🌑 بسم الله الرحمن الرحیم 🌑

🌻سال حمایت از کالای ایرانی🌻

🌑 بسم الله الرحمن الرحیم 🌑

🌻سال حمایت از کالای ایرانی🌻

🌑 بسم الله الرحمن الرحیم 🌑

مهندس علی باقری کاکش
متولد 10/2/1996 مسجدسلیمان
کارشناس مهندسی شیمی* عضو انجمن مهند سان شیمی ایران *عضو انجمن دوستداران محیط زیست* خبرنگار خبرگزاری ایکنا *عضو انجمن پژوهش های نیروی انتظامی*عضو سازمان هلال احمر *مدرس اقتصاد مقاومتی*مدیریت جهادی

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان
آخرین نظرات
شهادت امام حسن عسگری (ع)
روز هشتم ربیع الاول سال 260 هجری، روز دردآلودی برای شهر سامرا بود؛ زیرا خبر شهادت امام عسکری در عنفوان جوانی همه جا را فرا گرفت. بازارها تعطیل شد و توده های محرومی که محبت خود را نسبت به امام، از ترس سرکوب نظام، نهان می داشتند، امروز عنان عواطف خروشان خویش را از کف دادند و شتابان وگریان به سوی خانه امام حرکت کردند.

کرامت امام حسن عسگری (ع)
علی بن زید گفت: من اسبی داشتم و بدان می نازیدم و در هر جا از او سخن می گفتم. یک روز خدمت ابومحمد علیه السلام رسیدم. به من فرمود اسبت چه شد؟ گفتم آن را دارم و هم اکنون بر در خانه شماست. فرمود: تا شب نرسیده، اگر خریداری پیدا شد آن را عوض کن و تأخیر مکن. در آن هنگام کسی بر ما وارد شد و رشته سخن را برید. من اندیشناک برخاستم و به خانه رفتم و به برادرم گزارش دادم. در پاسخ من گفت: من نمی دانم چه بگویم. از فروشش به مردم دریغم آمد. چون شب شد نوکری که آن اسب را تیمار می کرد آمد و گفت: ارباب! اسبت مرد. مرا غم فرا گرفت و دانستم امام از گفتار خود این را در نظر داشته است.

گوشه ای از زندگی امام حسن عسگری (ع)
یازدهمین پیشوای متقیان، امام حسن عسگری علیه السلام در سال 232 ه. ق چشم به جهان گشود. پدرش امام دهم، حضرت هادی علیه السلام و مادرش بانویی پارسا و شایسته به نام حدیثه است که برخی از او با نام سوسن یاد کرده اند. از آن جایی که امام حسن علیه السلام به دستور خلیفه عباسی در سامرا در محله عسکر سکونت اجباری داشتند «عسکری» نامیده می شود. از مشهورترین القاب حضرت نقی و زکی و کنیه اش ابومحمد است. او 22 ساله بود که پدر ارجمندش به شهادت رسید. مدت امامتش شش سال و عمر شریفش 28 سال بود و در سال 260 ه. ق به شهادت رسید و در خانه خود در شهر سامرا کنار مرقد پدر بزرگوارش به خاک سپرده شد.

تدبیر امام حسن عسگری (ع)
ابوهاشم جعفری می گوید: ما در زندان بودیم که امام حسن عسگری علیه السلام و برادرش جعفر را وارد زندان کردند. برای عرض ادب و خدمت، به سوی حضرت شتافتیم و دور ایشان جمع شدیم. در زندان مردی عجمی بود و ادعا می کرد که از علویان است. امام متوجه حضور وی شد و فرمود: اگر در جمع شما بیگانه نبود به شما می گفتم کی آزاد می شوید. آنگاه به مرد عجم اشاره فرمود که بیرون برود و او بیرون رفت. سپس فرمود: این مرد از شما نیست. از او برحذر باشید. او گزارشی از آنچه گفته اید برای خلیفه تهیه کرده است که در لباس های اوست. یکی از حاضران او را تفتیش کرد و آن گزارش را که در لباسش، پنهان کرده بود، پیدا کرد. او مطالب مهم و خطرناکی درباره ما نوشته بود.

کوشش های علمی امام
گرچه امام حسن عسکری علیه السلام به حکم اوضاع نامساعد و محدودیت بسیار شدیدی که حکومت عباسیان برقرار کرده بود، موفق به گسترش دامنه دانش خود در سطح جامعه نشد، اما در عین حال، در همان فشار و خفقان شاگردانی تربیت کرد که هر کدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات دشمنان نقش موثری داشتند. شیخ طوسی(ره) شاگردان حضرت را متجاوز از صدنفر ثبت کرده است که در میان آنها چهره های روشن و شخصیت های برجسته ای مانند احمد اشعری قمی، عثمان بن سعید عَمْری، علی بن جعفر و محمد بن حسن صفّار به چشم می خورند.

کرم امام حسن عسگری (ع)
امام حسن عسگری علیه السلام همچون سایر پدران بزرگوار خود منبع جود و سخا بود و در بسیاری از مواقع قبل از این که کسی چیزی بخواهد، او را بی نیاز می کرد.

از ابویوسف، شاعر هم عصر حضرت، نقل شده است که گفت: تازه صاحب پسری شده بودم و دستم تنگ بود. کاغذی به عده ای نوشتم و از آنها کمک خواستم، اما از آنها ناامید شدم. در این هنگام ابوحمزه، فرستاده امام حسن عسگری علیه السلام ، در حالی که کیسه سیاهی به دست داشت و در آن چهارصد درهم بود بیرون آمد و گفت: مولایم فرمود: این مبلغ را برای آن کودک نورسیده صرف کن. خداوند در آن کودک برایت برکت قرار دهد.

شکوه و عظمت امام
گروهی از عباسیان نزد صالح، که از مخالفان حضرت بود، رفتند و به او گفتند بر امام سخت بگیر و او را لحظه ای راحت نگذار. صالح گفت دو نفر از نانجیب ترین مردانی که می توانستم پیدا کنم بر او گماشتم. اما آن دو نفر تحت تأثیر او واقع شدند و در عبادت و نماز و روزه کوشا شدند. آنها را احضار کردم و پرسیدم در آن مرد چه دیدید؟ آنها گفتند چه می توانیم بگوییم درباره مردی که روز را روزه می گیرد و شب را تماما بیدار است و شب زنده داری می کند. نه سخن می گوید و نه به جز عبادت به کاری مشغول می شود و هنگامی که به او نگاه می کنیم زانوانمان به لرزه می افتد و حالی به ما دست می دهد که نمی توانیم خود را نگه داریم. عباسیان هنگامی که این را شنیدند ناامید و سرافکنده برگشتند.

پند و نصیحت امام حسن عسگری (ع)
محمد بن حسن گفت نامه ای به امام عسگری علیه السلام نوشتم و از تنگدستی شکایت کردم سپس با خود گفتم مگر امام صادق علیه السلام نفرمودند که فقر و تنگ دستی با ما بهتر از توانگری با دیگران است و کشته شدن با ما بهتر از زنده ماندن با دشمنان ما است.

امام در پاسخ نوشت: هر گاه گناهان دوستان ما زیاد شود خداوند آنها را به فقر گرفتار می کند و گاهی از بسیاری از گناهان می گذرد. هم چنان که پیش خود گفته ای تنگدست بودن با ما بهتر از توانگری با دیگران است. ما برای کسانی که به ما پناهنده شوند پناه گاهیم و برای کسانی که از ما هدایت بجویند نوریم. ما نگهدار کسانی هستیم که برای نجات از گمراهی، به ما متوسل می شوند.
علی باقری کاکشی
کتاب وسیله ای است که دانش بشری به مدد آن از تباه شدن مصون می ماند و به آیندگان منتقل می شود. کتاب محصول تجربه‏ های بشری و خلاقیت‏های ذهنی و آموخته‏ های دراز مدت انسان است. سهم کتاب در انتقال دانش‏ها، گاهی به مراتب بیشتر و فراتر از دیگر ابزار آموزشی است.
نامگذاری روز کتاب و کتاب خوانی
در سال 1372 خورشیدی 24 آبان به عنوان روز کتاب و کتاب‌خوانی تعیین شد. این روز، یکی از روزهای هفته کتاب نیز هست. نخستین هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران در روزهای چهارم تا دهم دی ماه سال 1372 با پیام رهبر فرزانه انقلاب اسلامی برگزار شد.
در هفته کتاب، در مدارس، مساجد، دانشگاه‌ها، و استان‌های کشور نمایشگاه‌ها و جشن‌های کتاب و سخنرانی در موضوع چاپ و نشرِ کتاب برگزار می‌شود.

نقش کتاب در انتقال علوم
کتاب، محصول تجربه های بشری و خلاقیت های ذهنی و آموخته های دراز مدت انسان است. سهم کتاب در انتقال دانش ها گاهی به مراتب بیشتر و فراتر از دیگر ابزار آموزشی است. کتاب وسیله ای است که دانش بشری به مدد آن از تباه شدن مصون می ماند و به آیندگان منتقل می شود. پدید آوردن آثار علمی و فرهنگ مکتوب از توصیه های مهم اولیای دین است و به گسترش دانش کمک می کند و به عنوان یک میراث فرهنگی برای نسل های آینده ماندگار می شود.

مطالعه و کتابخوانی
بی گمان، هیچ ذخیره و میراثی سودمندتر و با ارزش تر از کتاب نیست؛ چرا که کتاب، مایه آرامش روحی انسان است. کتاب همدمی است که اندوه را می زداید و مطالعه کننده را از تنهایی در می آورد و به او حکمت های جان پرور می آموزد.
در داقع وقتی جهل و بی خبری، جامعه ای را از پای درآورد، یا شبهه ها ذهن جوانان را فلج کند، بدون شک یکی از مهم ترین کارهایی که می تواند آفت جهل را بزداید، مطالعه است و آنچه می تواند شبهه های ذهنی را دفع کند و ایمان و اطمینان را به قلب ها باز آورد، کتاب خوانی است. گرفتاران در چنبره پرسش ها و محاصره شدگان در میان انبوه شبهه ها، می توانند برای استمداد فکری به کتابخانه مراجعه کنند و از آن جا نیرو گیرند و به جنگ شبهه ها بروند و پاسخی در برابر القائات و شبهه افکنی های دیگران بیابند.

آثار ماندگار
یک کتاب خوب، ماندگار و تأثیر گذار، چگونه به یک اثر خاطر آفرین و ماندگار بدل میشود؟ یکی از مهم ترین ویژگیهای چنین آثاری، در نظر گرفتن این نکته مهم است که این گونه کتابها دست کم پاسخی به یکی از سوالها و یا نیازهای مخاطبان خود بدهند، پاسخی که با توجه به اولویتها، زیبا و متین و استوار و قانع کننده باشد. برای این که اثری ماندنی بشود، باید خوب باشد. آثار خوب میماند، در دلها جای میگیرند و کهنه نمیشوند. خوب هم که میگوییم یعنی پاسخ به یک سوال و یک نیاز باشد. خوب فقط معنایش این نیست که از لحاظ هنری خوب تنظیم شده باشد و خیلی عمیق باشد، بلکه ممکن است اینطور نباشد، لیکن پاسخی به یک نیاز باشد.

کتاب های ناسالم
بی تردید، به همان اندازه که می توانیم از کتاب بهره بگیریم، ممکن است در معرض آفت ها و خطرهای نوشته های سست و بیمار و مسموم و انحرافی هم قرار گیریم. راه دادن کتاب های ناسالم به مدرسه ها و خانه ها، در واقع مسمومیت فکری و اخلاقی نسل ما را به دست خودمان فراهم می آورد. بنابراین، نظارت بر چاپ کتاب و بررسی محتوای آن، در جامعه سلامت خواه و دوراندیش ضروری است. آنان که به سلامت اندیشه و باورها و گرایش های افراد جامعه دل بستگی دارند، نمی پذیرند که در عرضه آثار منتشر شده، حدّ و مرز و نظارت و محدودیتی نباشد.

روز کتاب و کتاب خوانی,هفته کتاب,24 آبان روز کتاب و کتاب خوانی
نقطه آغازین ایجاد عشق و علاقه به کتاب و کتابخوانی از خانواده آغاز می گردد

شناخت کافی از سلامت و صحت کتاب
یکی از مفیدترین اطلاعات برای کتابخوان، شناختن آثار خوب و جدید، شناخت نویسندگان متعهد و سالم و آگاهی از مؤسسات انتشاراتی متعهد است. نشان «استاندارد» به عنوان نشانه مرغوبیت کالا، نباید تنها در فرآورده های خوراکی و مصرفی و کالاهای خانگی و صنعتی مورد نظر باشد، بلکه آثار فرهنگی و فرآورده های علمی و فکری هم باید مطابق استانداردهای عقلانی و دینی و ارزشی تهیه شود تا جامعه را به فساد و تباهی و بیماری نکشد. روشن است که خوانندگان آثار و خریداران کتاب و مشتریان مطبوعات و جراید نیز باید به این علایم استاندارد توجه کنند و هر کتاب را نخرند و نخوانند و به هر نویسنده و ناشر، اطمینان صد در صد نکنند و تا شناخت کافی از سلامت و صحت کتاب خاصی پیدا نکرده اند، در روح و اندیشه خود و فرزندانشان را به روی کالاهای ناسالم و زیان بار فکری نگشایند.

خانواده، نقطه آغازین ایجاد عشق به کتابخوانی
برای ایجاد علاقه به کتاب و کتابخوانی، عوامل متعددی نقش دارند که نخستین آنها «خانواده» است. در واقع نقطه آغازین ایجاد عشق و علاقه به کتاب و کتابخوانی از خانواده آغاز می گردد؛ زیرا طبق دیدگاه روان شناسان، شخصیت و هویت کودک در قدم اول در خانواده شکل می گیرد. به طور طبیعی والدین علاقه مند به کتاب فرزندانی دوستدار مطالعه خواهند داشت و عکس آن نیز صادق است.

تجربه نشان داده است که فرزندانی که در خانواده های اهل دانش بزرگ می شوند، میزان مطالعه و گرایش به کتابخوانی در آنان نسبت به خانواده هایی که تمایلی به کتاب و مطالعه ندارند بسیار بیشتر است. اکثر علما و دانشمندان در خانواده هایی رشد نموده اند که والدین آنان اهل مطالعه و پژوهش بوده اند. زمانی که فرزندی می بیند که کتابخانه ای در خانه هست و پدر و مادر و همگی اعضای خانواده، ساعاتی را به مطالعه اختصاص می دهند، دیگر، حتی نیاز به گفتن این که «باید مطالعه کنی» وجود ندارد.

علت عمده کتاب گریزی در جامعه
یکی از مشکلات و کاستی های جامعه ما گریز از کتاب و پایین بودن سطح فرهنگ مطالعه است. این نقیصه، ریشه ها و علت های مختلفی می تواند داشته باشد که شاید در رأس آنها «عدم احساس ضرورت» است. تا وقتی انسان در وضعیت «نیاز» قرار نگیرد، در پی رفع آن نخواهد افتاد.
اگر در پاسخ شبهه های اعتقادی و پرسش های سیاسی دربمانیم، یا در مجلس و محفلی که از موضوع خاصی صحبت به میان می آید، احساس کنیم در آن زمینه بی اطلاعیم و شرمسار شویم و احساس کنیم از چرخه زمان و گردونه پرشتاب مسایل علمی و فکری جامعه عقب مانده ایم، نسبت به خلأ و نیاز آگاه می شویم و این می تواند شوق به مطالعه و کتابخوانی را در ما تقویت کند.
علی باقری کاکشی
به نقل از المیادین، آویگدور لیبرمن، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به خاطر مخالفتش با تصمیم کابینه این رژیم در خصوص آتش‌بس در غزه از سمت خود استعفا کرد و خواستار برگزاری انتخابات زودهنگام شد.

وزیر جنگ رژیم صهیونیستی اعلام کرد در نتیجه استعفای وی‏، حزب او نیز کابینه را ترک می‌کند و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل اکثریت ضعیفی در پارلمان خواهد داشت.

برخی رسانه‌های اسرائیلی به نقل از یک منبع در حزب لیکود اعلام کردند پیش‌بینی می‌شود پس از استعفای آویگدور لیبرمن، بنیامین نتانیاهو جانشین وی شود.

این منبع افزود: در این برهه حساس از نظر امنیتی، برگزاری انتخابات لزومی ندارد.

دور جدید تنش بین غزه و رژیم صهیونیستی پس از آن آغاز شد که یک یگان عملیاتی ویژه اسرائیل یکشنبه شب گذشته با ورود مخفیانه به خان یونس در شرق باریکه غزه، هفت عضو شاخه نظامی حماس از جمله «نور محمد برکه» از فرماندهان گردان های «عزالدین القسام» را به شهادت رساند. در این حمله یک افسر بلندپایه ارتش اسرائیل کشته و یک افسر دیگر زخمی شد.

به دنبال این اقدام رژیم صهیونیستی، گروه های مقاومت فلسطین ده ها راکت را به سمت مناطق صهیونیست نشین شلیک کردند.


لیبرمن استعفا کرد
علی باقری کاکشی
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارشی فاش کرد در سال 2017 میلادی، یعنی یک سال پیش از ماجرای قتل جمال خاشقجی در کنسولگری عربستان سعودی در استانبول، مقامات اطلاعاتیِ نزدیک به محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، درباره امکان ترور آنچه «دشمنان ایرانی» پادشاهی سعودی خوانده شده، با تعدادی از تجار به رایزنی پرداخته‌اند.

نیویورک‌تایمز در این گزارش به نقل از 3 منبع آگاه نوشته است، یکی از این مقامات ارشد اطلاعاتی که در آن جلسه حضور داشته، ژنرال احمد العسیری، معاون وقت سرویس امنیت و اطلاعات خارجی عربستان بوده که در پی اعتراف ریاض به قتل خاشقجی از سمتش برکنار شد. نیویورک تایمز به نقل از این منابع نوشته یکی از اهدافی که در این نشست درباره ترور او بحث شده، قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران بوده است.

به گفته این منابع، ژنرال احمد العسیری در نشست مذکور که در ریاض برگزار شد، درباره امکان استفاده از شرکت‌های خصوصی برای ترور مقامات ارشد ایرانی از جمله فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران به بحث پرداخته است.

در ادامه گزارش نیویورک تایمز آمده است سران سعودی قتل خاشقجی را به گردن یک گروه خودسر می‌اندازند که به دستور یک مقام سعودی (احمد العسیری) اقدام به این جنایت کرده‌اند. اما اظهارات این منابع نشان می‌دهد بحث ترور شخصیت‌های مختلف از همان ابتدای ولیعهدی بن سلمان در میان سران ارشد سعودی مطرح بوده است.

نیویورک تایمز می‌افزاید در این جلسه که مارس 2017 برگزار شد و جورج نادر، تاجر آمریکایی لبنانی‌الاصل و «جوئل زامل»، تاجر صهیونیستی نیز در آن حضور داشتند، ابتدا طرحی 2 میلیارد دلاری برای خرابکاری در اقتصاد ایران ارائه شد.

طبق گزارش نیویورک‌تایمز، ‏اکانت‌سازی جعلی به نام ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی برای راه‌اندازی تظاهرات، ‏پیدا کردن دارایی‌های سپاه قدس و افشای آنها، ‏کمک مالی به مخالفان حکومت ایران و ‏ترویج اتهامات واقعی یا ساختگی علیه مقامات ایرانی به منظور اختلاف‌افکنی میان آنها از جمله‌ی موارد مطرح‌شده در این نشست برای ایجاد نابسامانی اقتصادی در ایران بوده است.

به گفته منابع آگاهی که در این خصوص با نیویورک‌تایمز صحبت کرده‌اند، در این جلسه، ژنرال احمد العسیری با ابراز تمایل نسبت به کشتن مقامات ارشد ایرانی، از افراد مدعو پرسیده است که آیا آنها [علاوه بر خرابکاری اقتصادی] توانایی انجام "عملیات‌های مرگبار" هم دارند یا نه؟ اما طرف‌های معامله گفته‌اند که باید در این خصوص با وکلای خود مشورت کنند و در نهایت پاسخ داده‌اند که قادر به انجام ترور نیستند. جورج نادر اما به طرف عربستانی گفته است یک شرکت را در لندن می‌شناسد که توسط "نیروهای عملیات ویژه" سابق انگلیسی اداره می‌شود و شاید این ماموریت (ترور) را بپذیرد. در گزارش نیویورک‌تایمز به نام این شرکت اشاره نشده است.

نشریه آمریکایی «دیلی‌ بیست» نیز چندی پیش در گزارشی فاش کرد به اسنادی دست یافته است که نشان می‌دهد مقامات عربستان و تیم انتقالی دولت آمریکا در سال 2017 پیش از برگزاری مراسم تحلیف ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، به مدت دو روز درباره چگونگی «تغییر نظام ایران» در نیویورک رایزنی کرده‌اند.

به نوشته «دیلی بیست» این اسناد نشان می‌دهد محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، اوایل ژانویه 2017 احمد العسیری را برای دیدار با «مایکل فلین» مشاور امنیت ملی وقت کاخ سفید و دیگر اعضای دولت انتقالی آمریکا به نیویورک اعزام کرده بود تا درباره راهبرد «تغییر نظام ایران» رایزنی کنند.
علی باقری کاکشی
******تریبون آزاد دانشجویی *****
با موضوع :چهل سال ایستادگی در مقابل استکبار
سخنران :دکتر شهریاری -ریاست ناحیه بسیج دانشجویی استان خوزستان
زمان :سه شنبه ۱۳۹۷/۸/۲۲ ساعت 13
مکان :مسجد سلیمان -دانشگاه آزاد اسلامی واحد مسجدسلیمان (سالن آمفی تئاتر واحد )
از کلیه عموم به ویژه دانشجویان جهت شرکت در مراسم دعوت میشود
✒حوزه بسیج دانشجویی مسجدسلیمان
علی باقری کاکشی
امروز به عشاق حسین، زهرا دهد مزد عزا

یک عده را درمان دهد، یک عده بخشش در جزا

یک عده را مشهد برد، یک عده را دیدار حج

باشد که مزد ما شود، تعجیل در امر فرج

حلول ماه ربیع الاول مبارک
علی باقری کاکشی
عنبر نسارا چیست؟

عنبر نسارا سرگین الاغ ماده‌ای است که در بهار جمع آوری می‌شود و از خواص دارویی عجیبی برخوردار است.

این ماده به ظاهر مشمئز کننده بهترین دارو برای خشک کردن زخم‌های عمیق ناشی از جراحت و سوختگی است. از این ماده برای درمان عفونت‌های داخلی و خارجی گوش و همچنین درمان زخم‌های دهان مانند آفت استفاده می‌شود.

ابن سینا دود عنبر نسارا برای کاهش طول دوره‌ی قاعدگی و کم کردن خونریزی‌های ماهیانه در زنان تجویز می‌کرده است!

ببینید: عنبر نسارا، پرخاصیت‌ترین مدفوع جهان

دود عنبر نسارا یکی از بهترین درمان‌های سینوزیت‌های مزمن، سرما خوردگی، عفونت‌های واژینال و درمان انواع زخم‌های عفونی و غیر عفونی است.

بزرگتر‌ها یادشان می‌آید که این ماده در چندین سال قبل برای درمان و بهبود زخم ختنه استفاده می‌شد. برخی گوش درد را با دود سیگار آرام می‌کردند، غافل از این که دود سیگار منفعت دود عنبر نسا را ندارد.

شواهد نشان می‌دهد که دود گیاهان نه فقط در ایران، بلکه در حدود ۵۰ کشور دیگر دنیا کاربرد دارد و بسیار رایج است!

اسرار نهفته در سرگین الاغ ماده! / معرفی عنبر نسارا + خواص، نحوه مصرف و مراقبت‌های لازم پس از استفاده از مدفوع الاغ

ترکیبات تشکیل دهنده عنبر نسارا

در یک آزمایش در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی اجزای عنبر نساء با استفاده از روش کروماتوگرافی و با استفاده از دستگاه GC-MS از یکدیگر جدا شدند.

این اجزا شامل هگزان، استیک اسید، آکونیتین، بتا کاروتن، دی متیل آمین بوده است که عمدتا شامل خواص آنتی اکسیدانی، آنتی باکتریال، ضد قارچ و ضد التهابی هستند.

برخی از این اجزا نیز در درمان نورالرژی، روماتیسم، خونریزی‌های مویرگی و خارجی و اختلالات پوستی استفاده می‌شوند!

با وجود چنین ترکیباتی و دارا بودن خواص آنتی اکسیدانی، آنتی باکتریال، ضد قارچ و ضد التهابی پشکل ماچلاغ دارویی بی نظیر جهت استعمال خارجی است که استفاده از آن در درمان مشکلات زیر کارایی اثبات شده و موثری دارد.

در یک آزمایش درون کشتگاهی از دود عنبر نسا به عنوان یک دهانشویه استفاده شد.

نتایج نشان دهنده وجود خواص ضد میکروبی و ضد باکتریایی دود عنبر نسا بود که موجب مهار رشد میکروب‌ها و باکتری‌های استرپتوکوکوس موتانس، استرپتوکوک سالیواریوس و استرپتوکوک گشت.

یعنی عنبر نساء دقیقا مانند دهانشویه کلرهگزیدین در برابر باکتری‌های موجود در دهان عمل کرده بود.

دهانشویه‌ی CHX دارای فعالیت ضد باکتری قوی در برابر میکروارگانیسم مختلف دهان است، اما عوارض جانبی جدی نیز به همراه دارد؛ بنابراین می‌توانید از دود عنبرنساء برای پیشگیری از پوسیدگی و بیماری‌های پریودنتال استفاده نمایید.

دود عنبر نساء همچنین موجب افزایش فعالیت نوتروفیل‌های خون و مبارزه بیشتر در برابر میکروب‌ها می‌شود.

بیشتر بدانید: بخور و نخورهای گوشتی از نظر طب سنتی!عنبر نسارا چیست؟

عنبر نسارا سرگین الاغ ماده‌ای است که در بهار جمع آوری می‌شود و از خواص دارویی عجیبی برخوردار است.

این ماده به ظاهر مشمئز کننده بهترین دارو برای خشک کردن زخم‌های عمیق ناشی از جراحت و سوختگی است. از این ماده برای درمان عفونت‌های داخلی و خارجی گوش و همچنین درمان زخم‌های دهان مانند آفت استفاده می‌شود.

ابن سینا دود عنبر نسارا برای کاهش طول دوره‌ی قاعدگی و کم کردن خونریزی‌های ماهیانه در زنان تجویز می‌کرده است!

ببینید: عنبر نسارا، پرخاصیت‌ترین مدفوع جهان

دود عنبر نسارا یکی از بهترین درمان‌های سینوزیت‌های مزمن، سرما خوردگی، عفونت‌های واژینال و درمان انواع زخم‌های عفونی و غیر عفونی است.

بزرگتر‌ها یادشان می‌آید که این ماده در چندین سال قبل برای درمان و بهبود زخم ختنه استفاده می‌شد. برخی گوش درد را با دود سیگار آرام می‌کردند، غافل از این که دود سیگار منفعت دود عنبر نسا را ندارد.

شواهد نشان می‌دهد که دود گیاهان نه فقط در ایران، بلکه در حدود ۵۰ کشور دیگر دنیا کاربرد دارد و بسیار رایج است!

