🌹enginee basji alibagheri kahkesh🌻

🌷حمایت از کالای ایرانی🌷

🌹enginee basji alibagheri kahkesh🌻

مهندس علی باقری کاکش متولد10فوریه 1996مسجدسلیمان کارشناس مهندسی شیمی* عضو انجمن مهندسان شیمی ایران *عضو انجمن دوستداران محیط زیست*عضو انجمن پژوهش های نیروی انتظامی*عضو سازمان هلال احمر *مدرس اقتصاد مقاومتی*مدیریت جهادی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان
آخرین نظرات
سردار سید محمد باقر زاده فرمانده کمیته تفحص مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح امروز در حاشیه استقبال از ۷۵ شهید تازه تفحص شده ،گفت: تاکنون ۴۵ هزار شهید تفحص شده و در حدود چهار هزار شهید دیگر در خاک عراق باقی مانده اند.

وی افزود: تلاش برای تفحص شهدای باقی مانده در عراق در غرب و جنوب و شمال غرب در کردستان عراق ادامه دارد.

فرمانده کمیته تفحص مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به به بازگشت ۷۵ شهید که امروز از مرز شلمچه وارد کشور شدند، افزود: پیکر پاک این ۷۵ شهید در استان های میسان و بصره عراق کاوش شده و متعلق به عملیات محرم، رمضان، کربلای ۴ و تک پشتیبانی والفجر ۸ است که در مناطق زویدات، کتیبان و جزیره بوارین تفحص شدند.
منبع :خبرگزاری باشگاه خبرنگاران جوان
علی باقری کاکشی
میلاد بانوی مهر و وفا،حضرت معصومه (س) و روز دختر تهنیت باد
علی باقری کاکشی
جدا از آنچه در تیر سال 78 بر کوی، دانشگاه و کف خیابان‌های تهران گذشت، هم‌زمان و پیش از آن، تحولاتی در فضای سیاسی ـ اجتماعی کشور رخ داد که تحت‌تاثیر متن حوادث، کم‌تر مورد توجه قرار گرفت. برنامه و طرحی چیده شد و افرادی به بازیگری مشغول شدند تا فتنه 18 تیر شکل گرفت. 18 تیر 78 حادثه‌ای خلق‌الساعه نبود، طرحی بود که پشتوانه‌ای داشت و آینده‌ای پیش رو. خالقان حادثه کوی دانشگاه پازلی را طراحی کردند و براساس آن پیش رفتند.

حمله به «پایگاه دشمن»

اثبات تاثیرگذاری رسانه و مطبوعات بر شکل‌گیری ساختار فکری ـ فرهنگی جامعه، نیاز به تحقیقات جامعه‌شناسانه گسترده‌ای ندارد. وضوح این امر آنچنان است که هر فردی با کمی تأمل به آن خواهد رسید. احزاب و گروه‌های سیاسی ـ اجتماعی با علم به این امر بدیهی، برای بهترین استفاده از این ابزار سودمند، سرمایه‌گذاری می‌کنند.

براندازان و دشمنان فرهنگ انقلاب اسلامی، اهمیت مطبوعات و تاثیر آن بر جامعه را از همان سال‌های ابتدایی انقلاب درک کردند. فضایی که اوایل انقلاب در نشریه‌های مختلف و در گروه‌های مختلف سیاسی شکل گرفت، با قاطعیت مسوولان و برخورد با آنها در آن روزها، منجر به انحراف انقلاب از مسیر خود نشد. هرچند آن جریان به‌طور کامل از بین نرفت و کم وبیش در سال‌های بعد به کار خود ادامه داد؛ اما پس از پایان جنگ و تغییر فضای اجتماعی ایران، سکولارهای ایرانی به این نتیجه رسیدند که دوباره فضا برای استفاده از مطبوعات فراهم شده است. هدف این بود که از نهادینه شدن ارزش‌های انقلابی و اسلامی در نسل جدید جلوگیری شود و فرهنگ لیبرالی، جایگزین فرهنگ سال‌های ابتدایی انقلاب در بین توده‌های مردم شود.

این روند با روی کار آمدن دولت اصلاحات و حمایت‌های مستقیم و غیر‌مستقیم قوه مجریه از این جریان سکولار مطبوعاتی، در کنار دفاع تمام‌قد وزیر ارشاد، بیش از پیش فضا را برای جولان لیبرال‌ها مهیا کرد. توپ‌خانه‌ای که با هدف شلیک به نظام، کار خود را شروع کرده بود، خویشتن‌داری نکرد و با پشتیبانی و دل‌گرمی عطاءالله مهاجرانی هدف را به‌سمت مبانی و اعتقادات اسلام نشانه گرفت. نشریه‌هایی که با پیش‌تازی روزنامه‌های سلام و جامعه در سال‌های میانی دهه 70 شروع به کار کرده بودند، به‌واسطه افتتاح زنجیره‌وار، پیوستگی محتوایی و مدیریت واحد، عنوان مطبوعات زنجیره‌ای را به خود گرفتند. صبح امروز، جامعه، توس، نشاط، خرداد، عصر آزادگان، بهار، دوران امروز، نوروز، مشارکت، آفتاب امروز، عصر ما، آریا، ایران فردا، هم‌میهن، اخبار، آوا، پیام هاجر و... مهم‌ترین نشریه‌هایی بودند که در ماه‌های ابتدایی دولت اصلاحات، بی‌محابا مجوز انتشار دریافت کردند و البته خیلی سریع اندیشه‌های خود را در فضای جامعه پخش کردند.

-«اگر مجوز راهپیمایی به هر گروه براساس قانون داده شود، اشکال ندارد حتی علیه خدا» آفتاب امروز،2/6/78

-«معصومین فقط در کلیات و اصول اسوه‌اند، نه در فروع و جزییات» محسن کدیور، ماهنامه کیان

-«صحت قصه حضرت یوسف در قرآن کریم از محالات است.» صبح امروز، خرداد78

-«مسلمان نبودن عیب و عار نیست و مسلمان بودن هم شرط لازم رستگاری نیست.» هویت خویش، اردیبهشت 78

-«مظاهر دینی چون حجاب و حیای زنان، نماد عقب‌افتادگی است.» جامعه سالم، تیر77

-«برخورد با توهین‌کنندگان به مقدسات چون منجر به اشاعه توهین می‌شود، خود اشاعه فحشاست.» مهاجرانی، اخبار اقتصاد، مهر 78

-«پیامبر رفت و هیچ فردی را به جانشینی خود انتخاب نکرد. امام حسین جانشین پدر خود نبود.» صبح امروز، 23/8/78

-«حکومت دینی، تفکری غلط است و بر همین اساس دین و سیاست از یکدیگر جدا می‌باشند.» پیام هاجر، 28/7/78

اینها تنها گوشه‌ای از پرده‌دری و گستاخی نشریه‌ها نسبت به مبانی اعتقادی مردم بود. این در حالی بود که مجموعه وزارت ارشاد به‌عنوان متولی فرهنگ کشور، نه‌تنها موضعی در مقابل این شارلاطانیزم مطبوعاتی نگرفت، بلکه وزیر و معاون مطبوعاتی وی بارها به حمایت از هتاکان به امنیت اعتقادی مردم لب به سخن گشودند. رییس‌جمهور نیز در این میان سیاست سکوت همراه رضایت را در پیش گرفته بود.

مجلس پنجم که در آن زمان، سال چهارم و آخر خود را سپری می‌کرد، پس از درک شرایط این‌چنینی تصمیم گرفت وارد صحنه شود تا فضای بی بندوباری مطبوعات را تغییر دهد که می‌توانست عواقب خطرناکی برای کشور داشته باشد. به‌همین منظور مجلس اوایل سال 78 لایحه اصلاح قانون مطبوعات را در دستور کار قرار داد. یک‌بار در اسفند 64، کلیات تغییر قانون مطبوعات (مصوب سال 1358) در مجلس دوم تصویب شده بود. ولی از همان زمان نیز این لایحه مخالفانی داشت و حتی در سال‌های بعد هم اعتراضاتی مبنی بر وجود نقاط مبهم در این قانون شده بود. به‌دلیل همین ابهام‌ها در حوزه عمل، در سال 74 در حالی‌که هنوز دوران 2 خرداد شروع نشده بود، زمزمه‌های طرح اصلاح قانون مطبوعات شروع شده بود. بنابراین خانه ملت تصمیم گرفت با توجه به همان کاستی‌های قبلی این قانون و با نظر به فضای شکل‌گرفته در مطبوعات، دست به اصلاح این قانون بزند. هنگامی‌که کلیات طرح در دستور کار مجلس قرار گرفت،‌ تنها چند روز کافی بود تا حمله‌های هماهنگ نشریه‌های اصلاح‌طلب به طرح مجلس، آغاز شود. این در حالی بود که این اصلاحیه که در 4 بند تصویب شده بود، حاوی اصولی منطقی و عقلانی بود. در حقیقت حداقل‌هایی بود که هر عقل سلیمی آن را جایز می‌شمارد. ممنوعیت فعالیت مطبوعات برای بیگانگان، جاسوسان، سردمداران رژیم طاغوت و...، منع شدن مطبوعات برای دریافت کمک مالی از کشورهای بیگانه، مقابله با افراد دولتی و غیر‌دولتی که مطبوعات را تحت فشار قرار می‌دهند و التزام عملی مدیران مسوول و صاحبان امتیاز نشریه‌ها به قانون اساسی جمهوری اسلامی، مواردی بود که در مجلس تصویب شد. این موادی بود که عقل، منطق و شرع آن را تایید می‌کرد.



نشریه‌های زنجیره‌ای، آتش خود را سمت مجلس گرفتند. اولین تیر را مجمع روحانیون مبارز با صدور اطلاعیه‌ای در روزنامه دولتی ایران زد: «این طرح سایه استبداد را بر فضای مطبوعات کشور می‌گستراند» تیترها آنچنان بود که اگر کسی نمی‌دانست محتوای این قانون چیست، حتما آن را متحجرانه و قرون وسطایی تلقی می‌کرد:

- «طرح اصلاح مطبوعات، یعنی سایه استبداد بر فضای نشریات کشور» ایران،2تیر78

- «تکریم یا تحریم آزادی، سرنوشت مطبوعات رقم می‌خورد» خرداد، 13تیر78

- «اعتراض شدید انجمن صنفی روزنامه‌نگاران به طرح اصلاح قانون مطبوعات» نشاط، 18خرداد78

در این میان روزنامه سلام به مدیرمسوولی موسوی خویینی‌ها علمداری این جریان برعهده گرفت:

ـ «طرح تغییر قانون مطبوعات، وهن قانون اساسی است» سلام،27 و30خرداد78

ـ «اصلاح قانون یا به بن‌بست کشیدن نظام؟» سلام،9 تیر78

این حجم از توهین، تخریب و جَوسازی در حالی بود که هیچ‌یک از این نشریه‌ها از محتوا و متن این طرح با مردم صحبت نمی‌کردند و تنها با انتخاب تیترهای داغ و جنجالی، سعی در مسموم کردن فضای کشور داشتند. گویا این نشریه‌ها وگردانندگان آنها خود را مصداق اعمال مجرمانه‌ای یافته بودند که در این قانون بر آن تصریح شده بود، یا شاید این بخشی از پازلی بود که چیده شده بود، شاید هم هردو. هرچه زمان تصویب این طرح نزدیک‌تر می‌شد، فضای تندروی، افراط و عصبیت هم بیشتر بر نشریه‌ها تاثیر می‌گذاشت. فضایی احساسی که تنها جرقه‌ای می‌توانست آن را تبدیل به بحران کند.

«سلام» بر کودتا

شواهدی نشان از این داشت که واقعیت این هجمه، تنها مقابله با این طرح مجلس نیست. به نظر می‌رسید قانون مطبوعات بهانه‌ای شده باشد برای طرحی دیگر. اما چه طرحی می‌توانست اینچنین طراحان را به تب‌وتاب بیندازد؟

سعید حجاریان کم‌تر از یک سال قبل ـ17 آذر 77 ـ در مصاحبه‌ای با روزنامه ایران، از طرحی سخن می‌گوید و از آن با عنوان «فتح سنگر به سنگر تا رسیدن به فرماندهی» یاد می‌کند. روزنامه سلام نیز،که یک‌بار در سال 72 به تعلیق فعالیت مطبوعاتی محکوم شده و با وساطت برخی مسوولان ارشد نظام، عفو شده بود، 9 تیر 78 در یک پیش‌بینی حیرت‌انگیز از طرح اصلاح قانون مطبوعات، به‌عنوان طرحی برای به بن‌بست کشیدن نظام یاد می‌کند. سنگرهایی که حجاریان حدود یک سال پیش از آنها نام برده بود،کجا بودند؟ بعدها مشخص شد وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران، نیروی انتظامی و حتی بسیج، مناطق عملیاتی براندازان بود. قرار بود هریک طی پروژه‌ای فرو بریزد. برای نشستن در جایگاه فرماندهی لازم بود بازوهای امنیتی و اطلاعاتی نظام و رهبری فلج شود. پس از جریان قتل‌ها که نشانه به‌سمت بدنه وزارت اطلاعات رفته بود، نوبت به نیروی انتظامی رسیده بود.

چگونگی اجرای طرح، نیازمند دقت فراوانی بود. محمدعلی ابطحی یک‌بار گفته بود: «آقای خاتمی 20 میلیون نفر پشت سر دارد اما آقای خامنه‌ای 8 میلیون رأی آورد. اگر درگیری به‌وجودآید، مطمئن باشید که آقای خامنه‌ای پیروز نخواهد شد.» با شکل‌گیری اصلاح قانون مطبوعات، بهانه لازم برای درگیری و به صحنه آمدن سرمایه اجتماعی شکل گرفته بود که اصلاح‌طلبان تصور می‌کردند حامی آنها هستند.



کلید آشوبی که هدفی جز کودتا نداشت، در دستان مدیرمسوول روزنامه سلام بود. کودتا براساس سند مجعولی که 15تیر 78 بر پیشانی روزنامه سلام نشست، راه خود را یافت. پیوند ماجرای قتل‌ها و وزارت اطلاعات به طرح مجلس، براساس سندی دروغی و جعلی، شکل گرفت. سندی که از وزارت اطلاعات به سرقت رفته بود، درحقیقت نامه‌ای بود که در جلسه‌های مشاوران خطاب به وزیر نوشته شده بود و درحقیقت محتوایی فرهنگی مربوط به رصد کلی فضای کشور داشت. اما نامه‌ای که در بالاترین سطح امنیتی کشور نگارش شده، چه‌طور سر از روزنامه درآورده بود؟ و چه‌طور این روزنامه دست به افشای اسرار نظام زده است؟ کاری که موسوی خویینی‌ها کرد، ریسک خطرناکی بود که تنها صدای آمریکا حامی آن بود. علیرضا نوری‌زاد در گفت وگو با رادیو آمریکا: «کاری که روزنامه سلام کرد، به گمان من یکی از شجاعانه‌ترین کارها در تاریخ 20 ساله مطبوعات ایران بود.»

روزنامه سلام علاوه بر این‌که سندی محرمانه را افشا کرد، آن را تحریف نیز کرده بود. بنابراین براساس قانون باید توقیف می‌شد. این اتفاق یک روز بعد رخ داد. همان شب ساعت 10 نیز وزارت اطلاعات شکایتی علیه مدیرمسوول به جرم افشای اسرار نظام تنظیم کرد. علی یونسی وزیراطلاعات دولت اصلاحات، در مصاحبه‌ای گفت: «کاری که روزنامه سلام کرد، سرقتی بود که فقط استفاده جناحی و سیاسی داشت.»

یک ماه فضاسازی علیه طرح مجلس، پیوند آن با سعید اسلامی و ماجرای قتل‌ها و حال بسته شدن روزنامه‌ای که مدیرمسوول آن حکم پدر و استاد برای زنجیره‌ای‌ها راداشت، همه اینها آماده بود تا نشریه‌های برانداز دوباره وارد صحنه شوند. حزب مشارکت 16 تیر بیانیه‌ای صادر کرد و نوشت: «اصرار به توقیف سلام می‌تواند عواقب و پیامدهای زیان‌باری داشته باشد.»

10 شب 16تیر حکم توقیف سلام صادر شد. یعنی درست زمانی‌که روزنامه‌های صبح فردا یا بسته شده بودند یا در حال بسته شدن بودند. اما تیترهای فردا صبح زنجیره‌ای‌ها وتحلیل‌های فراوان‌شان مبنی بر توقیف روزنامه سلام، طوری بود که گویا توقیف روزنامه را پیش‌بینی می‌کردند. درحقیقت این نیز بخش دیگری از پازل بود که چیده شد و به‌خوبی جلو می‌رفت.

_ زمان، حامل حوادث خشونت‌بار است

_نظام باید هزینه‌های سنگینی بپردازد.

_محدودیت مطبوعات، خشم مردم را شعله‌ور خواهد کرد.

_دانشجویان ساکت نخواهند نشست.

صحبت از خشم و خشونت، زینت‌بخش نشریه‌های مدعیان گفت‌وگو، آزادی و دموکراسی شده بود. در این میان تحریک دانشجویان، بیش از همه مورد توجه این جریان قرار گرفت. تلاش زیادی صورت گرفت که از راه‌های مختلف، اعتراض از پیشانی روزنامه‌ها به صحن دانشگاه کشیده شود.

«هزینه‌ای» که پرداخت شد

روزنامه نشاط صبح روز 17تیر، در حالی‌که تصویر موسوی خویینی‌ها را در صفحه اول خود آورده بود، نوشت: «آیا محافظه‌کاران هزینه به صحنه آوردن موسوی خویینی‌ها را محاسبه کرده اند؟»

سعید حجاریان نیز در روزنامه‌اش، صبح امروز، نوشت: «بازی دموکراسی، اگرچه بازی نامیده می‌شود، ولی اگر قواعد آن را پذیرفتیم، دیگر بازی نیست و اگر این قاعده در مطبوعات یا انتخابات در هم شکسته شود، آن‌گاه سیاست‌ورزی به پایان می‌رسد.» خبر از پایان سیاست‌ورزی داده شد. هزینه به صحنه آوردن موسوی خویینی‌ها با تنظیم شکایت از او چه ارتباطی می‌توانست داشته باشد؟ روزنامه‌ها در 17 تیر، به‌طور علنی نظام را تهدید کردند.



تابستان داغ

تحریک دانشجویان در نشریه‌ها، همان بعدازظهر روز 17تیر و با حضور عواملی که بعدها مشخص شد اصلا دانشجو نبوده‌اند، نتیجه داد. اما تنها 10 روز پیش از آن، روی دیگر این پروژه توسط نشریه آمریکایی «میدل ایست اکونومیک دایجست» برملا شد. این نشریه در مقاله‌ای خبر از تحولاتی حیاتی در ایران داد: «بیشتر ناظران در تهران بر این اعتقادند که تابستان امسال شاهد یک آزمون حیاتی قدرت و حتی شاید دور نهایی رویارویی جدی بین جناح محافظه‌کار و اصلاح‌گرایان خواهد بود. اصلاح‌طلبان، یک تابستان سیاسی داغ را پیش روی دارند تا جناح محافظه‌کار را از میدان مبارزه خارج کنند.»

برنامه‌ای که پیش‌بینی شده بود، شب 17تیر در محوطه کوی دانشگاه تهران توسط دفتر تحکیم وحدت کلید خورد. نصب اعلامیه‌ای در محوطه کوی و دعوت دانشجویان برای حضور در تجمع اعتراضی به توقیف سلام. سیدنظام موسوی که در آن زمان مسوول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران بود، می‌گوید: «فردی که این اعلامیه را پخش می‌کرد، شفیعی نام داشت که اصلا دانشجو نبود و کارمند جهاد دانشگاهی کوی بود. جالب این‌که تاج‌زاده، همین فرد را به‌عنوان دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب در وزارت کشور منصوب کرد.» چند ساعت از نصب اعلامیه که می‌گذرد، تعدادی از اعضای دفتر تحکیم وحدت همراه 2 نفر دیگر به نام‌های منوچهر و اکبر محمدی که بعدها خودشان اعتراف کردند اصلا دانشجو نبوده‌اند ـ منوچهر محمدی دانشجوی اخراجی اقتصاد بود ـ تظاهرات در محوطه کوی را شروع و دانشجویان را به خروج از خوابگاه‌ها دعوت می‌کنند.

عامل تحریک دعوت دانشجویان، در شعارهایی که سر داده می‌شود، شنیده می‌شود. شعارهایی که حاکی از تهدید آزادی و اختناق است. دانشجویان از آنچه پشت پرده این جریان می‌گذرد، بی‌خبر هستند. پشت پرده‌ای که آنان را تنها پیاده‌نظامی می‌دانند برای مقصود خود. آرام آرام شعارها علیه نظام و رهبری هدایت می‌شود. با توجه به روزهای فرجه امتحانات و حضور کم دانشجویان در کوی، نیاز به حضور عوامل غیر‌دانشجو و هدایت معترضان به بیرون از محوطه خوابگاه احساس می‌شود. جمعیت حدود ساعت 9 شب 18 تیر از محوطه کوی دانشگاه خارج و وارد خیابان کارگر می‌شود. هم‌زمان با حضور معترضان در خیابان، عاملان اصلی، آشوب و تخریب اموال عمومی را آغاز می‌کنند. با تبدیل اعتراض به آشوب و تخریب و سلب امنیت از مردم منطقه، نیروی انتظامی وارد صحنه می‌شود و از دانشجویان می‌خواهد به کوی برگردند. جمعیت به داخل کوی برمی‌گردد ولی همچنان 20 ـ 30 نفر می‌مانند و خیابان را می‌بندند. اراده‌ای که علاقه‌مند به درگیر کردن نیروهای انتظامی با آشوب‌گران است، کاملا حس می‌شود. گروگان‌گیری یک سرباز وظیفه ناجا توسط دانشجویان و ضرب و شتم وی، فضا را به‌شدت متشنج می‌کند. سرباز از دست دانشجویان می گریزد ولی کلاه او را به حالت تمسخر به هوا پرتاب می‌کنند. شب از نیمه می‌گذرد که شعارهای دانشجویان تندتر می‌شود و روشن کردن آتش در خیابان و تخریب اموال عمومی شدت می‌گیرد. پلیس با بلندگو باز از دانشجویان می‌خواهد به کوی برگردند و در غیراین‌صورت برخورد خواهد کرد. همین اتفاق هم می‌افتد. نیروی انتظامی وارد محوطه کوی می‌شود و درگیری شدیدی که بین معترضان و نیروی انتظامی رخ می‌دهد، منجر به اتفاق های تلخی می‌شود.



طبق اظهار فرماندهان نیروی انتظامی پلیس، آن شب هرچه تلاش می‌کنند وزیر کشور را نمی‌یابند، تا از او کسب تکلیف کنند. ـ نیروی انتظامی زیر نظر رهبری عمل می‌کند، اما مسوولیت آن از طرف رهبری به وزیر کشور تفویض شده است.ـ آن شب وزیر کشور از ساعت 11شب تا 4 صبح در دسترس نبوده. درگیری و آشوب نیمه‌شب در کوی و خیابان‌های اطراف، ادامه می‌یابد. شعارها ارتباطی با روزنامه سلام و قانون مطبوعات ندارد. جمعیت معترض، اصل نظام را هدف گرفته‌اند. هم‌زمان با ادامه درگیری‌ها تا نیمه‌شب، عده‌ای وارد کوی می‌شوند و اقدام به تخریب خوابگاه‌ها و ضرب و شتم دانشجویان می‌کنند. اقدامی که نه‌تنها هیچ توجیهی ندارد بلکه به‌شدت مشکوک است. طبق اظهار برخی از دانشجویان حاضر در واقعه، افرادی که وارد کوی شدند، اصلا دانشجو نبودند و هرکسی را هم مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند. حتی گفته شد یکی از کسانی‌که آن شب کتک خورد، قائم‌مقام بسیج دانشکده تربیت‌بدنی بود. دانشجویانی که در اتاق‌های خود مشغول استراحت هستند، مورد حمله قرار می‌گیرند. آنچه مسلم است حجم آشوب و تخریب به‌قدری زیاد است که نمی‌توان آن را به حضور یک‌ساعته نیروی انتظامی در کوی نسبت داد.

در این میان اظهارنظرهای بی‌منطق و بعضا تحریک‌آمیز برخی مسوولان مانند تاج‌زاده و سلیمانی معاون دانشجویی وزیر علوم، در ملتهب کردن اوضاع و تحریک دانشجویان علیه نظام، بسیار تاثیرگذار است. مصطفی معین وزیر علوم نیز در اقدامی مشکوک و تأمل‌برانگیز، استعفای خود از وزارت را اعلام می‌کند که در آن شرایط، هیچ تاثیری غیر از ملتهب کردن اوضاع ندارد. شرایطی به‌وجود می‌آید که تصور می‌شود دولتی‌ها در یک طرف ایستاده‌اند و به‌جای آرام کردن اوضاع، با اقدام‌های خود بر تنش می‌افزایند.

فردی به نام احمد باطبی ـ که اصلا دانشجوی دانشگاه تهران نبودـ در راستای طرحی که بخشی از پازل توطئه است و جریان کشته‌سازی را دنبال می‌کند، با در دست گرفتن یک زیرپیراهن آغشته به رنگ ـ که بعدها اعتراف کرد در خانه با خون حیوانات، زیرپیراهن را رنگی کرده بود ـ مدعی کشته شدن دوست دانشجوی خود شد. عکسی از او به‌طور گسترده در نشریه‌ها منتشر شد و انعکاس گسترده‌ای پیدا کرد و تا مدت‌ها به‌عنوان سندی مبنی بر کشتن دانشجویان ارایه می‌شد. درباره پروژه کشته‌سازی، سیدنظام موسوی که به‌واسطه حضور در بسیج دانشجویی دانشگاه تهران، از نزدیک حوادث 18 تیر را رصد کرده است، در خاطرات خود می‌گوید: «تحکیمی‌ها می‌خواستند سوار موج شوند. یکی از ایرادهای جدی که به اینها وارد بود، این بود که به دروغ اسامی کشته‌شدگان را منتشر کردند. قرار بود در اعتراض به کشتن دانشجویان، شنبه 19تیر جلو سردر دانشگاه تجمعی داشته باشند، در حالی‌که تا آن زمان کسی کشته نشده بود. شورای صنفی دانشکده حقوق و علوم سیاسی، 13 نفر را به‌عنوان کشته‌شده مطرح کرد که همان شب رادیو اسراییل این خبر را بازتاب داد. ازقضای روزگار، برخی از این اسامی که به‌عنوان کشته‌شدگان مطرح شده بودند، بچه‌های بسیج دانشجویی بودند. بعد ما زنگ زدیم و پی‌گیری کردیم و دیدیم که اصلا تهران نیستند. همه آن 13 نفر را پی‌گیری کردیم و دیدیم دروغ است. سریع صداوسیما را در جریان گذاشتیم و صداوسیما هم اعلام کرد اسامی 13 کشته حادثه کوی دانشگاه دروغ است.»



واکنش محمد خاتمی رییس‌جمهور در آن چند روز درکنار سکوت، ابعاد دیگری هم دارد. مرتضی نبوی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره تصمیم‌گیری خاتمی و دولت وی در آن روزها می‌گوید: «در مساله 18تیر، شورای عالی امنیت ملی کمی با سستی کار کرد. آقای روحانی دبیر وقت شورا در آن زمان، خارج از کشور بود و جلسه‌های شورا که به ریاست رییس‌جمهور تشکیل می‌شد، اجازه نمی‌داد که بسیج وارد شود و جلو شلوغی‌ها را بگیرد.» این امر در کنار تعلل در برخورد و حتی حمایت وی از مدیران زیرمجموعه‌اش که در بحران‌آفرینی نقش داشتند، نشان از این دارد که وی را نیز اگر نه به‌عنوان یکی از طراحان، حداقل باید از حامیان توطئه 18تیر دانست.

شب 19 تیر، وزارت اطلاعات شکایت خود را از روزنامه سلام پس می‌گیرد. روابط عمومی وزارت اطلاعات در بیانیه‌ای رعایت بی‌طرفی و استقلال، حفظ آرامش و پرهیز از هرگونه تنش و تقویت سیاست‌های دولت خدمت‌گذار درباره توسعه سیاسی و آزادی‌های قانونی مطبوعات را به‌عنوان دلیل‌های انصراف از شکایت ذکر می‌کند. همان شب جلسه‌ای در دفتر تحکیم وحدت با حضور سعید حجاریان و اصغرزاده شکل می‌گیرد. اعلام یک هفته عزای عمومی و درخواست تعطیلی دانشگاه‌ها، از تصمیم‌های مهمی است که در این جلسه گرفته می‌شود.

شامگاه 19 تیر، در خیابان‌های اطراف کوی، حوادث تلخی می‌گذرد. در حالی‌که تقریبا جریان به‌طور کامل از اختیار دانشجویان خارج شده است، تخریب اموال عمومی، آتش زدن اتومبیل‌ها، حمله به مسجدها و آزار رساندن به اقشار مذهبی و هرکسی که ظاهری مذهبی دارد و حتی تعرض به بانوان محجبه، از جمله حوادثی است که تلخی این حوادث را بیش از پیش می‌کند.صبح روز شنبه 19 تیر، تیتر روزنامه نشاط اعلام یک هفته عزای عمومی از طرف دفتر تحکیم وحدت است. عزای عمومی برای حوادثی که تا کنون یک کشته داشته، آن هم افسر وظیفه‌ای بود که به‌صورت مهمان در خوابگاه حضور داشت. عزت ابراهیم‌نژاد که مهمان کوی بود، 19 تیر و با اسلحه کمری کشته می شود. هرچند هیچ نهاد رسمی مرگ او را تایید نکرد. روزنامه نشاط در همان شماره، مقاله‌ای را به قلم محمد قوچانی چاپ می‌کند،کسی که بعدها بسیاری از نشریه‌های اصلاح‌طلب از جمله «شهروند امروز» را سردبیری کرد. «هزینه به صحنه آوردن یک نیروی موثر» عنوان یادداشتی بود که محمد قوچانی پیرامون نحوه درج نامه وزارت اطلاعات در روزنامه سلام نوشت: «هنگامی‌که موسوی خویینی‌ها دریافت که مجید انصاری لیدر فراکسیون اقلیت پارلمان، به‌دلیل روابط بسیار خوبی که با مقامات عالی‌رتبه دارد و توصیه مخصوصی که دریافت کرده است، از خواندن نامه حوزه مشاوران وزارت اطلاعات درباره اصلاح قانون مطبوعات از پشت تریبون صرف نظر کرده است، تصمیم گرفت شهامت خود را با یک تیتر تکان‌دهنده نشان دهد.» قوچانی در ادامه می‌نویسد: «او که مطمئن بود با تصویب اصلاحیه قانون مطبوعات، عملاً «سلام» و روزنامه‌های اصلاح‌طلب دیگر، از ایفای نقش خود باز خواهند ماند؛ ولی کوشید به یک ریسک خطرناک دست بزند. خطر ریسک به اندازه‌ای بود که حتی سعید حجاریان نیز صلاح را در آن دانست که چنین بازی خطرناکی را به موسوی خویینی‌ها بسپارد.»



محمد قوچانی و روزنامه نشاط، فردای چاپ این مقاله مجبور به عذرخواهی از سعید حجاریان شدند.

یوسف صانعی 19 تیر پیامی صادر می‌کند و در حالی‌که در پیام خود از کشته شدن چند دانشجو خبر می‌دهد، می‌گوید: «باید از امام امت( سلام الله) یاد بگیریم که چگونه در تمام مراحل از بهشتی‌ها، مطهری‌ها، موسوی خویینی‌ها، کنی‌ها، کروبی‌ها و شهید عراقی‌ها وچمران‌ها و فرزندان انقلاب و نهضت حمایت می‌کرده.»

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز در بیانیه‌ای که یک نسخه آن از طریق نمابر خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) ارسال شد، ایده تهدید آزادی مطبوعات را با پرونده قتل‌های پاییز گذشته مرتبط دانست و خواستار موضع‌گیری مراجع عظام و علمای بزرگوار در برابر حوادث اخیر شد. در همان روز، گروه نهضت آزادی نیز بیانیه‌ای صادر کرد و از کشته شدن 3 دانشجو در حوادث کوی خبر داد.

فائزه هاشمی، مجید انصاری، محمدعلی ابطحی، اکبر گنجی، هادی خامنه‌ای، محتشمی پور، مصطفی معین، عبدالله نوری، فاطمه کروبی و موسوی لاری افرادی هستند که به تناوب در این چند روز در کوی حاضر می‌شوند و هریک به شکلی بر تحریک دانشجویان می‌افزایند. حضور گسترده نهضت آزادی در مدیریت آشوب‌ها وحتی حضور عزت‌الله سحابی و ابراهیم یزدی در کوی، از نکات دیگری است که پشت پرده جریان را آشکار می‌کند.

روز 20 تیر با گسترش آشوب در شهر و خیابان‌های اطراف کوی می‌گذرد. در همین روز خاتمی با استعفای معین مخالفت می‌کند. آشوب‌گران با حضور در مقابل وزارت کشور، درِ این وزارتخانه را کندند و به‌سمت میدان فاطمی تظاهرات کردند. بازی استقلال و پرسپولیس که امروز قرار است برگزار شود نیز مورد توجه فتنه‌گران قرار می‌گیرد و اعلام می‌شود علاوه بر حضور در ورزشگاه، بزرگراه تهران ـ کرج را مسدود خواهند کرد. علاوه بر حضور اعضای نهضت آزادی و فایزه هاشمی در کوی، اعلامیه‌ای در حمایت از معترضان از سوی آیت‌الله منتظری صادر و بین دانشجویان پخش می‌شود. اکبر گنجی نیز حدود ساعت 17 خود را به کوی می‌رساند و سخنرانی تحریک‌آمیزی پیرامون وقوع کودتا انجام می‌دهد. شامگاه 20 تیر با حضور مصطفی معین در محوطه کوی، اعلام می‌شود که از فردا 10 صبح، معترضان در دانشگاه تهران تحصن خواهند کرد.

خواب پریشان

21 تیر، اقشار مختلف مردم ودانشجویان با رهبر معظم انقلاب دیدار می‌کنند. ایشان از همان ابتدای سخنان‌شان به حادثه کوی اشاره می‌کنند: « ...مطلبی که از نظر من مهم‌تر از همه است و ذهن مرا مشغول کرده، حمله به خوابگاه جوانان و دانشجویان است. این حادثه تلخ قلب مرا جریحه‌دارکرد. حادثه غیرقابل قبولی در جمهوری اسلامی بود. حمله به منزل و مأوا و مسکن یک جمعی به‌ویژه در شب یا هنگام نماز جماعت، به‌هیچ وجه در نظام اسلامی قابل قبول نیست. هرکسی بوده فرقی نمی‌کند چه در لباس نیروی انتظامی چه در غیر آن... حرف من به دانشجویان این است که مراقب باشید و دست‌های پنهان را ببینید.» ایشان همچنین به عناصری که در پس این قضایا هستند، هشداردادند که دست از توطئه بردارند. پخش مستقیم این بیانات از تلویزیون و محوطه کوی، تاثیر فراوانی در آرام کردن فضای جامعه و دانشگاه دارد. اما فتنه همچنان حامیانی سرسخت دارد.

نامه فرماندهان سپاه به خاتمی

بعداز ظهر 21 تیر نامه‌ای محرمانه از سوی 24 تن از فرماندهان سپاه پاسداران خطاب به محمد خاتمی رییس‌جمهور ارسال می‌شود و از او می‌خواهند «سکوت، مسامحه و ساده‌انگاری» را کنار گذاشته و به «وظیفه انقلابی و ملی» خود عمل کند. خاتمی به این نامه وقعی نمی‌نهد. درواقع او تا پایان با اتخاذ مواضع زیگزاگی خود، آب به آسیاب کودتاچیان می‌ریزد. وی در عین حال که در اظهار نظری معروف، از حوادث 18 تیر با عنوان «تاوان افشای قتل‌های زنجیره‌ای» یاد می‌کند، یک ماه بعد از حوادث، در دیدار با اعضای جهاد دانشگاهی، به هدایت آشوب‌ها از بیرون اعتراف می‌کند: «دعوت به آشوب ریشه در خارج دارد. حفظ ارزش‌ها و مصالح ملی پیرامون رهبری، قاعده رقابت سیاسی است.»

تا بعدازظهر روز 21 تیر، از حجم آشوب، تخریب و درگیری در سطح شهر کاسته و فضا مقداری آرام می‌شود. در همین روز، بسیج دانشجویی دانشگاه تهران برای برگزاری تجمع اعتراضی در دانشگاه تهران برای روز سه‌شنبه 22تیر از وزارت کشور درخواست مجوز می‌کند که با مخالفت این وزارتخانه مواجه می‌شود.



اعلام می‌شود از سوی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، فراخوانی برای حضور در تجمع اعتراضی چهارشنبه در دانشگاه تهران صادر شده است. این در حالی است که موج آشوب وتخریب همچنان در شهر ادامه دارد و بخش‌هایی از آن به منطقه‌های جنوبی‌تر تهران و بازار رسیده است.

رهبر معظم انقلاب 22 تیر پیام مهمی را خطاب به مردم و دانشجویان صادر می‌کنند: «...گروهک‌های وابسته و معاند، طبق تحلیل اربابان و معلمان خود،گمان کرده‌اند مردم ایران از اسلام و انقلاب دست برداشته‌اند و به خیال باطل خود می‌خواهند از انقلاب اسلامی انتقام بگیرند ....فرزندان بسیجی‌ام با حضور خود در هر صحنه‌ای که لازم است، دشمنان زبون را مرعوب و منکوب کنند.»

22 تیر، هچنان درگیری و آشوب به‌صورت پراکنده ادامه دارد. اما حضور بسیج در مناطق مختلف شهر، از حجم درگیری‌ها کاسته است.

تجمعی که قرار بود 23 تیر در دانشگاه تهران برگزار شود، تبدیل به راهپیمایی عظیم مردمی در دانشگاه تهران و خیابان‌های اطراف دانشگاه شد. از میدان ولی‌عصر(عج) تا دانشگاه در سمت شمال و شرق و از میدان فردوسی در سرتاسر خیابان انقلاب به‌سمت دانشگاه، مملو از جمعیت مردمی شد. جمعیت مقابل دانشگاه به حدی شد که امکان ورود به دانشگاه امکان‌پذیر نبود. مراسم با سخنرانی علیرضا زاکانی مسوول بسیج دانشجویی و قرائت بیانیه پایانی توسط دبیر وقت شورای امنیت، حسن روحانی برگزار شد.



مردمی که چند روز صبر کرده و منتظر اشاره‌ای از ولایت بودند، اکنون به صحنه آمدند. آمدند تا نشان دهند انقلاب بازیچه مطامع غرب‌زدگان و غرب‌شیفتگان داخلی نیست. اتفاقی که در یک نصف روز در 23 تیر رخ داد، قدرت ایمان مردمی بود که برنامه‌های چند ساله تجدیدنظرطلبان و انقلابیون خسته و پشیمان را به‌ هم ریخت. جریان سکولار و برانداز نتوانست 18 تیر را عاملی برای باج‌گیری از نظام اسلامی و رهبری قرار دهد.23 تیر سدی مقابل عملیات فتح سنگر به سنگر شد.

هرچند حوادث سال‌های بعد نشان داد که فرصت نظام به سران این جریان، برای آنها عبرت‌انگیز نبود و شد آنچه در فتنه 88 دیدیم.
علی باقری کاکشی
نامگذاری روز حجاب و عفاف
بیست و یکم تیرماه سالروز قیام مردم مشهد علیه کشف حجاب به عنوان روز عفاف و حجاب نامگذاری شده است. روزی که دژخیمان رضاخان مردم معترض به کشف حجاب را درمسجد گوهرشاد به خاک و خون کشید.

توطئه‌ی کشف حجاب
یکی از پلیدترین توطئه‌های دشمنان اسلام در تاریخ معاصر، توطئه‌ی کشف حجاب است. رضا‌خان- که با طرح کودتای سوم اسفند 1299 و با حمایت و هدایت انگلیسی‌ها بر سر کار آمد- درصدد اجرای تز اسلام‌زدائی و جایگزینی ارزش‌های لیبرالیستی در جامعه بود. از مهم‌ترین جلوه‌های این طرح، پدیده‌‌ی کشف حجاب بود. برای آماده ساختن زمینه‌ی کشف حجاب، مجلس، در ششم دی‌‌ماه 1307 قانون متحدالشکل نمودن البسه را تصویب کرد که بر اساس آن، پوشیدن کت و شلوار و کراوات و کلاه فرنگی، برای مردان الزامی شد.

تلاش‌های رضا‌خان، باعث شد تا عده‌ای از زنان غرب‌زده، به‌ویژه زنان درباری و دولتمردان، به صورت بی‌حجاب یا بدحجاب، در مجامع و معابر عمومی ظاهر شوند و مردم نیز تحت تأثیر اختناق و ظلم رضاخانی، حساسیت لازم را از خود نشان ندادند.

در سال 1313 رضا‌خان عازم ترکیه شد و با مشاهد‌ی تغییراتی که رژیم لائیک ترکیه به رهبری مصطفی‌‌کمال‌آتاتورک در جهت غربی کردن جامعه‌ی مسلمان ترکیه اجرا کرده بود، تحت تأثیر قرار گرفت و شدیدتر از گذشته، در راستای اسلام‌زدائی و به‌ویژه حجاب‌زدائی گام برداشت. در بهمن 1313، در افتتاح دانشگاه تهران، به دختران دستور دادند که بدون حجاب به تحصیل مشغول شوند.

به بهانه تمدن
رضاشاه در 11 آذر 1314 به محمود جم که در پی استعفای فروغی از سمت نخست وزیری جایگزین وی شده بود گفت: «این چادر چاقچورها را چطور می شود از بین برد؟ نزدیک دو سال است که این موضوع، سخت مرا به خود مشغول داشته است؛ خصوصاً از وقتی که به ترکیه رفتم و زن های آنها را دیدم، دیگر از هرچه زن چادری است بدم آمده است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است...».

وزیر گفت: اگر شخص اعلی حضرت همایونی پیش قدم شوند، مردم همه تأسی خواهند کرد؛ که از قدیم گفته اند: «الناس علی دین ملوکهم»، شاه پس از شنیدن سخنان او چند لحظه تأمل کرد و در حالی که به نظر می رسید قبلاً در این زمینه هماهنگی شده است، پاسخ داد: بسیار خُب! دیگران که اقدام نمی کنند، منِ پیرمرد حاضرم جلو بیفتم و سرمشق شوم!

گوهرشاد در خون
رضاشاه در آغاز اجرای برنامه های ضداسلامی خود، دستور داد درشکه چی های مشهد و رفتگران تهران کلاه شاپو (کلاه تمام لبه فرنگی) بر سر گذارند. اجرای این برنامه از ابتدا خرداد 1314، علاوه بر شایعات مربوط به کشف حجاب، در مشهد تلاطمی ایجاد کرد. سرانجام آیت الله قمی پس از مشورت با تعدادی از رجال و روحانیان، برای جلوگیری از کشف حجاب و استفاده از کلاه شاپو، در 9 تیر 1314 به تهران سفر کرد.

محاصره محل اقامت ایشان در شهر ری از سوی حکومت، یکی از عوامل اصلی خشم و خروش مردم مشهد گردید و به کشتار بیرحمانه در مسجد گوهرشاد در 21 تیرماه انجامید. آیت الله قمی مدتی پس از این کشتار، به عتبات عالیات تبعید شد و مأموران شهربانی درصدد دستگیری دوستداران ایشان از جمله شیخ محمدتقی بهلول برآمدند. شیخ محمدتقی بهلول برای پیگیری اوضاع و جویا شدن از احوال شیخ قمی به مشهد رفته بود که مأموران شهربانی، در پی مداخله زائران و خدام برای فراری دادن وی، او را در صحن کهنه زندانی کردند. ولی مردم در صحن جمع شدند و با حمله به مأموران، ایشان را آزاد کردند.

بهلول به مسجد گوهرشاد رفت و در آنجا به مبارزه خود ادامه داد. با اینکه شهربانی چندین بار وارد عمل شد و حکم متفرق شدن مردم را داد، نتیجه ای نگرفت تا اینکه به درخواست استاندار، فرمانده لکشر، مأموریت را به هنگ پیاده داد و آنها اطراف مسجد و حرم را محاصره کردند و تعداد زیادی از زوار (دو هزار نفر) را به قتل رساندند.

به جرم عفاف
در دوران کشف حجاب، بسیاری از بانوان که نمی خواستند بدون حجاب خارج شوند، در خانه ها ماندند و عده ای فقط شب ها رفت و آمد می کردند و در برخی خانه ها به ناچار حمام ساخته شد. کسانی هم که امکانات بیشتری داشتند، فرار را بر قرار ترجیح دادند و ترک دیار کردند.

فواید حجاب, روز حجاب و عفاف, 21 تیر روز عفاف و حجاب
حجاب باعث حفظ بنیان خانواده بوده و نبودش باعث فحشا و تزلل خانواده است

حجاب و عفت
دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است.

بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.

آثار و اهمیت حجاب
موفقیتهای معنوی: حجاب بالهای فرشته های زمین است ، زن پوشیده از بین خود و خدای خود ، خداوند را برگزیده است و از بین احکام دین و خواسته های نفس به احکام دین رو کرده است.

مصونیت وآرامش زن : زنی که دیده نشود مورد طمع قرار نمی گیرد امنیت و آرامش خاطر از آثار بارز حجاب اسلامی است انسان در پناه محافظ، احساس آرامش بیشتری دارد پوشش دینی نیز نگهبان زن از نگاههای آلوده و آسیبهای احتمالی است که به زن مصونیت و آرامش می بخشد و هر چه این پوشش کاملتر گردد درصد امنیت وحفاظت آن بالاتر می رود.

سلامت و زیبایی : حجاب اسلامی تجلی زیبایهای معنوی زن است بدون شک حجاب دینی ، زن را از آفات و بیماریهای بسیاری بیمه می کند ومی تواند طراوت وجمال او را پایدار سازد. زحمت حجاب حق بیمه ای است که زن برای حفظ آرامش و سلامت آرامش خود می پردازد زیرا حجاب پرده ای است که از ورود تیرهای نگاه سخنان بیهوده ومشکلات دیگر به درون محیط امن او جلوگیری می کند زن بی حجاب آسیب پذیر است وقتی که زن از حجاب دینی خود خارج میگردد آفات فراوانی سلامت اورا از بین می برد . حجاب زن را پاینده تر ، سالمتر وپاکیزه تر نگاه می دارد.

کاهش مفاسد : پوشیدگی زنان و رفتار متین جوانان در اجتماع همواره سدی محکم در برابر وسوسه های شیطانی بوده است. مقایسه آمار جنایات جنسی در جامعه نشان می دهد که زنانی که دارای پوشیدگی و محجب هستند نقش مهمی در کاهش مفاسد اجتماعی دارند زیرا بسیاری از جنایات جنسی، با عفت و پاکدامنی جوانان و حجاب زنان از بین می رود. وقتی که عفت در نگاه و رفتار و کردار وجود داشته باشد تحریکات جنسی هیجانات و عشقهای کاذب که بسیاری از جوانان را گرفتار کرده است نیز از میان می رود وسلامت اخلاقی نیز برجامعه حاکم می شود.

حفظ بنیان خانواده :حجاب باعث حفظ بنیان خانواده بوده و نبودش باعث فحشا و تزلل خانواده است. یکی از دلایل کاهش تمایل جوانان به تشکیل خانواده به دلیل زیاد شدن زنان بی حجاب و بی بند و بار و آرایش کرده و عشوه گر است؛ چرا که زنان رنگارنگ و آرایش کرده در همه جا حاضر بوده و مردان با دیدن و ارضاء شدنشان کمتر به تشکیل خانواده فکر کرده و تصور می کنند با ازدواج خود را محدود خواهند کرد.

زنان با حجاب خود هم در تحکیم خانواده شخصی خود نقش دارند و هم در تحکیم خانواده دیگران. اما نقش آن ها در تحکیم خانواده خود، به این لحاظ است که اعتماد شوهر را به پاکی خود جلب می کنند. اما نقش آنها در تحکیم خانواده دیگران، مردان دیگر از تمتعات خارج از خانواده محروم می باشند لذا به همسران خود بیشتر توجه می کنند.

از سوی دیگر رعایت پوشش اسلامی از سوی زنان در برابر مردان یکی از مولفه های سامان دهنده روابط سالم زن و مرد در اجتماع است و زنان را از صورت کسانی که خواسته یا نا خواسته رقیبانی در برابر همسر مردان قرار می گیرند و مردان را به خود و زیبایی های خود می خوانند ، خارج می کند و جاذبه های همسران را برای یکدیگر و درون خانواده نگه می دارد و باعث پدید آمدن جاذبه های بیشتر همسران برای یکدیگر می شود و از این راه به استواری بنیان خانواده کمک می کند.
علی باقری کاکشی
علی یار حسینی متولد 1339 مسجدسلیمان. کارشناسی ارشدپیوسته از دانشگاه امام صادق علیه السلام -تهران.دکترای عرفان اسلامی از دانشگاه علوم و تحقیقات -تهران 1381

سوابق خدمتی :
1367 تا 1369 مدرس آموزش صنایع فولاد اهواز .

1369 تا 1372 دانشگاه آزاد اسلامی گچساران.

1372 تا 1379 عضو هیات علمی و معاون اداری و مالی دانشگاه آزاد اسلامی مسجدسلیمان.

1378 عضو و رییس شورای اسلامی شهر مسجدسلیمان.

1379 تا 1382 معاون پژوهشی دانشگاه ازاد اسلامی مسجدسلیمان

1382 تا 1383 سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی مسجدسلیمان.

1384 تا 1386 معاون اداری و مالی دانشگاه علوم و تحقیقات اهواز.

1386 تا 1392 عضو و رییس شورای اسلامی شهر مسجدسلیمان .

1388 تا 1389 دبیر (نایب رییس) منطقه 6 دانشگاه آزاد اسلامی -خوزستان

1392 تا 1393 سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی شوشتر
علی باقری کاکشی
طی حکمی از سوی دکتر رهبر ریاست دانشگاه آزاد اسلامی وبنا بر پیشنهاد دکتر علیرضا حیدری سرپرست پیشین دانشگاه آزاد اسلامی واحد مسجدسلیمان ،دکتر علیار حسینی به سرپرستی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مسجدسلیمان منصوب شد .
افتخار داشتیم در کنار دکتر حیدری در پیشرفت فرهنگی ومذهبی دانشگاه هم قدم باشیم ضمن آرزوی موفقیت برای برادر عزیزمان دکتر حیدری که با روحیه ولایتمداری وجهادی پشتیبان ما در عرصه جهادی ومحرومیت زدایی منطقه بودند ، انتصاب شایسته دکتر حسینی را به سرپرستی دانشگاه تبریک گفته و از خداوند برای ایشان موفقیت آرزو داریم
مهندس بسیجی علی باقری کاکش
جانشین حوزه بسیج دانشجویی مسجدسلیمان
علی باقری کاکشی
متاسفانه در اثر برخورد نفتکش با اتوبوس مسافربری در سنندج ۱۱تن از هموطنان جان خود را از دست دادند ضمن تسلیت به خانواده درگذشتگان اسامی کشته شدگان حادثه به شرح ذیل اعلام میشود:
پارسا اصلانی، پرویز زمانی، پیمان زمانی، مسعود نصیری، مینا صداقت، سارا آئینه، پارسا آئینه، فواد سیفی، کامران مقبل، فرشاد مرادی و عبدالحسین طاهرویسی (راننده نفتکش)، ۱۱ نفری هستند که در این حادثه دلخراش جان خود را از دست دادند.
علی باقری کاکشی
آل سعود از قبیلۀ عربِ بنوحنیفه است که قبیله ای مسیحی بود و در قرن پنجم میلادی در مرکز عربستان جایگیر شده بود. این خاندان با قبیلۀ پیامبر یعنی قریش نسبتی ندارد. سعودی‌ها پیش از گرویدن به مذهب اهل سنت از نوع وهّابی، پیرو فرقۀ خوارج بودند که جهاد را رُکن ششم اسلام می‌شمردند. در آغاز اسلام نیز مدتی به مُسَیْلِمة یا مُسَیْلِمة کذّاب گرویده بودند که در سال دهم هجری در نجد ادعای پیامبری ‌کرد.
چندی پیش کنگرۀ آمریکا لایحه ای را به تصویب رساند که به خانواده‌های قربانیان عملیات تروریستی 11 سپتامبر اجازه می‌دهد برضد عربستان سعودی شکایت کنند. احتمال می‌دهند افرادی وابسته به رژیم آن کشور در آن عملیات دست داشته اند. از همین رو، خانواده‌های قربانیان می‌توانند از دولت آن کشور درخواست غرامت کنند. باراک اوباما روز جمعه 23 سپتامبر آن مصوبه را وتو کرد. اما سنای آمریکا چهارشنبۀ گذشته 28 سپتامبر وتوی رئیس جمهوری آمریکا را باطل کرد. از آن جا که 15 تن از 19 تروریست آن عملیات از اتباع آن کشور بودند، بعضی از مقامات بلند پایۀ آمریکا نظام سعودی و علمای وهّابی را برانگیزندۀ آن حملات می‌دانند. با نگاهی به تاریخچۀ آل سعود شاید بهتر بتوان استواری یا نااستواری چنین ادعایی را سنجید.
نسب خاندان سَعود به سعود بن محمد آل مُقرِن می‌رسد. او از سال 1720 تا 1725 میلادی حکمرانِ واحۀ دَرعیة در فلات نجد در 20 کیلومتری شمال شرقی ریاض بود. پسر او، محمد بن سعود بن محمد آل مُقرِن، پس از پیمانی که با محمد بن عبدالوهاب، واعظ نجد، بست نخستین دولت سعودی را در سال 1744 میلادی در واحۀ دَرعیة بنیان گذاشت. دَرعیة در آن زمان جزو مناطق انگشت‌شُمارِ شبه جزیرۀ عربستان بود که از قلمرو امپراتوری عثمانی و دایرۀ نفوذ شریفِ مکه بیرون مانده بودند.
طایفۀ آل مُقرِن یکی از دو طایفۀ بزرگ قبیلۀ بنوحنیفه بود. طایفۀ دیگر آن قبیله آل وَطبان نام داشت که پیش از طایفۀ آل مُقرِن بر واحۀ دَرعیة چیره شده بود، اما در سال 1720 سعود بن محمد آل مُقرِن آن طایفه را از قدرت برکنار و از دَرعیة بیرون راند. قبیلۀ عربِ بنوحنیفه در اصل قبیله ای مسیحی بود که در قرن پنجم میلادی در مرکز عربستان جایگیر شده بود. آن قبیله در سال 634 میلادی یعنی دو سال پس از درگذشت پیامبر، تسلیم خالد بن ولید، یکی از فرماندهان جنگاور قبیلۀ قریش، شد و اسلام آورد و در سال‌های 1446 تا 47 میلادی در دَرعیة سُکنیٰ گزید.
پس از مرگ سعود بن محمد در سال 1725، یکی از بازماندگانِ طایفۀ آل وَطبان به نام زِید بن مُرخان قدرت را در دَرعیة به دست گرفت. اما محمد بن سعود در سال 1727 او را برانداخت و کشت، و در سال 1744 با بستن پیمان دَرعیة با محمد بن عبدالوهّاب، چنان که گفته شد، پایه‌های نخستین دولت سعودی را استوار کرد و دیری برنیامد که قدرتش را بر سراسر نجد گسترانید. آل سعود با قبیلۀ پیامبر یعنی قریش نسبتی ندارد و پیش از گرویدن به مذهب اهل سنت، چنان که عبدالوهّاب آن را تبلیغ می‌کرد، دنباله رو فرقۀ خوارج بود که جهاد را رُکن ششم اسلام می‌شمردند. در آغاز اسلام نیز مدتی به مُسَیْلِمة یا مُسَیْلِمة کذّاب گرویده بود که در سال دهم هجری در نجد ادعای پیامبری ‌کرد.
با پیمان دَرعیة سعودی‌ها به زور شمشیر و به نیروی آموزه‌های وهّابی نخست بر نجد و رفته رفته بر سراسر شبه جزیرۀ عربستان و در آغاز قرن نوزدهم بر مکه و مدینه حاکم شدند. آنان در سال 1801 به شهر کربلا تاختند، بسیاری از شیعیان را در کوچه و بازار کشتند، گنبد حرم امام حسین را ویران کردند و جواهرات حرم را به غارت بردند. در سال‌ 1803 نیز به شهر طائِف در حجاز تاختند، مردان شهر را کشتند و زنان و کودکان را به اسارت بردند. آنان در مکه و مدینه نیز به اماکن مقدس بی‌حرمتی کردند. عثمانی‌ها برای سرکوبی‌ آنان چندین بار به عربستان لشکر کشیدند و سرانجام در سال 1818 امیرِ آل سعود را همراه امام سلیمان، نوۀ عبدالوهّاب، در دَرعیة دستگیر و روانۀ استانبول کردند و هر دو را در آنجا کشتند. دیگر رهبران دینی‌ و سیاسی سعودیان را نیز تبعید کردند و بدین‌سان، به حیات نخستین دولت سعودی پایان دادند. اما نتوانستند خاندان سعودی را یکسره از میان بردارند و جلو پیشروی وهّابیت را بگیرند.
دومین دولت سعودی را تُرکی بن عبدالله، فرزند آخرین امیر سعودی، که از دست عثمانی‌ها جان بدر برده بود، در سال 1824 در ریاض تشکیل داد. او توانست بر سرزمین‌های از دست رفته جز حجاز و امارت جَبَل شَمَّر که به دست دودمان آل رشید افتاده بود، دست یابد. این دولت را نیز عثمانی ها در سال 1891 به دست آل رشید برانداختند. آل سعود ناگزیر به کویت، که تحت‌الحمایۀ بریتانیا بود، پناهنده شد. در ژانویۀ سال 1902 در کویت یکی از جوانان آن خاندان به نام عبدالعزیز بن عبدالرحمن به گشودن نجد همت گماشت و بی‌درنگ به ریاض تاخت و آن شهر را از آل رشید پس گرفت و تا سال 1913 بر سراسر نجد چیره شد. در ماه مه 1914 عثمانی‌ها فرمانروایی عبدالعزیز را بر نجد پذیرفتند و او را در مقام «والی نجد» به رسمیت شناختند. در جنگ جهانی دوم عبدالعزیز به بریتانیایی‌ها نزدیک شد و در سال 1915 با آنان پیمان همکاری بست و هم‌چنان به گشودن سرزمین‌های دیگر شبه جزیرۀ عربستان ادامه داد.
عبدالعزیز در 22 سپتامبر 1932 با یکپارچه کردن نجد و حجاز پادشاهی عربستان سعودی را بنیان گذاشت. در تاریخ‌ها از او زیر دو عنوانِ ملک عبدالعزیز و ابن سعود یاد می‌کنند. او در نوامبر 1953 در 78 سالگی درگذشت. آل سعود از چندین طایفه تشکیل شده است. جمعیت خاندان را هرگز اعلام نمی‌کنند. «شورای بیعت» که پس از درگذشت هر پادشاه جانشین او را تعیین می‌کند، در سال 2006 تشکیل شده است. این شورا 35 عضو دارد که همۀ طایفه‌های آل سعود را نمایندگی می‌کنند. ده سال پیش، چهار هزار شاهزادۀ سعودی می‌توانستند مدعی سلطنت بشوند. آنان شاهزاده‌های سلطنتی اند.
آل سعود 20 هزار شاهزادۀ دیگر نیز دارد که به آنان شاهزاده‌های خونی می‌گویند. همۀ شاهزاده‌ها حقوق ماهانه می‌گیرند که بر حسب پیوند نزدیک یا دور آنان با خاندان حاکم تعیین می‌شود. میزان قدرت طایفه‌ها و شاهزاده‌ها را از اهمیت استراتژیکی مقام‌هاشان می‌توان فهمید. از همین رو، طایفه‌ها و شاهزاده‌های آل سعود گاه می‌توانند دست به کارهایی بزنند که خود صلاح می‌دانند.
علی باقری کاکشی
به نقل آسوشیتد پرس، دادگاهی در فینیکس، مرکز ایالت آریزونای آمریکا، یک کودک یکساله هندوراسی را بدون حضور والدینش محاکمه کرد. بر اساس گزارش آسوشیتد پرس، این کودک مهاجر که اسمش خوان اعلام شده، زمان حضور در دادگاه و انتظار یک ساعته‌اش برای قاضی، یک شیشه شیر در دست داشت و از آن شیر می خورد و با یک توپ بنفش رنگ بازی می کرد. اما گریه های این کودک در جریان محاکمه و مطرح شدن اتهاماتش، صحنه دلخراشی را به وجود آورده بود. در نهایت قاضی دادگاه به خروج داوطلبانه خوان از آمریکا حکم داد.

جان ریچاردسون، قاضی دادگاه که در جریان این محاکمه احساس بدی داشت، پس از پایان جلسه رسیدگی به پرونده این کودک به وکلای وی گفت از اینکه مجبور شده از این کودک یک ساله بپرسد که آیا فرآیند دادرسی را درک می کند یا نه احساس شرمساری می کند. این قاضی افزود: نمی‌دانم این ماجرا را باید به چه کسی توضیح داد، مگر اینکه فکر کنید یک بچه یکساله می تواند قوانین مهاجرت را یاد بگیرد.

این پسربچه یک ساله، یکی از صدها کودک مهاجری است که در مرزهای آمریکا به دلیل اجرای سیاست تحمل صفر دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور این کشور، از والدینشان جدا شده‌اند. جداسازی کودکان مهاجر از والدینشان و گزارش های منتشرشده در هفته های اخیر در رسانه ها از گریه و زاری های دلخراش این کودکان که پدر و مادرشان را می خواهند، لکه ننگ دیگری به کارنامه سیاه دولت آمریکا افزوده است.

حامیان حقوق بشر همچنین نظام مهاجرتی آمریکا را که بر اساس آن کودکانی که هنوز پوشک به پا دارند و از والدینشان جدا شده اند باید در دادگاه حاضر شوند و تمامی مراحل اخراج از خاک آمریکا را پشت سر بگذارند، مورد انتقاد شدید قرار داده اند. برای 90 درصد این کودکان حتی وکیل هم گرفته نمی شود.

خوان روز جمعه در دادگاه حاضر شد. وکیل این کودک می گوید مأموران مهاجرتی خوان را از پدرش در مرز جدا کرده و پدر وی را به هندوراس بازگردانده‌اند. به پدر خوان به دروغ گفته شده بود می تواند خاک آمریکا را به همراه فرزندش ترک کند.
علی باقری کاکشی
به بهانه حضور جهادگران بسیجی در مناطق محروم گشت و گذاری در دانشنامه جهادی زدیم و به این تعریف رسیدیم.
حضرت علی(ع) می فرمایند: جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن را برای دوستان خاص خود گشوده است.
اردوی جهادی یک عادت شیرین که هر چند و قت یکبار اتفاق می افتد نیست.
اردوی جهادی یک سرگرمی تازه که به سرگرمی هایتان اضافه شده باشد، نیست.
اردوی جهادی لهو و لعب تازه ای در امتداد پاره ای از بیهودگی های زندگی نیست.
((اردوی جهادی آغاز است ، سرچشمه جاری شدن است))
یک ذکر است که مجاهد بودن را در دل یادآوری میکند.
تعریف اردوهای جهادی:
هر چند که خود لفظ اردوی جهادی چالش برانگیز است و گروههای مختلف، آن را با تعابیر گوناگونی ذکر می کنند؛ مانند سفر جهادی، مسافرت جهادی، حرکت جهادی و … ولی اکثر این تعابیر یک دعوای لفظی است و اطلاق هر یک از این تعابیر نمی تواند موجب تغییر ماهیتی آن شود. آنچه در نفس این مسئله موضوعیت دارد و حتی در اسم آن هم نمود دارد (جهادی) وجه اشتراک همه تعابیر است. بدون در نظر گرفتن این اصل، ماهیت مسئله دستخوش تغییری شگفت می شود. بدین معنا که غفلت از این اصل موجب استحاله ماهیتی می شود و ضربه ای بنیادین به این موضوع وارد میکند. با توجه به این مطلب در اینجا ما تعبیر اردوی جهادی را به کار می بریم . همانطور که توضیح دادیم ، اردوی جهادی در قالب های مختلفی از جوانان تشکیل می شود از جمله اردوی جهادی دانشجویی، اردوی جهادی اقشار، اردوی جهادی پزشکان، اردوی جهادی طلاب و …
علی باقری کاکشی
حسن شمشادی خبرنگار صداوسیما با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود، تصاویری از حضور فرزند رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه‌ای، در رستوران حرم مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) منتشر کرد.

شمشادی این تصاویر را به همراه توضیحات مربوط به آن از کاربری که خود این تصاویر را ثبت کرده، به دست آورده است. این عکس‌ها به حجت الاسلام سید میثم خامنه‌ای کوچکترین فرزند پسر مقام معظم رهبری مربوط است.

کاربر مذکور در توضیح این عکس نوشته است:

"سلام اقای شمشادی

دیشب با خانواده رفتیم رستوران حرم شاه عبدالعظیم حسنی که رستوران ساده ای هست و غذاهاش قیمتش مناسبه.

در صف طولانی برای گرفتن فیش پسر اقای خامنه ای رو دیدم .اول فکر کردم اشتباه دیدم اخه این صف طولانی کجا و پسر رهبر مملکت کجا، اگه اراده میکرد غذا رو بدون نوبت میاوردن براش سر میز یا تو دفتر حرم چرا تو صف.

بعد هم غذا رو خودشون گرفتن اوردن سر میز ، سه دختر داشتن و یک پسر یعنی با همسرشون می شدن شش نفر ، اما ایشون سه چهار پرس کباب با نون گرفتن با یک بطری آب معدنی؛ بدون مخلفات ، یعنی سادگی در این حد !!!

من شنیدم این مسئولین وقتی به سفر کاری میرن منوهای میلیونی سفارش میدن این نقل قول از کتاب داستانی سیستان از اقای امیرخانی هست اما این سفره ی ساده ی پسر رهبر اون هم به این سادگی واقعا شگفت انگیز و تعجب برانگیز بود برام.

پی نوشت : راستی بقیه مسئولان کشور هم؛ پسر و دختر و نوه و نتیجه و صدتا اینور اونورشون اینطورین ؟! کاش که بودن ... کاش .. .

پسر کو ندارد نشان از پدر ...

ساده زیستی یا اشرافیگری ؛ مساله این است !!!
علی باقری کاکشی
درحالیکه مرحله نیمه نهایی رقابت های جام جهانی 2018 روسیه، امروز (سه شنبه) و فردا با برگزاری 2 بازی بین فرانسه - بلژیک و انگلیس - کرواسی به اتمام می رسد، احتمال انتخاب علیرضا فغانی به عنوان داور دیدار فینال به یکی از مهم ترین مباحث این مسابقات برای ایرانی ها تبدیل شده است.

اخبار و حواشی داغ مربوط به جام جهانی ۲۰۱۸ را لحظه به لحظه در اینجا (جام جهانی ۲۰۱۸) دنبال کنید.

کمیته داوران فیفا 13 داور یعنی جونیت چاکر(ترکیه) بیورن کوئیپرس(هلند) دنیل اورساتو(ایتالیا) پائولو والری(ایتالیا) فلیکس زوایر(آلمان) متئو کانگر(نیوزلند) آندرس کونها(اروگوئه) نستور پیتانا (آرژانتین) ساندرو ریچی (برزیل) مارک گیگر(آمریکا) سزار آرتورو راموس (مکزیک) ملانگ دیدیو(سنگال) و علیرضا فغانی(ایران) را برای قضاوت بازی های مرحله نیمه نهایی، رده بندی و فینال جام بیست و یکم در روسیه حفظ کرده است.

از میان این 13 نفر، دنیل اورساتو، پائولو والری و فلیکس زوایر، کمک داوران ویدیویی هستند که طبیعی است به عنوان داور وسط قضاوت نمی کنند.

جونیت چاکر و آندرس کونها هم به ترتیب داور بازی انگلیس- کرواسی و فرانسه- بلژیک هستند و با این شرایط از جمع گزینه های قضاوت دیدار رده بندی و فینال خارج می شوند. سزار آرتورو راموس و بیورن کوئیپرس هم با توجه به انتخابشان به عنوان داور چهارم این 2 بازی، شانس بسیار کمی برای انتخاب به عنوان داور وسط 2 بازی نهایی جام جهانی 2018 روسیه دارند.

اگر این 7 داور را کنار بگذاریم تنها علیرضا فغانی، نستور پیتانا، ساندرو ریچی، مارک گیگر، دیدیو مالانگ و متئو کانجر برای قضاوت در بازی رده بندی و فینال شانس بیشتری دارند. البته با نگاهی به سوابق و روزمه همین 6 داور متوجه می شویم نماینده شایسته داوری کشورمان، کاندیدای اصلی قضاوت بزرگ ترین بازی 4 سال اخیر فوتبال یعنی فینال جام جهانی است.

نستور پیتانا آرژانتینی که سابقه داوری 4 بازی جام جهانی 2014 برزیل را دارد، در روسیه هم چهار بازی روسیه - عربستان، مکزیک - سوئد، کرواسی - دانمارک و اروگوئه - فرانسه را سوت زد. البته از آنجاییکه پیتانا دیدار افتتاحیه جام بیست و یکم را قضاوت کرده بعید به نظر می رسد اختتامیه مسابقات هم به او سپرده شود.

بیشتر بخوانید:

داور دیدار تیم‌های انگلیس - کرواسی در جام جهانی ۲۰۱۸ مشخص شد

قضاوت فغانی در دیدار‌های باقیمانده جام جهانی روسیه

ساندرو ریچی، دیگر داور سرشناس اهل آمریکای جنوبی است که همچنان در روسیه حضور دارد. این داور برزیلی با سابقه حضور در جام جهانی 2014 و فینال جام جهانی باشگاه ها در سال 2013 تاکنون جام جهانی 2018 روسیه را هم با سه بازی فرانسه- دانمارک، کرواسی - نیجریه و روسیه - کرواسی را دنبال کرده است و در صورت صعود شاگردان زلاتکو دالیچ به فینال بسیار بعید است برای سومین بار بازی کروات ها را سوت بزند. البته اگر کرواسی هم به فینال نرسد، بعید به نظر می رسد او شانسی برای قضاوت این بازی داشته باشد و ریچی باید شانس خود برای بازی رده بندی جست و جو کند.

برای مشاهده آخرین اخبار جام جهانی ۲۰۱۸ می‌توانید از موتور جستجوگر گوگل (google) استفاده کنید.


متئو کانجر، با وجود حضور در جام جهانی جوانان 2015 و 2017 ، در روسیه تنها یک بازی نه چندان مهم بین ایسلند و نیجریه را سوت زد و در همان بازی هم یک بار از ویدیو چک استفاده کرد. هرچند این داور نیوزیلندی در جام جهانی باقی مانده است اما به نظر می رسد پیر لوئیجی کولینا (رئیس کمیته داوران فیفا) و همکارانش در صورت نیاز به کانجر تنها به عنوان داور چهارم یکی از بازی های فینال یا رده بندی نظر دارند.

مارک گایگر آمریکایی دیگر داور باتجربه و مطرح باقی مانده در روسیه است. او درطول دوران فعالیتش هیچگاه بازی های فوق العاده مهم مانند فینال رقابت های جام باشگاه های جهان یا مراحل نهایی جام کنفدراسیون ها را قضاوت نکرده است و در جام جهانی 2014 هم پس از سه بازی و داوری دیدار فرانسه - نیجریه در مرحله یک هشتم نهایی جام از برزیل خداحافظی کرد. گایگر در روسیه سه بازی پرتغال - مراکش، کره جنوبی - آلمان و انگلیس - کلمبیا را قضاوت کرده است اما داوری او در بازی شاگردان گرت ساوت گیت و خوزه نستور پکرمن با ابهام های زیادی همراه بود. به همین دلیل احتمال دارد مارک هم از قضاوت بازی فینال محروم شود.

مالانگ دیدیو سنگالی هم با وجود قضاوت های خوبش در 3 بازی کاستاریکا - صربستان، اروگوئه- روسیه و بلژیک - ژاپن هم شانس کمی برای داوری بازی فینال دارد.

در این میان علیرضا فغانی با سابقه قضاوت در فینال جام جهانی باشگاه های 2015، جام ملتهای آسیا 2015، دیدار پرتغال - شیلی در نیمه نهایی جام کنفدراسیون ها 2017، فینال المپیک 2016 بین برزیل- آلمان و عملکرد بی نظیر در سه بازی جام جهانی 2018 روسیه بین آلمان - مکزیک، برزیل - صربستان و فرانسه- آرژانتین، شانس بسیار خوبی برای کسب افتخار قضاوت فینال جام جهانی دارد.



تحلیل وضعیت داوران باقی مانده در جام جهانی 2018 برای قضاوت فینال
علی باقری کاکشی
دوم اردیبهشت 1358 و پس از چند ماه نشست فشرده توسط نمایندگان چند گروه مسلح انقلابی، اساسنامه تشکیلاتی به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تدوین و به امضای بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی رسید.
طبیعتاً نظیر هر فعالیت جمعی و خصوصاً نظامی در ابتدای راه ایجاد تشکیلات سپاه برای فرماندهی و چینش کادر اصلی این سازمان نیز تصمیم گیری شد. گزارش پیش رو به معرفی اجمالی فرماندهان سپاه پاسداران در طول 35 سال حیات این سازمان پرداخته است.

* جواد منصوری؛ 13 گلوله برای فرمانده

با تصویب شورای انقلاب جواد منصوری که سابقه عضویت در حزب ملل اسلامی را داشت از میان 7 نفر اولیه و 3 نفر نهایی به عنوان نخستین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد.



نفر اول از سمت چپ، در کنار ابوشریف معاون عملیات وقت سپاه

جواد منصوری 2 مرتبه در دوران رژیم پهلوی به زندان افتاد و نهایتا در آذر سال 1357 تنها چند ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، بعد از 10 سال از زندان آزاد شد.

او که جکم فرماندهی‌اش بر سپاه را شهید بهشتی امضا کرده بود، برای ازدواج پاسدارها طرحی را به این شهید بزرگوار ارایه داد به این صورت که هر پاسداری در صورت ازدواج، 4 هزار تومان هدیه دریافت می‌کرد.

وی می‌گوید پس از اجرای این طرح تعداد بسیاری از پاسداران ازدواج کردند از جمله خودم!

منصوری یکی از بازماندگان انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید بهشتی و 72 تن از یارانش بود که هرچند قرار بود 6 ماه فرمانده سپاه باشد، اما دوره فرماندهی او 10 ماه به طول انجامید.

معاونت فرهنگی و کنسولی وزارت امور خارجه، سفارت ایران در پاکستان، ریاست مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه و سفارت ایران در چین ازجمله مسئولیت های او بعد زا فرماندهی سپاه است و هم اکنون نیز به عنوان پژوهشگر تاریخ معاصر فعالیت می‌کند و تألیفات و پژوهشهای متعددی در این زمینه دارد.



اولین فرمانده سپاه البته مغضوب گروهک‌هایی بود که بیشترین ضربات را از پاسداران خورده بودند و به همین دلیل نیز در فروردین ماه 61 وقتی معاونت وزارت خارجه را برعهده داشت، در راه رفتن به محل کار، در حوالی میدان هفت تیر، هدف 13 گلوله منافقین قرار گرفت اما زنده ماند.

همان شب مسعود رجوی از پاریس اطلاعیه داد که ما جواد منصوری را به دلیل جنایاتی که در کردستان و آذربایجان علیه نیروهای مجاهد داشته و نیز به دلیل قطع کردن ارز دانشجویان انقلابی کُشتیم.

* عباس دوزدوزانی؛ از فرماندهی تا شورای شهر تهران

پس دوره 10ماهه فرماندهی جواد منصوری، عباس دوزدوزانی فرمانده سپاه شد که به علت مخالفت‌های رییس جمهور وقت (بنی صدر) پس از حدود 3ماه از این مسئولیت کنار رفت.

او بعدها در کابینه شهید رجایی وزارت ارشاد را عهده دار شد و سپس با رای مردم تهران و تبریز در دوره‌های اول، دوم و سوم مجلس، عهده‌دار نمایندگی این دو شهر شد.



در کنار شهید باهنر

از دیگر سمت‌های دوزدوزانی می‌توان به معاون مصطفی معین (وزیر علوم دولت اصلاحات)، مشاورت محمد خاتمی (رئیس جمهور وقت)، عضویت و ریاست شورای شهر تهران در دوره اول و ریاست کانون زندانیان سیاسی قبل از انقلاب اشاره کرد.

* عباس آقازمانی؛ چریک خاموش

عباس آقازمانی معروف به «ابوشریف» ازجمله مبارزانی است که در دهه 40 با عضویت و تشکیل حزب ملل اسلامی به نبرد مسلحانه با رژیم طاغوت پرداخت.

با لو رفتن این تشکیلات، آقازمانی در آبان 1344 به همراه سایر اعضای حزب دستگیر و به 5/3 سال حبس محکوم شد.

با گذراندن حدود نیمی از دوره محکومیت، در سال 1346 از زندان آزاد و بهمراه عده‌ای از همرزمان سابق خود در حزب ملل اسلامی، سازمان مخفی «حزب الله» را بنا نهاد.

در همان ایام در رشته معقول (حقوق اسلامی) از دانشکده الهیات فارغ التحصیل شد و همزمان به فراگیری زبان‌های دیگر نظیر آلمانی، اردو، پشتو، انگلیسی و عربی نیز پرداخت.



در سال 1349 به منظور طی دوره‌های چریکی و عملیات نظامی به لبنان رفته و به گروه فلسطینی «الفتح» در نبرد با رژیم صهیونیستی می پیوندد.

او بار دیگر در 30 تیر 1351 و هنگام ورود به ایران دستگیر و روانه زندان می‌شود اما مدتی بعد در آبان ماه همان سال موفق به فرار از و خروج مجدد از کشور شد.

عباس آقازمانی پس از چندی به اروپا رفته و برای تحصیل در رشته حقوق بین‌الملل با رشته فرعی تاریخ فلسفه در مقطع فوق لیسانس وارد دانشگاه دولتی فرانکفورت می‌شود.

وی همچنین برای مدتی در دمشق به تحصیل علوم دینی اهل سنت (مکتب حنفی، شافعی) در دانشکده اسلامی جامع الفتح الاسلامیه پرداخت.

ابوشـریف در پائیز 1357 پس از تبعید امام خمینی(ره) به فرانسه، به نوفل لوشـاتو رفت و به واسطه دوستی با شهید بزرگوار حاج مهدی عراقی، ملاقاتی نیز با حضرت امام(ره) داشت.

او در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در پانزدهم بهمن 1357 (3 روز پس از ورود امام) وارد ایران شد به توصیه آیت الله شهید بهشتی به محل استقرار نیروهای انقلاب در مدرسه رفاه رفت و به سازماندهی آنها و تأمین امنیت و حراست آن مکان مبادرت ورزید.

در آغاز انقلاب و با شکل گیری تشکل های مختلف مسلح برای حفاظت از انقلاب که یکی از آنها مبارزان و زندانیان سیاسی قبل از انقلاب تحت فرماندهی ابوشریف در پادگان جمشیدیه بودند، ضرورت تشکیل نهادی مسنجم برای حفاظت از انقلاب نمایان شد.

با شکل گیری سپاه پاسداران در همان اوایل انقلاب و نیز تصویب اساسنامه آن در تاریخ دوم اردیبهشت 58، ابوشریف که یکی از موسسین این نهاد بود، به عنوان اولین فرمانده عملیات سپاه برگزیده شد.

از مقطع پیروزی انقلاب در بهمن 1357 تا اواسط سال 1360، نام ابوشریف ملازم با سپاه باسداران بود و در این سال‌ها او به عنوان عضو شورای فرماندهی، فرمانده عملیات و فرمانده کل سپاه، فعالیت کرد و سوابق مبارزاتی و تجارب نظامی و چریکی و شخصیت کاریزماتیک او نیز نقش مهمی در شکل گیری و تثبیت و توسعه این نهاد در دوران پر تلاطم و پر چالش سال‌های اول انقلاب داشت.

ابوشریف در تاریخ 2 خرداد 1359 طی حکمی از سوی ابوالحسن بنی‌صدر به عنوان فرمانده کل قوا به فرماندهی سپاه پاسداران منصوب شد اما کمتر از یک ماه بعد در تاریخ 27 خرداد 1359 استعفا کرد.



او همچنین در آرام کردن آشوب‌های گنبد، کردستان و غائله حزب جمهوری خلق مسلمان تبریز به عنوان فرمانده عملیات سپاه نقش اساسی داشت و در جریان آزادسازی پاوه در کنار شهید مصطفی چمران بود.

در اواسط سال 1360 و پس از تغییر و تحولات پیش آمده در سپاه، عباس آقازمانی برای تصدی مسئولیت سفارت ایران در پاکستان، عازم آن کشور شد و در شهریور همان سال بعنوان کاردار ایران در پاکستان منصوب و در فروردین 1361 به سمت سفیر ایران در آن کشور برگزیده شد.

ماموریت وی در کشور پاکستان بعد از 3 سال پایان یافت و ابوشریف در سال 1363 به ایران بازگشت.

او بعد از بازگشت از پاکستان، به قم رفت و به تکمیل تحصیلات دینی خود تا سطح خارج فقه و اصول در حوزه علمیه قم پرداخت.

با گذشت 9 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، او در سال1366 همزمان با موسم حج بار دیگر از ایران خارج شد و در برخی کشورهای اسلامی نظیر افغانستان اقامت گزید و در ادامه با بروز جنگ داخلی در افغانستان و پس از تصرف کابل توسط طالبان به پاکستان رفت و به فعالیت‌های علمی و دینی مشغول شد.

در کارنامه پرفراز و نشیب ابوشریف می توان به فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی قبل و پس از انقلاب از جمله عضویت در حزب ملل اسلامی، تدریس در داخل و خارج از کشور، گذراندن دوره‌های آموزش چریکی و عملیاتی در اردوگاه‌های فلسطینی در لبنان، حضور در نبردهای چریکی مبارزین فلسطینی علیه رژیم صهیونیستی، تاسیس گروه حزب‌الله در ایران، حضور در جنگ‌های داخلی لبنان، عضویت در شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرماندهی و بنیانگذاری واحد عملیات سپاه، فرماندهی کل سپاه پاسداران، سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاکستان، نمایندگی قائم‌مقام وقت رهبری در امور افغانستان اشاره کرد.



با خروج وی از کشور در همان سال 66 و غیبتش در عرصه‌های مختلف سیاسی کشور بود که موجی از شایعات و تهمت ها علیه او شکل گرفت که البته بواسطه روحیه خود او که تمایل چندانی به حضور در عرصه های رسانه ای و جوابگویی به این شبهات نداشت، هر روز نیز بر حجم این تهمت ها افزوده شد.

ابوشریف در ماههای اخیر و پس از حضور مجدد در ایران، به برخی از این شبهات جواب داد، اما قطعا این چریک 73 ساله که اینک آرام و خاموش به موضوعاتی مانند بیداری و وحدت میان فرق مختلف اسلامی و اعتلای مسلمانان فکر می کند، حرف های زیادی برای گفتن دارد.

* مرتضی رضایی؛ عدم اعتبار برای حکم رییس جمهور

پس از استعفای ابوشریف، ابوالحسن بنی صدر (رییس جمهور و فرمانده وقت کل قوا) در تاریخ 22 تیر 59 مرتضی رضایی را به عنوان چهارمین فرمانده سپاه انتخاب کرد.



در متن حکم بنی صدر برای وی آمده است:

آقای مرتضی رضایی

بموجب این حکم، بفرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب می‌شوید.

انتظار دارد دستورالعمل‌های مندرج در پیام امام در روز پاسدار و فرصت‌های دیگر را بدقت به اجرا درآورده و چنان کنید که بینش توحیدی، اساس روشها بشود و بی‌نظمی‌ها به نظم تبدیل شوند.

بدیهی است گزارشهای مربوط به گردش کار و اطلاعات را به من می‌دهید و از طریق ناظر امام بعرض معظم له میرسانید.

از خداوند برای شما در این مسئولیت سنگین توفیق طلب می‌کنم.

رییس جمهوری و فرمانده کل نیروهای مسلح

ابوالحسن بنی صدر

اما رضایی حکم فرماندهی بدون امضاء امام(ره) را فاقد اعتبار دانست و آن را قبول نکرد تا اینکه این حکم در 28 تیر ماه 1359 به تایید حضرت امام(ره) رسید و ایشان در این تاییدیه نوشتند:

بسمه تعالی

فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شما مورد تایید است و لازم است با جدیت مواظبت کنید که احکام اسلام در سپاه پاسداران به مورد اجرا گذاشته شود.

روح الله الموسوی الخمینی

با این تایید حضرت امام(ره)، دوره یکساله فرماندهی مرتضی رضایی در سپاه پاسداران آغاز شد.

او که یکی از ناشناخته‌ترین فرماندهان سپاه در افکار عمومی و رسانه‌ها است کهبعدها با حکم مقام معظم رهبری (مد ظله‌العالی) به سمت فرماندهی حفاظت اطلاعات و نیز قائم مقامی سپاه منصوب شد.



* محسن رضایی؛ اولین انتخاب شورای فرماندهی

در سال 1360 شورای فرماندهی سپاه به فرمان امام خمینی (ره) (از آن سال به بعد امام(ره) فرمانده کل قوا بود) 3 نفر را که از نامزدهای 7 نفره اولیه بودند، برای فرماندهی سپاه معرفی کرد.

این 3 نفر عبارت بودند از: شهید محمد بروجردی، شهید یوسف کلاهدوز و محسن رضایی.



در کنار شهید صیاد شیرازی

به دنبال درخواست شفاهی محسن رفیق دوست (از اعضای شورای فرماندهی سپاه) شهید بروجردی، فرماندهی سپاه را نپذیرفت و با تأکید برخوب بودن 2 نفر دیگر، عدم آمادگی خود را اعلام کرد.

شورای فرماندهی نیز در مورد شهید کلاهدوز به اتفاق نظر رسید.

رفیق دوست با اشاره به این نکته که شهید کلاهدوز صبح زود فردای آن روز به منزل وی مراجعه کرده، از قول این شهید بزرگوار می‌گوید:«از زیر عبایش قرآنی درآورد و مرا به آن قرآن قسم داد که او را فرمانده نکنیم، دلیلی هم برای اصرار خواسته خود مطرح کرد. پرسیدم چه‌کار کنیم؟ گفت محسن را انتخاب کنید».

و شورای فرماندهی نیز محسن رضایی را به امام(ره)معرفی کرد.

سبزوار رضایی میرقائد قبل از انقلاب دانشجوی رشته مکانیک بود که با عضویت در گروه چریکی اسلامی «منصورون» علیه رژیم شاه مبارزه می‌کرد.

پس از انقلاب، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از ائتلاف این گروه با 6 گروه دیگر چریکی شکل گرفت و او که در این سالها به «محسن رضایی» شهرت یافته بود، در نخستین سال تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، وارد این مجموعه شد.

امام خمینی(ره) نیز با توجه به شناختی که از او پیدا کرده بودند، حکم فرماندهی سپاه را با نام «محسن رضایی» به وی اعطا کردند.

پس از آن سبزوار رضایی نام خود را رسماً به محسن رضایی تغییر داد و مدت 16 سال فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد.



او پس از 16 سال از این سمت استعفا داده و با حکم مقام معظم رهبری(مد ظله‌العالی) دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام شد.

مهمترین رویدادهای این دوره، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (که از دوره قبل آغاز شده بود)، دفع توطئه‌های ضدانقلاب، ایجاد حفاظت اطلاعات در سپاه، تأسیس دانشگاه امام حسین(ع)، دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله(عج)، دانشکده فرماندهی سپاه و قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) است.

* سید یحیی صفوی؛ از جنوب لبنان تا جنوب ایران

سید یحیی صفوی مشهور به «رحیم»، در اواسط سال 1376 با حکم رهبر معظم انقلاب به فرماندهی سپاه پاسداران انتخاب شد.



در کنار شهید صیاد شیرازی و محسن رضایی

وی که معاونت عملیاتی منطقه جنوب، معاونت عملیات کل سپاه، فرماندهی نیروی زمینی و قائم مقامی سپاه را در دوره قبل برعهده داشت، پس از استعفای محسن رضایی با حکم رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمانده سپاه شد.

صفوی در سال 51 و در دوران دانشجویی خود، مبارزات سیاسی‌اش را شروع و با همرزمان خود همچون شهید باکری، کانون دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز را تشکیل داد.

وی در قیام سال 56 مردم تبریز، به دست نیروهای ساواک مجروح و تحت تعقیب قرار گرفت از این رو مجبور به ترک ایران و حضور در کشورهای سوریه و لبنان جهت آموختن جنگهای چریکی شد.

یحیی صفوی از اولین روزهای انقلاب در کمیته دفاع شهری به عنوان فرمانده عملیات کمیته، نقش مهمی را ایفا کرد و با تاسیس سپاه پاسداران، به عنوان یکی از مؤسسین آن در مسئولیتهای فرماندهی عملیات سپاه اصفهان و با شروع غائله کردستان به عنوان فرمانده عملیات سنندج و فرمانده سپاه کردستان به مقابله با ضد انقلاب پرداخت.

سرلشکر صفوی پس از 10 سال حضور به عنوان فرماندهی کل سپاه پاسداران، با حکم مقام معظم رهبری (مد ظله‌العالی) به عنوان دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل قوا در امور مرتبط با نیروهای مسلح منصوب شد.



در حال سان دیدن از یگانهای نیروی زمینی سپاه

دفع فتنه موسوم به کوی دانشگاه در دوران اصلاحات، توجه ویژه‎ به نیروی مقاومت بسیج و افزایش بسیجیان تا 12 میلیون نفر و 2 هزار گردان عاشورا و الزهرا، بالا بردن توان موشکی سپاه برای مقابله با تهدیدات هواپایه، حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001 و عراق در سال 2003، از رویدادهای مهم این دوره بودند.

در زمان فرماندهی او بود که در پی تشنج‌آفرینی اصطلاح‌طلبان، 24 نفر از فرماندهان سپاه طی نامه‌ای در تاریخ 22 تیر 78به محمد خاتمی رییس جمهور وقت، اخطار دادند کهصبرشان در حال لبریز شدن است.

* محمدعلی جعفری؛ معمار سپاه در عصر جدید

فرماندهی سردار سرلشکر محمدعلی جعفری از سال 1386 با حکم رهبر معظم انقلاب آغاز شد.

محمدعلی جعفری مشهور به «عزیز» پیش از آن، مسئولیتهایی نظیر عملیات ستاد مشترک، جانشینی نیروی زمینی سپاه، فرماندهی نیروی زمینی سپاه از سال 1371 به مدت 13 سال ( که در 5 سال آخر آن مسئولیت فرماندهی قرارگاه ثارالله تهران نیز شد) برعهده داشتو بآخرین مسئولیت او نیزتاسیس و ریاست مرکز تحقیقات راهبردی سپاه در سال1384 بود.



وی سال 1356، در رشته معماری در دانشگاه پذیرفته شد و فعالیت‌های سیاسی خود را نیز در همان دوران شروع کرد.

انجمن اسلامی، کتابخانه اسلامی و گروه کوهنوردی را در دانشکده تشکیل داد و در جریان مبارزات مردم انقلابی تهران، همدوش مردم و دانشجویان در تظاهرات شرکت کرد و در آستانه پیروزی انقلاب نیز دستگیر و به زندان افتاد. او همچنین یکی از دانشجویان حاضر در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان سال 58 بود.

پس از ماجرای انقلاب فرهنگی و بسته‌شدن دانشگاه‌ها، در جهاد علمی دانشگاه به فعالیت ادامه داد و پس از شروع جنگ به عنوان یک بسیجی عازم جبهه‌ها شد و در سال 1360 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد.

او تا پایان جنگ به‌صورت پیوسته به عنوان فرمانده قرارگاه‌های عملیات غرب و جنوب مشغول خدمت شد که علاوه بر آن، معاونت عملیات سپاه سوسنگرد و فرماندهی تیپ عاشورا، قرارگاه قدس و قرارگاه نجف را نیز برعهده گرفت.

جعفری پس از پایان جنگ برای ادامه تحصیل به دانشگاه مراجعه کرد و در سال 1371 موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته معماری شد.



اعطای درجه سرلشکری توسط فرمانده معظم کل قوا

تغییرات ساختاری در سپاه‌های استانی، تقویت چشمگیر بخش سایبری سپاه که در فضای اینترنت به فرماندهی پدافند سایبری مشهور شد، ورود و مقابله بسیج به بحث تهدیدات نرم، بدست گرفتن مسئولیت امنیت خلیج فارس و حضور در خلیج عدن، گسترش و تقویت نیروی هوافضای سپاه، برخی تغییرات در راستای گسترش اشراف اطلاعاتی سپاه، دفع اغتشاشات پس از انتخابات سال 88، مقابله همه جانبه با گروهک های ترورسیتی پژاک در شمال غرب کشور و ایجاد امنیت پایدار در این منطقه و منطقه جنوب‌شرق، رویدادهای مهم دوره فرماندهی «آقا عزیز» است که تا امروز نیز این دوره ادامه دارد.دوم اردیبهشت 1358 و پس از چند ماه نشست فشرده توسط نمایندگان چند گروه مسلح انقلابی، اساسنامه تشکیلاتی به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تدوین و به امضای بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی رسید.
طبیعتاً نظیر هر فعالیت جمعی و خصوصاً نظامی در ابتدای راه ایجاد تشکیلات سپاه برای فرماندهی و چینش کادر اصلی این سازمان نیز تصمیم گیری شد. گزارش پیش رو به معرفی اجمالی فرماندهان سپاه پاسداران در طول 35 سال حیات این سازمان پرداخته است.

* جواد منصوری؛ 13 گلوله برای فرمانده

با تصویب شورای انقلاب جواد منصوری که سابقه عضویت در حزب ملل اسلامی را داشت از میان 7 نفر اولیه و 3 نفر نهایی به عنوان نخستین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد.



نفر اول از سمت چپ، در کنار ابوشریف معاون عملیات وقت سپاه

جواد منصوری 2 مرتبه در دوران رژیم پهلوی به زندان افتاد و نهایتا در آذر سال 1357 تنها چند ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، بعد از 10 سال از زندان آزاد شد.

او که جکم فرماندهی‌اش بر سپاه را شهید بهشتی امضا کرده بود، برای ازدواج پاسدارها طرحی را به این شهید بزرگوار ارایه داد به این صورت که هر پاسداری در صورت ازدواج، 4 هزار تومان هدیه دریافت می‌کرد.

وی می‌گوید پس از اجرای این طرح تعداد بسیاری از پاسداران ازدواج کردند از جمله خودم!

منصوری یکی از بازماندگان انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید بهشتی و 72 تن از یارانش بود که هرچند قرار بود 6 ماه فرمانده سپاه باشد، اما دوره فرماندهی او 10 ماه به طول انجامید.

معاونت فرهنگی و کنسولی وزارت امور خارجه، سفارت ایران در پاکستان، ریاست مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه و سفارت ایران در چین ازجمله مسئولیت های او بعد زا فرماندهی سپاه است و هم اکنون نیز به عنوان پژوهشگر تاریخ معاصر فعالیت می‌کند و تألیفات و پژوهشهای متعددی در این زمینه دارد.



اولین فرمانده سپاه البته مغضوب گروهک‌هایی بود که بیشترین ضربات را از پاسداران خورده بودند و به همین دلیل نیز در فروردین ماه 61 وقتی معاونت وزارت خارجه را برعهده داشت، در راه رفتن به محل کار، در حوالی میدان هفت تیر، هدف 13 گلوله منافقین قرار گرفت اما زنده ماند.

همان شب مسعود رجوی از پاریس اطلاعیه داد که ما جواد منصوری را به دلیل جنایاتی که در کردستان و آذربایجان علیه نیروهای مجاهد داشته و نیز به دلیل قطع کردن ارز دانشجویان انقلابی کُشتیم.

* عباس دوزدوزانی؛ از فرماندهی تا شورای شهر تهران

پس دوره 10ماهه فرماندهی جواد منصوری، عباس دوزدوزانی فرمانده سپاه شد که به علت مخالفت‌های رییس جمهور وقت (بنی صدر) پس از حدود 3ماه از این مسئولیت کنار رفت.

او بعدها در کابینه شهید رجایی وزارت ارشاد را عهده دار شد و سپس با رای مردم تهران و تبریز در دوره‌های اول، دوم و سوم مجلس، عهده‌دار نمایندگی این دو شهر شد.



در کنار شهید باهنر

از دیگر سمت‌های دوزدوزانی می‌توان به معاون مصطفی معین (وزیر علوم دولت اصلاحات)، مشاورت محمد خاتمی (رئیس جمهور وقت)، عضویت و ریاست شورای شهر تهران در دوره اول و ریاست کانون زندانیان سیاسی قبل از انقلاب اشاره کرد.

* عباس آقازمانی؛ چریک خاموش

عباس آقازمانی معروف به «ابوشریف» ازجمله مبارزانی است که در دهه 40 با عضویت و تشکیل حزب ملل اسلامی به نبرد مسلحانه با رژیم طاغوت پرداخت.

با لو رفتن این تشکیلات، آقازمانی در آبان 1344 به همراه سایر اعضای حزب دستگیر و به 5/3 سال حبس محکوم شد.

با گذراندن حدود نیمی از دوره محکومیت، در سال 1346 از زندان آزاد و بهمراه عده‌ای از همرزمان سابق خود در حزب ملل اسلامی، سازمان مخفی «حزب الله» را بنا نهاد.

در همان ایام در رشته معقول (حقوق اسلامی) از دانشکده الهیات فارغ التحصیل شد و همزمان به فراگیری زبان‌های دیگر نظیر آلمانی، اردو، پشتو، انگلیسی و عربی نیز پرداخت.



در سال 1349 به منظور طی دوره‌های چریکی و عملیات نظامی به لبنان رفته و به گروه فلسطینی «الفتح» در نبرد با رژیم صهیونیستی می پیوندد.

او بار دیگر در 30 تیر 1351 و هنگام ورود به ایران دستگیر و روانه زندان می‌شود اما مدتی بعد در آبان ماه همان سال موفق به فرار از و خروج مجدد از کشور شد.

عباس آقازمانی پس از چندی به اروپا رفته و برای تحصیل در رشته حقوق بین‌الملل با رشته فرعی تاریخ فلسفه در مقطع فوق لیسانس وارد دانشگاه دولتی فرانکفورت می‌شود.

وی همچنین برای مدتی در دمشق به تحصیل علوم دینی اهل سنت (مکتب حنفی، شافعی) در دانشکده اسلامی جامع الفتح الاسلامیه پرداخت.

ابوشـریف در پائیز 1357 پس از تبعید امام خمینی(ره) به فرانسه، به نوفل لوشـاتو رفت و به واسطه دوستی با شهید بزرگوار حاج مهدی عراقی، ملاقاتی نیز با حضرت امام(ره) داشت.

او در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در پانزدهم بهمن 1357 (3 روز پس از ورود امام) وارد ایران شد به توصیه آیت الله شهید بهشتی به محل استقرار نیروهای انقلاب در مدرسه رفاه رفت و به سازماندهی آنها و تأمین امنیت و حراست آن مکان مبادرت ورزید.

در آغاز انقلاب و با شکل گیری تشکل های مختلف مسلح برای حفاظت از انقلاب که یکی از آنها مبارزان و زندانیان سیاسی قبل از انقلاب تحت فرماندهی ابوشریف در پادگان جمشیدیه بودند، ضرورت تشکیل نهادی مسنجم برای حفاظت از انقلاب نمایان شد.

با شکل گیری سپاه پاسداران در همان اوایل انقلاب و نیز تصویب اساسنامه آن در تاریخ دوم اردیبهشت 58، ابوشریف که یکی از موسسین این نهاد بود، به عنوان اولین فرمانده عملیات سپاه برگزیده شد.

از مقطع پیروزی انقلاب در بهمن 1357 تا اواسط سال 1360، نام ابوشریف ملازم با سپاه باسداران بود و در این سال‌ها او به عنوان عضو شورای فرماندهی، فرمانده عملیات و فرمانده کل سپاه، فعالیت کرد و سوابق مبارزاتی و تجارب نظامی و چریکی و شخصیت کاریزماتیک او نیز نقش مهمی در شکل گیری و تثبیت و توسعه این نهاد در دوران پر تلاطم و پر چالش سال‌های اول انقلاب داشت.

ابوشریف در تاریخ 2 خرداد 1359 طی حکمی از سوی ابوالحسن بنی‌صدر به عنوان فرمانده کل قوا به فرماندهی سپاه پاسداران منصوب شد اما کمتر از یک ماه بعد در تاریخ 27 خرداد 1359 استعفا کرد.



او همچنین در آرام کردن آشوب‌های گنبد، کردستان و غائله حزب جمهوری خلق مسلمان تبریز به عنوان فرمانده عملیات سپاه نقش اساسی داشت و در جریان آزادسازی پاوه در کنار شهید مصطفی چمران بود.

در اواسط سال 1360 و پس از تغییر و تحولات پیش آمده در سپاه، عباس آقازمانی برای تصدی مسئولیت سفارت ایران در پاکستان، عازم آن کشور شد و در شهریور همان سال بعنوان کاردار ایران در پاکستان منصوب و در فروردین 1361 به سمت سفیر ایران در آن کشور برگزیده شد.

ماموریت وی در کشور پاکستان بعد از 3 سال پایان یافت و ابوشریف در سال 1363 به ایران بازگشت.

او بعد از بازگشت از پاکستان، به قم رفت و به تکمیل تحصیلات دینی خود تا سطح خارج فقه و اصول در حوزه علمیه قم پرداخت.

با گذشت 9 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، او در سال1366 همزمان با موسم حج بار دیگر از ایران خارج شد و در برخی کشورهای اسلامی نظیر افغانستان اقامت گزید و در ادامه با بروز جنگ داخلی در افغانستان و پس از تصرف کابل توسط طالبان به پاکستان رفت و به فعالیت‌های علمی و دینی مشغول شد.

در کارنامه پرفراز و نشیب ابوشریف می توان به فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی قبل و پس از انقلاب از جمله عضویت در حزب ملل اسلامی، تدریس در داخل و خارج از کشور، گذراندن دوره‌های آموزش چریکی و عملیاتی در اردوگاه‌های فلسطینی در لبنان، حضور در نبردهای چریکی مبارزین فلسطینی علیه رژیم صهیونیستی، تاسیس گروه حزب‌الله در ایران، حضور در جنگ‌های داخلی لبنان، عضویت در شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرماندهی و بنیانگذاری واحد عملیات سپاه، فرماندهی کل سپاه پاسداران، سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاکستان، نمایندگی قائم‌مقام وقت رهبری در امور افغانستان اشاره کرد.



با خروج وی از کشور در همان سال 66 و غیبتش در عرصه‌های مختلف سیاسی کشور بود که موجی از شایعات و تهمت ها علیه او شکل گرفت که البته بواسطه روحیه خود او که تمایل چندانی به حضور در عرصه های رسانه ای و جوابگویی به این شبهات نداشت، هر روز نیز بر حجم این تهمت ها افزوده شد.

ابوشریف در ماههای اخیر و پس از حضور مجدد در ایران، به برخی از این شبهات جواب داد، اما قطعا این چریک 73 ساله که اینک آرام و خاموش به موضوعاتی مانند بیداری و وحدت میان فرق مختلف اسلامی و اعتلای مسلمانان فکر می کند، حرف های زیادی برای گفتن دارد.

* مرتضی رضایی؛ عدم اعتبار برای حکم رییس جمهور

پس از استعفای ابوشریف، ابوالحسن بنی صدر (رییس جمهور و فرمانده وقت کل قوا) در تاریخ 22 تیر 59 مرتضی رضایی را به عنوان چهارمین فرمانده سپاه انتخاب کرد.



در متن حکم بنی صدر برای وی آمده است:

آقای مرتضی رضایی

بموجب این حکم، بفرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب می‌شوید.

انتظار دارد دستورالعمل‌های مندرج در پیام امام در روز پاسدار و فرصت‌های دیگر را بدقت به اجرا درآورده و چنان کنید که بینش توحیدی، اساس روشها بشود و بی‌نظمی‌ها به نظم تبدیل شوند.

بدیهی است گزارشهای مربوط به گردش کار و اطلاعات را به من می‌دهید و از طریق ناظر امام بعرض معظم له میرسانید.

از خداوند برای شما در این مسئولیت سنگین توفیق طلب می‌کنم.

رییس جمهوری و فرمانده کل نیروهای مسلح

ابوالحسن بنی صدر

اما رضایی حکم فرماندهی بدون امضاء امام(ره) را فاقد اعتبار دانست و آن را قبول نکرد تا اینکه این حکم در 28 تیر ماه 1359 به تایید حضرت امام(ره) رسید و ایشان در این تاییدیه نوشتند:

بسمه تعالی

فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شما مورد تایید است و لازم است با جدیت مواظبت کنید که احکام اسلام در سپاه پاسداران به مورد اجرا گذاشته شود.

روح الله الموسوی الخمینی

با این تایید حضرت امام(ره)، دوره یکساله فرماندهی مرتضی رضایی در سپاه پاسداران آغاز شد.

او که یکی از ناشناخته‌ترین فرماندهان سپاه در افکار عمومی و رسانه‌ها است کهبعدها با حکم مقام معظم رهبری (مد ظله‌العالی) به سمت فرماندهی حفاظت اطلاعات و نیز قائم مقامی سپاه منصوب شد.



* محسن رضایی؛ اولین انتخاب شورای فرماندهی

در سال 1360 شورای فرماندهی سپاه به فرمان امام خمینی (ره) (از آن سال به بعد امام(ره) فرمانده کل قوا بود) 3 نفر را که از نامزدهای 7 نفره اولیه بودند، برای فرماندهی سپاه معرفی کرد.

این 3 نفر عبارت بودند از: شهید محمد بروجردی، شهید یوسف کلاهدوز و محسن رضایی.



در کنار شهید صیاد شیرازی

به دنبال درخواست شفاهی محسن رفیق دوست (از اعضای شورای فرماندهی سپاه) شهید بروجردی، فرماندهی سپاه را نپذیرفت و با تأکید برخوب بودن 2 نفر دیگر، عدم آمادگی خود را اعلام کرد.

شورای فرماندهی نیز در مورد شهید کلاهدوز به اتفاق نظر رسید.

رفیق دوست با اشاره به این نکته که شهید کلاهدوز صبح زود فردای آن روز به منزل وی مراجعه کرده، از قول این شهید بزرگوار می‌گوید:«از زیر عبایش قرآنی درآورد و مرا به آن قرآن قسم داد که او را فرمانده نکنیم، دلیلی هم برای اصرار خواسته خود مطرح کرد. پرسیدم چه‌کار کنیم؟ گفت محسن را انتخاب کنید».

و شورای فرماندهی نیز محسن رضایی را به امام(ره)معرفی کرد.

سبزوار رضایی میرقائد قبل از انقلاب دانشجوی رشته مکانیک بود که با عضویت در گروه چریکی اسلامی «منصورون» علیه رژیم شاه مبارزه می‌کرد.

پس از انقلاب، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از ائتلاف این گروه با 6 گروه دیگر چریکی شکل گرفت و او که در این سالها به «محسن رضایی» شهرت یافته بود، در نخستین سال تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، وارد این مجموعه شد.

امام خمینی(ره) نیز با توجه به شناختی که از او پیدا کرده بودند، حکم فرماندهی سپاه را با نام «محسن رضایی» به وی اعطا کردند.

پس از آن سبزوار رضایی نام خود را رسماً به محسن رضایی تغییر داد و مدت 16 سال فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد.



او پس از 16 سال از این سمت استعفا داده و با حکم مقام معظم رهبری(مد ظله‌العالی) دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام شد.

مهمترین رویدادهای این دوره، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (که از دوره قبل آغاز شده بود)، دفع توطئه‌های ضدانقلاب، ایجاد حفاظت اطلاعات در سپاه، تأسیس دانشگاه امام حسین(ع)، دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله(عج)، دانشکده فرماندهی سپاه و قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) است.

* سید یحیی صفوی؛ از جنوب لبنان تا جنوب ایران

سید یحیی صفوی مشهور به «رحیم»، در اواسط سال 1376 با حکم رهبر معظم انقلاب به فرماندهی سپاه پاسداران انتخاب شد.



در کنار شهید صیاد شیرازی و محسن رضایی

وی که معاونت عملیاتی منطقه جنوب، معاونت عملیات کل سپاه، فرماندهی نیروی زمینی و قائم مقامی سپاه را در دوره قبل برعهده داشت، پس از استعفای محسن رضایی با حکم رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمانده سپاه شد.

صفوی در سال 51 و در دوران دانشجویی خود، مبارزات سیاسی‌اش را شروع و با همرزمان خود همچون شهید باکری، کانون دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز را تشکیل داد.

وی در قیام سال 56 مردم تبریز، به دست نیروهای ساواک مجروح و تحت تعقیب قرار گرفت از این رو مجبور به ترک ایران و حضور در کشورهای سوریه و لبنان جهت آموختن جنگهای چریکی شد.

یحیی صفوی از اولین روزهای انقلاب در کمیته دفاع شهری به عنوان فرمانده عملیات کمیته، نقش مهمی را ایفا کرد و با تاسیس سپاه پاسداران، به عنوان یکی از مؤسسین آن در مسئولیتهای فرماندهی عملیات سپاه اصفهان و با شروع غائله کردستان به عنوان فرمانده عملیات سنندج و فرمانده سپاه کردستان به مقابله با ضد انقلاب پرداخت.

سرلشکر صفوی پس از 10 سال حضور به عنوان فرماندهی کل سپاه پاسداران، با حکم مقام معظم رهبری (مد ظله‌العالی) به عنوان دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل قوا در امور مرتبط با نیروهای مسلح منصوب شد.



در حال سان دیدن از یگانهای نیروی زمینی سپاه

دفع فتنه موسوم به کوی دانشگاه در دوران اصلاحات، توجه ویژه‎ به نیروی مقاومت بسیج و افزایش بسیجیان تا 12 میلیون نفر و 2 هزار گردان عاشورا و الزهرا، بالا بردن توان موشکی سپاه برای مقابله با تهدیدات هواپایه، حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001 و عراق در سال 2003، از رویدادهای مهم این دوره بودند.

در زمان فرماندهی او بود که در پی تشنج‌آفرینی اصطلاح‌طلبان، 24 نفر از فرماندهان سپاه طی نامه‌ای در تاریخ 22 تیر 78به محمد خاتمی رییس جمهور وقت، اخطار دادند کهصبرشان در حال لبریز شدن است.

* محمدعلی جعفری؛ معمار سپاه در عصر جدید

فرماندهی سردار سرلشکر محمدعلی جعفری از سال 1386 با حکم رهبر معظم انقلاب آغاز شد.

محمدعلی جعفری مشهور به «عزیز» پیش از آن، مسئولیتهایی نظیر عملیات ستاد مشترک، جانشینی نیروی زمینی سپاه، فرماندهی نیروی زمینی سپاه از سال 1371 به مدت 13 سال ( که در 5 سال آخر آن مسئولیت فرماندهی قرارگاه ثارالله تهران نیز شد) برعهده داشتو بآخرین مسئولیت او نیزتاسیس و ریاست مرکز تحقیقات راهبردی سپاه در سال1384 بود.



وی سال 1356، در رشته معماری در دانشگاه پذیرفته شد و فعالیت‌های سیاسی خود را نیز در همان دوران شروع کرد.

انجمن اسلامی، کتابخانه اسلامی و گروه کوهنوردی را در دانشکده تشکیل داد و در جریان مبارزات مردم انقلابی تهران، همدوش مردم و دانشجویان در تظاهرات شرکت کرد و در آستانه پیروزی انقلاب نیز دستگیر و به زندان افتاد. او همچنین یکی از دانشجویان حاضر در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان سال 58 بود.

پس از ماجرای انقلاب فرهنگی و بسته‌شدن دانشگاه‌ها، در جهاد علمی دانشگاه به فعالیت ادامه داد و پس از شروع جنگ به عنوان یک بسیجی عازم جبهه‌ها شد و در سال 1360 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد.

او تا پایان جنگ به‌صورت پیوسته به عنوان فرمانده قرارگاه‌های عملیات غرب و جنوب مشغول خدمت شد که علاوه بر آن، معاونت عملیات سپاه سوسنگرد و فرماندهی تیپ عاشورا، قرارگاه قدس و قرارگاه نجف را نیز برعهده گرفت.

جعفری پس از پایان جنگ برای ادامه تحصیل به دانشگاه مراجعه کرد و در سال 1371 موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته معماری شد.



اعطای درجه سرلشکری توسط فرمانده معظم کل قوا

تغییرات ساختاری در سپاه‌های استانی، تقویت چشمگیر بخش سایبری سپاه که در فضای اینترنت به فرماندهی پدافند سایبری مشهور شد، ورود و مقابله بسیج به بحث تهدیدات نرم، بدست گرفتن مسئولیت امنیت خلیج فارس و حضور در خلیج عدن، گسترش و تقویت نیروی هوافضای سپاه، برخی تغییرات در راستای گسترش اشراف اطلاعاتی سپاه، دفع اغتشاشات پس از انتخابات سال 88، مقابله همه جانبه با گروهک های ترورسیتی پژاک در شمال غرب کشور و ایجاد امنیت پایدار در این منطقه و منطقه جنوب‌شرق، رویدادهای مهم دوره فرماندهی «آقا عزیز» است که تا امروز نیز این دوره ادامه دارد.
علی باقری کاکشی
۲۵شوال سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) موسس مذهب شیعه بر همه عاشقان تسلیت باد.
علی باقری کاکشی
در اواسط سال ۸۷ ماموران پلیس با اقدامات اطلاعاتی رد یک محموله بزرگ مواد مخدر را کشف کردن ،پس از عملیات ودستگیریی حسن از سرکردهای باند مواد کشف شده کمتر از اطلاعات به دست آمده بود ،پس حسن را مورد بازجویی قرار دادند که اقرار کرد مواد را در منطقه بیابانی اطراف شهر مخفی کرده است ،غافل از این که در یک تماس مخفی حسن با برادرش حسین نقشه حمله به پلیس و فراری دادن حسن را طرح ریزی کرده بودن، ۳۸مامور پلیس به همراه حسن برای کشف محموله به محل اعزام که در کمین اشرار گرفتار شدند ،درگیریی بسیار سنگین چند ساعتی ادامه داشت تعداد زیادی از ماموران شهید وزخمی شدند و خود حسن نیز زخمی شد ،حسین بافرض اینکه حسن کشته شده به تمامی ماموران شهید وزخمی تیر خلاص شلیک میکند وبرادرش حسن را برداشته وبه سمت مرز پاکستان متواری میشوند ،حدود ۱۹سال متواری بودند.
طبق اطلاعات پلیس حسین با هویت جعلی به کشور بازگشته ودر شهرستان سرباز مخفی بوده ،افسران پلیس نیز با عملیات شناسایی و دستگیریی غافلگیرانه روز گذشته موفق به دستگیریی این شرور شدند .
از دستگاه قضایی کشور خواستار اشد مجازات برای این شرور و از سلبیریتی های محترم تقاضا مندیم مانند اعدام جانی به الفتره محمد ثلاث جای شهید وشرور را عوض نکنید .شلیک تیر خلاص به افسران زخمی وشهید جنایتی بزرگ است که باید وی را به چهل بار قصاص محکوم کرد
علی باقری کاکشی
هر گاه صحبت از صرفه جویی در مصرف برق میشود همه سراغ خاموش کردن کولر و.... میروند .
اما در این جا باذکر چند روش بدون خاموش کردن وسیله ایی برق صرفه جویی در مصرف برق را آموزش دهیم
۱-لامپ های رشته ایی سهم زیادی از برق مصرفی خود را به گرما تبدیل میکنند ،با تعویض آنها با لامپ کم مصرف یا LED تا ۵۰%در مصرف برق صرفه جویی کنید.
۲-در هنگام خرید محصول به برچسب انرژی آن توجه و لوازم دارای سطح مصرف A,B را خریداری کنید.
۳- از قرار دادن غذای داغ در یخچال برهیزید و به صورت مرتب آن را یخ زدایی کنید.
۴-کولر آبی را در سایه وکولر گازی را در مسیر باد قرار دهید تا ضمن خنکی بیشتر برق کمتری مصرف کند .
۵-ماشین لباسشویی واتو را زمانی استفاده کند که ظرفیت لباس ها کامل باشد.
۶-دمای کولر را بین ۱۸تا۲۲درجه تنظیم کنید.
۷-در ساعت اوج بار از وسایل پر مصرف استفاده نکنید.
۸-استفاده از شیر کاهنده ،کاهش زمان استحمام
۹-از توالت به عنوان سطل زباله استفاده نکنید.
۱۰-با کاهش ۱۰دقیقه ایی زمان استحمام حدود ۱۵۰لیتر در مصرف آب صرفه جویی کنید
علی باقری کاکشی
خوردگی چیست ؟ به تخریب ناخواسته ماده در اثر واکنش با میط پیرامونش خوردگی گویند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تفاوت خوردگی در فلزات وغیر فلزات ؟خوردگی در فلزات به دلیل خاصیت رسانایی که دارند از نوع الکتروشیمیایی و در غیر فلزات به دلیل عدم رسانایی از نوع شیمیایی است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آند ؟جزء که الکترون میدهد و اکسید میشود
کاتد ؟جزء که الکترون گرفته و کاهش میابد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرایط لازم خوردگی ؟۱-وجود رطوبت در اتمسفر ،۲-وجود آند وکاتد ،۳-وجود اکسیژن کافی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زوج گالوانیز ؟هنگامی که دو فلز غیر همنام در یک محیط خورنده درتماس بایکدیگر باشند ،آن فلز که فعال تر باشد واکنش داده و واکنش آندی راتشکیل دهد و آن فلز که الکترون دریافت کرده واکنش کاتدی را تشکیل دهد ،مانند ورق گالوانیز یا حفاڟت آهن با روی و نیکل که روی فعال تر است خورده شود یه لایه ضد خوردگی روی آهن تشکیل ومانع واکنش آن با نیکل وهوا شود ،نیکل نیز شکل و ظاهری مناسبی به آهن میدهد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روش های پیشگیریی از خوردگی ؟کاهش رطوبت ،حفاظت کاتدی ،رنگ کاری ،آبکاری ،استفاده از ممانعت کنندها
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ممانعت کنندها ؟ مواد شیمیایی که به مقدار کم به محیط وارد و با تأثیر روی واکنش آندی یا کاتدی و تداخل در آن سرعت خوردگی را کاهش میدهد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
موارد مورد توجه در انتخاب روش پیشگیریی ؟هزینه ،شرایط کار قطعه ،محل دسترسی به قطعه ،نوع فلزو..........
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همیشه فلزیی که میخواهیم حفڟ شود را کاتد قرار دهیم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انواع مختلف خوردگی ؟سایشی ،حفره ایی ،شیاری ،خستگی ،خوردگی یکنواخت ،.........
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اهمیت توجه به خوردگی ؟استفاده از فلزات نایاب وکم یاب گران بها ،گسترش استفاده از فلزات در زندگی انسان ،افزایش شاخصه آلودگی هوا به عنوان یک عامل خورنده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مهندس بسیجی علی باقری کاکش
علی باقری کاکشی
متاسفانه بر اثر بی احتیاتی افراد بی احتیاط در حال چرخاندن ذغال گردان جهت آماده کردن قلیان ،یک ذغال روشن به روی کپرها افتاد و باعث آتش سوزی شد .
این آتش سوزی که در منطقه مال آقا شهرستان باغملک اتفاق افتاد موجب نابودی یک درخت کهنسال ،یک کپر ،دو دستگاه خودرو گردشگران ،یک دکه اغذیه فروشی شد. ازدحام خودرو های گردشگران در محل عملیات اطفای حریق را کند کرد ،این حادثه به کمک گردشگران ،دهیاری منطقه اطفای حریق شد
علی باقری کاکشی
پس از انتشار پست مسعود شجاعی ملی پوش کشورمان در فضای مجازی مبنی بر مشکلات مردم خرمشهر وآبادان ،بسیج دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز طی نامه ایی از ملی پوش تیم فوتبال دعوت کرد تا باحضور در میان جهادگران از نزدیک در جریان فعالیت تیم های جهادی قرار بگیرد
مسعود شجاعی به این دعوت لبیک گفت وشب گذشته در جمع جهادگران بسیج دانشجویی استان خوزستان از نزدیک در جریان فعالیت های جهادی و مشکلات مردم خوزستان قرار گرفت ،شجاعی ضمن تشکر از فعالیت های جهادگران ،تهیه هزینه سه دستگاه آب شیرین کن از طرف ملی پوشان فوتبال را برعهده گرفت.
علی باقری کاکشی
۱۴تیر یادآور حادثه ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی در مرز سوریه ولبنان درسال ۶۱ میباشد
امروز سی وششمین سالگرد این حادثه بود .به گفته منابع موثق این چهار دیپلمات زنده و در زندان های اسراییل به سر میبرند .
حاج احمد متوسلیان وابسته نظامی سفارت ،سیدمحسن موسوی کاردار سفارت ،تقی رستگار مقدم کارمند سفارت ،کاظم اخوان عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی چهار فرد ربوده شده میباشند.
شهید رکن آبادی سفیر کشورمان در لبنان که در فاجعه منا به شهادت رسید در مراسم سی ویکمین سالگرد ربایش گفت :دیپلمات های ربوده شده زنده و در اسارت اسراییل هستند
شهید عماد مغنیه نیز پیشنهاد گرفتن اسیر ومبادله با حاج احمد را میدهد ، به یک مستشار آمریکایی را به اسارت میگیرد ،ودر پادگان زبدانی نگهداری میکند تا با حاج احمد مبادله کند وموضوع را با تهران درمیان میگزارد،اما از تهران پیام میرسد اقدامی نکنید و به تهران برگردید ،چند روز بعد حزب الله آن اسیر را با ۲۵تن از نیروهای خود که اسیر اسراییل بودن مبادله میکند.کوثری ریس کمیسیون دفاعی مجلس نهم نیز اخبار درخواست مبادله شهید مغنیه راتایید میکند اما باید دید علت مخالفت سکانداران وقت ایران چه بوده
علی باقری کاکشی