط عراقی ها بودند، توسط آن ها دستگیر می شوند و به همراه مهندس بوشهری و مهندس یحیوی به اسارت نیروهای بعثی درمی آیند.هنگامی که شهید چمران از ماجرای اسارت او و همراهانش مطلع می شود، بلافاصله گروهی از نیروهای چریکی خود را به منطقه می فرستد تا اگر هنوز شهید تندگویان و همراهان از مرز خارج نشده باشند، آنان را آزاد کنند. اما این تلاش به جایی نمی رسد زیرا عراقی ها آن شهید را به بصره منتقل کرده بودند.در سال های اسارت، او در انفرادی و جدا از دیگر آزادگان نگهداری می شد و حتی صلیب سرخ از وضعیت او اطلاعی نداشت و تنها دو نامه از وی به خانواده اش رسید. هرچند آگاهی دقیقی از تاریخ شهادت تندگویان در زندان عراق در دست نیست، چون که در آغاز دولت بعث عراق از تحویل جسد واقعی این شهید خودداری می‌کرد و با تحویل یک جسد ناشناس، قصد پایان دادن ماجرا را داشت که جمهوری اسلامی، هیأتی را برای پیگیری موضوع و تحویل گرفتن جسد واقعی شهید به عراق فرستاد.

این هیأت که متشکل از نمایندگان وزارت خارجه، پزشکی قانونی و خانواده شهید تندگویان بود، به همراهی یک متخصص از صلیب سرخ، سرانجام جسد شهید را از روی همان زخم‌هایی که از ساواک در کف پاهایش باقی مانده بود، شناسایی کردند، اما به دلیل این که دولت عراق، جسد شهید را با هدف، مجهول ماندن تاریخ شهادتش، سه بار مومیایی کرده، نتوانستند تاریخ دقیق شهادت ایشان را بگویند؛ این گونه است که تاریخ درستی از شهادت این شهید عزیز در دست نیست.

سرانجام پیکر پاک آن شهید بزرگوار پس از ۱۱ سال اسارت و در حالی که سال ها شکنجه و اذیت و آزار بعثی ها را تحمل کرده بود در تاریخ  ۲۵ آذر ۱۳۷۰ به ایران منتقل شد و در کنار نخست وزیرش و در جوار شهدای هفتم تیر ، در بهشت زهرا آرام گرفت.



نوشته شده توسط alibagherikahkesh.blog.ir
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم
⚫ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِیمِ ⚫

نٓۚ وَٱلۡقَلَمِ وَمَا یَسۡطُرُونَ
متولد 1996 در MIS ، خبرنگار و روزنامه نگار
شناسه الکترونیکی ثبت ملی محتوای دیجیتال( کد شامد): 1-1-765329-64-0-1
در جنگ سخت، جسمها به خاک و خون کشیده میشوند و روح ها پرواز میکنند و میروند به بهشت؛ اما در جنگ نرم، اگر خدای نکرده دشمن غلبه بکند، جسمها پروار میشوند و سالم میمانند، و روح‌ ها میروند به قعر جهنم؛ فرقش این است؛ لذا این خیلی خطرناک‌تر است.
نوشتن، یک عمل هنرى است ؛زیادتر نگویید از آنچه که هست، از آنچه که باید و شاید. منصف باشیم؛ عادل باشیم. این‏ها آن وظایف ماست

🌻🌹🌹🌻🌹🌹🌻🌹🌹🌻🌹🌹🌻

💮بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ💮

اَللَّـهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْ‌ضِ ۗ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ کُرْ‌سِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ ۖ وَلَا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ ﴿٢٥٥﴾
لَا إِکْرَ‌اهَ فِی الدِّینِ ۖ قَد تَّبَیَّنَ الرُّ‌شْدُ مِنَ الْغَیِّ ۚ فَمَن یَکْفُرْ‌ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللَّـهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْ‌وَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّـهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ﴿٢٥٦﴾
اللَّـهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِ‌جُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ‌ ۖ وَالَّذِینَ کَفَرُ‌وا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِ‌جُونَهُم مِّنَ النُّورِ‌ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَـٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ‌ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿٢٥٧﴾

🌹🌻🌻🌹🌻🌻🌹🌻🌻🌹🌻🌻🌹

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
نویسندگان
آخرین نظرات

یک روز وزیر نفت را درمیان جبهه جنگ میافتیم و خط مقدم ،امروز بعضی وزیران و مدیران را فقط در تلوزیون و گاهی در مراسم افتتاح ،.... که فکر کنم بعضی فقط وزیر و مدیر را از روی محافظ داشتن و احترام گذاشتن به او بشناسند که بنده خدا حق دارد کسی را که  ندیده چطوری بشناسد؟؟

یه عده هم عادت کردند کم کاری ،قوم گرایی ، ....کنند آخرش هم اعتراض مردم بگن برای تخریب ،توطئه دشمنه یا نهایت ربط میدن به اغتشاش ،...... یا دیگه خیلی بالاتر میگن طرف ضدانقلاب ،بعضی هم یادگرفتن میگن مقصر نظامه و دستور از بالا موندیم چرا بومی گرایی ،شایسته سالاری ، خدمت را از بالا یاد نمی گیرند.