اسرار نهفته در سرگین الاغ ماده! / معرفی عنبر نسارا + خواص، نحوه مصرف و مراقبت‌های لازم پس از استفاده از مدفوع الاغ

ترکیبات تشکیل دهنده عنبر نسارا

در یک آزمایش در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی اجزای عنبر نساء با استفاده از روش کروماتوگرافی و با استفاده از دستگاه GC-MS از یکدیگر جدا شدند.

این اجزا شامل هگزان، استیک اسید، آکونیتین، بتا کاروتن، دی متیل آمین بوده است که عمدتا شامل خواص آنتی اکسیدانی، آنتی باکتریال، ضد قارچ و ضد التهابی هستند.

برخی از این اجزا نیز در درمان نورالرژی، روماتیسم، خونریزی‌های مویرگی و خارجی و اختلالات پوستی استفاده می‌شوند!

با وجود چنین ترکیباتی و دارا بودن خواص آنتی اکسیدانی، آنتی باکتریال، ضد قارچ و ضد التهابی پشکل ماچلاغ دارویی بی نظیر جهت استعمال خارجی است که استفاده از آن در درمان مشکلات زیر کارایی اثبات شده و موثری دارد.

در یک آزمایش درون کشتگاهی از دود عنبر نسا به عنوان یک دهانشویه استفاده شد.

نتایج نشان دهنده وجود خواص ضد میکروبی و ضد باکتریایی دود عنبر نسا بود که موجب مهار رشد میکروب‌ها و باکتری‌های استرپتوکوکوس موتانس، استرپتوکوک سالیواریوس و استرپتوکوک گشت.

یعنی عنبر نساء دقیقا مانند دهانشویه کلرهگزیدین در برابر باکتری‌های موجود در دهان عمل کرده بود.

دهانشویه‌ی CHX دارای فعالیت ضد باکتری قوی در برابر میکروارگانیسم مختلف دهان است، اما عوارض جانبی جدی نیز به همراه دارد؛ بنابراین می‌توانید از دود عنبرنساء برای پیشگیری از پوسیدگی و بیماری‌های پریودنتال استفاده نمایید.

دود عنبر نساء همچنین موجب افزایش فعالیت نوتروفیل‌های خون و مبارزه بیشتر در برابر میکروب‌ها می‌شود.

بیشتر بدانید: بخور و نخورهای گوشتی از نظر طب سنتی!

آزمایشات نشان میدهد که بخور دود عنبر نسا به مدت حداقل ۶ ثانیه به طور قابل توجهی از رشد باکتری‌ها جلوگیری به عمل می‌آورد.

این یکی از آزمایشاتی است که بر روی دود عنبر نساء انجام شده و مسلما نیازمند انجام آزمایشات دقیق‌تر و تکمیلی است.

دود عنبر نساء یکی از بهترین درمان‌های سینوزیت‌های مزمن، سرما خوردگی، عفونت‌های واژینال و درمان انواع زخم‌های عفونی و غیر عفونی است.

همچنین برخی معتقدند که دود عنبر نساء فرآیند زایمان طبیعی را آسان‌تر خواهد کرد!

تجربه نشان می‌دهد که استفاده از دود عنبرنسا هیچ عوارض جانبی خاصی برای بدن ندارد.

اسرار نهفته در سرگین الاغ ماده! / معرفی عنبر نسارا + خواص، نحوه مصرف و مراقبت‌های لازم پس از استفاده از مدفوع الاغ

نگاهی کلی به خواص درمانی عنبر نسارا

کاهش حجم خونریزی در زمان پریود

کوتاه نمودن زمان پریود

درمان کننده عفونت‌های واژینال

تقویت کننده تار‌های صوتی

درمان کننده سینوزیت

درمان خارش‌های پوستی

بند آوردن خون دماغ

درمان کننده سرماخوردگی

بهترین درمان برای بیماری آسم

برطرف کننده زخم‌های چرکین

درمان بواسیر

تسهیل روند زایمان طبیعی

درمان صرع

پیشگیری از پوسیدگی دندان

درمان آفت دهان

اسرار نهفته در سرگین الاغ ماده! / معرفی عنبر نسارا + خواص، نحوه مصرف و مراقبت‌های لازم پس از استفاده از مدفوع الاغ

درمان بیماری‌های عفونی با عنبر نسارا

در کتب داروسازی طبّ قدیم، خواصّ دارویی انواع مدفوع و ادرار انسان و حیوانات مختلف شرح داده شده است. جالب آنجاست که این آثار درمانی به طور مکرّر تجربه شده است و در بسیاری موارد گره گشای درمان بیماری‌هایی بوده اند که در حالت عادّی درمان آن‌ها بسیار سخت است. برای مثال با مراجعه به یادداشت‌های مرحوم فقید عبدالله احمدیه موارد متعدّدی را می‌توان یافت که درد‌های شدید مفصلی و روماتیسمی را با ضماد سرگین گاو درمان نموده اند.

البتّه در کتب طبّی قدیم، حتّی آثار استفاده خوراکی! از این دارو‌ها هم ذکر شده است، امّا از آنجا که استفاده خوراکی آن‌ها در فقه ما حرام شمرده شده است – به استثنای ادرار شتر که با رعایت شرایط و از نظر بعضی فقها، قابل شرب است – ترجیح می‌دهم از این موارد عبور کنم و به سایر خواص عنبر نسارا بپردازم.

۱. دود دادن عنبر نسارا در محیط‌های بسته مثل فضای خانه، مانند اسفند اثر میکروب کشی قوی دارد و انجام گاهگاهی این کار به ویژه در فصول سرد، تاثیر قابل توجّهی در کاهش موارد بروز بیماری‌هایی مثل سرماخوردگی دارد؛ به ویژه اگر یکی از اعضای خانواده سرما خورده باشد می‌توان با این کار از افزایش بار ویروس در فضای محلّ زندگی کاست.

بیشتر بدانید: فیبروم چه نشانه‌هایی دارد؟ + علائم، انواع و راه‌های درمان

۲. استنشاق دود عنبر نسارا یکی از راه‌های مناسب برای درمان سینوزیت‌های مزمن و حاد و سرماخوردگی است. این کار در درمان سردرد‌های کهنه نیز موثّر است. برای این کار، عنبرنسارا را در یک اسفند دود کن ریخته روی شعله کم قرار داده دود متصاعد شده را استنشاق کنید.

۳. گرفتن مواضعی از بدن که دچار خارش است روی دود عنبر نسارا، یکی از روش‌های بسیار موثّر در کاهش انواع خارش هاست. همچنین این کار، برای درمان تاول‌ها و زخم‌های ترشّح دار نیز اثر مناسبی دارد. این روش یکی از بهترین روش‌های درمانی اگزما هم هست. همچنین این کار تاثیر بسیار خوبی در ترمیم سریع انواع زخم‌ها به ویژه زخم‌های سوختگی دارد.

۴. ضماد کردن مخلوط عنبر نسارا و سرکه روی پیشانی در درمان خون دماغ مفید است.

۵. به روش‌های ذیل می‌توان از عنبر نسارا برای کمک به درمان صرع استفاده کرد:

۵. ۱- استنشاق عصاره خشک آن با سرکه.

۵. ۲- استفاده از آب عنبر نسارای تازه به عنوان قطره بینی.

۶. پاشیدن پودر عنبر نسارای خشک بر روی انواع زخم‌های تازه، علاوه بر کمک به بهبودی آنها، خونریزی آن‌ها را نیز متوقّف می‌کند.

۷. دود دادن عنبرنسارا برای کاهش خونریزی و کوتاه کردن دوره عادت ماهیانه بانوان و درمان عفونت‌های واژینال مفید است. روش استفاده به این شرح است:

برای این کار ۲ الی ۳ عدد عنبر نسا را همراه با خاکشی و اسپند، روی کمی ذغال انداخته و گلدان سفالی که ته آن سوراخ داشته باشد را روی آن برگردانید، که در این صورت مانند دودکش می‌شود، لباس زیر خود را درآورده و دامن بلندی بپوشید و به حالت نیم خیز روی آن بایستید. البته این کار بدون خاکشی و اسپند هم موثر است. اگر هم حوصله ندارید می‌توانید بدون این تشریفات خاص درمان را انجام دهید. برای این کار کمی عنبرنسارا را روی اسفنددودکن روی شعله کم قرار داده بگذارید دودش به واژن بخورد.

این کار را ۲ روز قبل از زمان پریود، ۲ روز در زمان پریود و ۲ روز بعد از پریود انجام دهید.

۸. به همان شیوه فوق الذّکر، دود عنبرنسارا در درمان و و کاهش عوارض بواسیر هم بسیار موثر است.

عفونت‌های رحمی با چه علایمی شناخته می‌شود؟

در صورتی که هر یک از علایم ذکر شده را دارید شما مبتلا به عفونت رحمی هستید. برخی از این علایم به شرح زیر می‌باشند:

رنگ ترشح سفید و بد بو می‌شود

دهان بد بو می‌شود

ضعف در عملکرد تخمدان‌ها

بیشتر بدانید: درمان عفونت‌های شدید با یک راهکار ساده طب سنتی

لکه بینی بین دو قاعدگی

قهوه‌ای شدن ران‌ها

سفید شدن رنگ ادرار

عنبر نسارا و زخم دهانه رحم

استفاده از عنبر نسارا در درمان زخم دهانه رحم کاربرد موثری دارد. بدین منظور جهت استفاده از عنبر نسارا و درمان زخم دهانه رحم ۲ الی ۳ عدد عنبر نسا را با مقداری خاک شیر و اسپند، روی کمی ذغال گداخته بریزید و سپس یک گلدان سفالی که در انتها سوراخ است را بر روی زغال‌ها بگذارید تا دود ناشی از سوختن این ترکیبات از سوراخ گلدان خارج شود. اکنون جهت بخور دادن رحم خود لباس زیر خود را در بیاورید و دامن بلندی بپوشید و سپس به حالت نیم خیز بر روی سوراخ گلدان قرار گیرید و رحم خود را بدین وسیله بخور دهید. انجام این عمل در ۲ روز قبل و بعد از پریود بهترین راه شناخته شده و اثر بخش درمان عفونت‌های واژینال و زخم‌های رحمی است.

مراقبت‌های لازم پس از استفاده از مدفوع الاغ

استفاده از مدفوع الاغ تنها برای درمان عفونت‌های واژینال و زخم‌های رحمی است و در موارد درمان فیبروم‌ها و سایر مشکلات رحمی کاربردی ندارد. با استفاده از مدفوع الاغ ماده می‌توانید بدون فریز زخم‌های رحمی از شر آن‌ها راحت شوید. این روش روشی موثر و بدون عارضه در طب سنتی برای درمان عفونت‌ها است و نظر دکتر روازاده در مورد عنبر نسارا یا همان ماچه الاغ برای درمان عفونت‌ها به صورت استعمال خارجی مثبت است؛ بنابراین پس از استفاده از این ماده استحمام نکنید و از شست و شوی واژن با آب سرد جدا خودداری نمایید.


چگونه بوی بد عنبر نسارا را از بین ببریم؟

برای این که بوی بد عنبر نسارا را از بین ببرید کافیست یک یا دو عدد عنبر نسارا را در داخل دستمال مرطوب آغشته به روغن اسطوخدوس و گلاب بپیچانید و به مدت دو الی سه روز در جای تاریکی قرار دهید.

بیشتر بدانید: ۷ راهکار ساده طب سنتی برای «پُر شدن صورت»

سپس با سوزاندن آن و دود ناشی از سوختن آن محل زندگی خود را ضد عفونی کرده و عوامل بیماریزا را از محیط زندگیتان دور سازید.

روش تهیه عنبر نسارا

برای تهیه عنبر نسارا کافیست سری به یک عطاری معتبر نزدیک منزلتان بزنید و عنبر نسارا یا همان پشکل ماچلاغ را به راحتی تهیه و خریداری نمایید.

آیا استفاده از ماچه الاغ عوارضی دارد؟

با توجه به خواص درمانی ذکر شده می‌توان نتیجه گرفت که این محصول بدون عارضه بوده و در صورت مصرف صحیح و به جا از این ماده حیوانی دچار هیچ گونه مشکلی نخواهید شد. به طور قطع می‌توان گفت؛ ارزیابی‌ها و بررسی‌های انجام شده نشان دهنده موثر بودن این ماده است؛ بنابراین عوارض عنبر نسارا و مضرات عنبر نسارا در حد صفر است و شما می‌توانید جهت مقاصد درمانی با خیال راحت از آن استفاده کنید.

آزمایشات نشان میدهد که بخور دود عنبر نسا به مدت حداقل ۶ ثانیه به طور قابل توجهی از رشد باکتری‌ها جلوگیری به عمل می‌آورد.

این یکی از آزمایشاتی است که بر روی دود عنبر نساء انجام شده و مسلما نیازمند انجام آزمایشات دقیق‌تر و تکمیلی است.

دود عنبر نساء یکی از بهترین درمان‌های سینوزیت‌های مزمن، سرما خوردگی، عفونت‌های واژینال و درمان انواع زخم‌های عفونی و غیر عفونی است.

همچنین برخی معتقدند که دود عنبر نساء فرآیند زایمان طبیعی را آسان‌تر خواهد کرد!

تجربه نشان می‌دهد که استفاده از دود عنبرنسا هیچ عوارض جانبی خاصی برای بدن ندارد.

اسرار نهفته در سرگین الاغ ماده! / معرفی عنبر نسارا + خواص، نحوه مصرف و مراقبت‌های لازم پس از استفاده از مدفوع الاغ

نگاهی کلی به خواص درمانی عنبر نسارا

کاهش حجم خونریزی در زمان پریود

کوتاه نمودن زمان پریود

درمان کننده عفونت‌های واژینال

تقویت کننده تار‌های صوتی

درمان کننده سینوزیت

درمان خارش‌های پوستی

بند آوردن خون دماغ

درمان کننده سرماخوردگی

بهترین درمان برای بیماری آسم

برطرف کننده زخم‌های چرکین

درمان بواسیر

تسهیل روند زایمان طبیعی

درمان صرع

پیشگیری از پوسیدگی دندان

درمان آفت دهان

اسرار نهفته در سرگین الاغ ماده! / معرفی عنبر نسارا + خواص، نحوه مصرف و مراقبت‌های لازم پس از استفاده از مدفوع الاغ

درمان بیماری‌های عفونی با عنبر نسارا

در کتب داروسازی طبّ قدیم، خواصّ دارویی انواع مدفوع و ادرار انسان و حیوانات مختلف شرح داده شده است. جالب آنجاست که این آثار درمانی به طور مکرّر تجربه شده است و در بسیاری موارد گره گشای درمان بیماری‌هایی بوده اند که در حالت عادّی درمان آن‌ها بسیار سخت است. برای مثال با مراجعه به یادداشت‌های مرحوم فقید عبدالله احمدیه موارد متعدّدی را می‌توان یافت که درد‌های شدید مفصلی و روماتیسمی را با ضماد سرگین گاو درمان نموده اند.

البتّه در کتب طبّی قدیم، حتّی آثار استفاده خوراکی! از این دارو‌ها هم ذکر شده است، امّا از آنجا که استفاده خوراکی آن‌ها در فقه ما حرام شمرده شده است – به استثنای ادرار شتر که با رعایت شرایط و از نظر بعضی فقها، قابل شرب است – ترجیح می‌دهم از این موارد عبور کنم و به سایر خواص عنبر نسارا بپردازم.

۱. دود دادن عنبر نسارا در محیط‌های بسته مثل فضای خانه، مانند اسفند اثر میکروب کشی قوی دارد و انجام گاهگاهی این کار به ویژه در فصول سرد، تاثیر قابل توجّهی در کاهش موارد بروز بیماری‌هایی مثل سرماخوردگی دارد؛ به ویژه اگر یکی از اعضای خانواده سرما خورده باشد می‌توان با این کار از افزایش بار ویروس در فضای محلّ زندگی کاست.

۲. استنشاق دود عنبر نسارا یکی از راه‌های مناسب برای درمان سینوزیت‌های مزمن و حاد و سرماخوردگی است. این کار در درمان سردرد‌های کهنه نیز موثّر است. برای این کار، عنبرنسارا را در یک اسفند دود کن ریخته روی شعله کم قرار داده دود متصاعد شده را استنشاق کنید.

۳. گرفتن مواضعی از بدن که دچار خارش است روی دود عنبر نسارا، یکی از روش‌های بسیار موثّر در کاهش انواع خارش هاست. همچنین این کار، برای درمان تاول‌ها و زخم‌های ترشّح دار نیز اثر مناسبی دارد. این روش یکی از بهترین روش‌های درمانی اگزما هم هست. همچنین این کار تاثیر بسیار خوبی در ترمیم سریع انواع زخم‌ها به ویژه زخم‌های سوختگی دارد.

۴. ضماد کردن مخلوط عنبر نسارا و سرکه روی پیشانی در درمان خون دماغ مفید است.

۵. به روش‌های ذیل می‌توان از عنبر نسارا برای کمک به درمان صرع استفاده کرد:

۵. ۱- استنشاق عصاره خشک آن با سرکه.

۵. ۲- استفاده از آب عنبر نسارای تازه به عنوان قطره بینی.

۶. پاشیدن پودر عنبر نسارای خشک بر روی انواع زخم‌های تازه، علاوه بر کمک به بهبودی آنها، خونریزی آن‌ها را نیز متوقّف می‌کند.

۷. دود دادن عنبرنسارا برای کاهش خونریزی و کوتاه کردن دوره عادت ماهیانه بانوان و درمان عفونت‌های واژینال مفید است. روش استفاده به این شرح است:

برای این کار ۲ الی ۳ عدد عنبر نسا را همراه با خاکشی و اسپند، روی کمی ذغال انداخته و گلدان سفالی که ته آن سوراخ داشته باشد را روی آن برگردانید، که در این صورت مانند دودکش می‌شود، لباس زیر خود را درآورده و دامن بلندی بپوشید و به حالت نیم خیز روی آن بایستید. البته این کار بدون خاکشی و اسپند هم موثر است. اگر هم حوصله ندارید می‌توانید بدون این تشریفات خاص درمان را انجام دهید. برای این کار کمی عنبرنسارا را روی اسفنددودکن روی شعله کم قرار داده بگذارید دودش به واژن بخورد.

این کار را ۲ روز قبل از زمان پریود، ۲ روز در زمان پریود و ۲ روز بعد از پریود انجام دهید.

۸. به همان شیوه فوق الذّکر، دود عنبرنسارا در درمان و و کاهش عوارض بواسیر هم بسیار موثر است.

عفونت‌های رحمی با چه علایمی شناخته می‌شود؟

در صورتی که هر یک از علایم ذکر شده را دارید شما مبتلا به عفونت رحمی هستید. برخی از این علایم به شرح زیر می‌باشند:

رنگ ترشح سفید و بد بو می‌شود

دهان بد بو می‌شود

ضعف در عملکرد تخمدان‌ها



لکه بینی بین دو قاعدگی

قهوه‌ای شدن ران‌ها

سفید شدن رنگ ادرار

عنبر نسارا و زخم دهانه رحم

استفاده از عنبر نسارا در درمان زخم دهانه رحم کاربرد موثری دارد. بدین منظور جهت استفاده از عنبر نسارا و درمان زخم دهانه رحم ۲ الی ۳ عدد عنبر نسا را با مقداری خاک شیر و اسپند، روی کمی ذغال گداخته بریزید و سپس یک گلدان سفالی که در انتها سوراخ است را بر روی زغال‌ها بگذارید تا دود ناشی از سوختن این ترکیبات از سوراخ گلدان خارج شود. اکنون جهت بخور دادن رحم خود لباس زیر خود را در بیاورید و دامن بلندی بپوشید و سپس به حالت نیم خیز بر روی سوراخ گلدان قرار گیرید و رحم خود را بدین وسیله بخور دهید. انجام این عمل در ۲ روز قبل و بعد از پریود بهترین راه شناخته شده و اثر بخش درمان عفونت‌های واژینال و زخم‌های رحمی است.

مراقبت‌های لازم پس از استفاده از مدفوع الاغ

استفاده از مدفوع الاغ تنها برای درمان عفونت‌های واژینال و زخم‌های رحمی است و در موارد درمان فیبروم‌ها و سایر مشکلات رحمی کاربردی ندارد. با استفاده از مدفوع الاغ ماده می‌توانید بدون فریز زخم‌های رحمی از شر آن‌ها راحت شوید. این روش روشی موثر و بدون عارضه در طب سنتی برای درمان عفونت‌ها است و نظر دکتر روازاده در مورد عنبر نسارا یا همان ماچه الاغ برای درمان عفونت‌ها به صورت استعمال خارجی مثبت است؛ بنابراین پس از استفاده از این ماده استحمام نکنید و از شست و شوی واژن با آب سرد جدا خودداری نمایید.


چگونه بوی بد عنبر نسارا را از بین ببریم؟

برای این که بوی بد عنبر نسارا را از بین ببرید کافیست یک یا دو عدد عنبر نسارا را در داخل دستمال مرطوب آغشته به روغن اسطوخدوس و گلاب بپیچانید و به مدت دو الی سه روز در جای تاریکی قرار دهید.



سپس با سوزاندن آن و دود ناشی از سوختن آن محل زندگی خود را ضد عفونی کرده و عوامل بیماریزا را از محیط زندگیتان دور سازید.

روش تهیه عنبر نسارا

برای تهیه عنبر نسارا کافیست سری به یک عطاری معتبر نزدیک منزلتان بزنید و عنبر نسارا یا همان پشکل ماچلاغ را به راحتی تهیه و خریداری نمایید.

آیا استفاده از ماچه الاغ عوارضی دارد؟

با توجه به خواص درمانی ذکر شده می‌توان نتیجه گرفت که این محصول بدون عارضه بوده و در صورت مصرف صحیح و به جا از این ماده حیوانی دچار هیچ گونه مشکلی نخواهید شد. به طور قطع می‌توان گفت؛ ارزیابی‌ها و بررسی‌های انجام شده نشان دهنده موثر بودن این ماده است؛ بنابراین عوارض عنبر نسارا و مضرات عنبر نسارا در حد صفر است و شما می‌توانید جهت مقاصد درمانی با خیال راحت از آن استفاده کنید.
علی باقری کاکشی
سید نور خدا موسوی جانباز 100 درصد لرستانی شب گذشته در شب رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) به شهادت رسید. وی در سال 87، در منطقه لار استان سیستان و بلوچستان، از ناحیه سر مورد اصابت گلوله گروهک تروریستی عبدالمالک ریگی قرار گرفت حدود 10 سال در کما به سر می‌برد و از پنج روز قبل کسالت این جانباز سرافراز شدیدتر شده بود.

سید نور خدا از پنج روز پیش تاکنون دچار تنگی نفس شدید شده بود و توسط پزشکان معالج مرتب تحت درمان بود. با توجه به تنگی نفس شدیدی که سید نور خدا داشت در چند روز گذشته از اکسیژن استفاده می کرد که پیش از این جز در شرایط بحرانی و اورژانسی مصرفی نداشت و باتوجه به کسالتش در پنج روز اخیر توسط پزشکان ملاقات وی ممنوع شده بود.

"سید نورخدا موسوی" یکی از جانبازان سرافراز نظام مقدس اسلامی بود که در درگیری با اشرار در شرق کشور و گروهک تروریستی عبدالمالک ریگی به این درجه رفیع نائل آمد؛ سید نور خدا فارغ‌التحصیل دانشگاه علوم انتظامی تهران بود و بعد از فارغ‌التحصیلی در تهران مشغول به کار شد، پس از چند سال به زاهدان اعزام شد و فرماندهی یگان تکاوری را به عهده داشت.



مأموریت او در منطقه دوساله بود که حدود پنج ماه به پایان مأموریتش باقی‌مانده بود که در 17 اسفندماه سال 87 در منطقه لار با گروهک تروریستی ریگی درگیر شده و مورد اصابت مستقیم تک‌تیرانداز دشمن قرار گرفت و تیر به سر ایشان اصابت کرد.

سید نورخدا مدت 10 سال به طور 100 درصد جانباز بود و در کما به سر می برد تا اینکه شب گذشته در شب رحلت پیامبر اکرم(ص) آسمانی شد
علی باقری کاکشی
کسب مدال طلای یک ضرب ۱۸۶ کیلو گرم ،دو ضرب ۲۳۰ کیلو گرم و مجموع ۴۱۶کیلو گرم در مسابقات وزنه برداری قهرمانی جهان در کشور ترکمنستان ۲۰۱۸ در دسته ۹۶کیلو گرم توسط پهلوان ایل بختیاری سهراب مرادی برهمه مردم ایران اسلامی به ویژه بختیاری های عزیز مبارک باد
علی باقری کاکشی
رحلت جانسوز حضرت محمد مصطفی(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) تسلیت باد. غریبانه‌ترین عاشقانه‌ها را در این فراق بی‌نهایت، سر می‌دهیم.
علی باقری کاکشی
امام رضا (ع) هشتمین امام شیعیان است

امام رضا (ع) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا (ص) و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام (ص) است. بنابر نظر مشهور مورّخان وی در یازدهم ذی قعده سال ۱۴۸ هـ. ق، در مدینه منوّره متولد شد. نام مبارکش، علی، کنیه آن حضرت، ابوالحسن و دارای القاب متعددی از جمله؛ رضا، صادق، ‏صابر، فاضل، قرة ‏اعین المؤمنین و... هستند، اما مشهورترین لقب ایشان، «رضا» به معنای «خشنودی» است.

پدر بزرگوار امام رضا، امام موسی کاظم (ع) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال ۱۸۳ ﻫ.ق، به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند، و مادر گرامیشان نجمه (تکتم) نام داشت.

امام رضا (ع) در مدینه، پس از شهادت پدر، امامت بر مردم را بر عهده گرفت، و به رسیدگى امور پرداخت، شاگردان پدر را به دور خودش جمع کرد و به تدریس و تکمیل حوزه علمیه جدش امام صادق (ع) مشغول شد و در این راستا گام هاى بزرگ و استوارى برداشت.

مدت امامت حضرت رضا(ع)، حدود ۲۰ سال طول کشید، که ۱۷ سال آن در مدینه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت.

در مورد تعداد فرزندان آن حضرت اختلاف وجود دارد، برخی امام جواد(ع) را تنها فرزند ایشان دانسته و گروهی نیز فرزندان دیگری را برای حضرتشان بر­می­شمارند.

امام رضا (ع) پس از هفده سال سکونت در مدینه و تبلیغ دین و ارشاد مردم، با نقشه و حیله مأمون عباسی، راه خراسان را در پیش گرفت. آن حضرت پس از قبول اجباری ولایت عهدی مأمون و گذشت سه سال، در ۵۵ سالگی به دست این خلیفۀ عباسی به شهادت رسید.

تاریخ ولادت امام رضا
امام رضا(ع) هشتمین امام شیعیان، از سلاله پاک رسول خدا(ص) و هشتمین جانشین پیامبر مکرّم اسلام است. بنابر نظر مشهور مورّخان امام رضا(ع)، در یازدهم ذی قعده سال ۱۴۸ هـجری قمری در مدینه منوّره متولّد شد.[1]

نام و القاب امام رضا
نام مبارکشان «علی»، کنیۀ آن حضرت، «ابوالحسن» و دارای القاب متعدّدی از جمله؛ رضا، ‏صابر، فاضل، قرة ‏اعین المؤمنین (نور چشم مؤمنان) و... هستند،[2] اما مشهورترین لقب ایشان، «رضا» به معنای «خشنودی» است.

پدر و مادر امام رضا
پدر بزرگوار امام رضا(ع)، امام موسی کاظم(ع) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال ۱۸۳ ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند.

مادر گرامی امام رضا(ع) نجمه نام داشت.[3] البته نام های دیگری نیز برای مادر گرامیشان ذکر کرده اند.[4]

دوران کودکى و جوانى امام رضا
حضرت رضا(ع)، دوران کودکى و جوانى را تا سال 201 هجری قمری در مدینه طیّبه[5] که مهبط وحى بود در خدمت پدر بزرگوارش سپرى کرد و مستقیماً تحت تعلیم و تربیت امام هفتم(ع) قرار گرفت و علوم و معارف و اخلاق و تربیتى را که امام کاظم(ع) از پدرانش به ارث برده بود، به او آموخت.[6]

گزارشی از حضور ایشان در بغداد هنگام زندانی بودن پدر بزرگوارشان در آن شهر در دسترس نیست.

ازدواج امام رضا
امام رضا(ع) دارای تعدادی کنیز بودند، از جمله کنیزان ایشان، سبیکه مادر امام جواد(ع) است. وی کنیزى بود که به او سبیکه یا دُرّه می گفتند، حضرت رضا او را خیزران نام گذاشتند و این بانو از اهالى نوبه (منطقه ای در آفریقا) است.[7] و همسر دائمی امام رضا(ع) ام حبیبه بود.[8]

فرزندان امام رضا
در تعداد و اسامی فرزندان امام رضا(ع) نقل های مختلفی وجود دارد؛ گروهی آنها را پنج پسر و یک دختر، به نام های محمّد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسین و عایشه ذکر کرده اند؛[9] همچنین در نقلی شیخ صدوق در سلسله سند روایتی از فاطمه به عنوان یکی از دختران آن حضرت نام برده است؛[10] امّا شیخ مفید بر این عقیده است، که امام هشتم(ع)، فرزندی جز امام جواد(ع) نداشتند.[11] ابن شهرآشوب[12] و طبرسى،[13] نیز بر همین اعتقادند.
زندکینامه امام رضا،میلاد امام رضا,تولد امام رضا
امام رضا (ع) دریازدهم ذی القعده سال ۱۴۸ هجری فمری در مدینه منوره متولد شد.

امامت امام رضا
امامت و وصایت حضرت رضا(ع) بارها توسط رسول خدا(ص)، پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان(ع) اعلام شده بود. به ویژه امام کاظم(ع) بارها در حضور مردم، ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرّفی کرده بودند که به یک نمونه از آنها اشاره می‌ شود:

از محمّد بن اسماعیل بن فضل هاشمىّ چنین روایت شده است که‏ گفت: بر امام موسى کاظم(ع) وارد شدم در حالى که ایشان به شدّت مریض بودند، به حضرت عرض کردم: اگر خداى ناکرده براى شما اتّفاقى بیفتد- و خدا آن روز را نیاورد- به چه کسى رجوع کنیم (امام بعد از شما کیست)؟ فرمود: «به فرزندم علىّ، نوشته او، نوشته من است، و او وصىّ و جانشین من بعد از مرگم خواهد بود».[14]

امام رضا (ع) در مدینه، پس از شهادت پدر، امامت بر مردم را بر عهده گرفت، و به رسیدگى امور پرداخت، شاگردان پدر را به دور خودش جمع کرد و به تدریس و تکمیل حوزه علمیه جدش امام صادق (ع) مشغول شد و در این راستا گام هاى بزرگ و استوارى برداشت.

پس از شهادت امام کاظم(ع) که در سال ۱۸۳ هـ ق رخ داد، آغاز امامت حضرت رضا(ع) شروع شد، و با توجه به این که هارون (پنجمین خلیفه عباسى) در سال ۱۹۳ از دنیا رفت، ده سال از امامت حضرت رضا(ع) معاصر زمان هارون بود.

مدت امامت آن حضرت، حدود ۲۰ سال طول کشید که ۱۷ سال آن در مدینه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت.

شهادت امام رضا
امام رضا(ع) پس از هفده سال سکونت در مدینه و تبلیغ دین و ارشاد مردم، با نقشه و حیلۀ مأمون عباسی، راه خراسان را در پیش گرفت. آن حضرت پس از قبول اجباری ولایت عهدی مأمون و گذشت سه سال، در ۵۵ سالگی به دست مأمون خلیفه عباسی به شهادت رسید.

در تعیین سال شهادت امام نقل های مختلفی به ثبت رسیده است. گروهی سال ۲۰۲ هجری قمری را سال شهادت حضرت می دانند[15] و عده ای سال ۲۰۳ هجری قمری را؛ [16] اما مشهور، نظریه دوم است.

در تعیین روز شهادت آن حضرت نیز اتفاق نظر نیست؛ مانند در روز جمعه از ماه رمضان،[17] هفدهم ماه صفر،[18] و آخر ماه صفر.[19]

در میان این نقل ها، نظریه آخر؛ یعنی آخرین روز از ماه صفر، مشهورترین و قابل اعتمادترین نقل است.

بنابراین، مشهورترین و قوی ­ترین نظریه در تاریخ شهادت آن حضرت، روز جمعه، آخرین روز ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری است.[20]

فضائل امام رضا
از نگاه بزرگان شیعه، امام رضا(ع) همانند دیگر امامان معصوم(ع)، دارنده تمام کمالات و فضایل اخلاق انسانی در مرتبه اعلی است. به گفتۀ آنان، او آن چنان در قلّه شکوهمند کمال و فضیلت قرار دارد که نه تنها دوستان و پیروانش او را ستوده اند، بلکه دشمنان کینه توز و سرسخت هم به مدح و ستایش او پرداخته‌اند. درباره اوصاف اخلاقی آن حضرت «ابراهیم بن عباس» می ‌گوید: «هرگز ندیدم که امام رضا(ع) به کسی یک کلمه جفا کند و ندیدم که سخن شخصی را قطع کند و ندیدم که نیازمندی را از درگاه خویش رد کند. او هرگز در حضور افراد تکیه نمی‌داد و هرگز او را ندیدم که با صدای بلند بخندد، بلکه خنده اش تبسم و لبخند بود. وقتی که کنار سفره می ‌نشست، همه خدمت کاران و غلامان را کنار سفره می ‌نشاند».[21]

خلفای هم عصر امام رضا
امام رضا(ع) در دوران امامت خود با سه تن از حُکّام و خلفای عباسى روبه‏رو و معاصر بود: هارون الرشید، امین و مأمون.[22]

===================================
[1]. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، ج 1، ص 486، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق؛ مجلسى، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق و مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ج 6، ص 70، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ دوم، 1404ق؛ شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج 2، ص 247، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، 1413ق.
[2]. خصیبى، حسین بن حمدان، الهدایة الکبرى، ص 279، البلاغ، بیروت، 1419ق؛ اربلى، على بن عیسى، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، محقق و مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ج 2، ص 284، بنى هاشمى، تبریز، چاپ اول، 1381ق.
[3]. طبرسى‏، احمد بن على، الاحتجاج على أهل اللجاج‏، ج 2، ص 374، نشر مرتضی، مشهد، چاپ اول، 1403ق؛ شیخ مفید، الاختصاص، ص 196، کنگره شیخ مفید، قم، 1413ق.
[4]. امین عاملی، سید محسن، سیره معصومان، ترجمه حجتی کرمانی، علی، ج 6، ص 142، نشر سروش، تهران، 1376ش؛ قرشی، باقر شریف‏، پژوهشى دقیق در زندگانى امام رضا علیه السلام‏، ترجمه صالحی، سید محمد، ج 1، ص 40 و 41، اسلامیة، تهران، چاپ اول، 1382ش.
[5]. جعفریان، رسول، حیات فکرى و سیاسى امامان شیعه علیهم السلام‏، ص 426، انصاریان‏، قم، چاپ ششم، 1381ش؛
[6]. ر.ک: پژوهشى دقیق در زندگانى امام رضا علیه السلام‏، ج 1، ص 50.
[7]. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى‏، ج 2، ص 91، نشر آل البیت، قم، 1417ق؛ امین عاملى‏، سید محسن، أعیان الشیعة، ج 2، ص 32، دار التعارف‏، بیروت، 1403ق.‏
[8]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا علیه السلام، محقق و مصحح: لاجوردی، مهدی، ج 2، ص 147، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378ق؛ مازندرانی، ابن شهر آشوب‏، المناقب، ج 4، ص 367، نشر علامه، قم، 1379ق؛ أعیان الشیعة، ج 2، ص 23؛ شمس الدین محمد بن طولون‏، الأئمة الاثنا عشر، ص 97، نشر رضی، قم، بی تا؛ المرعشى التستری، القاضی نورالله، إحقاق الحق و إزهاق الباطل‏، ج 12، ص 386، مکتبة آیة الله المرعشى النجفى‏، قم، چاپ اول، 1409ق. ‏
[9]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ‏۴8، ص 320، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت، چاپ دوم، 1403ق؛ محدث اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج 2، ص 791، نشر رضی، قم، چاپ اول، 1421ق؛ أعیان الشیعة، ج 2، ص 13؛ و ر.ک: شبراوى‏، جمال الدین، ص 346 و 347، دار الکتاب‏، قم، چاپ اول، 1423ق؛ حَمَوى‏، محمد بن اسحاق‏، أنیس المؤمنین‏، ص 203، بنیاد بعثت‏، تهران، 1363ش؛ حسینى عاملى‏، سید تاج الدین، التتمة فی تواریخ الأئمة علیهم السلام، ص 123، نشر بعثت، قم، چاپ اول، 1412ق.‏
[10]. «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ ... قَالَ حَدَّثَنَا فَاطِمَةُ بِنْتُ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى (ع)...»؛ ‏شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا علیه السلام، محقق و مصحح: لاجوردی، مهدی، ج 2، ص 71، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378 ق.
[11]. الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج 2، ص 271: «وَ مَضَى الرِّضَا عَلِیُّ بْنُ مُوسَى (ع) وَ لَمْ یَتْرُکْ وَلَداً نَعْلَمُهُ إِلَّا ابْنَهُ الْإِمَامَ بَعْدَهُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ(ع)».
[12]. المناقب، ج 4، ص 367: «وَ وَلَدُهُ مُحَمَّدٌ الْإِمَامُ فَقَط».
[13]. إعلام الورى بأعلام الهدى‏، ج 2، ص 86: «و کان للرضا علیه السلام من الولد ابنه أبو جعفر محمد بن علیّ الجواد علیه السلام لا غیر».
[14]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 1، ص 20 و 21.
[15]. الأئمة الاثنا عشر، ص 98؛ ابن ابى الثلج‏، تاریخ أهل البیت‏، تحقیق: حسینی، سیدمحمدرضا، ص 83، آل البیت، قم، چاپ اول، 1410ق.
[16]. الکافی، ج 1، ص 486؛الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج 2، ص 247؛ أنیس المؤمنین‏، ص 203؛ طبرسی، فضل بن حسن‏، تاج الموالید، ص 98، دار القار، بیروت، چاپ اول، 1422ق؛التتمة فی تواریخ الأئمة علیهم السلام‏، ص 123.
[17]. فتال نیشابورى‏، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین‏، ج 1، ص 531، نشر دلیل ما، قم، چاپ اول، 1423ق.
[18]. التتمة فی تواریخ الأئمة علیهم السلام‏، ص 123.
[19]. الأئمة الاثنا عشر، ص 98؛ إعلام الورى بأعلام الهدى‏، ج 2، ص 41؛ أنیس المؤمنین‏، ص 203.
[20]. بحار الأنوار، ج ‏۴۹، ص ۳.
[21]. عیون اخبار الرضا(ع)، ج ۲، ص 184.
[22]. پژوهشى دقیق در زندگانى امام رضا علیه السلام‏، ج 2، ص 347.
علی باقری کاکشی
بـیتوتــه
iconicon
icon
خانهاخبار داغتازه هاتبلیغات در بیتوتهدرباره ماتماس با ما
تازه های زندگینامه بزرگان دینی

فضائل امام حسن,فضیلت های امام حسن ع,فضائل امام حسن مجتبی ع
چند نمونه از فضائل اخلاقی امام حسن علیه السلام

یکی از القاب امام حسن مجتبی ع کریم اهل بیت می باشد فضائل امام حسن مجتبی علیه السلام اخلاق، دستمایه…
امام حسین ع, سیره اخلاقی امام حسین ع, نحوه رفتار امام حسین ع با خانواده
نگاهی به سیره اخلاقی امام حسین (ع) در خانواده
ولادت امام علی النقی, ولادت امام هادی, تولد امام علی النقی
ولادت امام علی النقی (علیه السلام)
حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی,زندگینامه حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی,عکس حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
زندگینامه حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
امام جواد ع,امام محمد تقی ع,علت باب المراد بودن امام جواد ع
چرا امام جواد (ع) را باب المراد (باب الحوائج) می‌نامند؟
نحوه شهادت امام جواد,نحوه به شهادت رسیدن امام محمد تقی,نحوه شهادت حضرت جوادالائمه
روایات مختلف از نحوه شهادت امام محمد تقی (ع)
فضایل امام جواد ع, فضیلت های امام جواد ع, سیره امام جواد ع
نمونه هایى از فضایل و سیره فردى امام جواد (ع)
بیشتر »

زندگی نامه حضرت محمد (ص)
مجموعه: زندگینامه بزرگان دینی


زندگی نامه حضرت محمد,زندگینامه حضرت محمد,بیوگرافی حضرت محمد,حضرت محمد
زندگی نامه حضرت محمد (ص):
نام: محمد بن عبد الله
حضرت محمد (ص) در تورات و برخى کتب آسمانى «احمد» نامیده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پیش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» نامیده بود.

کنیه حضرت محمد (ص): ابوالقاسم و ابوابراهیم.

القاب حضرت محمد (ص): رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امین، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، کریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذکّر، یس، طه‏ و...

منصب حضرت محمد (ص): آخرین پیامبر الهى، بنیان‏گذار حکومت اسلامى و نخستین معصوم در دین مبین اسلام.

تاریخ ولادت حضرت محمد (ص): روز جمعه، هفدهم ربیع الاول عام الفیل برابر با سال 570 میلادى (به روایت شیعه). بیشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال دانسته ‏اند.

عام الفیل، همان سالى است که ابرهه، با چندین هزار مرد جنگى از یمن به مکه یورش آورد تا خانه خدا (کعبه) را ویران سازد و همگان را به مذهب مسیحیت وادار سازد؛ اما او و سپاهیانش در مکه با تهاجم پرندگانى به نام ابابیل مواجه شده، به هلاکت رسیدند و به اهداف شوم خویش نایل نیامدند. آنان چون سوار بر فیل بودند، آن سال به سال فیل (عام الفیل) معروف گشت.

محل تولد حضرت محمد (ص): مکه معظمه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى).

نسب پدرى حضرت محمد (ص): عبدالله بن عبدالمطلب (شیبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن کلاب بن مرّة بن کعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر (قریش) بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.

حضرت محمد (ص) روایت شده است که هرگاه نسب من به عدنان رسید، همان جا نگاه دارید و از آن بالاتر نروید. اما در کتاب‏هاى تاریخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم(ع) ثبت و ضبط شده است که فاصله بین عدنان تا حضرت اسماعیل، فرزند ابراهیم خلیل الرحمن(ع) به هفت پشت مى‏رسد.

مادر حضرت محمد (ص): آمنه، دختر وهب بن عبد مناف.

این بانوى جلیل القدر، در طهارت و تقوا در میان بانوان قریشى، کم‏ نظیر و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روایتى شش سال زندگى کرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى که به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد(ص) و خادمه‏اش، ام ایمن جهت دیدار با اقوام خویش عازم یثرب (مدینه) شده بود، در مکانى به نام «ابواء» بدرود حیات گفت و در همان جا مدفون گشت.

و چون عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) دو ماه (و به روایتى هفت ماه) پیش از ولادت فرزندش از دنیا رفته بود، کفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثویبه (آزاد شده ابولهب) سپرد تا وى را شیر دهد و از او نگه‏دارى کند؛ اما پس از مدتى وى را به حلیمه، دختر عبدالله بن حارث سعدیه واگذار کرد. حلیمه گرچه دایه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى کرد.
زندگی نامه حضرت محمد,زندگینامه حضرت محمد,بیوگرافی حضرت محمد,حضرت محمد
زندگی نامه حضرت محمد (ص)
مدت رسالت و زمامدارى حضرت محمد (ص): از 27 رجب سال چهلم عام الفیل (610 میلادى)، که در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شده بود، تا 28 صفر سال یازدهم هجرى، که رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهده‏دار امر رسالت و نبوت بود. حضرت محمد (ص) علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدینه طیبه بر عهده داشت.

همسران حضرت محمد (ص):
1. خدیجه بنت خویلد.
2. سوده بنت زمعه.
3. عایشه بنت ابى بکر.
4. امّ شریک بنت دودان.
5. حفصه بنت عمر.
6. ام حبیبه بنت ابى سفیان.
7. امّ سلمه بنت عاتکه.
8. زینب بنت جحش.
9. زینب بنت خزیمه.
10. میمونه بنت حارث.
11. جویریه بنت حارث.
12. صفیّه بنت حىّ بن اخطب.

نخستین زنى که افتخار همسرى حضرت محمد (ص) را یافت، خدیجه بنت خویلد بود. حضرت محمّد(ص) پیش از رسیدن به مقام رسالت، در سن 25 سالگى با این بانوى بزرگوار ازدواج نمود.
خدیجه کبرى (س) با موقعیت و اموال خویش، خدمات شایانى به پیامبر اکرم(ص) در اظهار رسالتش کرد. این بانوى بزرگ، از افتخارات زنان عالم است و در ردیف بانوان قدسى، همانند مریم و آسیه، قرار دارد. حضرت محمد (ص) به احترام خدیجه کبرى (س) تا هنگامى که وى زنده بود، با هیچ زن دیگرى ازدواج نکرد. همو بود که دردها و رنج‏هاى پیامبر(ص) را، که سران شرک و کفر متوجه آن حضرت مى‏کردند، تسلّى داده و او را در رسالت و نبوتش یارى می‏داد.

خدیجه کبرى(س) به خاطر مقام و منزلتى که در اسلام به دست آورده بود، مورد لطف و عنایت مخصوص پروردگار جهانیان قرار گرفت. به همین جهت روزى جبرئیل امین به محضر پیامبر اکرم(ص) شرفیاب شد و گفت: اى محمد! سلام خدا را به همسرت خدیجه برسان. پیامبر اکرم(ص) به همسرش فرمود: اى خدیجه! جبرئیل امین از جانب خداوند متعال به تو سلام مى‏رساند. خدیجه گفت: «اللّه السّلام و منه السّلام و على جبرئیل السّلام».

حضرت خدیجه (س) در ایام همسرى با حضرت محمد (ص) از احترام ویژه رسول‏ خدا(ص) برخوردار بود و پیامبر(ص) نیز همسرى مهربان و وفادار براى او بود. آن حضرت پس از وفات خدیجه (در رمضان سال دهم بعثت) همواره از او به نیکى یاد می‏کرد.

از عایشه، سومین حضرت محمد (ص)، روایت شده است:
«کانَ رَسُولُ اللّهِ(ص) لایَکادُ یَخْرُجُ مِنَ الْبَیْتِ حَتّى یَذْکُرَ خَدیجَةَ فَیَحْسَنُ الثَّناءِ عَلَیْها، فَذَکَرها یَوْماً مِنَ الْاَیّامِ فَادْرَکَتْنی الْغَیْرةَ، فَقُلْتُ: هَلْ کانَتْ اِلاّ عَجُوزاً وَقَدْ اَبْدَلَکَ اللّهُ خَیْراً مِنْها، فَغَضَبَ حَتّى‏ اهْتَزَّ مَقْدَمُ شَعْرِهِ مِنَ الغَضَبِ‏. (1)

حضرت محمد (ص) هیچ‏گاه از خانه بیرون نمی‏رفت مگر این که یادى از خدیجه مى‏کرد و از او به نیکى نام مى‏برد. یک روز که حضرت محمد (ص) از خدیجه (س) یاد کرده و خوبى‏هاى او را بیان میکرد، غیرت زنانگى بر من غالب شد و به پیامبر(ص) گفتم: آیا او یک پیرزن بیشتر بود و حال آن که خداوند بهتر از آن (یعنى عایشه) را به تو داده است؟ پیامبر اکرم(ص) از این گفتار من، خشمگین شد، به طورى که موهاى جلوى سرش از شدت خشم به حرکت درآمد.

زندگی نامه حضرت محمد (ص)

فرزندان حضرت محمد (ص):
الف) پسران ان حضرت محمد (ص):
1. قاسم. او پیش از بعثت پیامبر اکرم(ص) تولد یافت. از این رو پیامبر(ص) را ابوالقاسم نامیدند.

2. عبدالله. این کودک چون پس از بعثت به دنیا آمده بود، وى را «طیّب» و «طاهر» مى‏گفتند.

3. ابراهیم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات یافت.

عبدالله و قاسم از خدیجه کبرى (س) و ابراهیم از ماریه قبطیه متولد شدند. وهرسه آنان در سنین کودکى از دنیا رفتند.

ب) دختران حضرت محمد (ص):
1. زینب (س). 2. رقیه (س). 3. ام کلثوم (س). 4. فاطمه زهرا (س).

دختران حضرت محمد (ص) همگى از حضرت خدیجه(س) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا(ص) جز فاطمه زهرا (س) پیش از رحلت آن حضرت، از دنیا رفته بودند. تنها فرزندى که از آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا(س)، آخرین دختر وى بود. این بانوى مکرّمه، افتخار بانوان عالم، بلکه همه انسان‏ها و مورد تقدیس و تکریم فرشتگان عرشى است. همو است که مادر سبطین و امّ الأئمة المعصومین(ع) است.

گرچه پیامبر اسلام(ص) به تمام خاندان مؤمن خویش علاقه‏مند بود، اما در میان همسرانش بیش از همه، به خدیجه کبرى (س) و در میان فرزندانش بیش از همه، به فاطمه زهرا (س) علاقه‏مند بوده و اظهار محبت و لطف میفرمود.

زندگی نامه حضرت محمد (ص)

آغاز بعثت حضرت محمد (ص):
محمد امین ( ص ) قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز و نیاز با آفریننده جهان می پرداخت و در عالم خواب رؤیاهایی می دید راستین و برابر با عالم واقع . روح بزرگش برای پذیرش وحی - کم کم - آماده می شد .

درآن شب بزرگ جبرئیل فرشته وحی مأمور شد آیاتی از قرآن را بر محمد ( ص ) بخواند و او را به مقام پیامبری مفتخر سازد . سن محمد ( ص ) در این هنگام چهل سال بود . در سکوت و تنهایی و توجه خاص به خالق یگانه جهان جبرئیل از محمد ( ص ) خواست این آیات را بخواند : " اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربک الاکرم . الذی علم بالقلم . علم الانسان ما لم یعلم " . یعنی : بخوان به نام پروردگارت که آفرید . او انسان را از خون بسته آفرید . بخوان به نام پروردگارت که گرامی تر و بزرگتر است . خدایی که نوشتن با قلم را به بندگان آموخت . به انسان آموخت آنچه را که نمی دانست .
زندگی نامه حضرت محمد,زندگینامه حضرت محمد,بیوگرافی حضرت محمد,حضرت محمد

زندگی نامه حضرت محمد (ص)
حضرت محمد (ص) - از آنجا که امی و درس ناخوانده بود - گفت : من توانایی خواندن ندارم . فرشته او را سخت فشرد و از او خواست که " لوح " را بخواند . اما همان جواب را شنید - در دفعه سوم - محمد ( ص ) احساس کرد می تواند " لوحی " را که در دست جبرئیل است بخواند . این آیات سرآغاز مأموریت بسیار توانفرسا و مشکلش بود .

جبرئیل مأموریت خود را انجام داد و محمد ( ص ) نیز از کوه حرا پایین آمد و به سوی خانه خدیجه رفت . سرگذشت خود را برای همسر مهربانش باز گفت . خدیجه دانست که مأموریت بزرگ " محمد " آغاز شده است . او را دلداری و دلگرمی داد و گفت : " بدون شک خدای مهربان بر تو بد روا نمی دارد زیرا تو نسبت به خانواده و بستگانت مهربان هستی و به بینوایان کمک می کنی و ستمدیدگان را یاری می نمایی " . سپس محمد ( ص ) گفت : " مرابپوشان " خدیجه او را پوشاند .

حضرت محمد (ص) اندکی به خواب رفت . خدیجه نزد " ورقة بن نوفل " عمو زاده اش که از دانایان عرب بود رفت ، و سرگذشت محمد ( ص ) را به او گفت . ورقه در جواب دختر عموی خود چنین گفت : آنچه برای محمد ( ص ) پیش آمده است آغاز پیغمبری است و " ناموس بزرگ " رسالت بر او فرود می آید . خدیجه با دلگرمی به خانه برگشت .

معراج حضرت محمد (ص):
پیش از هجرت به مدینه که در ماه ربیع الاول سال سیزدهم بعثت اتفاق افتاد، دو واقعه در زندگی حضرت محمد (ص) پیش آمد که به ذکر مختصری از آن می پردازیم : در سال دهم بعثت "معراج " پیغمبر اکرم (ص ) اتفاق افتاد و آن سفری بود که به امر خداوند متعال و بهمراه امین وحی (جبرئیل ) و بر مرکب فضا پیمایی به نام "براق " انجام شد.

حضرت محمد (ص) این سفر با شکوه را از خانه ام هانی خواهر امیر المومنین علی (ع ) آغاز کرد و با همان مرکب به سوی بیت المقدس یا مسجد اقصی روانه شد، و از بیت اللحم که زادگاه حضرت مسیح است و منازل انبیا (ع ) دیدن فرمود.

سپس سفر آسمانی خود را آغاز نمود و از مخلوقات آسمانی و بهشت و دوزخ بازدید به عمل آورد، و در نتیجه از رموز و اسرار هستی و وسعت عالم خلقت و آثار قدرت بی پایان حق تعالی آگاه شد و به "سدرة المنتهی " رفت و آنرا سراپا پوشیده از شکوه و جلال و عظمت دید. سپس از همان راهی که آمده بود به زادگاه خود "مکه " بازگشت و از مرکب فضا پیمای خود پیش از طلوع فجر در خانه "ام هانی " پائین آمد.

به عقیده شیعه این سفر جسمانی بوده است نه روحانی چنانکه بعضی گفته اند. در قرآن کریم در سوره "اسرا" از این سفر با شکوه بدین صورت یاد شده است : "منزه است خدایی که شبانگاه بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد اقصی که اطراف آن را برکت داده است سیر داد، تا آیتهای خویش را به او نشان دهد و خدا شنوا و بیناست ". در همین سال و در شب معراج خداوند دستور داده است که امت پیامبر خاتم (ص ) هر شبانه روز پنج وعده نماز بخوانند و عبادت پروردگار جهان نمایند، که نماز معراج روحانی مومن است .

اصحاب و یاران حضرت محمد (ص):
پیامبر اسلام(ص) چه در مکّه معظمه و چه در مدینه، داراى اصحاب و یاران باوفایى بود که برخى از آنان پیش از آن حضرت و برخى دیگر پس از ایشان از دنیا رفتند و تعداد آنان به هزاران نفر مى‏رسد. در این جا به نام برخى از صحابه مشهور آن حضرت اشاره می‏شود:

1. على بن ابى‏طالب(ع).
2. ابوطالب بن عبد المطلب.
3. حمزة بن عبدالمطلب.
4. جعفربن ابى‏طالب.
5. عباس بن عبدالمطلب.
6. عبداللّه بن عباس.
7. فضل بن عباس.
8. معاذبن جبل.
9. سلمان فارسى.
10. ابوذر غفارى (جندب بن جناده).

11. مقداد بن اسود.
12. بلال حبشى.
13. مصعب بن عمیر.
14. زبیر بن عوام.
15. سعد بن ابى وقاص.
16. ابو دجانه.
17. سهل بن حنیف.
18. سعد بن معاذ.
19. سعد بن عباده.
20. محمد بن مسلمه.

21. زید بن ارقم.
22. ابو ایوب انصارى.
23. جابر بن عبدالله انصارى.
24. حذیفة بن یمان عنسى.
25. خالد بن سعید اموى.
26. خزیمة بن ثابت انصارى.
27. زید بن حارثه.
28. عبدالله بن مسعود.
29. عمار بن یاسر.
30. قیس بن عاصم.

31. مالک بن نویره.
32. ابوبکر بن ابى قحافه.
33. عثمان بن عفان.
34. عبدالله بن رواحه.
35. عمر بن خطّاب.
36. طلحة بن عبیدالله.
37. عثمان بن مظعون.
38. ابو موسى اشعرى.
39. عاصم بن ثابت.
40. عبدالرحمن بن عوف.

41. ابوعبیده جراح.
42. ابو سلمه.
43. ارقم بن ابى ارقم.
44. قدامة بن مظعون.
45. عبدالله بن مظعون.
46. عبیدة بن حارث.
47. سعید بن زید.
48. خَبّاب بن اَرَت.
49. بریده اسلمى.
50. عثمان بن حنیف.
51. ابو هیثم تیهان.
52. ابىّ بن کعب.

تاریخ و سبب رحلت حضرت محمد (ص):
دوشنبه 28 صفر، بنا به روایت بیشتر علماى شیعه و دوازدهم ربیع الاول بنا به قول اکثر علماى اهل سنّت، در سال یازدهم هجرى، در سن 63 سالگى، در مدینه بر اثر زهرى که زنى یهودى به نام زینب در جریان نبرد خیبر به آن حضرت خورانیده بود. معروف است که پیامبر اسلام(ص) در بیمارىِ وفاتش مى‏فرمود: این بیمارى از آثار غذاى مسمومى است که آن زن یهودى پس از فتح خیبر براى من آورده بود.

محل دفن حضرت محمد (ص):
مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى) در همان خانه‏اى که وفات یافته بود. هم اکنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبى قرار دارد.
علی باقری کاکشی
امام حسن (ع ) فرزند امیرمؤ منان على بن ابیطالب و مادرش مهتر زنان فاطمه زهرا دختر پیامبر خدا (ص ) است .

امام حسن (ع)
ولادت

امام حسن (ع ) در شب نیمه ماه رمضان سال سوّم هجرت در مدینه تولد یافت . وى نخستین پسرى بود که خداوند متعال به خانواده على و فاطمه عنایت کرد. رسول اکرم (ص ) بلافاصله پس از ولادتش ، او را گرفت و در گوش راستش ‍ اذان و در گوش چپش اقامه گفت . سپس براى او گوسفندى قربانى کرد، سرش را تراشید و هموزن موى سرش - که یک درم و چیزى افزون بود - نقره به مستمندان داد. پیامبر (ص ) دستور داد تا سرش را عطرآگین کنند و از آن هنگام آیین عقیقه و صدقه دادن به هموزن موى سر نوزاد سنت شد. این نوزاد را حسن نام داد و این نام در جاهلیت سابقه نداشت . کنیه او را ابومحمّد نهاد و این تنها کنیه اوست .

القاب امام
لقب هاى او: سبط، سید، زکى ، مجتبى است که از همه معروفتر (مجتبى ) مى باشد.

پیامبر اکرم (ص ) به حسن و برادرش حسین علاقه خاصى داشت و بارها مى فرمود که حسن و حسین فرزندان منند و به پاس همین سخن على به سایر فرزندان خود مى فرمود: شما فرزندان من هستید و حسن و حسین فرزندان پیغمبر خدایند.

امام حسن هفت سال و خرده اى زمان جد بزرگوارش را درک نمود و در آغوش مهر آن حضرت بسر برد و پس از رحلت پیامبر (ص ) که با شهادت حضرت فاطمه دو ماه یا سه ماه بیشتر فاصله نداشت ، تحت تربیت پدر بزرگوار خود قرار گرفت .

امام حسن (ع ) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت ، به امامت رسید و مقام خلافت ظاهرى را نیز اشغال کرد، و نزدیک به شش ماه به اداره امور مسلمین پرداخت . در این مدت ، معاویه که دشمن سرسخت على (ع ) و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در آغاز به بهانه خونخواهى عثمان و در آخر آشکارا به طلب خلافت ) جنگیده بود؛ به عراق که مقر خلافت امام حسن (ع ) بود لشکر کشید و جنگ آغاز کرد. ما در این باره کمى بعدتر سخن خواهیم گفت .

امام حسن (ع ) از جهت منظر و اخلاق و پیکر و بزرگوارى به رسول اکرم (ص ) بسیار مانند بود. وصف کنندگان آن حضرت او را چنین توصیف کرده اند:

(داراى رخسارى سفید آمیخته به اندکى سرخى ، چشمانى سیاه ، گونه اى هموار، محاسنى انبوه ، گیسوانى مجعد و پر، گردنى سیمگون ، اندامى متناسب ، شانه ایى عریض ، استخوانى درشت ، میانى باریک ، قدى میانه ، نه چندان بلند و نه چندان کوتاه . سیمایى نمکین و چهره اى در شمار زیباترین و جذاب ترین چهره ها).

ابن سعد گفته است که (حسن و حسین به رنگ سیاه ، خضاب مى کردند).

کمالات انسانى
امام حسن (ع ) در کمالات انسانى یادگار پدر و نمونه کامل جدّ بزرگوار خود بود. تا پیغمبر (ص ) زنده بود، او و برادرش حسین در کنار آن حضرت جاى داشتند، گاهى آنان را بر دوش خود سوار مى کرد و مى بوسید و مى بویید.

از پیغمبر اکرم (ص ) روایت کرده اند که درباره امام حسن و امام حسین (ع ) مى فرمود: این دو فرزند من ، امام هستند خواه برخیزند و خواه بنشینند (کنایه از این که در هر حال امام و پیشوایند).

امام حسن (ع ) بیست و پنج بار حج کرد، پیاده ، در حالى که اسبهاى نجیب را با او یدک مى کشیدند. هرگاه از مرگ یاد مى کرد مى گریست و هرگاه از قبر یاد مى کرد مى گریست ، هرگاه به یاد ایستادن به پاى حساب مى افتاد آن چنان نعره مى زد که بیهوش مى شد و چون به یاد بهشت و دوزخ مى افتاد؛ همچون مار گزیده به خود مى پیچید. از خدا طلب بهشت مى کرد و به او از آتش جهنم پناه مى برد. چون وضو مى ساخت و به نماز مى ایستاد بدنش به لرزه مى افتاد و رنگش زرد مى شد. سه نوبت دارائیش را با خدا تقسیم کرد و دو نوبت از تمام مال خود براى خدا گذشت . گفته اند: (امام حسن (ع ) در زمان خودش عابدترین و بى اعتناترین مردم به زیور دنیا بود).

سرشت و طینت امام
در سرشت و طینت امام حسن (ع ) برترین نشانه هاى انسانیت وجود داشت . هر که او را مى دید به دیده اش بزرگ مى آمد و هر که با او آمیزش ‍ داشت ، بدو محبت مى ورزید و هر دوست یا دشمنى که سخن یا خطبه او را مى شنید، به آسانى درنگ مى کرد تا او سخن خود را تمام کند و خطبه اش را به پایان برد. محمّد بن اسحاق گفت :

(پس از رسول خدا (ص ) هیچکس ‍ از حیث آبرو و بلندى قدر به حسن بن على نرسید. بر در خانه اش فرش ‍ مى گستردند و چون از خانه بیرون مى آمد و آنجا مى نشست راه بسته مى شد و به احترام او کسى از برابرش عبور نمى کرد و او چون مى فهمید؛ بر مى خاست و به خانه مى رفت و آن گاه مردم رفت و آمد مى کردند). در راه مکه از مرکبش فرود آمد و پیاده به راه رفتن ادامه داد. در کاروان همه از او پیروى کردند حتى سعد بن ابى وقاص پیاده شد و در کنار آن حضرت راه افتاد.

ابن عباس که از امام حسن (ع ) مسن تر بود، رکاب اسبشان را مى گرفت و بدین کار افتخار مى کرد و مى گفت : اینها پسران رسول خدایند.

با این شاءن و منزلت ، تواضعش چنان بود که : روزى بر عده اى مستمند مى گذشت ، آنها پاره هاى نان را بر زمین نهاده و خود روى زمین نشسته بودند و مى خوردند، چون حسن بن على را دیدند گفتند: (اى پسر رسول خدا بیا با ما هم غذا شو). امام حسن (ع ) فورا از مرکب فرود آمد و گفت : (خدا متکبران را دوست نمى دارد) و با آنان به غذا خوردن مشغول شد. آنگاه آنها را به میهمانى خود دعوت کرد، هم غذا به آنان داد و هم پوشاک .

در جود و بخشش امام حسن (ع ) داستانها گفته اند. از جمله مدائنى روایت کرده که :
حسن و حسین و عبداللّه بن جعفر به راه حج مى رفتند. توشه و تنخواه آنان گم شد. گرسنه و تشنه به خیمه اى رسیدند که پیرزنى در آن زندگى مى کرد. از او آب طلبیدند. گفت این گوسفند را بدوشید و شیر آن را با آب بیامیزید و بیاشامید. چنین کردند. سپس از او غذا خواستند. گفت همین گوسفند را داریم بکشید و بخورید. یکى از آنان گوسفند را ذبح کرد و از گوشت آن مقدارى بریان کرد و همه خوردند و سپس همانجا به خواب رفتند. هنگام رفتن به پیرزن گفتند: ما از قریشیم به حج مى رویم . چون باز گشتیم نزد ما بیا با تو به نیکى رفتار خواهیم کرد. و رفتند.

شوهر زن که آمد و از جریان خبر یافت ، گفت : واى بر تو گوسفند مرا براى مردمى ناشناس مى کشى آنگاه مى گویى از قریش بودند؟ روزگارى گذشت و کار بر پیرزن سخت شد، از آن محل کوچ کرد و به مدینه عبورش افتاد. حسن بن على (ع ) او را دید و شناخت . پیش رفت و گفت : مرا مى شناسى ؟ گفت نه . گفت : من همانم که در فلان روز مهمان تو شدم . و دستور داد تا هزار گوسفند و هزار دینار زر به او دادند. آن گاه او را نزد برادرش حسین بن على فرستاد. آن حضرت نیز همان اندازه به او بخشش فرمود. او را نزد عبداللّه بن جعفر فرستاد او نیز عطایى همانند آنان به او داد.

حلم و گذشت امام حسن (ع ) چنان بود که به گفته مروان ، با کوهها برابرى مى کرد.

امام حسن (ع)
بیعت مردم با حسن بن على (ع )
هنگامى که حادثه دهشتناک ضربت خوردن على (ع ) در مسجد کوفه پیش ‍ آمد و مولى (ع ) بیمار شد به حسن دستور داد که در نماز بر مردم امامت کند، و در آخرین لحظات زندگى ، او را به این سخنان وصى خود قرار داد:

(پسرم ! پس از من ، تو صاحب مقام و صاحب خون منى ). و حسین و محمّد و دیگر فرزندانش و رؤ ساى شیعه و بزرگان خاندانش را بر این وصیت گواه ساخت و کتاب و سلاح خود را به او تحویل داد و سپس ‍ فرمود:

(پسرم ! رسول خدا دستور داده است که تو را وصى خود سازم و کتاب و سلاحم را به تو تحویل دهم . همچنانکه آن حضرت مرا وصى خود ساخته و کتاب و سلاحش را به من داده است و مرا ماءمور کرده که به تو دستور دهم در آخرین لحظات زندگیت ، آنها را به برادرت حسین بدهى ).

امام حسن (ع ) به جمع مسلمانان درآمد و بر فراز منبر پدرش ایستاد. خواست درباره فاجعه بزرگ شهادت پدرش ، على علیه السلام با مردم سخن بگوید. آنگاه پس از حمد و ثناى بر خداوند متعال و رسول مکرم (ص ) چنین گفت :

(همانا در این شب آن چنان کسى وفات یافت که گذشتگان بر او سبقت نگرفته اند و آیندگان بدو نخواهند رسید). و آن گاه درباره شجاعت و جهاد و کوشش هایى که على (ع ) در راه اسلام انجام داد و پیروزیهیى که در جنگها نصیب وى شد، سخن گفت و اشاره کرد که از مال دنیا در دم مرگ فقط هفتصد درهم داشت از سهمیه اش از بیت المال ، که مى خواست با آن خدمتکارى براى اهل و عیال خود تهیه کند.

در این موقع در مسجد جامع که مالامال از جمعیت بود، عبداللّه بن عباس ‍ بپا خاست و مردم را به بیعت با حسن بن على تشویق کرد. مردم با شوق و رغبت با امام حسن بیعت کردند. و این روز، همان روز شهادت پدرش ، یعنى روز بیست و یکم رمضان سال چهلم از هجرت بود.

مردم کوفه و بصره و مدائن و عراق و حجاز و یمن همه با میل با حسن بن على بیعت کردند جز معاویه که خواست از راهى دیگر برود و با او همان رفتار پیش گیرد که با پدرش پیش گرفته بود.

پس از بیعت مردم ، به ایراد خطبه اى پرداخت و مردم را به اطاعت اهل بیت پیغمبر (ص ) که یکى از دو یادگار گران وزن و در ردیف قرآن کریم هستند تشویق فرمود، و آنها را از فریب شیطان و شیطان صفتان بر حذر داشت .

بارى ، روش زندگى امام حسن (ع ) در دوران اقامتش در کوفه او را قبله نظر و محبوب دلها و مایه امید کسان ساخته بود. حسن بن على (ع ) شرایط رهبرى را در خود جمع داشت زیرا اولا فرزند رسول خدا (ص ) بود و دوستى او یکى از شرایط ایمان بود، دیگر آنکه لازمه بیعت با او این بود که از او فرمانبردارى کنند.

امام (ع ) کارها را نظم داد و والیانى براى شهرها تعیین فرمود و انتظام امور را بدست گرفت . امّا زمانى نگذشت که مردم چون امام حسن (ع ) را مانند پدرش در اجراى عدالت و احکام و حدود اسلامى قاطع دیدند، عده زیادى از افراد با نفوذ به توطئه هاى پنهانى دست زدند و حتى در نهان به معاویه نامه نوشتند و او را به حرکت به سوى کوفه تحریک نمودند، و ضمانت کردند که هرگاه سپاه او به اردوگاه حسن بن على (ع ) نزدیک شود، حسن را دست بسته تسلیم او کنند یا ناگهان او را بکشند.

خوارج نیز بخاطر وحدت نظرى که در دشمنى با حکومت هاشمى داشتند در این توطئه ها با آنها همکارى کردند.

در برابر این عده منافق ، شیعیان على (ع ) و جمعى از مهاجر و انصار بودند که به کوفه آمده و در آنجا سکونت اختیار کرده بودند. این بزرگمردان مراتب اخلاص و صمیمیت خود را در همه مراحل - چه در آغاز بعد از بیعت و چه در زمانى که امام (ع ) دستور جهاد داد - ثابت کردند.

امام حسن (ع ) وقتى طغیان و عصیان معاویه را در برابر خود دید با نامه هایى او را به اطاعت و عدم توطئه و خونریزى فرا خواند ولى معاویه در جوانب امام (ع ) تنها به این امر استدلال مى کرد که (من در حکومت از تو با سابقه تر و در این امر آزموده تر و به سال از تو بزرگترم همین و دیگر هیچ !).

گاه معاویه در نامه هاى خود با اقرار به شایستگى امام حسن (ع ) مى نوشت : (پس از من خلافت از آن توست زیرا تو از هر کس بدان سزاوارترى ) و در آخرین جوابى که به فرستادگان امام حسن (ع ) داد این بود که (برگردید، میان ما و شما بجز شمشیر نیست ).

و بدین ترتیب دشمنى و سرکشى از طرف معاویه شروع شد و او بود که با امام زمانش گردنکشى آغاز کرد. معاویه با توطئه هاى زهرآگین و انتخاب موقع مناسب و ایجاد روح اخلالگرى و نفاق ، توفیق یافت . او با خریدارى وجدانهاى پست و پراکندن انواع دروغ و انتشار روحیه یاءس در مردم سست ایمان ، زمینه را به نفع خود فراهم مى کرد و از سوى دیگر، همه سپاهیانش را به بسیج عمومى فرا خواند.

امام حسن (ع ) نیز تصمیم خود را براى پاسخ به ستیزه جویى معاویه دنبال کرد و رسما اعلان جهاد داد. اگر در لشکر معاویه به کسانى بودند که به طمع زر آمده بودند و مزدور دستگاه حکومت شام مى بودند، امّا در لشکر امام حسن (ع ) چهره هاى تابناک شیعیانى دیده مى شد مانند حجر بن عدى ، ابو ایوب انصارى ، و عدى بن حاتم ... که به تعبیر امام (ع ) (یک تن از آنان افزون از یک لشکر بود). امّا در برابر این بزرگان ، افراد سست عنصرى نیز بودند که جنگ را با گریز جواب مى دادند، و در نفاق افکنى توانایى داشتند، و فریفته زر و زیور دنیا مى شدند. امام حسن (ع ) از آغاز این ناهماهنگى بیمناک بود.

مجموع نیروهاى نظامى عراق را 350 هزار نوشته اند.

امام حسن (ع ) در مسجد جامع کوفه سخن گفت و سپاهیان را به عزیمت بسوى (نخیله ) تحریض فرمود. عدى بن حاتم نخستین کسى بود که پاى در رکاب نهاد و فرمان امام را اطاعت کرد. بسیارى کسان دیگر نیز از او پیروى کردند.

امام حسن (ع ) عبیداللّه بن عباس را که از خویشان امام و از نخستین افرادى بود که مردم را به بیعت با امام تشویق کرد، با دوازده هزار نفر به (مسکن ) که شمالى ترین نقطه در عراق هاشمى بود اعزام فرمود. امّا وسوسه هاى معاویه او را تحت تاءثیر قرار داد و مطمئن ترین فرمانده امام را، معاویه در مقابل یک میلیون درم که نصفش را نقد پرداخت به اردوگاه خود کشاند. در نتیجه ، هشت هزار نفر از دوازده هزار نفر سپاهى نیز به دنبال او به اردوگاه معاویه شتافتند و دین خود را به دنیا فروختند.

پس از عبیداللّه بن عباس ، نوبت فرماندهى به قیس بن سعد رسید. لشکریان معاویه و منافقان با شایعه مقتول او، روحیه سپاهیان امام حسن (ع ) را ضعیف نمودند. عده اى از کارگزاران معاویه که به (مدائن ) آمدند و با امام حسن (ع ) ملاقات کردند، نیز زمزمه پذیرش صلح را بوسیله امام (ع ) در بین مردم شایع کردند. از طرفى یکى از خوارج تروریست نیزه اى بر ران حضرت امام حسن زد، بحدى که استخوان ران آن حضرت آسیب دید و جراحتى سخت در ران آن حضرت پدید آمد. بهر حال وضعى براى امام (ع ) پیش ‍ آمد که جز (صلح ) با معاویه ، راه حل دیگرى نماند.

بارى ، معاویه وقتى وضع را مساعد یافت ، به حضرت امام حسن (ع ) پیشنهاد صلح کرد. امام حسن (ع ) براى مشورت با سپاهیان خود خطبه اى ایراد فرمود و آنها را به جانبازى و یا صلح - یکى از این دو راه - تحریک و تشویق فرمود. عده زیادى خواهان صلح بودند. عده اى نیز با زخم زبان امام معصوم را آزردند. سرانجام ، پیشنهاد صلح معاویه ، مورد قبول امام حسن واقع شد ولى این فقط بدین منظور بود که او را در قید و بند شرایط و تعهداتى گرفتار سازد که معلوم بود کسى چون معاویه دیر زمانى پاى بند آن تعهدات نخواهد ماند، و در آینده نزدیکى آنها را یکى پس از دیگرى زیر پاى خواهد نهاد، و در نتیجه ، ماهیت ناپاک معاویه و عهد شکنى هاى او و عدم پاى بندى او به دین و پیمان ؛ بر همه مردم آشکار خواهد شد. و نیز امام حسن (ع ) با پذیرش صلح از برادر کشى و خونریزى که هدف اصلى معاویه بود و مى خواست ریشه شیعه و شیعیان آل على (ع ) را بهر قیمتى هست ، قطع کند، جلوگیرى فرمود. بدین صورت چهره تابناک امام حسن (ع ) - همچنان که جد بزرگوارش رسول اللّه (ص ) پیش بینى فرموده بود - بعنوان (مصلح اکبر) در افق اسلام نمودار شد. معاویه در پیشنهاد صلح هدفى جز مادیات محدود نداشت و مى خواست که بر حکومت استیلا یابد. امّا امام حسن (ع ) بدین امر راضى نشد مگر بدین جهت که مکتب خود و اصول فکرى خود را از انقراض محفوظ بدارد و شیعیان خود را از نابودى برهاند.

از شرطهایى که در قرارداد صلح آمده بود؛ اینهاست :
معاویه موظف است در میان مردم به کتاب خدا و سنت رسول خدا (ص ) و سیرت خلفاى شایسته عمل کند و بعد از خود کسى را بعنوان خلیفه تعیین ننماید و مکرى علیه امام حسن (ع ) و اولاد على (ع ) و شیعیان آنها در هیچ جاى کشور اسلامى نیندیشد. و نیز سب و لعن بر على (ع ) را موقوف دارد و ضرر و زیانى به هیچ فرد مسلمانى نرساند. بر این پیمان ، خدا و رسول خدا (ص ) و عده زیادى را شاهد گرفتند. معاویه به کوفه آمد تا قرارداد صلح در حضور امام حسن (ع ) اجرا شود و مسلمانان در جریان امر قرار گیرند. سیل جمعیت بسوى کوفه روان شد.

امام حسن(ع)
ابتدا معاویه بر منبر آمد و سخنى چند گفت از جمله آنکه : (هان اى اهل کوفه ، مى پندارید که به خاطر نماز و روزه و زکات و حج با شما جنگیدم ؟ با اینکه مى دانسته ام شما این همه را بجاى مى آورید. من فقط بدین خاطر با شما به جنگ برخاستم که بر شما حکمرانى کنم و زمام امر شما را بدست گیرم ، و اینک خدا مرا بدین خواسته نائل آورد، هر چند شما خوش ندارید. اکنون بدانید هر خونى که در این فتنه بر زمین ریخته شود هدر است و هر عهدى که با کسى بسته ام زیر دو پاى من است ).

و بدین طریق عهدنامه اى را که خود نوشته و پیشنهاد کرده و پاى آنرا مهر نهاده بود زیر هر دو پاى خود نهاد و چه زود خود را رسوا کرد!

سپس حسن بن على (ع ) با شکوه و وقار امامت - چنانکه چشمها را خیره و حاضران را به احترام وادار مى کرد - بر منبر بر آمد و خطبه تاریخى مهمى ایراد کرد.

پس از حمد و ثناى خداوند جهان و درود فراوان بر رسول اللّه (ص ) چنین فرمود:
(... به خدا سوگند من امید مى دارم که خیرخواه ترین خلق براى خلق باشم و سپاس و منت خداى را که کینه هیچ مسلمانى را به دل نگرفته ام و خواستار ناپسند و ناروا براى هیچ مسلمانى نیستم ...) سپس فرمود: (معاویه چنین پنداشته که من او را شایسته خلافت دیده ام و خود را شایسته ندیده ام . او دروغ مى گوید. ما در کتاب خداى عزوجل و به قضاوت پیامبرش از همه کس به حکومت اولیتریم و از لحظه اى که رسول خدا وفات یافت همواره مورد ظلم و ستم قرار گرفته ایم ). آنگاه به جریان غدیر خم و غصب خلافت پدرش على (ع ) و انحراف خلافت از مسیر حقیقى اش ‍ اشاره کرد و فرمود: (این انحراف سبب شد که بردگان آزاد شده و فرزندانشان - یعنى معاویه و یارانش - نیز در خلافت طمع کردند).

و چون معاویه در سخنان خود به على (ع ) ناسزا گفت ، حضرت امام حسن (ع ) پس از معرفى خود و برترى نسب و حسب خود بر معاویه نفرین فرستاد و عده زیادى از مسلمانان در حضور معاویه آمین گفتند. و ما نیز آمین مى گوییم .

امام حسن (ع ) پس از چند روزى آماده حرکت به مدینه شد.

معاویه به این ترتیب خلافت اسلامى را در زیر تسلط خود آورد و وارد عراق شد، و در سخنرانى عمومى رسمى ، شرایط صلح را زیر پا نهاد و از هر راه ممکن استفاده کرد، و سخت ترین فشار و شکنجه را بر اهل بیت و شیعیان ایشان روا داشت .

امام حسن (ع ) در تمام مدت امامت خود که ده سال طول کشید، در نهایت شدت و اختناق زندگى کرد و هیچگونه امنیتى نداشت ، حتى در خانه ، نیز در آرامش نبود. سرانجام در سال پنجاهم هجرى به تحریک معاویه بدست همسر خود (جعده ) مسموم و شهید و در بقیع مدفون شد.

همسران و فرزندان امام حسن (ع )
دشمنان و تاریخ نویسان خود فروخته و مغرض در مورد تعداد همسران امام حسن (ع ) داستانها پرداخته و حتى دوستان ساده دل سخنانى بهم بافته اند. امّا آنچه تاریخ ‌هاى صحیح نگاشته اند همسران امام (ع ) عبارتند از:

(ام الحق ) دختر طلحة بن عبیداللّه - (حفصه ) دختر عبدالرحمن بن ابى بکر - (هند) دختر سهیل بن عمر و (جعده ) دختر اشعث بن قیس .

بیاد نداریم که تعداد همسران حضرت در طول زندگیش از هشت یا ده به اختلاف دو روایت تجاوز کرده باشند. با این توجه که (ام ولد)هایش هم داخل در همین عددند.

(ام ولد) کنیزى است که از صاحب خود داراى فرزند مى شود و همین امر موجب آزادى او پس از مرگ صاحبش مى باشد.

فرزندان آن حضرت از دختر و پسر 15 نفر بوده اند بنامهاى : زید، حسن ، عمرو، قاسم ، عبداللّه ، عبدالرحمن ، حسن اثرم ، طلحه ، ام الحسن ، ام الحسین ، فاطمه ، ام سلمه ، رقیه ، ام عبداللّه و فاطمه .

نسل او فقط از دو پسرش حسن و زید باقى ماند و از غیر این دو انتساب به آن حضرت درست نیست .
علی باقری کاکشی
وقف یکی از برترین مصادیق احسان و نیکوکاری است که در سامان دهی زندگی فردی و اجتماعی، نقش فراوانی دارد. این سنت حسنه که از پیامبر و ائمه(ع) برای ما به یادگار مانده است، از عوامل اثرگذار شکوفایی تمدن و پیشرفت در عرصه های گوناگون جوامع اسلامی به شمار می رود. ازاین رو، وقف می تواند در جنبه های گوناگون حیات اجتماعی و فردی انسان، مانند فرهنگ، اقتصاد و دیگر عرصه ها، نقش سازنده ای داشته باشد.
چیستی وقف
وقف در لغت به معنای توقف و درنگ کردن است1 و در اصطلاح فقها، عبارت از عقدی است که ثمره آن، حبس اصل و تسبیل منافع است؛ یعنی صرف کردن مال در جهتی که واقف تعیین کرده است.2 به بیان روشن تر، وقف مقدار مالی است که فرد یا افرادی با اختیار خود از مالکیت خود خارج می کنند تا مورد استفاده عموم قرار بگیرد و منافع آن در راه تأمین نیازمندی های مردم مصرف شود.
در اینجا افزون بر تعریف وقف، آگاهی از چند اصطلاح دیگر سودمند است که به آن می پردازیم:
واقف: کسی که همه یا بخشی از دارایی خود را برای مصارف بهبود جامعه و امور خیریه وقف کند.
وقف نامه: سند معتبر و قانونی که واقف مشخصات کامل موقوفه و شرایط اداره و مصرف عواید آن را به طور دقیق تعیین کرده است.
موقوف علیه: کسی یا جهتی که مستحق درآمد وقف و انتفاع از عین موقوفه است.
1. علی اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، مدخل «وقف».
2. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرائع الاسلام، ج10، ص5.
شرایط وقف
وجود شرایط در اعمال و عقود دینی در فرهنگ اسلامی امری ضروری است که لحاظ کردن آنها سبب صحت عمل و جلوگیری از پای مال شدن حقوق فردی و اجتماعی خواهد شد. ازاین رو، در فرهنگ اسلامی برای وقف، واقف و موقوف و موقوف علیه، شرایطی در نظر گرفته شده است که برای پرهیز از تفصیل به برخی از آنها، اشاره مختصری می کنیم:
1. اجرای صیغه وقف؛ یعنی واقف با الفاظ و عباراتی که بیان گر اراده اوست و با آن از اراده خود در وقف پرده برمی دارد، وقف کند.
2. وقف نباید مشروط به تحقق شرطی یا صفتی در آینده باشد. برای مثال، واقف نمی تواند بگوید که اگر اول ماه شد، این خانه را وقف فلانی می کنم.
3. یکی از شرایط صحت وقف، دوام و پایداری آن است؛ یعنی نباید وقف مفید به زمان شود. بنابراین، وقف موقت صحیح نیست.
4. مسلط باقی نماندن واقف بر مال موقوفه پس از وقف کردن آن؛ یعنی نباید واقف به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر آن تسلط داشته باشد، بلکه باید متولی یا حاکم شرع را بر مال موقوفه مسلط کند.
5. واقف نباید خودش را از جمله بهره مندان از موقوفه قرار دهد.
همچنین شرایط دیگری از قبیل، بلوغ، عقل، رشد، عدم حجر، مالک بودن، اختیار و قصد و اسلام واقف شرط است. همچنین در موقوفه هم باید شرایطی از قبیل قابلیت تملک داشتن و قابل انتفاع بودن وجود داشته باشد. افزون بر این، در موقوف علیه نیز باید شرایطی چون وجود داشتن، تعیین شدن، صحت تملک، فقر، اسلام و ایمان وجود داشته باشد.1
۱. محمدحسن حائری یزدی، وقف در فقه اسلامی و نقش آن در شکوفایی اقتصاد اسلامی، صص 76 ـ 173.
تاریخچه وقف
پیشینه وقف به ملل باستانی برمی گردد. چنان که در تمدن مصر باستان، از نقوش حک شده بر سنگ ها برمی آید که املاکی برای کاهنان نیکوکار و برخی رهبران مذهبی و نیز معابد وقف شده یا اسنادی به دست آمده که در آن اموالی برای فرزندان، وقف شده است. همچنین رومیان باستان، برای اشیای مقدس با پیشکش های مردم به عبادتگاه ها، قوانینی وضع کرده بودند که شبیه وقف بوده است. ازاین رو، می توان گفت که وقف از دیرباز با ملل متمدن همراه بوده و هر ملتی نیز برای آن قواعدی ویژه وضع کرده است،1 ولی در اسلام، سیره پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در وقف و دستور او به دیگران، سبب توجه مسلمانان به این امر پسندیده شد. بر این اساس چیزی نگذشت که سنت وقف در میان مسلمانان راه یافت و سرمنشأ تأثیرات شگرف در عرصه فرهنگ و تمدن اسلامی شد. به ویژه در حوزه توسعه آموزش و نیز گسترش فعالیت های اجتماعی و فرهنگی، نقشی برجسته ایفا کرد. به همین جهت، نظر اهل تحقیق را متوجه خود ساخت و از آن جمله فقیهان در کتاب های فقهی خویش به گفت وگو درباره آن پرداختند و از جنبه های گوناگون، درباره آن بحث کردند. از زمانی که علم فقه به عنوان دانشی مستقل و سامان یافته در میان مسلمانان شکل گرفت، آنان به وقف به نیز عنوان یکی از موضوع های جدّی توجه نشان دادند. اولین فقیهان شیعه نیز هر چند به طور مختصر درباره آن به گفت وگو پرداختند. در گذر زمان، به تدریج، مباحثی گسترده تر و گاه نو در اطراف وقف، به ویژه درباره چگونگی و شرایط آن پدید آمد. به این ترتیب، اسلام از این سنت حسنه در مسیری روشن، منطقی و هدف دار، مترقی و دقیق، استفاده کرد.
۱. محمدرضا بندرچی، «وقف از دیدگاه تاریخی و اصطلاح شناسی فقهی»، ماهنامه دادرسی، ش 67، ص29.
وقف در قرآن
در قرآن مجید آیه مستقلی درباره وقف وجود ندارد، بلکه می توان از آیات مربوط به انفاق و احسان و صدقه و تعاون و...، به رجحان و استحباب آن پی برد. عموم فقیهان نیز با تمسک به آیات عام صدقات و انفاق درباره وقف استشهاد کرده اند. برخی از این آیات از این قرار است:
1. «لَنْ تَنالُوا الْبِرّ حتّی تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَی ءٍ فَإِنّ اللّهَ بِهِ عَلیمٌ؛ هرگز به نیکوکاری نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید، انفاق کنید و از هرچه انفاق کنید، قطعاً خدا بدان داناست». (آل عمران: 92)
یکی از یاران پیامبر، به نام ابوطلحه انصاری، در مدینه، نخلستان و باغی داشت که بسیار باصفا و زیبا بود، به گونه ای که همه در مدینه از آن سخن می گفتند. در آن چشمه آب صافی بود که هر موقع پیامبر به آن باغ می رفت، از آن آب میل می کرد و وضو می ساخت. همچنین این باغ درآمد خوبی برای ابوطلحه داشت. پس از نزول این آیه، خدمت پیامبر آمد و عرض کرد: می دانی که محبوب ترین اموال من همین باغ است و می خواهم آن را در راه خدا انفاق کنم تا ذخیره ای برای رستاخیز من باشد. پیامبر فرمود: من صلاح می دانم آن را به خویشاوندان نیازمند خود بدهی. ابوطلحه به دستور پیامبر، عمل و آن باغ را بر خویشان خود وقف کرد.1
2. «... وَ ما تُقَدِّمُوا لأَنْفُسِکمْ مِنْ خَیرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللّهِ هُوَ خَیرًا وَ أَعْظَمَ أَجْرًا وَ اسْتَغْفِرُوا اللّهَ إِنّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ؛ و هر کار خوبی برای خویش از پیش فرستید آن را نزد خدا بهتر و با پاداشی بیشتر باز خواهید یافت و از خدا طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده مهربان است». (مزمل: 20)
3. «وَ الْباقِیاتُ الصّالِحاتُ خَیرٌ عِنْدَ رَبِّک ثَوابًا وَ خَیرٌ أَمَلاً؛ و نیکی های ماندگار نزد پروردگارت از حیث پاداش بهتر و خوش فرجام تر است». (مریم: 76)
افزون بر این آیات، در قرآن آیاتی که به انفاق، احسان، عمل صالح، ایثار و... اشاره شده، می تواند مشوق وقف باشند. همچنین در قرآن، در آیات بسیاری با کنز مال، تکاثر، تفاخر، استکبار، سرقت، طغیان، کسب حرام، حب مال، راندن مهرآمیز یتیم، خودبینی و... مبارزه شده است که به شکلی می تواند به مقام و جایگاه وقف در قرآن اشاره داشته باشد.
۱. عبدالحی کتابی، نظام اداری مسلمانان در صدر اسلام، ترجمه: علی رضا ذکاوتی قراگزلو، ص203.
وقف در روایات
از جالب ترین تعالیم اجتماعی اسلام که بر اساس تعاون و حس نوع دوستی بنا نهاده شده، وقف است که از آن در روایات به «صدقه جاریه» تعبیر شده است. بخش مهمی از کتب حدیثی درباره احکام و مقررات وقف و صدقات جاریه و انفاق و کارهایی است که برای عموم مردم مفید است. در روایات، مسلمانان به اشکال گوناگون تشویق به وقف شدند. از امام باقر(ع) روایت شده است که روزی پیامبر به مردی رسید که در باغ خود مشغول کاشتن نهالی بود، به او فرمود: آیا می خواهی تو را به نهالی راهنمایی کنم که ریشه اش محکم تر باشد و زودتر به بار نشیند و میوه اش خوشمزه تر و پاکیزه تر باشد؟ آن مرد عرض کرد: بله! پدر و مادرم به فدایت ای رسول خدا! فرمود: هرگاه صبح و شب خود را آغاز کردی، بگو: سبحان الله و الحمدالله و لااله الاالله و الله اکبر؛ زیرا اگر این جمله را بگویی، برای هر تسبیحی، ده درخت از میوه های گوناگون در بهشت خواهی داشت و اینان از باقیات الصالحات هستند. مرد عرض کرد: ای رسول خدا! شاهد باش که من این باغم را وقف مسلمانان تهی دست اهل صفه کردم. در این هنگام، خداوند این آیه را نازل کرد: «و اما کسی که عطا کرد و تقوا داشت و پاداش نیکوتر را تصدیق کرد، به زودی راه آسانی را پیش پای او خواهیم گذاشت.»1 در روایتی نیز رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: «اِذٰا مٰاتَ ابْنُ آدَم انْقَطِعَ عَمَلُهُ اِلا مِنْ ثَلاثَ صَدَقةٍ جارَیة، اَوْ عِلْمٍ ینْتَفَعُ بِهِ، اوْ وَلَدٍ صٰالِحٍ یدْعُوا لَهُ؛ وقتی انسان بمیرد، پرونده اعمال وی بسته می شود، مگر در سه مورد، صدقه جاریه، علمی که از آن نفع برده شود و فرزند صالحی که برایش دعا کند».2
امام صادق(ع) نیز نزدیک به همین مضمون را در حدیثی فرموده است: «پس از مرگ آدمی، پاداشی به دنبال فرد نمی آید، مگر در سه خصلت، صدقه ای که فرد در زمان حیاتش جاری و برقرار ساخته که پس از مرگش تا قیامت جاری و برقرار می ماند؛ صدقه ای که وقف کرده و به ارث گذاشته نمی شود و نیز سنتی که برقرار کرده و در زمان حیاتش به آن عمل می شده و پس از مرگش به آن عمل می شود و فرزند صالحی که برایش طلب آمرزش کند».3
اسلام با سفارش به وقف و اهمیت به آن، برنامه ای متعالی و انسانی را بنیان نهاد که بر اثر آن عواطف بشردوستی زنده شد. این ابتکار در روح و اخلاق مردم اثر گذاشت، به گونه ای که از مال خود چشم پوشیدند و با وقف بخشی از اموال خود به سود کسانی که باید حمایت شوند، وسیله آسایش آنان را فراهم می آورند و نیازمندی های نسل های آینده را نیز از طریق وقف تأمین می کنند.
1. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج13، ترجمه: حمیدرضا شیخی، ص362.
2. بحارالانوار، ج2، ص22.
3. همان، ج6، ص293.
وقف در سیره پیامبر و امامان معصوم(ع)
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار(ع)، گذشته از اینکه به فقرا، ضعفا، مستمندان و قشرهای محروم اجتماع کمک می کردند، آیندگان را نیز فراموش نمی کردند و با به جا گذاشتن صدقات و موقوفات بسیاری از املاک و زمین ها و اموال خویش، سنت حسنه وقف را پایه ریزی کردند. یکی از فصول درخشان زندگانی این پیشوایان بزرگ، اقدامات آنان در زمینه وقف است که هم مردم را به وقف تشویق، و هم شخصاً املاک و دارایی های ارزنده ای را وقف می کردند. بسیاری از اصحاب پیامبر و تابعین، به پیروی از اسوه خود و برای رضایت الهی، هر کدام به فراخور توانایی و استطاعت مالی شان، بخشی از اموالشان را در راه خدا وقف کردند. بدین ترتیب، وقف در میان مسلمانان به فرهنگ تبدیل شد و گسترش یافت.1
پیامبر نه تنها در گفتار و سخن، بلکه در رفتار و سیره، مسلمانان را به انجام وقف و انفاق دعوت می کرد، به گونه ای که اولین واقف در اسلام رسول خدا صلی الله علیه و آله دانسته شده و بی تردید وقف یکی از مسائل مورد توجه آن حضرت بوده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله، نخستین واقف در اسلام بود و مسلمانان را به این امر تشویق می کرد. واقدی، ابن سعد و دیگران روایت کرده اند که یکی از دانشمندان یهود به نام مُخَیریق، پس از شهادت به حقانیت رسول خدا صلی الله علیه و آله در جنگ احد شرکت کرد و در رکاب آن حضرت جنگید تا کشته شد. مخیریق هنگامی که به احد می رفت، وصیت کرد در صورت کشته شدن، اموالش متعلق به پیامبر باشد تا او هرگونه که صلاح دانست، آنها را مصرف کند. حوائط یا بوستان های هفت گانه ای را که او به پیامبر واگذار کرد، عامه صدقات رسول خدا صلی الله علیه و آله را تشکیل می دادند. در اسلام، اولین وقف و صدقه، همین وقف رسول خدا بوده که حوائط سبعه نام داشته است. علاوه بر مورد یاد شده، موارد دیگری از وقفیات پیامبر در کتب سیره، بیان شده است.2
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غابه،3 وقتی کنار چاه رسید، مسلمانان گفتند: ای رسول خدا! آیا این چاه را مصادره نمی کنید؟ فرمود: خیر، ولی یک نفر این چاه را بخرد و بهای آن صدقه داده شود. طلحه بن عبیدالله آن را خرید و وقف کرد.4
در صدر اسلام، اصحاب پیامبر نیز به تأسی از آن حضرت به وقف کردن اموال خود اهتمام می ورزیدند، تا آنجا که در حدیث معروف جابر آمده است که هیچ توانگری از صحابه نبود، مگر اینکه چیزی وقف کرد.5
پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، ائمه معصوم(ع)، الگوهای عینی تحقق اسلام هستند و رفتار و گفتار آنان تعیین کننده رفتار و فرهنگ مسلمانان است. اهمیت وقف در نظر ائمه(ع) تا آنجاست که حضرت علی(ع) در یکی از وقف نامه هایش، هدف خود از وقف را چنین بیان می کند: «به منظور جلب رضایت الهی تا به سبب آن مرا داخل بهشت برین فرماید و از آتش دورم دارد و آتش را از صورتم دور فرماید. در روزی که صورت هایی سفیدند و صورت هایی سیاه».6
همچنین امام علی(ع) همه زمینی که از تقسیم فیء به او رسیده بود، وقف زوار بیت الحرام و سالکان راه حج کرد و فرمود: «به فروش نمی رسد و ارث گذاشته نمی شود و هر که آن را بفروشد و آن را هبه کند، لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر او خواهد بود».7
از امام صادق(ع) نقل شده است که امیرالمؤمنین(ع) خانه ای در بنی زریق داشت که آن را وقف کرد.8 حضرت فاطمه(س) نیز بسیاری از باغ های خود را در مدینه وقف کرد.9 امام حسن(ع) و امام حسین(ع) هم باغ های خود را که هم اکنون در محله نخاوله مدینه است، وقف کردند. دیگر امامان(ع) نیز املاک و اموال خود را در راه خدا و برای رفع نیاز فقرا، وقف کردند. امام محمدباقر(ع) و امام صادق(ع) نیز موقوفاتی در مدینه داشتند.10 برخی موقوفات ائمه(ع) در کتاب های حدیث و تاریخ به ثبت رسیده است.
1. جواد ملایی پور، وقف سرمایه ای ماندگار، ص15.
2. وقف در فقه اسلامی و نقش آن در شکوفایی اقتصاد اسلامی، صص 51، 59 و 67.
3. جایی نزدیک مدینه در راه شام.
4. محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج1، ص547.
5. میزان الحکمه، ص363.
6. بحارالانوار، ج103، ص183.
7. میزان الحکمه، ج10، ص614.
8. وسائل الشیعه، ج2 و ج13، کتاب الوقوف و الصدقات، باب 10، ص312، ح4.
9. فروع الکافی، ج7، کتاب الوصایا، باب الصدقات النبی و فاطمه و الائمه، ح5، ص48.
10. مصطفی سلیمی فر، نگاهی به وقف و آثار اقتصادی ـ اجتماعی آن، ص37.
آثار و نتایج وقف
اوقاف که از زمره انفاق و صدقات و عملی ابدی است، اگر بر اساس احکام اسلامی در جامعه عمل شود می تواند اثر بسزایی در حل مشکلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی داشته باشد. برای وقف، آثار و برکات گوناگون فردی و اجتماعی آن متصور است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود:
1. آثار معنوی و تربیتی
الف) تزکیه نفس
وقف نوعی صدقه است و صدقات طبق نص صریح قرآن، سبب تزکیه و تطهیر صدقه دهنده می شود. «نجات یافت آن کس که نفس را پاک کرد.»1 انسان علاقه مند به اموال خود است و به آن دل بستگی دارد. بنابراین، گذشتن و دل کندن از مال در راه خدا سبب تزکیه وی خواهد شد.
از اثر درونی وقف به انسانی که مبادرت به این عمل صالح کرده، خیری می ر سد. او با وقف یک بخش یا همه اموال خود، درون خویش را پالایش کرده و به تزکیه نفس پرداخته است. چنین کسی از این راه، تعلقات مادی را از خود زدوده و روحیه مال اندوزی و تکیه بر ثروت دنیوی را از خود دور کرده است.
ب) احساس مسئولیت در برابر دیگران
واقف تنها انسان بخشنده و اهل مواسات و ایثار نیست، بلکه کسی است که نقش و مسئولیت خود را روی زمین درک کرده و این از آثار عمیق ایمان الهی اوست. او آگاه است که دنیا آزمونی بیش نیست. او می داند امکانات مادی صرفاً برای بهره برداری است، نه انباشتن. واقف، انسانی خودآگاه و مسئول است که رسالت سنگین خلافت خدا بر روی زمین را بر دوش خویش، احساس می کند. بنابراین، گسترش یا عدم گسترش، فقدان یا وجود فرهنگ وقف، به جهان بینی و نحوه نگاه انسان نسبت به هستی، خالق هستی و نظام هستی بستگی دارد. افرادی که با جهان بینی مادی زندگی می کنند، هیچ گاه نمی توانند ارزش وقف و فلسفه آن را درک کنند؛ زیرا در منطق آنان، سرنوشت و مصالح فرد بر سرنوشت و مصالح جمع، مفهومی ندارد.
احساس مسئولیت در برابر هم نوعان، از لوازم جامعه اسلامی و عدالت محور است. فردی که خود را در برابر انسان و جامعه مسئول می داند، افزون بر اینکه پاسخ گوی کردار و اعمال خود است، در برابر دیگران نیز مسئول است و در تحقق و حفظ نیکی ها و هنجارها ایفای نقش می کند. پیامبر با این بیان که «کلُّکمْ رٰاعٍ وَ کلُّکمْ مَسْئولٌ عَنْ رَعِیتِهِ»،2حوزه مسئولیت اجتماعی را برای مسلمانان ترسیم کرد. همچنین آن حضرت در بیانی دیگر فرموده است: «مَنْ أَصْبَحَ وَلایهْتَمْ بِامُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً ینادِی یا لََلمُسْلِمینَ فَلَمْ یجِبْهُ فَلیسَ بِمُسْلِمٍ؛ کسی که روزش را با عدم اهتمام به امور مسلمانان آغاز کند، مسلمان نیست و کسی که فریاد دادخواهی کسی را بشنود و نسبت به آن بی اهمیت باشد، مسلمان نیست».3
جنبه مسئولیت پذیری و نوع دوستی در وقف، به اندازه ای اهمیت دارد که به صرف مسلمانان محدود نمی شود و برخی فقها، بهره مندی کافران ذمی را هم از موقوفات جایز، و حتی وقف مال مسلمان را خاص کافر، بلااشکال دانسته اند.4
بنابراین، احساس مسئولیت به عنوان یکی از ابزارهای تربیتی، مورد توجه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله قرار داشته است. عمل به فرهنگ وقف نشان از اوج مسئولیت پذیری یک مسلمان دارد و این احساس مسئولیت نسبت به دیگران، زمینه مسئولیت پذیر شدن دیگر افراد جامعه را نیز فراهم می کند. ازاین رو، وقف هم فرد واقف را تربیت می کند و هم این تربیت نسبت به موقوف علیه کارساز است. برای همین است که وقف می تواند به عنوان یکی از ابزارهای تربیتی در جامعه کاربرد پیدا می کند.
ج) تقویت روح برادری و مواسات
یکی از آثار وقف، ایجاد و تقویت روحیه مواسات و ایثار است. مقصود از مواسات، شرکت دادن دیگران در اموال خویش است، به گونه ای که همه، اعضای یک خانواده هستند و می کوشند تا نیازهای یکدیگر را برطرف کنند. همچنین مقصود از ایثار، مقدم داشتن دیگران بر خویشتن است، یعنی در مواردی که دیگران را بر خویش مقدم بدارند و این بالاتر از مواسات است. اسلام در نظام توزیعی، آن را هدف عالی خود قرار داده است.
2. آثار اقتصادی
الف) ابدی کردن مالکیت
وقف تبدیل مالکیت خصوصی به نوعی از مالکیت عمومی است که گسترش آن از ابزار مهم دست یابی به تعادل اجتماعی و راهی است که انسان می تواند مالکیت خود را تا ابد تضمین کند. این تنها استثنایی است که در ابدی کردن مالکیت وجود دارد. به همین جهت، وقف مصداق صدقه جاریه است و همیشه برای واقف، مفید و ثمربخش خواهد بود.
ب) رفع فقر و از بین بردن فاصله طبقاتی
اگر وقف در جامعه گسترش یابد، بسیاری از معضلات اجتماعی را می تواند حل کند و در محو فقر و محرومیت ها اثر شگرفی بگذارد و از اختلافات شدید طبقاتی جلوگیری کند که به طبع این، از راه گسترش عدالت اجتماعی بر محور استحقاق، اسباب تألیف قلوب مسلمانان با یکدیگر را فراهم می کند.5 بنابراین، وقف با دو کارکرد عمده که عبارتند از: زدودن فقر در جامعه و نیز جلوگیری از تمرکز ثروت در دست گروهی معدود، ابزاری مناسب در راه تحقق عدالت اجتماعی، به شمار می رود.
از ویژگی های وقف این است که وقتی ثروتمندان برخی اموال خود را وقف کنند و منافع آن میان فقیران و مستمندان توزیع شود، ثروت ها به همه افراد می رسد. در نتیجه، فاصله طبقاتی کم می شود و روح تعاون میان افراد جامعه، پدید می آید. همچنین در وقف برخلاف انواع مالکیت ها که حرکت از مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی است، به نوعی، مالکیت خصوصی به مالکیت عمومی، تبدیل می شود؛ زیرا اموال موقوفه چون اموال عمومی، قابل فروش و بخشش و به ارث گذاشتن نیستند و بیشتر به موقوف علیهم تعلق دارند، یعنی اصل آنها ثابت و انتقال ناپذیر و درآمد آنها، برای موقوف علیهم است. در فرهنگ دین اسلامی، پدیده وقف درست در برابر فقر قرار دارد وقف از جمله عوامل اثرگذار در فقرزدایی است و با گسترش آن، میزان فقر و محرومیت در جامعه کاهش می یابد؛ زیرا وقف یکی از راه های کنترل تراکم ثروت به شمار می آید.
ج) تحقق عدالت اجتماعی
بی تردید وقف از جنبه اجتماعی، یکی از ابزارهای کارا و اثرگذار در راه برقراری عدالت اقتصادی اسلام است. همواره یکی از بازدارنده های تحقق عدالت اجتماعی، تراکم ثروت و به دنبال آن، تراکم قدرت بوده است. تراکم ثروت به معنای انباشته شدن ثروت و سرمایه های مادی جامعه، در دست فرد، قشر یا طبقه ای خاص است. انباشته شدن ثروت در دست فرد، قشر یا طبقه ای خاص، یکی از محوری ترین عوامل به زوال و انحطاط جوامع است؛ زیرا این کار مانع توزیع عادلانه سرمایه و امکانات مادی میان طبقات مختلف جامعه می شود. از اینجاست که بحث از وقف، به عنوان پدیده ای که در برابر تراکم ثروت قرار دارد، ضرورت پیدا می کند؛ زیرا وقف سرمایه را از طبقه بندی ثروت جامعه به طبقه فقیر جامعه منتقل می کند و فقیران جامعه را نیز از امکانات رفاهی و مادی بهره مند می سازد. وقف، زمینه تحقق عدالت اجتماعی را فراهم می سازد و روابط انسانی بر مبنای ارزش های انسانی، میان طبقات گوناگون جامعه گسترش می یابد. گسترش فرهنگ وقف، بستری مناسب برای رشد ارزش های معنوی و الهی، در شکل توزیع عادلانه ثروت، به شمار می آید.
1. نک: شمس: 9.
2. میزان الحکمه، ج5، ص2311، ح8034.
3. وسائل الشیعه، ج11، صص 559 و560، ح21700.
4. محقق حلی، مختصر نافع، ص202.
5. نگاهی به وقف و آثار اقتصادی ـ اجتماعی آن، صص 173 و 174.
منابع
بندرچی، محمدرضا، «وقف از دیدگاه تاریخی و اصطلاح شناسی فقهی»، ماه نامه دادرسی، فروردین و اردی بهشت 1387، شماره 67.
حائری یزدی، محمدحسن، وقف در فقه اسلامی و نقش آن در شکوفایی اقتصادی اسلامی، مشهد، آستان قدس، 1380.
حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، بیروت، منشورات داراحیاء التراث العربی، 1391ه‍. ق.
دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران.
سلیمی فر، مصطفی، نگاهی به وقف و آثار اقتصادی ـ اجتماعی آن، مشهد، آستان قدس، 1370.
عبدالحی کتابی، نظام اداری مسلمانان در صدر اسلام، ترجمه: علی رضا ذکاوتی قراگزلو، سمت و پژوهشکده حوزه و دانشگاه تهران و قم، 1384.
کلینی، محمد بن یعقوب، فروع کافی، بیروت، دارالاضواء.
محقق حلی، مختصر نافع، به اهتمام: محمدتقی دانش پژوه، تهران، علمی فرهنگی، 1362.
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ترجمه: حمیدرضا شیخی، قم، دارالحدیث، 1385.
ملایی پور، جواد، وقف سرمایه ای ماندگار، قم، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 1384.
نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرائع الاسلام، بیروت، مؤسسه المرتضی العلمیه و دارالمورخ العربی، 1412ه‍. ق.
واقدی، محمد بن عمر بن واقد، المغازی، تحقیق: دکتر مارسدن جونس، دفتر تبلیغات اسلامی، 1414ه‍. ق.
علی باقری کاکشی
آیت الکرسی به همراه ترجمه فارسی آنرا در سایت الکوثر مشاهده نمایید
بسم الله الرحمن الرحیم

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ

خداست که معبودى جز او نیست؛ زنده و برپادارنده است؛
نه خوابى سبک او را فرو مى‌گیرد و نه خوابى گران
لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ

آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آنِ اوست
مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ

کیست آن کس که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟
آنچه در پیش روى آنان و آنچه در پشت سرشان است مى‌ داند.
وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء

و به چیزى از علم او، جز به آنچه بخواهد، احاطه نمى‌ یابند.
وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا

کرسى او آسمانها و زمین را در بر گرفته، و نگهدارى آنها بر او دشوار نیست
وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ

و اوست والاى بزرگ.
لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ

در دین هیچ اجبارى نیست. و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است.
فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤمِن بِاللّهِ

پس هر کس به طاغوت کفر ورزد، و به خدا ایمان آورد
فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا

به دستاویزى استوار، که آن را گسستن نیست، چنگ زده است.
وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ

و خداوند شنواى داناست.
اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ

خداوند سرور کسانى است که ایمان آورده‌اند.
آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى به در مى‌برد
وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ

و [لى‌] کسانى که کفر ورزیده‌اند، سرورانشان [همان عصیانگران=] طاغوتند
یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ

که آنان را از روشنایى به سوى تاریکی ها به در مى‌ برند.
أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

آنان اهل آتشند که خود، در آن جاودانند.
صدق الله العلی العظیم
رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: چون خدای متعال خواست سوره ی حمد و آیه های شهدالله (۱۸ و ۱۹ آل عمران) و قل اللهم (۲۶ – ۲۷ آل عمران) و سوره توحید و آیه الکرسی را به زمین نازل کند همگی به عرش الهی چنگ زدند در حالی که بین آن ها و خداوند حجابی نبود.

سپس فرمودند : پروردگارا ما را به خانه پر گناه و به سوی کسانی که عصیان و گناه می کنند می فرستی ؛ در حالی که ما پاک و مطهر هستیم.

سپس خدای متعال فرمود :” به عزت و جلال خودم سوگند ، هیچ کس شما را بعد از نماز نخواند مگر این که او را در مرتبه بالای قدس جای دهم که از نعمت های آن استفاده کنند و در هر روز ۷۰ بار به او با نظر رحکت خود بنگرم و در هر روز ۷۰ حاجت او را برآورم هرچند که بسیار گناه کرده باشد که کمترین آن دعاها و حاجت ها و آمرزش گناهان باشد. او را از هر دشمنی پناه می دهم و برای پیروزی بر هر دشمنی یاریش می دهم و مانعی به جز مرگ برای بهشت رفتن او نباشد.( یعنی بعد از مرگ بلافاصله به بهشت می رود)

همچنین در مورد شان نزول آیت الکرسی از زبان امام محمد باقر از امیر المومنین(علیه السلام) روایت آمده است که: هنگامی که آیت الکرسی نازل شد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود آیه الکرسی آیه ای است که از گنج عرش نازل شده و زمانی که این آیه نازل گشت هر بتی که در جهان بود با صورت به زمین خورد.

در این زمان ابلیس ترسید و به قومش گفت :”امشب حادثه ای بزرگ اتفاق افتاده است باشید تا من عالم را بگردم و خبر بیاورم.

ابلیس عالم را گشت تا به شهر مدینه رسید مردی را دید و از او سوال کرد: ” دیشب چه حادثه ای اتفاق افتاد؟”

مرد گفت “رسول خدا فرمود:” آیه ای از گنج های عرش نازل شد که بت های جهان به خاطر آن آیه همگی با صورت به زمین خوردند. ابلیس بعد از شنیدن حادثه به نزد قومش رفت و حادثه را به آن ها خبر داد.





فضیلت و اهمیت آیه :

1- آیه الکرسی نوری از آسمان است .
2- آیه الکرسی آیتی از گنج عرش است .
3- آیه الکرسی باعث ایمنی در سفر است .
4- آیه الکرسی اعلاء ترین نقطه قرآن است .
5- ذکر رسول مکرم اسلام در بستر؛ خواندن آیه الکرسی بود .
6- با خواندن آیه الکرسی انسان دچار هیچگونه آفتی نخواهد داشت .
7- برای رفع فقر آیه الکرسی موثر است و کمک الهی از غیب می رسد .
8- همه چیز در آیه الکرسی است یعنی کرسی گنجایش آسمانها و زمین را دارد .
9- در تنهایی آیه الکرسی بخوانی باعث رفع ترس می شود و از سوی خدا کمک می رسد .
10- آیه الکرسی رادر نماز ها ؛ روزها؛ شبهای ایام هفته ؛ سفرها و در نماز شب و دفن میت بخوانید .
11- هنگام خواب نیز آیه الکرسی بخوانید زیرا با عث می شود خداوند فرشته ای نگهبان و محافظت بگمارد تا صبح سلامت بمانی .
12- هر گاه از درد چشم شکایت داشتی آیه الکرسی بخوانید و آن درد را اظهار نکنید آن درد بر طرف می شود و از آن عافیت می طلبید .
13- پیامبر اسلام (ص) : در خانه ای که آیه الکرسی خوانده شود ابلیس از آن خانه دور می شود و سحر وجادو در آن خانه وارد نمی شود .
14- آیه الکرسی پایه و عرش الهی است و هدف از خواندن آن این است که مردم در عبادت جز خداوند کسی را نپرستند و به ذلت فرو نروندو روح یکتا پرستی ایجاد کنند و از بندگی ناروا آزاد شوند و آیه الکرسی عقلها را بیدار و اله حقیقی را معرفی و خدای دانا و توانا را به مردم می شناساند .
15- وقت غروب 41 بار آیه الکرسی را بخوانی حاجت روا می شوی 0 ( 41 بار تا علی العظیم بخوان یعنی یک آیه ) مجرب است 0 و برای رفع هم و غم ؛ شفای مریض ؛ درمان درد؛ رحمت خداوند و زیاد شدن نور چشم آیه الکرسی را مدام بخوانید .
16- اگر مومن آیه الکرسی را بخواند و ثوابش را برای اهل قبول قرار دهد خداوند ملکی را بر او مقرر می کند که برایش تسبیح کند .
17- آیه الکرسی در مزرعه و مغازه پنهان کردن باعث برکت مزرعه و رونق گرفتن کسب است .
18- از پیامبر نقل نموده اند که : این آیه عظیم تر از هر چیزی است که حق تعالی آفریده است .
19- چند چیز حافظه را زیاد می کند یکی از آن خواندن آیه الکرسی است .
20- با خواندن آیه الکرسی را بخوانی تا شب در امان خدا هستی .
21- هر صبح آیه الکرسی را بخوانی تا شب در امان خدا هستی .
22- آسان شدن مرگ بوسیله آیه الکرسی است .
23- آیه الکرسی عضیم ترین آیه در قرآن است .
24- برای حفظ مال و جان آیه الکرسی بخوان .
25- آیه الکرسی ویرانگر اساس شرک است .
26- آیه الکرسی سید سوره بقره است .




آیه الکرسی سید آیات قرآن

پیامبر به حضرت علی (علیه السلام) فرمود: ” یا علی ! من سید عربم-مکه سید شهر هاست- کوه سینا سید همه کوه هاست- جبرئیل سید همه فرشتگان است – فرزندانت سید جوانان اهل بهشتند- قرآن سید همه کتاب هاست – بقره سید همه سوره های قرآن است – ودر بقره یک آیه است که آن آیه ۵۰کلمه دارد و هر کلمه ۵۰ برکت دارد و آن آیت الکرسی است.



پاداش کسی که آیه الکرسی را زیاد می خواند

عبدالله بن عوف گفته است:” شبی خواب دیدم که قیامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آسانی بررسی کردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و کاخ های زیادی به من نشان دادند. به من گفتند: درهای این کاخ را بشمار ؛ من هم شمردم ۵۰ درب داشت.

بعد گفتند: خانه هایش را بشمار. دیدم ۱۷۵ خانه بود. به من گفتند این خانه ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم که از خواب پریدم و خدا را شکر گفتم.

صبح که شد نزد ابن سیرین رفتم و خواب را برایش تعریف کردم.
پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: با فضیلت ترین آیه ای که بر من نازل شد آیه الکرسی است و آیه الکرسی و سوره توحید عظیم تر از همه چیزهایی است که دون و پست تر از خداست

او گفت : معلوم است که تو آیه الکرسی زیاد می خوانی. گفتم : بله ؛ همین طور است. ولی تو از کجا فهمیدی. گفت برای اینکه این آیه ۵۰ کلمه و ۱۷۵ حرف دارد. من از زیرکی حافظه او تعجب کردم. آنگاه به من گفت : هر که آیه الکرسی را بسیار بخواند سختی های مرگ بر او آسان می شود.





امان نامه الهی

امام کاظم (علیه السلام) فرمود: از بعضی پدران بزرگوارم شنیدم که کسی داشت سوره حمد را می خواند پس حضرت فرمود: هم شکر خدا را به جای آورد و هم به پاداش رسید. بعد حضرت شنید که سوره توحید می خواند فرمود: ایمان آورد و ایمنی به دست آورد و سپس شنید که سوره قدر می خواند فرمود: راست گفت و آمرزیده شد و بعد شنید که آیت الکرسی می خواند فرمود: خداوند خالق امان نامه برایش فرو فرستاد.



کاربردها و معجزات آیه الکرسی

– زیاد شدن علم و حافظه

پیامبر(صلی الله علیه وآله) روایت کرده است که فرمودند: ۵ چیز حافظه را قوی می گرداند خوردن شیرینی ، گوشت نزدیک گردن ، عدس ، نان سرد و خواندن آیت الکرسی .

عالمی گفته است هر که علم میخواهد بر پنج چیز مواظبت کند: ۱- پرهیزکاری در آشکارا و پنهان ۲- خواندن آیت الکرسی ۳- همیشه با وضو بودن ۴- نماز شب خواندن حتی اگر دو رکعت باشد ۵- غذا خوردن به منظور نیرو گرفتن نه شکم پر کردن.



– آیه الکرسی برای حفظ چشم

بعد از هر نماز دستان را روی چشم بگذارید و بعد از خواندن آیت الکرسی بگویید: “اللهم احفظ حدقتی بحق حدقتی علی بن ابیطالب (علیه السلام)”
رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: چون خدای متعال خواست سوره ی حمد و آیه های شهدالله (۱۸ و ۱۹ آل عمران) و قل اللهم (۲۶ – ۲۷ آل عمران) و سوره توحید و آیه الکرسی را به زمین نازل کند همگی به عرش الهی چنگ زدند در حالی که بین آن ها و خداوند حجابی نبود



– سفر و آیه الکرسی

امام صادق (علیه السلام) فرمود: سفر را با دادن صدقه و یا با خواندن آیت الکرسی آغاز کنید، کسی که در سفر هر شب آیه الکرسی را بخواند هم خودش در سلامت باشد و هم چیزهایی که همراه اوست.



– حاجت و آیه الکرسی

اگر برای کسی کار مهمی پیش آمده باشد و بخواهد که زود انجام شود باید به جایی خلوت برود که در آنجا کسی نباشد و خطی دور خود بکشد و رو به قبله با تواضع بنشیند و ۷۰ بار آیه الکرسی را بخواند ، بدون شک در آن روز حاجات او بر آورده شود و این کار تجربه شده است و شکی در آن نیست.

رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: هرگاه برای حاجتت از خانه خود بیرون آمدی آیه الکرسی را بخوان که حاجتت به خواست خدا برآورده گردد.

امام علی (علیه السلام) فرمودند: هرگاه یکی از شما اراده حاجتی کند پس صبح روز پنج شنبه در طلب آن بیرون رود و در وقت بیرون رفتن آخر سوره آْل عمران(آیه ۱۹۰تا آخر) و آیه الکرسی و سوره قدر و حمد را بخواند ، زیرا که در خواندن این ها حوائج دنیا و آخرت برآورده می شود.

در روایتی دیگر آمده است: هر کس آیت الکرسی را در وقت غروب بخواند حاجتش برآورده گردد.



آیه الکرسی بعد از نماز

پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: هر کس آیه الکرسی را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شکافته گردد و به هم نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده آیت الکرسی نظر رحمت افکند و فرشته ای را بر انگیزد که از آن زمان تا فردای آن کارهای خوبش را بنویسد و کارهای بدش را محو کند.

رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: یا علی بر تو باد به خواندن آیه الکرسی بعد از هر نماز واجب زیرا بغیر از پیغمبر و صدیق و شهید کسی به خواندن آن بعد از هر نماز محافظت نمیکند و هر کس بعد از هر نماز آیه الکرسی را بخواند مانند کسی باشد که همراه پیامبران خدا جهاد کرده تا شهید شده است و فرمود: بعد از مرگ بلا فاصله داخل بهشت می شود و به جز انسان صدیق و عابد کسی بر خواندن آیه الکرسی مواظبت نمی کند.

در روایتی از امام باقر آمده است: هر کس آیه الکرسی را بعد از هر نماز بخواند از فقر و بیچارگی در امان شود و رزق او وسعت یابد و خداوند به او از فضل خودش مال زیادی ببخشد.

رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: هر کس آیه الکرسی را بعد از هر نماز واجب بخواند نمازش قبول درگاه حق میگردد و در امان خدا باشد و خداوند او را از بلاها و گناهان نگهدارد.

امام علی (علیه السلام) فرمودند: هرگاه یکی از شما اراده حاجتی کند پس صبح روز پنج شنبه در طلب آن بیرون رود و در وقت بیرون رفتن آخر سوره آْ عمران ( آیه ۱۹۰تا آخر) و آیه الکرسی و سوره قدر و حمد را بخواند ، زیرا که در خواندن این ها حوائج دنیا و آخرت برآورده می شود.





روایات و خواص آیه الکرسی از پیامبر (ص) و امامان (ع):



امام رضا (ع) فرمود که امام علی(ع) روایت کرده که پیامبر اعظم (ص) فرموده:
هر کس یکصد مرتبه آیه الکرسی را بخواند مثل کسی است که در طول حیاتش خدا را عبادت و بندگی کرده است.
و هر کس آیه الکرسی را بخواند و ثوابش را برای اهل قبور قرار دهد خداوند گناهانش را می آمرزد.



روایت است که :
هر که آیه الکرسی را بنویسد و بر بالای در دکان یا منزل بیاویزد مال او زیاد میگردد و هرگز محتاج دیگران نخواهد شد.



امام رضا(ع):
هر که آیه الکرسی بخواند هیچ حیوانی که نیش زهرآگینی دارد، او را نمیگزد.



رسول خدا(ص):
هر که در شب نوزدهم ماه رجب چهار رکعت نماز بخواند و در هر رکعتی بعد از حمد هر یک از آیه الکرسی و توحید را پانزده مرتبه بخواند خداوند عالم ثواب جناب موسی(ع) را به او میبخشید.



روایت است که :
هر کسی بین نماز مغرب و عشاء شش رکعت نماز بخواند و در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه آیه الکرسی را بخواند و بعد از سلام پنجاه مرتبه صلوات بفرستد عملش با عمل صدیقین و صالحین بالا میرود.



رسول خدا (ص):
هر که در شب یکشنبه چهار رکعت نماز بگزارد و در هر رکعت یک مرتبه حمد یازده مرتبه آیه الکرسی بخواند خداوند او را در دنیا و آخرت محافظت خواهد کرد گناهان او را میبخشد و اگر بمیرد بنده ی مخلص پروردگار عالم میشود اجازه دارد که روز قیامت شفاعت کند.

روایت است که برخی از گناهان در تنهایی انجام میشوند و برای جلوگیری از انجام گناه و حفظ تقوا ذکر استغفرالله ربی و اتوب الیه و همچنیین تلاوت آیه الکرسی بسیار تاکید شده است.

برای حفظ بچه ای که در شکم مادر است آیه الکرسی را با زعفران بنویسد و بر کمر زن باردار ببندید، که آن بچه هیچ گاه دچار صدمات نمیشود.



امام باقر(ع):
هر کس آیه الکرسی را یک مرتبه بخواند هزار مکروه و بدی از بدی های دنیا و هزار مکروه و بدی از بدی های آخرت از او دور میشود و کم ترین مکروه دنیا فقر و آسانترین مکروه آخرتی، عذاب قبر است.

هر کس عبورش به قبرستان افتاد و یازده مرتبه مرتبه سوره ی توحید را بخواند، خداوند به عدد مردگان به او ثواب دهد و دستور است سوره ی حمد و آیه الکرسی و حمد و فلق و ناس هر یک را سه بار بخواند و سوره ی قدر را هفت را و سوره ی ملک را یک باز بخواند که این عمل میت را از عذاب خلاص میکند.



پیامبر اعظم(ص):
هر کس آیه الکرسی را بعد از هر نماز بخواند، خداوند خودش عهده دار گرفتن جان او میشود و همانند کسی است که همراه پیامبران و در رکاب آنها،در راه خدا جهاد کرده و به شهادت رسیده باشد.



پیامبر اعظم (ص) به امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند:
بر تو باد به خواندن آیه الکرسی که در هر حرف آن هزار رحمت و برکت است.



جابربن عبدالله انصاری از حضرت رسول اکرم(ص) روایت کرده اند که فرمود:
هر که آیه الکرسی را بعد از هر نماز واجبی بخواند، درهای هفت آسمان گشوده گردد و به هم متصل نشوند تا آن که حق تعالی به لطف و مرحمت خود بر خواننده ی آن نظر فرماید، و گناهان او را بیامرزد و هر گاه آیه الکرسی را بخواند و ثوابش را به قبرستان مسلمانان هدیه نماید، حق تعالی چهل نور در هر قبر هر که از مشرق تا مغرب که مرده باشد داخل سازد و قبور ایشان را گشاده و پرنور گرداند و برای خواننده ی آن ثواب شصت پیامبر را کرامت فرماید و به عدد هر حرفی، فرشته ای را بیافریند که برای او تا روز قیامت تسبیح میکنند.



پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: با فضیلت ترین آیه ای که بر من نازل شد آیه الکرسی است و آیه الکرسی و سوره توحید عظیم تر از همه چیزهایی است که دون و پست تر از خداست.



پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: با فضیلت ترین آیه ای که بر من نازل شد آیه الکرسی است و آیه الکرسی و سوره توحید عظیم تر از همه چیزهایی است که دون و پست تر از خداست.



پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: دانش بر تو گوارا باد. سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست این آیه دارای دو زبان و دو لب است که در عرش الهی تسبیح و تقدیس خدا می گوید.



رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: در شب معراج دو لوح را دیدم ، که در یک لوح سوره حمد و در لوح دیگر کل قرآن قرار داشت که سه نور از آن میدرخشید . پس گفتم ای جبرئیل این نور چیست؟ جبرئیل در جواب گفت: آن سه نور یکی سوره توحید و یکی سوره یاسین و دیگری آیه الکرسی می باشد.



امام صادق (علیه السلام) فرمود: همانا من از آیه الکرسی برای بالا رفتن در جاتم استفاده می کنم.



امام صادق (علیه السلام) فرمودند: هرگاه سوره حمد و توحید و قدر را با آیه الکرسی بخوانید و بعد از آن برخیزید و رو به قبله حاجات خود را از خدا بخواهید که حاجاتتان بر آورده خواهد شد زیرا اسم اعظم هستند.



امام علی (علیه السلام) فرمودند: اگر شما از آثار معنوی آیه الکرسی آگاه بودید در هیچ حال خواندن آن را ترک نمی کردید.



امام محمد باقر (علیه السلام) فرمودند: هر کس یک بار آیه الکرسی را بخواند خداوند هزار ناراحتی از ناراحتی های دنیا و هزار سختی آخرت رااز او دور میکند که کمترین ناراحتی دنیا فقر و کمترین سختی آخرت فشار قبر است.



امام علی (علیه السلام) فرمودند: هرگاه یکی از شما اراده حاجتی کند پس صبح روز پنج شنبه در طلب آن بیرون رود و در وقت بیرون رفتن آخر سوره آْ عمران ( آیه ۱۹۰تا آخر) و آیه الکرسی و سوره قدر و حمد را بخواند ، زیرا که در خواندن این ها حوائج دنیا و آخرت برآورده می شود



رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در خواب به دخترش فاطمه (سلام الله علیها) فرمودند: ترازوی اعمال خویش را با آیه الکرسی سنگین گردان زیرا هرکس آن را قرائت نماید آسمان و زمین با فرشتگانش به جنبش و حرکت در آیند و خداوند را با صدای بلند به پاکی یاد کنند و او را بزرگ بدارند و تسبیح گویند ، پس از آن تمامی فرشتگان از خداوند میخواهند که گناه خواننده آیه الکرسی را ببخشد و از خطا و لغزشش در گذرد.



رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند: هرکس آیه الکرسی را یک بار بخواند اسم او از دیوان اشقیا و انسان های بد محو می شود.



امام رضا (علیه السلام) به نقل از پیامبر فرمودند: هر کس ۱۰۰ مرتبه آیه الکرسی را بخواند چنان باشد که همه عمر خود را عبادت کرده باشد .
علی باقری کاکشی
سند چشم انداز بیست ساله کشور

متن سند نهایى چشم انداز ٢٠ ساله جمهورى اسلامى ایران
رهبر معظم انقلاب اسلامی با ابلاغ سند نهایی چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران به سران سه قوه و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، افق روشن ایران را در ١٤٠٤ هجری شمسی ترسیم کردند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، براساس این سند راهبردی، ایران کشوری توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، باهویت اسلامی و انقلابی، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بین الملل خواهد بود.

چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی، ابلاغی مقام معظم رهبری
با اتکال به قدرت لایزال الهی و در پرتو ایمان و عزم ملی و کوشش برنامه‌ریزی شده و مدبرانه‌ی جمعی و در مسیر تحقق آرمانها و اصول قانون اساسی، در چشم‌انداز بیست ساله:
ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، با هویت اسلامی و انقلابی، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین‌الملل.
جامعه ایرانی در افق این چشم‌انداز چنین ویژگی‌هایی خواهد داشت:
- توسعه یافته، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود و متکی بر اصول اخلاقی و ارزشهای اسلامی، ملی و انقلابی، با تأکید بر مردم‌سالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادیهای مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسانها و بهره‌مند از امنیت اجتماعی و قضایی
- برخوردار از دانش پیشرفته، توانا و تولید علم و فناوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی در تولید ملی
- امن، مستقل، مقتدر با سامان دفاعی مبتنی بر بازدارندگی همه جانبه و پیوستگی مردم و حکومت
- برخوردار از سلامت، رفاه و امنیت غذایی، تأمین اجتماعی، فرصتهای برابر، توزیع مناسب نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر، فساد، تبعیض و بهره‌مند از محیط زیست مطلوب
- فعال، مسئولیت‌پذیر، ایثارگر، مؤمن، رضایت‌مند، برخوردار از وجدان کاری، انضباط، روحیه‌ی تعاون و سازگاری اجتماعی، متعهد به انقلاب و نظام اسلامی و شکوفایی ایران و مفتخر به ایرانی بودن
- دست یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه‌ی آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه)، با تأکید بر جنبش نرم‌افزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقای نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل
- الهام‌بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام، با تحکیم الگوی مردم سالاری دینی، توسعه‌ی کارآمد، جامعه اخلاقی، نواندیشی و پویایی فکری و اجتماعی، تأثیرگذار بر همگرایی اسلامی و منطقه‌ای براساس تعالیم اسلامی و اندیشه‌های امام خمینی (ره)
- دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت

ملاحظه:

در تهیه، تدوین و تصویب برنامه‌های توسعه و بودجه‌های سالیانه، این نکته مورد توجه قرار گیرد که: شاخصهای کمی کلان آنها، از قبیل: نرخ سرمایه‌گذاری، درآمد سرانه، تولید ناخالص ملی، نرخ اشتغال و تورم، کاهش فاصله درآمد میان دهکهای بالا و پایین جامعه، رشد فرهنگ و آموزش و پژوهش و توانایی‌های دفاعی و امنیتی، باید متناسب با سیاستهای توسعه و اهداف و الزامات چشم‌انداز، تنظیم و تعیین گردد و این سیاستها و هدفها به صورت کامل مراعات شود.
علی باقری کاکشی
سوره ی حمد که نام دیگرش«فاتحه الکتاب»است،هفت آیه دارد [1]وتنها سوره ای است که بر هر مسلمانی واجب است روزانه ده بار آن را در نمازهای شبانه روزی بخواند و در صورت ترک عمدی نماز او باطل است.«لاصلاه الاّ بفاتحه الکتاب[2]

بنا به روایت جابربن عبداللّه انصاری از رسول اکرم صلی الله علیه و آله:این سوره بهترین سوره های قرآن است.و به نقل ابن عباس؛سوره ی حمد اساس قرآن است.در حدیث نیز آمده است:اگر هفتاد مرتبه این سوره را بر مرده خواندید و زنده شد،تعجّب نکنید[3]

از نامگذاری این سوره به«فاتحه الکتاب»توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، [4]معلوم می شود که تمام آیات قرآن در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله جمع آوری شده و به صورت کتاب در آمده است و به امر ایشان این سوره در آغاز و شروع کتاب (قرآن)قرار گرفته است.

همچنین در حدیث ثقلین می خوانیم که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«انّی تارک فیکم الثقلَین

کتاب اللّه و عترتی»[5]من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم،کتاب خدا و خاندانم.از این حدیث نیز معلوم می شود که آیات الهی در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله به صورت«کتاب اللّه» جمع آوری شده و به همین نام در میان مسلمانان معروف و مشهور بوده است.

آیات سوره ی مبارکه فاتحه،اشاراتی در باره ی خداوند و صفات او،مسأله معاد،شناخت و درخواست رهروی در راه حقّ و قبول حاکمیت و ربوبیّت خداوند دارد.همچنین به ادامه ی راه اولیای خدا،ابراز علاقه واز گمراهان و غضب شدگان اعلام بیزاری و انزجار شده است.

سوره ی حمد-همانند خود قرآن-مایه ی شفاست،هم شفای دردهای جسمانی و هم شفای بیماری های روحی[6]

درسهای تربیتی سوره ی حمد

قبل از تفسسیر سوره حمد سیمایی از درسهای این سوره را ترسیم نموده و در صفحات بعد به شرح آن می پردازیم؛

1-انسان در تلاوت سوره ی حمد با «بِسْمِ اللّهِ» از غیر خدا قطع امید می کند.

2-با «رَبِّ الْعالَمِینَ» و «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» احساس می کند که مربوب و مملوک است و خودخواهی و غرور را کنار می گذارد.

3-با کلمه«عالمین»میان خود و تمام هستی ارتباط برقرار می کند.

4-با «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خود را در سایه لطف او می داند.

5-با «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» غفلتش از آینده زدوده می شود.

6-با گفتن «إِیّاکَ نَعْبُدُ» ریا و شهرت طلبی را زایل می کند.

7-با «إِیّاکَ نَسْتَعِینُ» از ابرقدرت ها نمی هراسد.

8-از «أَنْعَمْتَ» می فهمد که نعمت ها به دست اوست.

9-با «اهْدِنَا» رهسپاری در راه حقّ و طریق مستقیم را درخواست می کند.

10-در «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» همبستگی خود را با پیروان حقّ اعلام می کند.

11-با «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ» و «لاَ الضّالِّینَ» بیزاری و برائت از باطل و اهل باطل را ابراز می دارد.

«1» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده ی مهربان.

نکته ها:

* در میان اقوام و ملل مختلف،رسم است که کارهای مهم و با ارزش را به نام بزرگی از بزرگان خویش که مورد احترام و علاقه ی آنهاست،شروع می کنند تا آن کار میمون و مبارک گردد و به انجام رسد.البتّه آنان بر اساس اعتقادات صحیح یا فاسد خویش عمل می کنند.

گاهی به نام بت ها وطاغوت ها وگاهی با نام خدا و به دست اولیای خدا،کار را شروع می کنند.

چنانکه در جنگ خندق،اوّلین کلنگ را رسول خدا صلی الله علیه و آله بر زمین زد.[7]

«بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» سر آغاز کتاب الهی است. «بِسْمِ اللّهِ» نه تنها در ابتدای قرآن،بلکه در آغاز تمام کتاب های آسمانی بوده است.در سر لوحه ی کار و عمل همه ی انبیا «بِسْمِ اللّهِ» قرار داشت.وقتی کشتی حضرت نوح در میان امواج طوفان به راه افتاد،نوح علیه السلام به یاران خود گفت:سوار شوید که «بِسْمِ اللّهِ مَجْراها وَ مُرْساها» [8]یعنی حرکت و توقّف این کشتی با نام خداست.حضرت سلیمان علیه السلام نیز وقتی ملکه سبا را به ایمان فراخواند،دعوتنامه خود را با جمله ی «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» [9]

* حضرت علی علیه السلام فرمود:« بِسْمِ اللّهِ» ،مایه برکت کارها و ترک آن موجب نافرجامی است.

همچنین آن حضرت به شخصی که جمله ی «بسم اللّه» را می نوشت،فرمود:«جودها»آنرا نیکو بنویس[10]

* بر زبان آوردن «بِسْمِ اللّهِ» در شروع هر کاری سفارش شده است؛در خوردن و خوابیدن

ونوشتن،سوارشدن بر مرکب ومسافرت وبسیاری کارهای دیگر.حتّی اگر حیوانی بدون نام خدا ذبح شود،مصرف گوشت آن حرام است و این رمز آن است که خوراک انسان های هدف دار و موحّد نیز باید جهت الهی داشته باشد.

در حدیث می خوانیم:« بِسْمِ اللّهِ» را فراموش نکن،حتّی در نوشتن یک بیت شعر.و روایاتی در پاداش کسی که اوّلین بار «بسم اللّه» را به کودک یاد بدهد،وارد شده است. [11]

سؤال:چرا در شروع هر کاری «بِسْمِ اللّهِ» سفارش شده است؟

پاسخ: «بِسْمِ اللّهِ» آرم ونشانه ی مسلمانی است وباید همه کارهای او رنگ الهی داشته باشد.

همان گونه که محصولات و کالاهای ساخت یک کارخانه،آرم و علامت آن کارخانه را دارد؛ خواه به صورت جزیی باشد یا کلّی.مثلاً یک کارخانه چینی سازی،علامت خود را روی تمام ظروف می زند،خواه ظرف های بزرگ باشد یا ظرف های کوچک.یا اینکه پرچم هر کشوری هم بر فراز ادارات و مدارس و پادگان های آن کشور است و هم بر فراز کشتی های آن کشور در دریاها،و هم بر روی میز اداری کارمندان.

سؤال:آیا «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» آیه ای مستقل است؟

پاسخ:به اعتقاد اهل بیت رسول اللّه علیهم السلام که صد سال سابقه بر سایر رهبران فقهی مذاهب دارند و در راه خدا به شهادت رسیده و در قرآن نیز عصمت و پاکی آنها به صراحت بیان شده است،آیه «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» آیه ای مستقل و جزء قرآن است.فخر رازی در تفسیر خویش شانزده دلیل آورده که «بسم اللّه» جزء سوره است.آلوسی نیز همین اعتقاد را دارد.در مسند احمد نیز «بسم اللّه» جزء سوره شمرده شده است.[12] برخی از افراد که بسم اللّه را جزء سوره ندانسته و یا در نماز آن را ترک کرده اند،مورد اعتراض واقع شده اند.در مستدرک حاکم آمده است:روزی معاویه در نماز «بسم اللّه» نگفت،مردم به او اعتراض کردند که«أ سرقت أم نیست»،آیه را دزدیدی یا فراموش کردی؟![13]

امامان معصوم علیهم السلام اصرار داشتند که در نماز،بسم اللّه را بلند بگویند.امام باقر علیه السلام در موردکسانی که«بسم اللّه»را در نماز نمی خواندند و یا جزء سوره نمی شمردند،می فرمود:«سرقوا اکرم آیه»[14]بهترین آیه قرآن را به سرقت بردند.در سنن بیهقی در ضمن حدیثی آمده است:چرا بعضی«بسم اللّه»را جزء سوره قرار نداده اند! [15]

شهید مطهّری قدس سره در تفسیر سوره حمد،ابن عباس،عاصم،کسایی،ابن عمر،ابن زبیر،عطاء، ابن طاووس،فخررازی وسیوطی را از جمله کسانی معرّفی می کند که بسم اللّه را جزء سوره می دانستند.

در تفسیر قرطبی از امام صادق علیه السلام نقل شده است:«بسم اللّه»تاج سوره هاست.تنها در آغاز سوره برائت(سوره توبه) «بسم اللّه» نیامده و این به فرموده حضرت علی علیه السلام به خاطر آن است که «بسم الله» کلمه امان و رحمت است،واعلام برائت از کفّار و مشرکان،با اظهار محبّت ورحمت سازگار نیست[16]

سیمای «بِسْمِ اللّهِ»

1. «بِسْمِ اللّهِ» نشانگر رنگ وصبغه ی الهی وبیانگر جهت گیری توحیدی ماست.[17]

2. «بِسْمِ اللّهِ» رمز توحید است وذکر نام دیگران به جای آن رمز کفر،و قرین کردن نام خدا بانام دیگران،نشانه ی شرک.نه در کنار نام خدا،نام دیگری را ببریم ونه به جای نام او.[18]

3. «بِسْمِ اللّهِ» رمز بقا ودوام است.زیرا هرچه رنگ خدایی نداشته باشد،فانی است[19]

4. «بِسْمِ اللّهِ» رمز عشق به خدا وتوکّل به اوست.به کسی که رحمان و رحیم است عشق می ورزیم و کارمان را با توکّل به او آغاز می کنیم،که بردن نام او سبب جلب رحمت است.

5.«بسم اللّه»رمز خروج از تکبّر و اظهار عجز به درگاه الهی است.

6.«بسم اللّه»گام اوّل در مسیر بندگی و عبودیّت است.

7.«بسم اللّه»مایه فرار شیطان است.کسی که خدا را همراه داشت،شیطان در او مؤثّر نمی افتد.

8.«بسم اللّه»عامل قداست یافتن کارها و بیمه کردن آنهاست.

9.«بسم اللّه»ذکر خداست،یعنی خدایا! من تو را فراموش نکرده ام.

10.«بسم اللّه»بیانگر انگیزه ماست،یعنی خدایا هدفم تو هستی نه مردم،نه طاغوت ها ونه جلوه ها و نه هوس ها.

11.امام رضا علیه السلام فرمود:«بسم اللّه»به اسم اعظم الهی،از سیاهی چشم به سفیدی آن نزدیک تر است.[20]

پیام ها:

1- «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» در آغاز سوره،رمز آن است که مطالب سوره،از مبدأ حقّ و مظهر رحمت نازل شده است.

2- «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» در آغاز کتاب آسمانی،یعنی هدایت تنها با استعانت از او محقّق می شود[21]

3- «بِسْمِ اللّهِ» کلامی که سخن خداوند با مردم و سخن مردم با خدا،با آن شروع می شود.

4-رحمت الهی همچون ذات او ابدی و همیشگی است. «اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»

5-بیان رحمت الهی در قالب های گوناگون،نشانه ی اصرار بر رحمت است.(هم قالب«رحمن»،هم قالب«رحیم») «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»

6-شاید آوردن کلمه رحمان و رحیم در آغاز کتاب،نشانه این باشد که قرآن جلوه ای از رحمت الهی است،همان گونه که اصل آفرینش و بعثت جلوه



«2»الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ
سپاس و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.

نکته ها:

* «ربّ»به کسی گفته می شود که هم مالک وصاحب چیزی است و هم در رشد و پرورش آن نقش دارد.

خداوند هم صاحب حقیقی عالم است و هم مدبّر و پروردگار آن.پس همه هستی حرکت تکاملی دارد و در مسیری که خداوند معیّن کرده،هدایت می شود.

* علاوه بر سوره حمد،چهار سوره ی انعام،کهف،سبأ وفاطر نیز با جمله «الْحَمْدُ لِلّهِ» آغاز گردیده،ولی فقط در سوره حمد بعد از آن «رَبِّ الْعالَمِینَ» آمده است.

* مفهوم حمد،ترکیبی از مفهوم مدح و شکر است.انسان در برابر جمال و کمال و زیبایی، زبان به ستایش و در برابر نعمت و خدمت واحسان دیگران،زبان به تشکّر می گشاید.

خداوند متعال به خاطر کمال و جمالش،شایسته ی ستایش وبه خاطر احسان ها و نعمت هایش،لایق شکرگزاری است.

* «الحمد لله»،بهترین نوع تشکّر از خداوند است.هر کس در هرجا،با هر زبانی،هرگونه ستایشی از هر کمال و زیبایی دارد،در حقیقت سرچشمه ی آن را ستایش می کند.البتّه حمد خداوند منافاتی با سپاسگزاری از مخلوق ندارد،به شرط آنکه به امر خداوند و در خط و مسیر او باشد.

* خداوند،پروردگار همه ی آفریده هاست. «وَ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْءٍ» [22]آنچه در آسمان ها و زمین و میان آنهاست،پروردگارشان اوست. «رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُمَا» [23]حضرت علی علیه السلام می فرماید:«من الجمادات والحیوانات»؛او پروردگار جاندار و بی جان است.«له الخلق والامر تبارک الله رب العالمین»هم آفرینش از اوست و هم اداره ی آن،و او مربی وپرورش دهنده ی همه است.[24]

* مراد از«عالمین»یا فقط انسان ها هستند،مانند آیه 70 سوره حجر که قوم لوط به حضرت لوط گفتند: «أَ وَ لَمْ نَنْهَکَ عَنِ الْعالَمِینَ» آیا ما تو را از ملاقات با مردم نهی نکردیم؟ و یا مراد همه ی عوالم هستی است.«عالَم»به معنای مخلوقات و«عالَمین»به معنای تمام مخلوقات نیز استعمال شده است.از این آیه فهمیده می شود که تمام هستی یک پروردگار دارد و آنچه در جاهلیت و در میان بعضی از ملّت ها اعتقاد داشتند که برای هر نوع از پدیده ها خدایی است و آن را مدبّر و ربّ النّوع آن می پنداشتند،باطل است.

پیام ها:

1-همه ستایش ها برای اوست. «الْحَمْدُ لِلّهِ»[25]

2-خداوند در تربیت و رشد هستی اجباری ندارد.زیرا حمد برای کارهای غیر اجباری است. «الْحَمْدُ لِلّهِ»

3-همه هستی زیباست و تدبیر همه هستی نیکوست.زیرا حمد برای زیبایی و نیکویی است. «الْحَمْدُ لِلّهِ»

4-دلیل ستایش ما،پروردگاری اوست. «الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ»

5-رابطه ی خداوند با مخلوقات،رابطه ی دائمی و تنگاتنگ است. «رَبِّ الْعالَمِینَ» (نقاش و بنّا هنر خود را عرضه می کند و می رود،ولی مربّی باید هر لحظه نظارت داشته باشد.)

6-همه ی هستی،تحت تربیت خداوند یکتاست. «رَبِّ الْعالَمِینَ»

7-امکان رشد و تربیت،در همه ی موجودات وجود دارد. «رَبِّ الْعالَمِینَ»

8-خداوند هم انسان ها را با راهنمایی انبیا تربیت می کند،(تربیت تشریعی)و هم جمادات ونباتات وحیوانات را رشد وپرورش می دهد.(تربیت تکوینی)(رب العالمین)

9-مؤمنان در آغاز کتاب(قرآن)با نیایش به درگاه خداوند متعال، «الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ» می گویند و در پایان کار در بهشت نیز،همان شعار را می دهند که «آخر دعواهم أن الحمدللّه ربّ العالمین»[26]

«3»الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
(خدایی که)بخشنده و مهربان است.

نکته ها:

* خداوند رحمت را برخود واجب کرده است، «کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلی نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ»[27]و رحمت او بر همه چیز سایه گسترده است.«و رحمتی وسعت کلّ شیء» [28](

همچنین پیامبر و کتاب او مایه رحمتند، «رَحْمَهً لِلْعالَمِینَ» [29]آفرینش وپرورش او براساس رحمت است و اگر عقوبت نیز می دهد از روی لطف است.

بخشیدن گناهان و قبول توبه ی بندگان و عیب پوشی از آنان و دادن فرصت برای جبران اشتباهات،همه مظاهر رحمت و مهربانی اوست.

پیام ها:

1-تدبیر وتربیت الهی،همراه محبّت و رحمت است.(در کنار کلمه«ربّ»،کلمه «رحمن»آمده است.) «رَبِّ الْعالَمِینَ اَلرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»

2-همچنان که تعلیم نیازمند رحم و مهربانی است، «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ»[30]تربیت و تزکیه نیز باید بر اساس رحم و مهربانی باشد. «رَبِّ الْعالَمِینَ اَلرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»

3-رحمانیّت خداوند،دلیل بر ستایش اوست.«الحمدللّه...الرّحمن الرّحیم»



«4» مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ
(خدایی که)مالک روز جزاست.

نکته ها:

* مالکیّت خداوند،حقیقی است و شامل احاطه و سلطنت است،ولی مالکیّت های اعتباری، از سلطه ی مالک خارج می شود و تحت سلطه ی واقعی او نیست. «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»

* با آنکه خداوند مالک حقیقی همه چیز در همه وقت است،ولی مالکیّت او در روز قیامت و معاد جلوه ی دیگری دارد؛

*در آن روز تمام واسطه ها واسباب نسبت به کفار قطع می شوند. «تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ»[31]

*نسبت ها و خویشاوندی ها نسبت به کفار از بین می رود. «فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ»[32]

*برای کفار مال و ثروت و فرزندان،سودی ندارند. «لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ»[33]

*بستگان و نزدیکان نیز فایده ای نمی رسانند. «لَنْ تَنْفَعَکُمْ أَرْحامُکُمْ» [34]

*نه زبان کفار،اجازه عذر تراشی دارد و نه فکر آنها،فرصت تدبیر.تنها راه چاره لطف خداوند است که صاحب اختیار آن روز است.

* لفظ«دین»در معانی گوناگون به کار رفته است:

الف:مجموعه ی قوانین آسمانی. «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّهِ الْإِسْلامُ»[35]

ب:عمل و اطاعت. «لِلّهِ الدِّینُ الْخالِصُ» [36]

ج:حساب و جزا. «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»

* «یوم الدّین»در قرآن به معنای روز قیامت است که روز کیفر و پاداش می باشد. «یَسْئَلُونَ أَیّانَ یَوْمُ الدِّینِ»[37]می پرسند روز قیامت چه وقت است؟

قرآن در مقام معرّفی این روز،می فرماید: «ثُمَّ ما أَدْراکَ ما یَوْمُ الدِّینِ. یَوْمَ لا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئاً وَ الْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلّهِ»[38] (ای پیامبر!)نمی دانی روز دین چه روزی است؟روزی که هیچ کس برای کسی کارآیی ندارد وآن روز تنها حکم و فرمان با خداست.

* «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» نوعی انذار و هشدار است،ولی با قرار گرفتن در کنار آیه ی «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» معلوم می شود که بشارت و انذار باید در کنار هم باشند.نظیر آیه شریفه دیگر که می فرماید: «نَبِّئْ عِبادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ. وَ أَنَّ عَذابِی هُوَ الْعَذابُ الْأَلِیمُ» [39]به بندگانم خبر ده که من بسیار مهربان و آمرزنده ام،ولی عذاب و مجازات من نیز دردناک است.

همچنین در آیه دیگر خود را چنین معرّفی می کند: «قابِلِ التَّوْبِ شَدِیدِ الْعِقابِ» [40]خداوند پذیرنده ی توبه مردمان وعقوبت کننده ی شدید گناهکاران است.

* اوّلین سوره ی قرآن،مالکیتَ خداوند عنوان شده است، «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» و در آخرین سوره،مَلِکیت او. «مَلِکِ النّاسِ»

پیام ها:

1-خداوند متعال،از جهات مختلف قابل عبادت است و ما باید حمد و سپاس او را به جا آوریم.به خاطر کمال ذات و صفات او که«الله»است،به خاطر احسان و تربیت او که «رَبِّ الْعالَمِینَ» است و به خاطر امید و انتظار رحم و لطف او که «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» است و به خاطر قدرت و هیبت او که «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» است.

2-قیامت،پرتوی از ربوبیّت اوست. «رَبِّ الْعالَمِینَ... مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»

3-قیامت،جلوه ای از رحمت خداوند است. «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»



«5»إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّاکَ نَسْتَعِینُ
(خدایا)تنها ترا می پرستیم و تنها از تو یاری می جوئیم.

نکته ها:

* انسان باید به حکم عقل،بندگی خداوند را بپذیرد.ما انسان ها عاشق کمال هستیم و نیازمند رشد و تربیت،و خداوند نیز جامع تمام کمالات و ربّ همه ی هستی است.اگر به مهر و محبّت نیازمندیم او رحمان و رحیم است و اگر از آینده دور نگرانیم،او صاحب اختیار و مالک آن روز است.پس چرا به سوی دیگران برویم؟! عقل حکم می کند که تنها باید او را پرستید و از او کمک خواست.نه بنده هوی و هوس خود بود و نه بنده زر و زور دیگران.

* در نماز،گویا شخص نمازگزار به نمایندگی از تمام خداپرستان می گوید:خدایا! نه فقط من که همه ی ما بنده توایم،ونه تنها من که همه ی ما محتاج و نیازمند لطف توایم.

* خدایا! من کسی جز تو را ندارم «إِیّاکَ» ولی تو غیر مرا فراوان داری و همه هستی عبد و بنده ی تو هستند. «إِنْ کُلُّ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاّ آتِی الرَّحْمنِ عَبْداً»[41]در آسمان ها و زمین هیچ چیزی نیست مگر این که بنده و فرمان بردار خداوند رحمان هستند.

* جمله «نَعْبُدُ» هم اشاره به این دارد که نماز به جماعت خوانده شود و هم بیانگر این است که مسلمانان همگی برادر و در یک خط هستند.

* مراحل پرواز معنوی،عبارت است از:ثنا،ارتباط و سپس دعا.بنابراین اوّل سوره ی حمد ثناست،آیه ی «إِیّاکَ نَعْبُدُ» ارتباط و آیات بعد،دعا می باشد.

* گفتگو با محبوب واقعی شیرین است،شاید به خاطر همین کلمه «إِیّاکَ» تکرار شد.

پیام ها:

1-ابتدا باید بندگی خدا کرد،آنگاه از او حاجت خواست. «نَعْبُدُ، نَسْتَعِینُ»

2-بندگی،تنها در برابر خداوند رواست نه دیگران. «إِیّاکَ نَعْبُدُ»

3-گر چه عبادت از ماست،ولی در عبادت کردن نیز نیازمند کمک او هستیم.

«إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّاکَ نَسْتَعِینُ» [42]

4- «إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّاکَ نَسْتَعِینُ» یعنی نه جبر است و نه تفویض.چون می گوییم:

«نَعْبُدُ» پس دارای اختیار هستیم و نه مجبور.وچون می گوییم: «نَسْتَعِینُ» پس نیاز به او داریم و امور به ما تفویض نشده است.

5-شناخت خداوند و صفات او،مقدمّه دست یابی به توحید و یکتاپرستی است.

«رَبِّ الْعالَمِینَ، اَلرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ، إِیّاکَ نَعْبُدُ»

6-از آداب دعا و پرستش این است که انسان خودرا مطرح نکند و خود را در حضور خداوند احساس کند. «إِیّاکَ نَعْبُدُ...»

7-توجّه به معاد،یکی از انگیزه های عبادت است. «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ إِیّاکَ نَعْبُدُ»



«6»اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ
(خداوندا!)ما را به راه راست هدایت فرما.

نکته ها:

* در قرآن مجید دو نوع هدایت مطرح شده است:

الف:هدایت تکوینی،نظیر هدایت زنبور عسل که چگونه از شهد گلها بمکد و چگونه کندو بسازد.و یا هدایت و راهنمایی پرندگان در مهاجرت های زمستانی و تابستانی.آنجا که قرآن می فرماید: «رَبُّنَا الَّذِی أَعْطی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی» [43]بیانگر این نوع از هدایت است.

ب:هدایت تشریعی که همان فرستادن انبیای الهی و کتب آسمانی برای هدایت بشر است.

* کلمه ی«صراط» [44]بیش از چهل مرتبه در قرآن آمده است.انتخاب راه و خط فکری صحیح،نشانه ی شخصیت انسان است.

* راههای غیر الهی متعدّدی در برابر انسان قرار دارد که او باید یکی را انتخاب کند:

· راه خواسته ها و توقعات های خود.

· راه انتظارات وهوس های مردم.

· راه وسوسه های شیطان.

· راه طاغوت ها.

· راه نیاکان و پیشینیان.

· راه خدا و اولیای خدا.

انسان مؤمن،راه خداوند واولیای او را انتخاب می کند که بر دیگر راهها امتیازاتی دارد:

الف:راه الهی ثابت است،بر خلاف راه های طاغوت ها و هوس های مردم و هوس های شخصی که هر روز تغییر می کنند.

ب:یک راه بیشتر نیست،در حالی که راه های دیگر متعدّد و پراکنده اند.

ج:در پیمودن آن،انسان به مسیر و مقصد مطمئن است.

د:در پیمودن آن،شکست و باخت وجود ندارد.

· راه مستقیم،راه خداست. «إِنَّ رَبِّی عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»[45]

· راه مستقیم،راه انبیاست. «إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ» [46]

· راه مستقیم،راه بندگی خداست. «وَ أَنِ اعْبُدُونِی هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ» [47]

· راه مستقیم،توکّل وتکیه بر خداست. «مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ» [48]

· راه مستقیم،یکتاپرستی و تنها یاری خواستن از اوست.[49]

· راه مستقیم،کتاب خداوند است. [50]

· راه مستقیم،راه فطرت سالم است.[51]

* انسان،هم در انتخاب راه مستقیم و هم در تداوم آن باید از خدا کمک بگیرد.مانند لامپی که روشنی خود را هر لحظه از نیروگاه می گیرد. «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»

* در راه مستقیم بودن،تنها خواسته ای است که هر مسلمان،در هر نماز از خداوند طلب می کند،حتّی رسول اللّه صلی الله علیه و آله و ائمّه اطهار علیهم السلام از خداوند ثابت ماندن در راه مستقیم را می خواهند.

* انسان باید همواره،در هر نوع از کارهای خویش،اعم از انتخاب شغل،دوست،رشته ی تحصیلی وهمسر،راه مستقیم را از خداوند بخواهد.زیرا چه بسا در عقاید،صحیح فکر کند، ولی در عمل دچار لغزش شود و یا بالعکس.پس هر لحظه،خواستن راه مستقیم از خدا، ضروری است.

* راه مستقیم مراتب و مراحلی دارد.حتّی کسانی که در راه حقّ هستند،مانند اولیای خداوند، لازم است برای ماندن در راه و زیادشدن نورِ هدایت،دعا کنند. «وَ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدیً»[52]

* راه مستقیم،همان راه میانه و وسط است که حضرت علی علیه السلام می فرماید:«الیمین و الشمال مضلّه و الطریق الوسطی هی الجادّه» [53]انحراف به چپ و راست گمراهی و راه وسط، جاده ی هدایت است.

* راه مستقیم یعنی میانه روی واعتدال واحتراز از هر نوع افراط وتفریط،چه در عقیده و چه در عمل.یکی در عقاید از راه خارج می شود ودیگری در عمل و اخلاق.یکی همه کارها را به خدا نسبت می دهد،گویا انسان هیچ نقشی در سرنوشت خویش ندارد.و دیگری خود را همه کاره و فعّال مایشاء دانسته و دست خدا را بسته می داند.یکی رهبران آسمانی راهمچون مردمان عادی و گاهی ساحر و مجنون معرّفی می کند و دیگری آن بزرگواران را در حدّ خدا می پندارد.یکی زیارت امامان معصوم و شهدا را بدعت می داند و دیگری حتّی به درخت و دیوار،متوسل شده و ریسمان می بندد.یکی اقتصاد را زیر بنا می داند و دیگری، دنیا و امورات آن را نادیده می انگارد.

در عمل نیز یکی غیرت نابجا دارد و دیگری همسرش را بی حجاب به کوچه و بازار می فرستد.یکی بخل می ورزد و دیگری بی حساب سخاوت به خرج می دهد.یکی از خلق جدا می شود و دیگری حقّ را فدای خلق می کند.

اینگونه رفتار وکردارها،انحراف از مسیر مستقیم هدایت است.خداوند دین پا برجا واستوار خود را،راه مستقیم معرّفی می کند. [54]در روایات آمده است که امامان معصوم علیهم السلام می فرمودند:راه مستقیم،ما هستیم.[55] یعنی نمونه ی عینی و عملی راه مستقیم و اسوه و الگو برای قدم برداشتن در راه،رهبران آسمانی هستند.آنها در دستورات خود درباره ی تمام مسائل زندگی از قبیل کار، تفریح، تحصیل، تغذیه، انفاق،انتقاد،قهر،صلح و علاقه به فرزند و...،نظر داده و ما را به اعتدال و میانه روی سفارش کرده اند. [56]جالب آنکه ابلیس در همین صراطِ مستقیم به کمین می نشیند.[57]

* در قرآن و روایات،نمونه های زیادی آمده که در آنها به جنبه ی اعتدال،تأکید و از افراط و تفریط نهی شده است.به موارد ذیل توجّه کنید:

· «کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا» [58]بخورید و بیاشامید،ولی اسراف نکنید.

· «لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلی عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ» [59]در انفاق،نه دست بر گردن قفل کن-دست بسته باش-و نه چنان گشاده دستی کن که خود محتاج شوی.

· «الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً»[60]مومنان،به هنگام انفاق نه اهل اسرافند و نه اهل بخل،بلکه میانه رو هستند.

· «لا تَجْهَرْ بِصَلاتِکَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَیْنَ ذلِکَ سَبِیلاً» [61]نماز را نه بلند بخوان ونه آهسته، بلکه با صدای معتدل بخوان.

· نسبت به والدین احسان کن؛ «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً»[62]امّا اگر تو را از راه خدا بازداشتند، اطاعت از آنها لازم نیست. «إِنْ جاهَداکَ عَلی أَنْ تُشْرِکَ بِی... فَلا تُطِعْهُما»[63]

· پیامبر هم رسالت عمومی دارد؛ «وَ کانَ رَسُولاً نَبِیًّا» [64]و هم خانواده خویش را دعوت می کند. «وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاهِ»[65]

· اسلام هم نماز را سفارش می کند که ارتباط با خالق است؛ «أَقِیمُوا الصَّلاهَ» و هم زکات را توصیه می کند که ارتباط با مردم است. «آتُوا الزَّکاهَ» [66]

· نه محبت ها شما را از گواهی حقّ منحرف سازد؛ «شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلی أَنْفُسِکُمْ» [67]و نه دشمنی ها شما را از عدالت دور کند. «وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ»[68]

· مؤمنان هم دافعه دارند؛ «أَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ» و هم جاذبه دارند. «رُحَماءُ بَیْنَهُمْ» [69]

· *هم ایمان و باور قلبی لازم است؛ «آمَنُوا» و هم عمل صالح. «عَمِلُوا الصّالِحاتِ» [70]

· هم اشک و دعا و درخواست پیروزی از خدا لازم است؛ «رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً» [71]و هم صبوری وپایداری در سختی ها. «عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ»[72]شب عاشورا امام حسین علیه السلام هم مناجات می کرد و هم شمشیر تیز می کرد.

· روز عرفه و شب عید قربان،زائر خانه ی خدا دعا می خواند و روز عید باید در قربانگاه با خون آشنا شود.

· اسلام مالکیّت را می پذیرد،«الناس مسلطون علی اموالهم» [73]ولی اجازه ضرر زدن به دیگری را نمی دهد و آن را محدود می سازد.«لا ضَرر و لا ضِرار» [74]

آری،اسلام دین یک بعدی نیست که تنها به جنبه ای توجّه کند و جوانب دیگر را فراموش کند،بلکه در هر کاری اعتدال ومیانه روی وراه مستقیم را سفارش می کند.

پیام ها:

1-همه ی هستی،در مسیری که خداوند اراده کرده در حرکتند.خدایا! ما را نیز در راهی که خود دوست داری قرار بده. «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»

2-درخواست هدایت به راه مستقیم،مهم ترین خواسته ی یکتاپرستان است.«إِیّاکَ نَعْبُدُ...اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»

3-برای دست یابی به راه مستقیم،باید دعا نمود. «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»

4-ابتدا ستایش،آنگاه استمداد و دعا. «الْحَمْدُ لِلّهِ... اِهْدِنَا»

5-بهترین نمونه استعانت از خدا،درخواست راه مستقیم است. «إِیّاکَ نَسْتَعِینُ اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»



«7»صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضّالِّینَ
(خداوندا! ما را به)راه کسانی که آنها را مشمول نعمت خود ساختی، (هدایت کن)نه غضب شدگان و نه گمراهان!

نکته ها:

* این آیه راه مستقیم را،راه کسانی معرّفی می کند که مورد نعمت الهی واقع شده اند وعبارتند از:انبیا،صدّیقین،شهدا وصالحین.[75] توجّه به راه این بزرگواران و آرزوی پیمودن آن وتلقین این آرزو به خود،ما را از خطر کجروی وقرار گرفتن در خطوط انحرافی باز می دارد.

بعد از این درخواست،از خداوند تقاضا دارد که او را در مسیر غضب شدگان وگمراهان قرار ندهد.زیرا بنی اسرائیل نیز به گفته قرآن،مورد نعمت قرار گرفتند،ولی در اثر ناسپاسی ولجاجت گرفتار غضب شدند.

* قرآن،مردم را به سه دسته تقسیم می نماید:کسانی که مورد نعمت هدایت قرار گرفته

وثابت قدم ماندند،غضب شدگان و گمراهان.

* مراد از نعمت در «أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» ،نعمتِ هدایت است.زیرا در آیه ی قبل سخن از هدایت بود.علاوه بر آنکه نعمت های مادی را کفّار ومنحرفین ودیگران نیز دارند.

* هدایت شدگان نیز مورد خطرند و باید دائماً از خدا بخواهیم که مسیر ما،به غضب و گمراهی کشیده نشود.

مغضوبین در قرآن

در قرآن،افرادی همانند فرعون و قارون و ابولهب و امّت هایی همچون قوم عاد،ثمود و بنی اسرائیل،به عنوان غضب شدگان معرّفی شده اند.[76]

بنی اسرائیل که داستان زندگی و تمدّن آنها در قرآن بیان شده است،زمانی بر مردم روزگار خویش برتری داشتند؛ «فَضَّلْتُکُمْ عَلَی الْعالَمِینَ»[77]لکن بعد از این فضیلت و برتری،به خاطر رفتار خودشان،دچار قهر و غضب خداوند شدند. «وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللّهِ» [78]این تغییر سرنوشت،به علّت تغییر در رفتار و کردار آنان بوده است؛دانشمندان یهود،دستورات وقوانین آسمانی تورات را تحریف کردند، «یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ» [79]وتجّار وثروتمندان آنان نیز به ربا وحرام خواری و رفاه طلبی روی آوردند، «أَخْذِهِمُ الرِّبَوا» [80]وعامّه مردم نیز در برابر دعوت به جهاد و مبارزه،از روی تن پروری و ترس،از رفتن به جبهه نبرد و ورود به سرزمینِ مقدّس،سر باز زدند. «فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقاتِلا إِنّا هاهُنا قاعِدُونَ»[81]به خاطر این انحرافات،خدا آنان را از اوج عزّت و فضیلت،به نهایت ذلّت و سرافکندگی مبتلا ساخت.

ما در هر نماز،از خداوند می خواهیم که مانند غضب شدگان نباشیم.یعنی نه اهل تحریف آیات و نه اهل ربا و نه اهل فرار از جهاد در راه حقّ،و همچنین از گمراهان نباشیم،آنان که حقّ را رها کرده و به سراغ باطل می روند و در دین و باور خود غلوّ و افراط کرده و یا از هوی و هوس خود و یا دیگران پیروی می کنند[82]

* انسان در این سوره،عشق و علاقه و تولاّی خود را به انبیا و شهدا و صالحان و راه آنان، اظهار و ابراز داشته و از مغضوبان و گمراهان تاریخ نیز برائت و دوری می جوید و این مصداق تولّی و تبرّی است.

ضالّین در قرآن

* «ضلالت»که حدود دویست مرتبه این واژه با مشتقاتش در قرآن آمده است.گاهی در مورد تحیّر بکار می رود، «وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ»[83]وگاهی به معنای ضایع شدن است، «أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ» [84]ولی اکثراً به معنای گمراهی وهمراه با تعبیرات گوناگونی نظیر: «ضَلالٍ مُبِینٍ» ، «ضَلالٍ بَعِیدٍ» ، «ضَلالٍ کَبِیرٍ» به چشم می خورد.

* در قرآن افرادی به عنوان گمراه معرّفی شده اند،از جمله:کسانی که ایمان خود را به کفر تبدیل کردند، [85]مشرکان، [86]کفار، [87]عصیان گران، [88]مسلمانانی که کفّار را سرپرست ودوست خود گرفتند،[89]کسانی که مردم را از راه خدا باز می دارند،کسانی که به خدا یا رسول خدا توهین می کنند،آنان که حقّ را کتمان می کنند و کسانی که از رحمت خدا مأیوسند.

* در قرآن نام برخی به عنوان گمراه کننده آمده است،از قبیل:ابلیس،فرعون،سامری، دوست بد،رؤسا ونیاکان منحرف.

* گمراهان خود بستر وزمینه ی انحراف را فراهم و گمراه کنندگان از این بسترها و شرایط آماده،استفاده می کنند.بسترهای انحراف در قرآن عبارتند از:1.هوسها،[90]

2 .بت ها، [91]

3.گناهان [92]،

4.پذیرش ولایت باطل،[93]

5 .جهل و نادانی.[94]

پیام ها:

1-انسان در تربیت،نیازمند الگو می باشد.انبیا،شهدا،صدّیقین وصالحان، نمونه های زیبای انسانیّت اند. «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ»

2-آنچه از خداوند به انسان می رسد،نعمت است.قهر و غضب را خود به وجود می آوریم.[95] «أَنْعَمْتَ، اَلْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ»

3-ابراز تنفّر از مغضوبان و گمراهان،جامعه اسلامی را در برابر پذیرش حکومت آنان،مقاوم و پایدار می کند. «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضّالِّینَ» [96]



[1]- عدد هفت،عدد آسمان ها،ایّام هفته،طواف،سعی بین صفا ومروه و پرتاب سنگ به شیطان نیز می باشد.

[2]- مستدرک،ج4،ح4365

[3]- بحار،ج 92،ص 257

[4]- عیون اخبار الرضا،ج2،ص27

[5]- بحار،ج 2،ص 100

[6]- علاّمه امینی قدس سره در تفسیر فاتحه الکتاب،روایات زیادی را در این زمینه نقل نموده است.

[7] - بحار،ج20 ص 218

[8] - هود،41

[9] - نمل،30

[10] - کنزالعمّال،ح 29558

[11] - تفسیربرهان،ج1،ص43

[12] - مسند احمد،ج3،ص 177 و ج4،ص 85.

[13] - مستدرک،ج3،ص233.

[14] - .بحار،ج 85،ص 20

[15] - سنن بیهقی،ج2،ص50

[16] - تفسیر مجمع البیان و فخررازی

[17] - امام رضا علیه السلام می فرماید:بسم اللّه یعنی نشان بندگی خدا را بر خود می نهم.تفسیر نورالثقلین.

[18] - نه فقط ذات او،بلکه نام او نیز از هر شریکی منزّه است؛ «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَی» حتّی شروع کردن کار به نام خدا و محمد صلی الله علیه و آله ممنوع است.اثبات الهداه،ج7،ص482.

[19] - «کُلُّ شَیْءٍ هالِکٌ إِلاّ وَجْهَهُ» قصص،88.

[20] - تفسیر راهنما

[21] - .شاید معنای اینکه می گویند:تمام قرآن در سوره حمد،و تمام سوره حمد در بسم اللّه،و تمام بسم اللّه در حرف(باء)خلاصه می شود،این باشد که آفرینش هستی و هدایت آن،همه با استمداد از اوست.چنانکه رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز با نام او آغاز گردید. «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ»

[22] - انعام،164.

[23] - شعراء،24

[24] - تفسیر نورالثقلین.

[25] - الف ولام در «الْحَمْدُ» به معنای تمام حمد و جنس ستایش است. «

[26] - یونس،10

[27] - انعام،54

[28] - .اعراف،156

[29] - انبیاء،107

[30] - الرحمن،1-2

[31] - بقره،166

[32] - مؤمنون،101

[33] - شعراء،88

[34] - ممتحنه،3.

[35] - آل عمران،19.

[36] - زمر،3.

[37] - ذاریات،12

[38] - انفطار،18-19.

[39] - حجر،49-50.

[40] - غافر،3

[41] - مریم،93.

[42] - «وَ ما کُنّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللّهُ» اگر هدایت الهی نبود ما هدایت نمی یافتیم.اعراف،43.

[43] - طه،50

[44] - .«صراط»در قیامت نام پلی است بر روی دوزخ که همه ی مردم باید از روی آن عبور کنند.

[45] - هود،56

[46] - یس،3-4.

[47] - یس،61

[48] - .آل عمران،101.

[49] - بنا بر اینکه الف و لام در «الصِّراطَ» اشاره به همان راه یکتاپرستی در آیه قبل باشد.

[50] - بنابر روایتی در تفسیر مجمع البیان،ج1،ص 58.

[51] - بنابر روایتی از امام صادق علیه السلام در تفسیر صافی،ج1،ص 86.

[52] - کسی که می گوید «الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ اَلرَّحْمنِ الرَّحِیمِ...» مراحلی از هدایت را پشت سر گذارده است،بنابراین درخواست او،هدایت به مرحله بالاتری است.

[53] - بحار،ج 87،ص3.

[54] - «قُلْ إِنَّنِی هَدانِی رَبِّی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ» انعام،161.

[55] - تفسیر نورالثقلین،ج1 ص20

[56] - در این باره می توان به کتاب اصول کافی،باب الاقتصاد فی العبادات مراجعه نمود.

[57] - شیطان به خدا گفت: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقِیمَ» اعراف،16.

[58] - اعراف،31.

[59] - .اسراء،29.

[60] - فرقان،67.

[61] - اسراء،110.

[62] - .بقره،83.

[63] - لقمان،15.

[64] - مریم،51.

[65] - مریم،15

[66] - بقره،43.

[67] - نساء،135.

[68] - مائده،8.

[69] - فتح،9

[70] - بقره،25

[71] - بقره،250

[72] - انفال،65.

[73] - بحار،ج2،ص 272

[74] - کافی،ج5،ص 28.

[75] - «مَنْ یُطِعِ اللّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحِینَ» ،کسانی که خدا و رسول را پیروی کنند،آنان با کسانی هستند که خدا آنها را نعمت داده است،از پیامبران،راستگویان،شهدا و صالحان.نساء،69 و آیه 59 سوره مریم.

[76] - .در آیات متعدّدی از قرآن ویژگی های گمراهان و غضب شدگان و مصادیق آنها بیان شده است که برای نمونه به موارد ذیل اشاره می شود: *منافقان و مشرکان و بدگمانان به خداوند.نساء،116 و فتح،6. *کافران به آیات الهی و قاتلان انبیاء الهی.بقره،61. *اهل کتاب که در برابر دعوت به حقّ سرکشی کرده اند.آل عمران،110-112. *فراریان از جهاد.انفال،16. *پذیرندگان و جایگزین کنندگان کفر با ایمان.بقره،108 و نحل،106. *پذیرندگان ولایت دشمنان خدا و دوستداران رابطه ی با دشمنان خدا.ممتحنه،1.

[77] - بقره،47

-[78] بقره،61.

[79] - .نساء،46.

[80] - .نساء،161

[81] - مائده،24

[82] - «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ غَیْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِیلِ» بگو:ای اهل کتاب! در دینتان به ناحقّ غلوّ نکنید وبه دنبال خواهش های گمراهانِ پیش از خود نروید،که آنان افراد زیادی را گمراه کرده و از راه راست گمراه شده اند.مائده،77.

[83] - ضحی،7.

[84] - محمّد،1.

[85] - «مَنْ یَتَبَدَّلِ الْکُفْرَ بِالْإِیمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ» بقره،108.

[86] - «وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِیداً» نساء،116.

[87] - «وَ مَنْ یَکْفُرْ بِاللّهِ... فَقَدْ ضَلَّ» نساء،136.

[88] - «وَ مَنْ یَعْصِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ» احزاب،36.

[89] - «لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ... وَ مَنْ یَفْعَلْهُ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ» ممتحنه،1.

[90] - «اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللّهُ» جاثیه،23.

[91] - «جَعَلُوا لِلّهِ أَنْداداً لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِهِ» ابراهیم،30.

[92] - «وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقِینَ» بقره،26.

[93] - «أَنَّهُ مَنْ تَوَلاّهُ فَأَنَّهُ یُضِلُّهُ» حج،4.

[94] - «وَ إِنْ کُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضّالِّینَ» بقره،198.

[95] - درباره نعمت «أَنْعَمْتَ» بکار رفته،ولی در مورد عذاب،نفرمود:«غضبت»تو غضب کردی.

[96] - .قرآن سفارش کرده است: «لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ» هرگز سرپرستی گروه غضب شدگان الهی را نپذیرید.ممتحنه،13.
علی باقری کاکشی
دولت آمریکا امروز -جمعه- دو روز پیش از موعد مقرر (۴ نوامبر)، بازگشت تمامی تحریم‌هایی که ذیل توافق هسته‌ای ایران و ۱+۵ (برجام) برداشته شده بودند، را اعلام کرد.

مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا در یک کنفرانس خبری که استیون منوچین وزیر خزانه‌داری دولت ترامپ نیز در آن حضور داشت، ضمن اعلام این خبر گفت تمامی تحریم‌های تعلیق‌شده آمریکا علیه ایران از روز پنجم نوامبر مجددا اعمال خواهند شد.

این تحریم‌ها که دور دوم و پایانی تحریم‌ها علیه کشورمان پس از خروج یکجانبه آمریکا از برجام به شمار می‌روند، به گفته پمپئو، بخش‌های انرژی، کشتیرانی و بانکی ایران را شامل می‌شوند.

صدور معافیت‌های نفتی برای ۸ کشور
وزیر امور خارجه آمریکا در عین حال در این کنفرانس خبری اعلام کرد که واشنگتن ۸ کشور را از اجرای تحریم‌های نفتی ایران معاف می‌کند. این در حالیست که پیشتر اعلام شده بود در راستای سیاست به صفر رساندن فروش نفت ایران، صدور معافیت برای ادامه خرید نفت از این کشور جزو گزینه‌های واشنگتن نیست.

پمپئو گفت نام این ۸ کشور را روز دوشنبه اعلام خواهد کرد اما خاطرنشان کرد که این معافیت شامل اتحادیه اروپا نخواهد شد.

در همین راستا، کاخ سفید نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد: «از روز ۵ نوامبر (۱۴ آبان) تمام تحریم‌هایی که تحت "توافق فاجعه‌بار هسته‌ای" (!) لغو شده بودند، همراه با تحریم‌های جدید دیگر به اجرا گذاشته خواهند شد.»

در بیانیه کاخ سفید همچنین گفته شده است که این تحریم‌ها بخشهای کلیدی اقتصاد ایران از جمله بخش انرژی، کشتیرانی، کشتی‌سازی و مالی را هدف قرار خواهند داد و بیش از ۷۰۰ شخص، نهاد، کشتی و هواپیما از جمله بانک‌های بزرگ ایران، صادرکنندگان نفت و شرکت‌های کشتیرانی به فهرست تحریم‌ها اضافه خواهند شد.

آزمون جدید آمریکا برای کشورهای اروپایی
همچنین، استیو منوچین، وزیر خزانه‌داری آمریکا در گفتگو با خبرنگاران در اظهارنظری که می‌توان آن را آزمونی برای سنجش اراده اروپایی‌ها برای حفظ برجام در نظر گرفت، تهدید کرد در صورتی که کشورهای اروپایی از طریق مکانیسم پیشنهادی خود (کانال ویژه ارتباط مالی) مبادله‌ای با طرف‌های ایرانی انجام دهند، وزارتخانه متبوعش از تمامی اختیارات خود برای مقابله با آنها استفاده خواهد کرد.

منوچین در ادامه از تصمیم دولت آمریکا برای مجاز کردن ارتباط برخی بانک‌های ایرانی با سامانه جهانی تبادلات بین‌بانکی (سوئیفت) حمایت کرد اما گفت به این نهاد هشدار داده شده که در صورت ارتباط با نهادهای ایرانی تحریم‌شده، جریمه خواهد شد. وی خاطرنشان کرد آمریکا آماده است تا تحت شرایط خاصی تحریم‌های خود را علیه سوئیفت برای ارتباط با ایران اعمال کند.

وزیر خزانه‌داری آمریکا در بخش دیگری از اظهاراتش اضافه کرد: ما به سوئیفت اطلاع داده‌ایم که وزارت خزانه‌داری به منظور ادامه فشار شدید اقتصادی بر ایران، به طور قطع از قدرت خود استفاده می‌کند. این نهاد اگر ارائه خدمات مالی به برخی موسسات مالی ایران که تحت تحریم قرار دارند را ادامه دهد، ممکن است تحت تحریم‌های ایالات متحده قرار بگیرد.

با آنکه پیشتر اعلام شده بود آمریکا از تلاش برای قطع ارتباط ایران با سامانه سوئیفت دست کشیده است، منوچین تاکید کرد واشنگتن قصد دارد ارتباط تهران با سامانه سوئیفت را قطع کند.

کاخ سفید بازگشت تحریم‌ها علیه ایران را اعلام کردخودشیفتگی ترامپ پس از اعلام بازگشت تحریم‌ها علیه ایران
دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا پس از اعلام بازگشت تحریم‌ها علیه ایران، تصویری از خود را با الهام از مجموعه تلویزیونی «بازی تاج و تخت» در صفحه توییترش منتشر کرد. برروی این تصویر با ذکر تاریخ اجرای تحریم‌های ایران نوشته شده: "تحریم‌ها در راهند!"

این اقدام ترامپ، واکنش‌های طنز زیادی را در شبکه‌های اجتماعی به همراه داشته تا جاییکه برخی کاربران آمریکایی با دستاویز قرار دادن این توئیت، تصاویری از او را با عبارات مختلف در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده‌اند.

به عنوان نمونه، برخی از کاربران با اشاره به احتمال صدور کیفرخواست علیه او در پرونده تبانی با روسیه، عکسی از او را منتشر کرده‌اند که برروی آن نوشته شده: «کیفرخواست در راه است!»

برخی دیگر نیز تصویر «رابرت مولر»، بازرس ویژه تحقیقات درباره پرونده تبانی احتمالی ترامپ با روسیه را منتشر کرده و روی آن نوشته‌اند: «مولر در راه است!»
علی باقری کاکشی
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی با صدور اطلاعیۀ فراخوان و دعوت عمومی، ضمن بزرگداشت یوم الله سیزدهم آبان و گرامیداشت شهدای گرانقدر یوم الله ۱۳ آبان از ملت استکبار ستیز و همیشه در صحنۀ ایران اسلامی و تمام اقشار مردم عاشورایی ایران دعوت کرد، تا با حضور وحدت‌بخش، انقلابی، گسترده و حماسی خود در «تظاهرات ضد استکباری یوم الله سیزدهم آبان»، ضمن نمایش خشم و نفرت انقلابی علیه استکبار جهانی، بر مواضع اصولی خود و آرمان‌های شهدا و امام شهیدان مهر تأییدی مجدد زنند.

این شورا در اطلاعیه خود اعلام کرد: یوم الله سیزدهم آبان تجلی حقیقی، مولود عینی، الگوی امروزی و تمام نمای پیام تاریخی، جهانشمول و مفاهیم ارزشمند و گرانسنگ حماسۀ جاویدان قیام عاشورای حسینی است و امریکای جنایتکار خائن و مخل نظم و امنیت عمومی و صلح جهانی به عنوان «شیطان بزرگ»، «مصداق اتم استکبار» و فرزند نامشروع جریان‌های طاغوتی و سلطۀ اغواگرایانۀ شیاطین است.

در بخش دیگر این اطلاعیه آمده است: مراسم ۱۳ آبان امسال، روز بزرگ «مرگ بر آمریکا» و مرگ برخباثت‌ها و جنایت‌های مختلف او علیه بشریت است، و تا زمانی که سیاست‌های استکباری وخوی ظالمانه و ددمنشانۀ امریکا علیه ایران و سایرکشور‌ها و دولت‌های مستقل، آزادیخواه و عزت طلب ادامه یابد، نه اینکه شعار «مرگ بر آمریکا» به عنوان اصلی‌ترین و مهم‌ترین شعار مردم در تظاهرات ضد استکباری یوم الله سیزدهم آبان و سایر مراسم و مناسبت‌های انقلاب اسلامی حذف نمی‌گردد، بلکه این شعار و پیام با وسعت و فراگیری تاریخی و آزادیبخش خود و با درنوردیدن تمامی مرز‌های جغرافیایی، سیاسی، دیپلماتیک و انسانی، هرروز فراگیرتر و جهانشمول‌تر از قبل می‌شود.

شعار «مـرگ بـر امریـکا»، «مـرگ بـر انگلیـس»، «مـرگ بر صهیونیسـم و اسـرائیل» و «مرگ بر استکبار» امروز ملت عاشورایی ایران، ترجمان همان شعار «هیهات منا الذله» اباعبدالله الحسین (ع) و لبیک به ندای جـاودان «هـل مـن نـاصـر ینـصـرنـی» امـام حسـین (ع) در ظـهر عـاشـوراست.

در ادامۀ اطلاعیۀ دعوت عمومی این شورا آمده است: به درستی، رمز آزادگی و عزت و اقتدار ملت بزرگ ایران، استکبارستیزی و مقابله با ظلم سلطه‌گران عالم است و وجه اشتراک عاشورای حسینی و سه واقعۀ مهم یوم الله ۱۳ آبان، همان «روح مبارزه با ظلم و ظالم و استکبار» است.

مـراسـم تـظاهـرات ضـد اســتـکبـاری یـوم الله ۱۳ آبـان صـبح یـک شـنبـه در سـراسـر کشـور و در تـهــران به صـورت ویـژه از سـاعـت ۰۹:۳۰ صـبح، یــک شـــنبـه ۱۳ آبـان در مـقـابـل لانه جاسـوسـی سـابق آمـریـکا (واقـع در خیـابـان آیـت الله طـالـقانـی، تـقاطـع خـیابان شـهیـد مفتـح) برگزار می‌شود.

شـورای همـاهنـگی تـبلیـغات اسـلامی، ضمن دعوت از ملت بزرگ وعاشورایی ایران اسلامی، درخواست می‌کند، با حضور عاشورایی، حماسی و انقلابی خود در ویـژه مـراسـم تظاهرات روز ملـی مبـارزه با اسـتکبار جـهانی، یوم‌الله سـیزدهم آبان و سـردادن شـعار همیشـگی خـود، یعنـی، «مرگ بر امریکا و مرگ بر اسرائیل»، فریاد رسای «هیـهـات منـا الـذلـه» حسـینی را بـار دیـگر به گـوش وجدان‌های آگاه و حقیقت طلب جهان برسانند.
علی باقری کاکشی
🔴 اطلاعیه شماره 24 مورخه 11 آبان 1397 اداره کل هواشناسی خوزستان

🔸 بررسی نقشه های پیش یابی و خروجی مدلهای عددی هواشناسی،نشان دهنده ورود یک سامانه باران زا از اوایل وقت فردا شنبه لغایت اواخر هفته آینده می‌باشد، که ابتدا سبب افزایش ابر و سپس بارش های پراکنده و رعدوبرق بویژه در ارتفاعات در روز شنبه و یکشنبه می شود. این سامانه ناپایدار از روز دوشنبه تا اواخر هفته آینده تقویت شده که سبب بارندگی های فراگیر ، رعدوبرق ، بعضا ریزش تگرگ و احتمال ریزش برف در ارتفاعات و وزش تندباد لحظه ای در استان خواهد شد. بیشترین شدت بارش ها طی اوائل روز دوشنبه تا اواسط روز چهارشنبه هفته آینده خواهد بود که با توجه به حجم بارندگی در این ایام انتظار آبگرفتگی معابر و طغیان مسیلها بویژه در مناطق شمالی ، غربی ، جنوب غرب و بعضا مرکزی وجود دارد .از فردا تا اواخر هفته جاری شمال خلیج فارس مواج پیش بینی می شود.
علی باقری کاکشی