بگذریم امروز سالروز بزرگداشت کسی است که وزیر نفت بود و برای سرکشی شخصا به خط مقدم و مناطق نفتی درگیر جنگ میرفت و آخر هم در همین بازدید ها به اسارت و سپس شهادت رسید اما نسل جدید بیشتر نام سلیبریتی هایی را حفظ هستند که تا دستمزد چند میلیاردی نگیرند و از کشور خارج نشدن خبری ازشون نمیشه دستمزدهای که گاه به چندین میلیارد هم میرسد آن هم معاف از مالیات ،مصونیت رسانه ایی ،ویزا خارج هم میدن دستمزد چند برابری یک جراح ، مهندس ،..... بگذریم 

شهید تندگویان جوانی انقلابی بود که بارها به دلیل انتشار و پخش اعلامیه‌ها و پیام‌های حضرت امام خمینی (ره ) در دوران خفقان محمدرضا پهلوی، بازداشت شد و به زندان افتاد و از جمله در سال ۱۳۵۲ دستگیر و پس از ماه‌ها بازداشت در زندان کمیته شهربانی و ساواک مورد شکنجه‌های بسیار قرار گرفت؛ مثلا ناخنهای او را کشیدند و پاهایش را با مته سوراخ کردند و یا شوک‌های عصبی شدید به او دادند، ولی او تسلیم آن شکنجه‌های وحشتناک نشد و سرانجام پس از یازده ماه با بدنی مجروح آزاد گشت.

شهید محمدجواد تندگویان که در دوران تحصیل خود، از دانشجویان ممتاز دانشکده نفت آبادان بود، در کنار فراگیری علم و دانش از تهذیب و خودسازی و فعالیت‌های مذهبی و انقلابی غافل نبود تا آنجا که همواره با جوانان مسلمان و در خط اندیشه‌های امام خمینی ( ره ) انجمن اسلامی دانشکده را راه‌اندازی و فعال کرد.

شهید تندگویان خود را فرزند انقلاب مى دانست و هیچ گاه خود را از مردم جدا نمى دید و براى تقویت روحیه کارکنان شرکت نفت به مناطق جنوب سفر مى کرد. این کار او سبب مى شد که اولاً کارکنان صنعت نفت خود را در شرایط جنگى تنها نبینند، ثانیاً تصمیمات متخذه در کمترین زمان ممکن اجرا شود.

شهید تندگویان هنوز بیش از ۴۰ روز از وزارتش نگذشته بود که برای چهارمین بار تصمیم به بازدید و سرکشی از پالایشگاه نفت آبادان می گیرد. در آن زمان پالایشگاه زیر بمباران دشمن بود و کارگران و متخصصان آن به سختی فعالیت می کردند. او که خود با پالایشگاه آبادان و مناطق نفت خیز جنوب آشنا بود و پیش از وزارت، مسئولیت پاکسازی پالایشگاه از نیروهای ضدانقلاب را از سوی آیت ا… اشراقی برعهده داشت، چند بار برای بازدید از این مناطق عازم سفر می شود اما هر بار به علت مسائل نظامی و جنگی بودن این مناطق، موفق به بازدید از پالایشگاه نمی شود. در چهارمین مرتبه که برای بازدید از پالایشگاه می رود از جاده ای عبور می کند که به تازگی به اشغال نیروهای عراقی درآمده بود. شهید تندگویان و هیئت همراه که بی خبر از تصرف جاده توسط عراقی ها بودند، توسط آن ها دستگیر می شوند و به همراه مهندس بوشهری و مهندس یحیوی به اسارت نیروهای بعثی درمی آیند.هنگامی که شهید چمران از ماجرای اسارت او و همراهانش مطلع می شود، بلافاصله گروهی از نیروهای چریکی خود را به منطقه می فرستد تا اگر هنوز شهید تندگویان و همراهان از مرز خارج نشده باشند، آنان را آزاد کنند. اما این تلاش به جایی نمی رسد زیرا عراقی ها آن شهید را به بصره منتقل کرده بودند.در سال های اسارت، او در انفرادی و جدا از دیگر آزادگان نگهداری می شد و حتی صلیب سرخ از وضعیت او اطلاعی نداشت و تنها دو نامه از وی به خانواده اش رسید. هرچند آگاهی دقیقی از تاریخ شهادت تندگویان در زندان عراق در دست نیست، چون که در آغاز دولت بعث عراق از تحویل جسد واقعی این شهید خودداری می‌کرد و با تحویل یک جسد ناشناس، قصد پایان دادن ماجرا را داشت که جمهوری اسلامی، هیأتی را برای پیگیری موضوع و تحویل گرفتن جسد واقعی شهید به عراق فرستاد.

این هیأت که متشکل از نمایندگان وزارت خارجه، پزشکی قانونی و خانواده شهید تندگویان بود، به همراهی یک متخصص از صلیب سرخ، سرانجام جسد شهید را از روی همان زخم‌هایی که از ساواک در کف پاهایش باقی مانده بود، شناسایی کردند، اما به دلیل این که دولت عراق، جسد شهید را با هدف، مجهول ماندن تاریخ شهادتش، سه بار مومیایی کرده، نتوانستند تاریخ دقیق شهادت ایشان را بگویند؛ این گونه است که تاریخ درستی از شهادت این شهید عزیز در دست نیست.

سرانجام پیکر پاک آن شهید بزرگوار پس از ۱۱ سال اسارت و در حالی که سال ها شکنجه و اذیت و آزار بعثی ها را تحمل کرده بود در تاریخ  ۲۵ آذر ۱۳۷۰ به ایران منتقل شد و در کنار نخست وزیرش و در جوار شهدای هفتم تیر ، در بهشت زهرا آرام گرفت.

alibagherikahkesh.blog.ir

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی